روايت يك شكست (2)

محمد دروديان

وي در ادامه در توضيح مباحث اين جلسه مي گويد :

" حال فرض خواستيد برويد به تهران ، چقدر طول مي كشد ؟ گفتند : اقلاً يك ماه . گفتم : پس اين ديگر اسمش كودتا نيست ، مي شود جنگ داخلي . كودتا يعني اين كه شب كه خوابيديد قشون ببريد به تهران ، آيا در تمام اين مدت آنها هم ايستاده اند كه تماشا كنند و بگذارند كه شما با سلام و صلوات وارد مركز بشويد ؟ پاسدارهاي آنها هم اسلحه را بگذارند زمين و دست ها را بگيرند بالا ؟ اين به خواب و خيال بيشتر شبيه است تا تصميم به كودتا . " (1)

 

بني صدر در ادامه همين بحث به جمع بندي جلسه اشاره مي كند و مي گويد :

" به هر حال همه آنها تصديق كردند كه اين كار شدني نيست . من اساساً با كودتا مخالف بودم ، مضافاً بر اين كه امكانش را هم نداشتم . پس مي ماند از طريق مردم عمل كردن ." (2)

 

بني صدر درباره اين جلسه با سران ارتش و گفتگو با عراقي ها اطلاعات بيشتر و دقيق تري نمي دهد ، ولي برخي شواهد و قرائن نشان مي دهد تفكر كودتا و تماس با عراقي ها بسيار جدي بوده است .

با توجه به دور انديشي و تيز هوشي حضرت امام ، حتماً اطلاعات درز يافته از اين نوع مذاكرات و جلسات به ايشان منتقل گرديده و بالاخره پس از اين همه كش و قوس هاي داخلي ، درست به موقع بني صدر از فرماندهي كل قوا خلع مي شود و مهمترين امكان كودتا از او سلب مي گردد . در واقع حضرت امام با تدبير و به طور هم زمان فراخوان مردم به صحنه و هوشياري دادن به نيروهاي انقلابي ، كشور ، نظام و انقلاب را از يك بحران سياسي _ امنيتي نجات دادند .

بعدها يك منبع نزديك به مجلس اعلاي شيعيان عراق نيز فاش ساخت :

" در اسناد كشف شده از استخبارات عراق به ارتباط ابوالحسن بني صدر رئيس جمهور ي مخلوع ايران و تماس هاي او با رژيم صدام طي اولويت يا واسطه گري برخي سركردگان گروه منافقين در ارديبهشت و خرداد 1360 اشاره شده است . " (3)

 

بخشي از اسناد نيز مربوط به اطلاعات و وضعيت نيروهاي ايراني در جبهه ها مي باشد كه به وسيله بني صدر و توسط منافقين پس از فرار آنها به پاريس به رژيم صدام داده شده است . برخي اطلاعات مهم نيز توسط بني صدر در زمستان سال 1361 با واسطه گري اعضاي گروهك منافقين در كشور بلغارستان به منابع رژيم صدام و مأمورين عراق تحويل شده است . بني صدر از رژيم عراق در برابر تحويل اطلاعات ، در شش نوبت از طريق بانك هاي شهر موناكو فرانسه پول دريافت كرده است . (4)

 

به نظر مي رسد بر اثر همين تماس ها عراق نسبت به روند تحولات سياسي نظامي ايران غافلگير شد ، زيرا تصور مي كرد در حال توافق با رئيس جمهور ايران و فرمانده كل قوا است ، به همين دليل نسبت به ماهيت ظهور قدرت دفاعي جديد ايران متكي بر نيروهاي مردمي و زمينه هاي شكل گيري آنچه بعدها به آزاد سازي مناطق اشغالي منجر شد ، كاملاً غافلگير شد .

در ادامه گفتگو حميد احمدي در مورد رفتار مردم و محاسبات اشتباهي كه صورت گرفته بود از بني صدر سؤال مي كند " علت اين كه مردم به طور گسترده حركت نكردند تا از شما در مقابل جناح استبداد طرفداري كنند و در سرتاسر ايران به ميدان بيايند ، چيست ؟ تحليل شما از اين پديده چيست ؟ " (5)

 

بني صدر در پاسخ مي گويد :

" عرض مي كنم به شما بايد بگوييم مردم بهاي سنگيني پرداختند بابت اين كه در روزهاي 6 خرداد و 25 خرداد 1360 وقتي آقاي خميني گفت : همه مردم موافقت كنند من مخالفت مي كنم و 35 ميليون بگوييد بله ، من مي گويم نه ، اين ملت بايد مي آمد بيرون ... ولي مردم نيامدند بيرون . آمدند ولي آن جور كه عموم مردم بايد مي آمدند نيامدند ، اگر مي آمدند ما هم سر جايمان بوديم ! خب مردم نيامدند بيرون ." (6)

 

بني صدر در اين توضيحات در واقع تا اندازه اي به شكست خود و اشتباهاتي كه در محاسبات داشته اعتراف مي كند . وي در اين مصاحبه در پاسخ به چگونگي برقراري ارتباط با سازمان مجاهدين خلق و سپس خروج از ايران با هواپيماي نيروي هوايي ارتش (7) مي گويد : " مرحوم حسين نواب به من مراجع كرد و گفت مجاهدين خلق مي خواهند با شما صحبت كنند . " (8)

 

تماس ها قبل از انفجار 7 تير 1360 برقرار مي شود به اين شكل كه دو نفر به نام عضدانلو (برادر مريم عضدانلو) و ديگري عباس داوري از اعضاي قديمي سازمان با بني صدر ملاقات مي كنند .

بني صدر همچنين در مورد نقش منافقين در حادثه هفت تير مي گويد : " اولين سؤال كه از آنها كردم اين بود كه آيا انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي كار شما بود ؟ آنها گفتند : نه اين كار ما نيست . در آنجا آقاي مسعود رجوي آمد پيش من و معلوم شد كه در آن خانه همسرش هم زندگي مي كند . در آنجا بود كه صحبت رفتن از ايران مطرح شد ." (9)

 

پس از گفتگوهايي كه صورت گرفت بني صدر مي گويد من به آنها گفتم : " اگر چه شما به سراغ من آمديد ، ولي اگر نمي آمديد من سراغ شما مي آمدم . " (10)

 

بررسي فرار از كشور به گفته بني صدر به اين صورت بوده است " در جمعي كه بوديم نشستيم و شور كرديم ، يك نظر اين بود كه برويم افغانستان ! ... بعد گفتيم اينها براي خودشان مي جنگند و ما بايد براي كشور خودمان بجنگيم . پس بهتر است برويم به غرب . (11) از اين لحاظ كه جبهه اصلي جنگ است . " (12)

 

بني صدر در توضيح تصميم گيري مي گويد : " وقتي تصميم گرفتم به خارج بياييم آقاي مسعود رجوي آمد به محلي كه من مخفي بودم ، او در آنجا گفت : مي خواهم قبل از برگزاري انتخابات رئيس جمهوري كه 40 روز بعد انجام مي شد ، خارج شويم .

من گفتم : اگر مردم رفتند پاي صندوق ها و رأي دادند ، من ديگر تكليفي ندارم و از مخفيگاه بيرون خواهم آمد ... آقاي رجوي گفت : اكثرهم لايعقلون .... و من گفتم : اگر مردم شركت نكردند من (بني صدر) به عنوان رئيس جمهور وظيفه دارم تا از ايران خارج بشوم و .... " (13)

 

در اينجا تعريف صورت مسئله و تصميم گيري بني صدر با توجه به آنچه كه انجام داد تناقض دارد . مردم در اين مرحله چنان كه در قبل اشاره شد نه تنها براي دفاع از بني صدر به خيابان ها نيامدند ، بلكه متقابلاً در پاسخ به امام و براي مقابله با منافقين و بني صدر به خيابان ها آمدند و سپس با مشاركت در انتخابات رياست جمهوري ، شهيد رجايي را به عنوان رئيس جمهور برگزيدند .

مشاركت سياسي مردم بسيار سرنوشت ساز بود ، زيرا منافقين و بني صدر در ادامه انفجار 7 تير به دنبال تكميل حركت سياسي خود بودند ، برگزاري انتخابات و مشاركت مردم به معناي شكست ضد انقلاب بود ، به همين دليل از كشور متواري شدند و با استقرار در فرانسه شيوه ترور و انفجار براي ايجاد بي ثباتي را ادامه دادند . چنان كه شهيد رجايي و باهنر در همين روند در حادثه 8 شهريور به شهادت رسيدند .

بني صدر درباره نحوه فرار از كشور كه از سوي سازمان منافقين سازماندهي شده بود مي گويد :

" آنان خروج از ايران را با كساني كه در نيروي هوايي ارتش داشتند ترتيب دادند . كارت شناسايي يكي از همافران را به من دادند ، سلماني و غيره آمد و مرا مشابه آن قيافه در آوردند كه در عكس آن كارت شناسايي بود ، چون شب به آن محل مي رفتيم و پرواز مي كرديم ، دقت را كم مي كرد و متوجه نشدند . به اين ترتيب وارد فرودگاه مهرآباد شديم . در آنجا سوار يك هواپيماي سوخت رساني شديم ، سرهنگ معزي خلبان هواپيما و خدمه هاي هواپيما هم آمدند . " (14)

 

وي پس از توضيح در مورد مسير پرواز و تهديداتي كه صورت گرفت مي گويد :

" وقتي وارد مرز فرانسه شديم ، با نخست وزير فرانسه ارتباط مخابره اي برقرار كردند و من صحبت كردم و گفتم : داريم وارد خاك فرانسه مي شويم . فرانسوي ها به ما در يك فرودگاه نظامي نزديك پاريس اجازه فرود دادند . " (15)

 

بني صدر و منافقين در پاريس شوراي ملي مقاومت را تشكيل دادند و بسياري از عناصر و گروه هاي اپوزيسيون شامل حزب دمكرات كردستان ايران ، جبهه دمكراتيك ملي ، گروه هويت ، اتحاديه كمونيست هاي ايران ، حزب كارگران ، اتحاد براي آزادي كارگران ، شوراي متحد چپ براي دموكراسي و استقلال و برخي ديگر از گروه ها به شورا پيوستند .

در اين مرحله منافقين و بني صدر با حمايت خارجي به ويژه فرانسه و آمريكا براي براندازي فعاليت مي كردند . لذا فرار از كشور و تشكيل شورا با اين فرض دنبال مي شد كه امام به عنوان رهبر انقلاب قادر به كنترل اوضاع نخواهد بود . (16)

 

پی نوشت:

1. . درس تجربه ، ص 335

2. همان

3.حاشيه نويسي سردار غلام علي رشيد به متن مقاله

4. همان

5. درس تجربه ، ص 337

6. همان

7. درس تجربه ، ص 367

8. همان

9. همان

10. درس تجربه ، ص 369

11. منظور اروپاست

12. درس تجربه ، ص 341

13. همان ، ص 56 – 34

14. درس تجربه ، ص 1 – 370

15. همان

16. تأمل در اين نكته خالي از فايده نيست كه يادآور شويم بني صدر و همفكران او در چارچوب مطالعات و محاسبات خود امام خميني و شرايط آن زمان را شايد با شرايط دكتر مصدق و يا ... مقايسه مي كردند ، حال آن كه امام در جاي جاي روند انقلاب اسلامي ذره اي ساده انديشي نفرمودند و في المثل با تشكيل سپاه و سپس بسيج مستضعفين ضمن خنثي كردن توطئه هاي پي در پي به مفهوم واقعي كلمه بازدارندگي ايجاد كردند .

سرهنگ غلامرضا نجاتي در كتاب مصدق دولت ملي و كودتا ، صفحه 231 مي نويسد : روز 15 مرداد 32 به همراه يكي از افسران ناسيوناليست رفتيم منزل مصدق و اصرار كرديم كه گارد تشكيل بدهيم براي حفاظت از قرارگاه نخست وزير . مصدق گفت : قبول اين پيشنهاد به معني اين است كه ارتش آماده دفاع از نهضت نيست . تشكيل اينگونه سازمان ها در كشور كه داراي نيروهاي مسلح و دفاعي منظم مي باشد بدين مفهوم است كه دولت به ارتش اعتماد ندارد و از ارتش مي ترسد و براي حفظ خود نيرويي در مقابل نيروهاي دفاعي كشور ايجاد مي كند . ارتش ايران مورد اعتماد دولت و ملت است .

 

روايت يك شكست (1)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید بخش اخبار

مطالب پربازدید سایت

دکتر نواب محمدی‌، بنیاد هابیلیان

صید ماهی گندیدۀ منافقین از آب گل‌آلود سیل

محمدمهدی حسین‌پور، بنیاد هابیلیان

ترس نقاط (کانون) شورشی از مردم یا نیروهای امنیتی؟

دکتر مصطفی مطهری؛ بنیاد هابیلیان

منافقین و ماجرای تخم مرغ ها و سبد بلایای طبیعی

نماینده کلیمیان ایران

منافقین فرزندان خلف استالین هستند

دکتر نواب محمدی‌، بنیاد هابیلیان

آمریکا روزی از گاو شیرده‌اش انتقام خواهد گرفت

علی رحمانی، بنیاد هابیلیان

بیانیه سراسر عجز و چاپلوسی

جدیدترین مطالب

دکتر مصطفی انتظاری‌هروی، بنیاد هابیلیان

پیام هوشمندانه یک انتصاب

تلاش وزارت خارجه آمریکا برای مبری‌کردن خود از ارتباط با منافقین

آیا ماه‌عسل منافقین به پایان رسیده است؟

محمد حسین‌زاده، بنیاد هابیلیان

دوئل منافقین با سلطنت‌طلب‌ها

علی رحمانی، بنیاد هابیلیان

بیانیه سراسر عجز و چاپلوسی

دکتر نواب محمدی‌، بنیاد هابیلیان

صید ماهی گندیدۀ منافقین از آب گل‌آلود سیل

محمدمهدی حسین‌پور، بنیاد هابیلیان

ترس نقاط (کانون) شورشی از مردم یا نیروهای امنیتی؟

نماینده کلیمیان ایران

منافقین فرزندان خلف استالین هستند

Previous MonthNext Month
اردیبهشت 1358
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
6
9
10
11
تاریخ : 1358/02/11
19
تاریخ : 1358/02/19
27
31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان