دست عدالت ملت ایران گریبانتان را خواهد گرفت

شهید علی عبدلی زاده در سال 1335 در شهر بندرعباس متولد شد. پدرش کارمند ژاندارمری بود و مادرش خانه دار.  وی مقاطع تحصیلی را با موفقیت پشت سر گذاشت و در رشته عمران وارد دانشگاه زاهدان شد. هم زمانی ورود او به دانشگاه با انقلاب فرهنگی باعث شد وی پس از یک سال به طور موقت درس را رها کرده و به عنوان معلم توسط آموزش و پرورش به روستای سرخون استان هرمزگان منتقل شد.

علی عبدلی زاده به مدت دو سال در روستای سرخون بود و علاوه بر فعالیت های آموزشی به امور عمرانی نیز می پرداخت. اندکی بعد که گروهک های معاند نظام جمهوری اسلامی از فعالیت های او آگاه شدند از وی کینه به دل گرفته و 3مرتبه برای ترور ایشان اقدام کردند که ناموفق بود.

شهید علی عبدلی زاده سرانجام در تاریخ 18بهمن1360در حالی که برای هماهنگی برنامه های هفته وحدت به منزل یکی از خطیب های شهرشان می رفت مورد هجوم اعضا گروهک تروریستی پیکار قرار گرفت و به سعادت شهادت دست یافت.

حاشیه نگاری تیم سرگذشت پژوهی بنیاد هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) در دیدار با خانواده شهید علی عبدلی زاده:

بعد از اینکه هماهنگی های لازم با برادر شهید به عمل آمد برای مصاحبه تلفنی با ایشان تماس گرفتیم و آقای عبدلی زاده اوصاف برادر شهیدش را این گونه روایت کرد:

«من چند سالی از برادرم بزرگتر بودم. او پسر بسیار فعال و باهوشی بود. قدرت مدیریت قوی داشت. همیشه در بازی های کودکانه اش رهبری گروه را به عهده می گرفت. زمانی هم که بزرگتر شد همینطور بود؛ مخصوصا در دوران مبارزات انقلاب.

با ورود امام خمینی(ره) به ایران او از جمله افرادی بود که برای استقبال از ایشان به تهران رفت. بعد از بازگشتش دیدار امام را با چنان شوقی وصف می کرد که انسان را مشتاق حضور در آن مراسم می کرد.

علی دانشجوی رشته عمران بود. حدود یک سال در دانشگاه درس خواند که انقلاب فرهنگی رخ داد و دانشگاه ها تعطیل شد. پس از مدتی آموزش و پرورش استان او را به عنوان معلم به روستای سرخون فرستاد. در آن زمان روستای سرخون از جمله مناطق فقیر و مستضعف استان بود.

علی با ورودش به روستا سعی کرد علاوه بر فعالیت های آموزشی در خصوص امور عمرانی آن جا هم اقداماتی داشته باشد. مدتی از حضور او در روستا نگذشته بود که مردم به وی علاقمند شدند و برای رفع مشکلاتشان به او رجوع می کردند. علی هم هر چه در توان داشت برای برطرف کردن مشکلات آن ها می گذاشت.

گروهک تروریستی پیکار که در آن زمان در استان هرمزگان فعال بود؛ کم کم از فعالیت های علی آگاهی پیدا کرد و از او کینه به دل گرفت. برای همین طی 3 مرحله برای ترور او اقدام کردند؛ اما هر بار با شکست مواجه شدند.

سال 1360بود که امام هفته وحدت را نام گذاری کرد. علی و چند تن از دوستانش مشغول تدارک برنامه ای برای این مناسبت بودند به همین دلیل در تاریخ 18بهمن1360به همراه یکی از دوستانش به منزل یکی از خطیب های شهرمان رفتند؛ اما در راه مورد حمله 4 نفر از اعضای گروهک تروریستی پیکار قرار گرفتند. آن ها اتومبیل علی را به رگبار بستند و سریعا از معرکه گریختند. برادرم در همان لحظات اول به شهادت رسید. 18 تیر به بدنش اصابت کرده بود.

زمانی که تعدادی از پاسدارها جریان را به اطلاع مان رساندند همراه پدرم به بیمارستان رفتیم. پدرم نمی دانست علی شهید شده، زمانی که جنازه را دید خیلی متاثر شد.

با اینکه اعضای این گروهک تروریستی برادرم را به شهادت رساندند؛ اما به آن ها می گویم به آغوش ملت بازگردند. چون میدانم این افراد فریب خورده اند. شاید باورتان نشود؛ اما شخصی که برادرم را ترور کرد یکی از دوستان دوران کودکیش بود. وی بعد از اینکه دستگیر شد گفت: «گروهکی که در آن فعالیت داشتیم طوری مسائل را جلوه می دادند که احساس می کردم کارشان درست است.» با این حساب خطاب به تمام این افراد می گویم: به مردم باز گردید و به آمریکای جنایتکار و وابستگانش پناه نگیرید که دست عدالت ملت ایران گریبانتان را خواهد گرفت.»


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/05/01
2
تاریخ : 1358/05/02
5
تاریخ : 1358/05/05
6
تاریخ : 1358/05/06
7
تاریخ : 1358/05/07
8
تاریخ : 1358/05/08
9
تاریخ : 1358/05/09
10
تاریخ : 1358/05/10
12
تاریخ : 1358/05/12
14
تاریخ : 1358/05/14
15
تاریخ : 1358/05/15
16
تاریخ : 1358/05/16
19
تاریخ : 1358/05/19
21
تاریخ : 1358/05/21
22
تاریخ : 1358/05/22
24
تاریخ : 1358/05/24
25
تاریخ : 1358/05/25
26
تاریخ : 1358/05/26
27
تاریخ : 1358/05/27
28
تاریخ : 1358/05/28
29
تاریخ : 1358/05/29
31
تاریخ : 1358/05/31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان