روایت پاسداری که به دست کومله‌ها تکه تکه شد

14010811000658 Test PhotoN

هشتم تیرماه ۱۳۶۰ جسدش را در جاده‌ای پیدا کردند. بعد از دیدن جنازه‌اش دچار فراموشی شدم. تا مدت‌ها فراموشی داشتم و به مرور حافظه‌ام را بدست آوردم هنوز هم لباس سبز پاسداران حالم را دگرگون می‌کند.

به گزارش هابیلیان به نقل از فارس، بعد از انقلاب هر گوشه کناری ضدانقلاب و منافقی مانند قارچ سر در می‌آورد. از خلق مسلمان حمیدیه و شادگان بگیر تاکوموله و‌دموکرات در کردستان.هرجا هم منافقی بود، صفرعلی را آنجا پیدا می‌کردی.

با بلندشدن حزب کومله و دموکرات در کردستان در اهواز نماند با وجود مخالفت شدید خانواده با اولین گروه اعزامی از اهواز به فرماندهی جانباز محمدرضا بلالی که اسم گروه اعزامی نیز به اسم ایشان شناخته شد خود را به کردستان رساند.

همان روزها، تازه برایش به خواستگاری رفته بودم اتاقی را برایش رنگ‌آمیزی کردم و درحال جارو کشیدن بودم که در چارچوب در اتاق دیدمش گفتم: «صفرعلی قبل اینکه دیوارها دوباره باد کنن و خراب بشن دست زنت رو بگیر و بیار که این دیوارها عکسات رو خراب نکنن.» خندید و گفت: «تا این انقلاب را سروسامان نگیره سر و سامان نمیخوام.» این را گفت و رفت.

14010809001126 Test NewPhotoFree

صدام شروع به بمباران کردن بیست و چهارمتری کرده بود. از پاوه تماس گرفت و گفت مراقب خودمان باشیم خبر عملیات همان شب را نیز داد و خداحافظی کردیم. فردا در عملیات، بچه‌های بلالی محاصره شدند، با استراتژی خاصی سه نفر از بچه‌ها یعنی صفرعلی و ابراهیم جمالی و چهارمحالی راه را برای عقب‌نشینی بچه‌ها باز کردند اما خودشان نتوانستند برگردند. بعد از مدتی به دلیل خستگی و ضعف زیاد به خانه‌ای در یکی از روستاها پناه می‌برند اما آن‌ها شهید صفرعلی لاری‌زاده و شهید جمالی را به ازای ۲۰۰۰ تومان پول به حزب دموکرات تحویل دادند.

صفرعلی یازده ماه اسیر بود. تمام این مدت را شکنجه شد و از او برای ساخت زندانشان بیگاری کشیدند. آخر سر دموکرات‌ها چهار بار به او امان‌نامه دادند، اما صفرعلی همه‌شان را رد کرد، حتی وقتی به او گفتند از امام برائت بجو و فحاشی کن قبول نکرد و زجر بریدن زبان را به جان خرید و سپس به طرز وحشیانه‌ای بینی و سرش را بریدند و سوزاندند.

هشتم تیرماه ۱۳۶۰ جسدش را در جاده‌ای پیدا کردند.بعد از دیدن جنازه‌اش دچار فراموشی شدم. تا مدت‌ها فراموشی داشتم و به مرور حافظه‌ام را بدست آوردم هنوز هم لباس سبز پاسداران حالم را دگرگون می‌کند.

راوی: کبری لاری‌زاده، خواهر شهید صفرعلی لاریزاده

تنظیم خاطره: سحر همه‌کسی


مطالب پربازدید سایت

سرمقاله شماره ۲۲۹ روزنامه صدای ایران

مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور

گزارشی از پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از منافقین

روایت عضو جدا شده منافقین از شباهت وقایع اخیر با اقدامات این گروهک

یادداشتی از بنیاد هابیلیان به‌بهانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

47 سال تهدید تروریسم و فرصت‌های آن

گفت‌وگوی هابیلیان با مولوی یوسف گرگیج به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط گرایی خشونت آمیز منجر به تروریسم

دشمن چشم دیدن وحدت و همدلی ما را ندارد

فرمانده قرارگاه نجف اشرف خبر داد

دستگیری ۱۱ نفر از گروهک تروریستی پژاک در کرمانشاه

جدیدترین مطالب

گفت‌وگوی هابیلیان با مولوی یوسف گرگیج به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط گرایی خشونت آمیز منجر به تروریسم

دشمن چشم دیدن وحدت و همدلی ما را ندارد

فرمانده قرارگاه نجف اشرف خبر داد

دستگیری ۱۱ نفر از گروهک تروریستی پژاک در کرمانشاه

یادداشتی از بنیاد هابیلیان به‌بهانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

47 سال تهدید تروریسم و فرصت‌های آن

گزارشی از پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از منافقین

روایت عضو جدا شده منافقین از شباهت وقایع اخیر با اقدامات این گروهک

سرمقاله شماره ۲۲۹ روزنامه صدای ایران

مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور

یادآور جولان گروهک‌های تروریستی منافقین در دهه ۶۰

وقتی گروهک‌های تروریستی از سینمای ایران سر درآوردند!‌

در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی ویژه رسیدگی به دعاوی بین‌الملل تهران در استان کردستان

دادگاه رسیدگی به دادخواهی خانواده شهدا و جانبازان اقدامات تروریستی گروهک پژاک برگزار شد

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان