رهایی از توهم (33)

Rahayi Az Tavahom

خاطرم هست زمانی عملکرد سوء و به عبارتی مشکوک برخی از توابین را با حاج داوود مطرح کردم و او هم کاملا از این برخوردها متاسف بود ولی می گفت متاسفانه این هم بخشی از خصلت های باقی مانده از سازمان در وجود بچه هاست و جدا کردن سره از ناسره در این موارد بسیار دشوار و سخت است. واقعا هم بعضی بچه ها بعد از واقف شدن به حقایق سازمان به دلیل ضربه روحی شدیدی که به لحاظ اعتقادی و ایمانی متحمل شده بودند از شدت خشم و کینه نسبت به مجاهدین خلق این گونه مواضع و برخوردهای افراطی را در مقابل هواداران پابرجای سازمان انتخاب می کردند و واقعا بی اختیار دچار شدت عمل می شدند اما این گونه رفتار چه از جانب توابین ظاهری و چه افراد سر موضع که گاهی در مقابل هم به سخیف ترین شیوه های حذفی موسل می شدند باعث شد که دیگر تمامی آنچه از قداست سازمان نزد من باقی مانده بود فرو بریزد. واقعا به این نتیجه رسیده بودم که اعضا و هواداران سازمان در موقعیت های دشوار هیچ تفاوت ماهوی با لمپن ها و باج گیرهایی که سر گردنه جاده ها را می بندند ندارند. پس سازمان طی این سالها چه نیرویی تربیت کرده بود؟ چه نوع کادر مبارزی ساخته بود؟ چه میلیشیایی؟ واحدهای نظامی و عملیاتی که تربیت کرده بود قاعدتا بایستی مهذب ترین اعضای سازمان به شمار می آمدند ولی مملو از ضعف های شخصیتی و نفسانی و حتی اجتماعی بودند. چگونه چنین افرادی قرار بوده است پیشگام خلق باشند و مردم را به سوی سعادت و جامعه به اصطلاح بی طبقه توحیدی هدایت نمایند؟!

در آن روزها بیان خاطرات گذشته بعضی از اعضای سازمان باعث انزجار کامل از تمامیت و کلیت سازمان در سراسر وجودم می شد و در واقع احساس مشمئز کننده ای پیدا می کردم؛ وقتی از روابط نا مشروع می شنیدم که بعضا با افتخار و نه شرم از آن یاد می کردند؛ از شنیدن قهرمان بازی ها و دروغ های مداوم و ... دقیقا به یاد اعضای سازمان پس از حاکمیت مارکسیست ها می افتادم و خیانت هایی که در حق یکدیگر روا داشتند و بعدا که اسناد ساواک را حتی درباره برخی از مجاهدین اولیه خواندم تاسفی عمیق همه وجودم را در بر گرفت؛ برای همه عمری که هدر داده بودم و برای همه امیدها و آرزوهایی که در این راه پرپر شده بودند آنچنان سرخورده شده بودم که روزها و ماهها گوشه گیری می کردم و اصلا از زندگی سیر شده بودم.

مجاهدینی که خیلی ها هنوز روی آنها قسم می خورند و حاضر نیستند آنها را با مارکسیست ها و باند رجوی مقایسه کنند مجاهدینی که همچون قدیسین برای انقلابیون احترام داشتند ولی در خانه های تیمی و مبارزه مخفی آن کردند که قلم از نوشتن آنها شرم دارد و فقط باید به قلم خودشان و دوستانشان مراجعه کرد و حالا درک می کنم که حضرت امام خمینی (ره) در همان سال های غوغای مجاهدین خلق چه هوشمندانه با آنها برخورد کردند و حاضر به نوشتن یا گفتن حتی یک جمله برای تاییدشان نشدند.

در آن روزها در سالن یک زندان و به عبارتی آموزشگاه اوین تجاربی را که هرگز در هیچ میدان و عرصه ای نمی توانستم به دست بیاورم به تدریج در مقابلم می یافتم.

یکی دیگر از کارهای ما در زندان شرکت در برنامه های حسینیه زندان بود که سه شنبه ها برای دعای توسل می رفتیم وپنج شنبه ها برای دعای کمیل و بعضی مواقع هم برای سخنرانی و مصاحبه. در آنجا بود که برای اولین بار حاج اسدالله لاجوردی را دیدم. او صمیمانه در کنارمان نشست و به احوال پرسی پرداخت. بعضی بچه ها باور نمی کردند که این همان لاجوردی است که شایعات زیادی درباره اش شنیده اند. جالب این که یکی از این افراد به نام افشین برادران قاسمی که سابقه چهار ترور داشت برای حاضرین درباره عملکردش صحبت می کرد. حاج اسدالله می گفت دوسالی است که افشین برادران قاسمی را دستگیر کرده ایم و خودش به چهر فقره ترور اعتراف کرده که با دست خودش آدم کشته ولی به دلیل کم بودن سن (افشین در آن زمان گویی 16 سال سن داشت) دادگاه برایش حکم اعدام صادر نکرده است و باید صبر کنیم تا به سن قانونی برسد. به یاد تبلیغات سازمان در بیرون افتادم که چقدر شایعه می ساختند که در نظام اسلامی نوجوانان 11 و 12 ساله را به جرم پخش اعلامیه اعدام کرده اند! افشین خود تعریف می کرد که شب و روز عذاب روحی شدیدی را متحمل می شود و حتی بارها نوشته و درخواست کرده است که اعدامش کنند ولی دادگاه تجدید نظر هم حکم به اعدامش نداده است.


مطالب پربازدید سایت

با حضور خانواده معظم شهدا و آحاد مردم شهید پرور استان

اجلاسیه شهدای ترور استان سیستان و بلوچستان در زاهدان برگزار شد

به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط‌گرایی خشونت‌آمیز منجر به تررویسم

افراط‌گرایی خشونت‌بار؛ پایه‌گذار رژیم صهیونی

گفتگوی هابیلیان با همسر شهید بزرگوار اسماعیل کرمی هرستانی

باید ریشه‌های فکری تروریست‌ها را در سیستان‌وبلوچستان خشکاند

یادداشتی از بنیاد هابیلیان به‌مناسبت سالگرد آغاز خروج ذلت‌بار منافقین از پادگان اشرف

از «تکان نمی‌خوریم» تا «فرار می‌کنیم»؛ سرگذشت یک شکست راهبردی

گزارشی از پنجاه‌وچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از منافقین

اقدامات منافقین برای کشتار مردم عادی در اغتشاشات اخیر؛ از مسلح کردن گروه‌‌ها تا حضور در صحنه اغتشاشات

جدیدترین مطالب

گزارشی از پنجاه‌وچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از منافقین

اقدامات منافقین برای کشتار مردم عادی در اغتشاشات اخیر؛ از مسلح کردن گروه‌‌ها تا حضور در صحنه اغتشاشات

یادداشتی از بنیاد هابیلیان به‌مناسبت سالگرد آغاز خروج ذلت‌بار منافقین از پادگان اشرف

از «تکان نمی‌خوریم» تا «فرار می‌کنیم»؛ سرگذشت یک شکست راهبردی

با حضور خانواده معظم شهدا و آحاد مردم شهید پرور استان

اجلاسیه شهدای ترور استان سیستان و بلوچستان در زاهدان برگزار شد

به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط‌گرایی خشونت‌آمیز منجر به تررویسم

افراط‌گرایی خشونت‌بار؛ پایه‌گذار رژیم صهیونی

گفتگوی هابیلیان با همسر شهید بزرگوار اسماعیل کرمی هرستانی

باید ریشه‌های فکری تروریست‌ها را در سیستان‌وبلوچستان خشکاند

گفت‌وگوی هابیلیان با مولوی یوسف گرگیج به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط گرایی خشونت آمیز منجر به تروریسم

دشمن چشم دیدن وحدت و همدلی ما را ندارد

فرمانده قرارگاه نجف اشرف خبر داد

دستگیری ۱۱ نفر از گروهک تروریستی پژاک در کرمانشاه

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان