مجاهدین دشمن دیرینه شیعیان عراق

*الان موضع سازمان نسبت به حکومت عراق که عمدتاً دست نیروهای شیعه است، چیست و چگونه می خواهند با این دولت تنظیم کنند؟

 

 

 

ابتدا یک توضیح کلی در باره موضع سازمان در برابر شیعیان عراق و سابقه ارتباط با آنها را توضیح می دهم.

در رابطه با شیعه های عراق، سازمان از همان اول اعتقاد داشت که شیعیان ملاء رژیم هستند. ولی می گفت با آنها طوری باید با ظرافت برخورد کنیم که تحریکشان هم نکنیم. با توجه به این که اکثریت قاطع مردم عراق را تشکیل می دهند ما هم در خاک عراق هستیم باید یک سیاست دوگانه در مقابل آنها داشته باشیم.درعین این که می دانیم اینها نیروی ایران هستند و باید از آنها پرهیز داشت و مواظبشان بود، ولی نباید تهدیدشان کرد که بفهمند موضع اصلی ما در مقابل انها چیست. بهترین نمونه تنظیم مجاهدین با شیعه های عراقی نحوه ورودشان به قرارگاه اشرف بود به خصوص در رابطه با نیروهای شیعه جنوب عراق و یک ضابطه امنیتی مهم بود که نیروی شیعه نباید به قرارگاه بیاید. این شیعه هم شامل شیعه های جنوب عراق می شد و یا شامل شیعه کربلا و نجف می شد و یا حتی کاظمین. و عمدتاً سازمان از نیروهای سنی استفاده می کرد. حتی رابطه شان هم با اداره امن اینطور بود که سیطره عراقی ها که یک دوره ما خودمان می گرداندیم. مثلاً من خودم کارتهای هویتشان را چک می کردم. وقتی می دیدم که روی کارت نوشته متولد کوت یا متولد بصره، به آنها می گفتیم کارگر نیاز نداریم و هر وقت لازم بود خبرتان می کنیم. و به این طریق آنها را برمی گرداندیم. در حالی که اصل این بود که اینها به قرارگاه نیایند. این کار ما یک سری دافعه ایجاد کرده بود از یک طرف هم ضابطه شان لو رفته بود چون هر جا که می رفتند می گفتند اینها مجاهدین هستند و با شیعه ها دشمنی دارند. سازمان نیروهایی را که به یک نحوی با کارگرها رابطه داشتند جمع کرد و گفت این به لحاظ سیاسی به نفع ما نیست و دافعه ایجاد کرده است بین شیعه هاو داریم این کار را می کنیم که از این به بعد ما خودمان برخورد نمی کنیم و سیطره عراقی را توجیه می کنیم که همانجا کارتهای شناسایی شان را چک کند و نیروهای شیعه را همانجا برگرداند. بدون این که ما با اینها برخوردی داشته باشیم، خود نیروهای عراقی اینها را برگردانند. با دلایلی از قبیل این که کارگر نمی خواهیم و نیاز نداریم و .... این گاهاً طوری پیش می رفت که یک سری نیروهای شیعه ای که با خود دستگاه مخابرات عراق کار می کردند، اینها را ما بر می گرداندیم و باعث درگیری بین مجاهدین و نیروهای امنیت می شد. دستگاه امنیتی می گفت ما این نفر را معرفی کردیم و تأیید شده است، شما چرا این نفر را برگرداندید؟ یعنی اینقدر روی نیروهای شیعه حساس بودند. و از آن طرف هم کلاً اجازه نمی دادند که به قرارگاه بیایند. اگر مواردی استثنائاً پیش می آمد که بخواهند بیایند داخل، تحت حفاظت و اسکورت خاص می آوردندشان و به جاهای حساس مثل آشپزخانه و نانوایی نمی بردنشان. یکی دو نفر مسئول اینها بودند که از زمانی که کار می کردند تا زمانی که کارشان تمام می شد، به جاهایی که ملاء اطلاعاتی بود نمی بردندشان. حتی با ماشینهایی حمل و نقل می کردند اینها را که چادر داشت و دربسته بود که اینها جایی را نبینند. یا از نمونه های مشخص دیگری زیارت بود. اینها طوری می رفتند زیارت که با شیعه ها برخوردی نداشته باشند. یعنی صبح خیلی زود ساعتهای 4 و 5 می رفتند. از آن طرف هم توجیه می کردند که الان داریم می رویم کربلا، کربلا منطقه قرمزی است، منطقه شیعه نشین است همه هوادار رژیم هستند حواستان به اینها باشد. اصلاً با آنها برخورد نکنید. حتی آب گرفتن از دست اینها ممنوع بود! مثلاً گرما بود، ظهر بود، آب یخ که می آوردند ما نمی توانستیم بگیریم. یا می گفتند به مغازه شان سر نزنید. با آنها رفت و آمد نکنید. مواد غذایی از آنها نگیرید. نجف هم که می رفتیم به همین ترتیب بود. یکی از علتها هم این بود که به هر حال چون شیعه ها مخالف صدام هستند، شما اگر صحبت کنید به لحاظ امنیتی رابطه ما با نیروهای امنیتی خراب می شود. به خاطر همین شما با اینها تماس نگیرید. در حالی که خیلی هایشان هم بودند اظهار سمپاتی می کردند به لحاظ این که ما ایرانی بودیم، سلام می کردند، تعارف می کردند، خیلی تحویلمان می گرفتند. ولی ما همانجا پس می زدیم و نمی گذاشتیم که رابطه برقرار کنند.

از یک طرف هم سازمان می گفت که اینها آدمهای سنتی ای هستند و دیدگاه های سنتی و ارتجاعی دارند و باید مواظبشان بود. در مقابل نیروهای سنی را تقویت می کردند به هر ترتیب ممکن اینها را به کار می گرفتند و با آنها رابطه برقرار می کردند و به مهمانی ها دعوت می کردند. شیعه ها هم همیشه به ما می گفتند که شما چطور شیعه هستید که با ما رابطه برقرار نمی کنید.

در جریانات سرنگونی صدام این مسئله بیشتر شد.مجاهدین عمدتاً از کسانی در تجمعات دعوت می کنند از افراد سنی هستند که می آورند در قرارگاه به خاطر همین تضعیف کردن شیعه ها بعد از سرنگونی صدام شایعات زیادی بود که ایران با طرفداری نیروی شیعه عراق می خواهد به قرارگاه حمله کند. در قضیه کربلا و نجف اینها می رفتند آنجا و عمده اخبار و اطلاعاتی که به دست می آوردند می بردند به نیروهای مخابرات می دادند. عمده گشتی هایی که کربلا و نجف می رفتند، با مردم عادی صحبت می کردند و به یک نحوی این اطلاعات را منتقل می کردند.

گشتهای مناطق جنوب شیعه نشین ازعملیات مروارید آغاز شد و تا پایان عملیات طول کشید. این گشتها هم در بصره و هم در کربلا بودند. سرتاسر می رفتند دور می زدند و برمی گشتند.

چون می گفتند این ملاء قرمز است و ... عمدتاً گشتی ها را می گذاشتند یا از نفرات غیربومی همانجا استفاده می کردند. عمدتاً نفرات خاصی را می فرستادند و فقط هم نفرات اطلاعات سازمان با آنها برخورد می کرد نه کس دیگری. مثلاً یک کانال بود کانال خرید بود، این نفری که مسئول خرید بود می گفت که این فضایی که من دارم، در این فضا اخبار می رود و فضای کار اطلاعاتی دارد. این نفر را وصل می کردند به اطلاعات و نفر اطلاعات با این نفر برخورد می کرد. از ریل کانال در می آمد و می شد نفر اطلاعاتی آنها و مخارجش را به او می دادند و در پوش خرید کالا می رفتند کربلا و نجف و اخبار کربلا و نجف یا بصره را می آوردند.

مسئول اطلاعات هم احمد واقف بود و بالاتر حسین ادیب یا همان علی خدایی صفت بود. عمدتاً این گشت ها زیر نظر احمد واقف بود که یک سر تیمش جهانگیر بود، یک سرتیمش هم رشید بود، بیژن بود و هر کدام یک مترجم و یک راننده همراهشان بود که می رفتند .

الان طوری است که می گویند ما طرف حسابمان آمریکاست. اینها تا زمانی که علاوی بود، با علاوی بودند چون حزب وفاق ملی بود که از آنها حمایت می کرد. در چندین نشست که گذاشتند اسم این نفر را آوردند که از سازمان حمایت کرده است. تحلیلشان هم این نبود که شیعه ها اکثریت آرا را می برند. چون می گفتند به هر حال کردها سنی هستند، ائتلاف سنی ها و کردها بعلاوه حزب علاوی باعث می شود که شیعیان اکثریت را به دست نیاورند. ولی وقتی که اکثریت را به دست آوردند ته ذهنشان این بود که به هر حال ما طرف حسابمان نیروهای آمریکایی هستند. می گفتند این حکومت چیزی نیست و آلت دست آمریکاست.

اوایل زمانی که پل برمر گفت که اینها به کشور ثالثی خواهند رفت، فضای عمومی همه شان طوری بود که به هر حال رفتنی هستیم. چون حتی شروع کردند به فروختن خیلی از وسایل، جنسها را آوردند و تیم بندی کردند و گفتند که ممکن است هر دونفرتان به یک کشور بروید. یعنی دستگاه را توجیه کرده بودند که گویا سفر خارجی در پیش است که نفرات کنده شوند. مثلاً خیلی از ماشینهای سنگین را فروختند، خیلی امکانات و تدارکات را فروختند که بتوانند سبک بشوند. بعد یک مرتبه این بحث حفظ اشرف که پیش آمد، اینها بحثی را آوردن که اگر نیروها بروند به خارج کشور، به هر حال قادر نیستند کنترلشان کنند، ماندنی نیستند در فضای خارج کشور، چون تا الان اینها را به زور نگه داشته اند و رفتن به خارج خیلی تبعات منفی داشت. بعد بحث ماندن در اشرف پیش آمد که با بحثی که شورای حکومتی کرد که اینها از عراق اخراج شوند، باز هاله ای از ابهام در مناسبات بود. البته بدنه سازمان خوشحال بود، چون با خودشان فکر می کردند که به هر حال ما می رویم خارج و در خارج هم کسی نمی تواند ما را کنترل کند. در این حصار اشرف است که می شود ما را کنترل کرد. یعنی به جز قسمت معدودی که رأس این نفرات بودند، عمده بدنه به هر حال تمایل به رفتن به خارج داشت. ولی بعد به یک نحوی گفت که نیروهای آمریکایی گفتند که کیس مجاهدین یک کیس آمریکایی است و ربطی به حکومت عراق ندارد. بعد می گفتند حتی اگر عراق قانون اساسی اش هم تدوین شود که ما را نپذیرند، می گفتند اولاً با توجه به این که ما در لیست تروریستی هستیم، آمریکا هم نمی تواند ما را جمع کند و این همه نیرو را ببرد به خارج از کشور. برایش خیلی مشکل است. اول باید ما را از لیست تروریستی در بیاورد، بنابر این تمایل آمریکا در ماندن ما در عراق است. از این گذشته به هر حال ما نیرویی هستیم که برگی هستیم در دست آمریکا. رژیم تا زمانی که مداخله می کند در امور داخلی اینجا، یک کسی باید درعراق باشد.صراحتاً می گفتند به لحاظ جنبه های اطلاعاتی ما سرتاسر مرز را می دانیم به هر حال می توانیم از داخل اطلاعاتی بدست بیاوریم در خود عراق آشناییم ملاء عراق را خوب می شناسیم و به آمریکایی ها می توانیم اطلاعات مفیدی بدهیم بنابر این آمریکا از ما در عراق استفاده خواهد کرد. نیاز دارد که ما در عراق بمانیم. و چون حاکمیت دست خود آمریکاست و نیروهایی که هستند وابسته و دست نشانده اند، اینها مجبور می شوند در نهایت به نفع ما کوتاه بیایند. حالا ممکن است مثلاً بیایند لباسهای ما را بگیرند، هیچ اشکالی ندارد.

 


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

جدیدترین مطالب

سردار پاکپور در بازدید از مرز میرجاوه

در برابر اشرار و گروهک‌های تروریستی هشیار باشید

از ماجرای استاندارشدن تا شهادت به دست گروهک تروریستی ریگی

این سردار سپاه، خستگی را هم خسته کرده بود

مطالب پربازدید بخش حقوق‌بشر

شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/07/01
2
تاریخ : 1358/07/02
4
تاریخ : 1358/07/04
6
تاریخ : 1358/07/06
7
تاریخ : 1358/07/07
9
تاریخ : 1358/07/09
10
تاریخ : 1358/07/10
11
تاریخ : 1358/07/11
13
تاریخ : 1358/07/13
14
تاریخ : 1358/07/14
15
تاریخ : 1358/07/15
16
تاریخ : 1358/07/16
17
تاریخ : 1358/07/17
18
تاریخ : 1358/07/18
20
تاریخ : 1358/07/20
21
تاریخ : 1358/07/21
22
تاریخ : 1358/07/22
23
تاریخ : 1358/07/23
24
تاریخ : 1358/07/24
25
تاریخ : 1358/07/25
26
تاریخ : 1358/07/26
27
تاریخ : 1358/07/27
28
تاریخ : 1358/07/28
29
تاریخ : 1358/07/29
30
تاریخ : 1358/07/30
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان