اعلام ممنوعیت فعالیت حزب الله در انگلیس؛ خلا هنجاری در تعریف تروریسم

Poj536

در روزهای اخیر شاهد بودیم که دولت انگلیس حزب الله لبنان را به عنوان سازمان تروریستی شناسایی کرده و هرگونه فعالیت این گروه و نیز اعلام حمایت افراد از آن را جرم قلمداد می نماید. گستره اقدام انگلیس به‌حدی است که حتی شاخه سیاسی حزب الله نیز تحریم گردیده و طبق بیانیه وزیر کشور انگلیس، حزب الله لبنان اعم از شاخه سیاسی و نظامی آن به عنوان یک «گروه تروریستی» توصیف و هر گونه فعالیت این گروه در خاک این کشور ممنوع گردیده است.

در حالیکه در چنین شرایطی بنظر می رسد کشورهای اروپایی به ویژه انگلستان بیش از هر چیز باید بر معضل بازگشت اتباع خود که با هدف عضویت در داعش به سوریه و عراق گسیل شده و هم اینک با آثار و نتایج روانی و جسمی ناشی از عضویت در این گروه مواجه هستند، متمرکز گردد. نمونه بارز آن درخواست شمیمه بیگم شهروند انگلیسی (موسوم به عروس داعش) برای بازگشت به انگلیس بود که در نهایت با مخالفت دولت انگلیس و ادعای سلب تابعیت وی از سوی مقامات انگلیسی مواجه گردید. طبیعتا صدها و چه بسا هزاران نیروی آموزش دیده فعال در کشتارهای مسلحانه در عراق و شام تصمیم به بازگشت دوباره به خاک اروپا را دارند که در حال حاضر باید اولویت جدی و اصلی دستگاه های اطلاعاتی غربی، مواجهه اصولی و نظام مند با آن ها باشد. از این منظر مطرح کردن نام حزب الله بعنوان یک سازمان تروریستی! در شرایطی که شواهد حاکی از کمک گسترده این گروه در مواجهه با پیشروی های داعش در سوریه بوده و برخلاف بسیاری از گروه های دیگر عمده فعالیت مسلحانه خود را در مقابله با اقدامات اشغالگرانه اسراییل در محدوده سرزمین های اشغالی و لبنان نموده است جای تعجب دارد.

مساله ای که در موضوع طرح شده و در چارچوب حوزه مطالعات تروریسم باید مورد توجه قرار گیرد این است که از میانه های سده بیستم با رشد و گسترش کمی و کیفی اقدامات تروریستی در اقصی نقاط جهان (خواه تروریسم فردی و گروهی و یا تروریسم تحت حمایت دولت)، جامعه بین المللی به کرات در راستای مقابله با مرتکبان چنین اقداماتی و مجازات بانیان آن با هدف پیشگیری از تکرار چنین وقایعی اقدام نمود. به‌ویژه پس از دهه 1970 و وقایع المپیک مونیخ 1972 تروریسم بصورت جدی در دستور کار جامعه دولتها قرار گرفت. اما مجموعه این تلاش ها همواره در موضوع ارائه یک تعریف واحد از تروریسم متوقف می ماند. ارتکاب خشونت یا سعی بر ارتکاب آن، کشتار بیگناهان به‌عنوان اهداف فرعی و ابزاری برای تهدید و دربرداشتن اهداف سیاسی به‌عنوان عناصر کلیدی تعریف تروریسم تقریبا مورد اجماع تمامی دولتها و صاحبنظران بود و از این نظر مشکل خاصی وجود نداشت.

 اما مشکل به تعیین مصادیق و موارد باز می گشت. این مساله مطرح بود که در مواردی که سرزمینی مورد اشغال بیگانه قرار گرفت و ظلم و تبعیض یا سرکوب شهروندان آن در دستور کار اشغالگر قرار گرفت آیا باید به گروه ها یا جنبش هایی که با هدف آزادی بخشی ملی و رهایی از یوغ ستمگر مرتکب خشونت می گردند برچسب «تروریست» زد؟! آیا نباید حق آزادیخواهی و یاری رساندن به مظلوم را برای این گروه ها قائل شد؟ این ادعا به ویژه مورد حمایت کشورهای جهان سوم و عدم تعهد بویژه دولتهای عربی قرار گرفت چرا که به‌طور مشخص قصد حمایت از گروههای آزادیبخش فلسطینی برای مقابله با اشغالگری های اسراییل را داشتند.

طبیعتا این مساله از سوی دولت های غربی و حامیان اسراییل مورد استقبال قرار نگرفت و به کرات مخالفت خود با این استثنای وارد بر تروریسم مطرح نمودند. این مساله –نهضت های آزادیبخش ملی- در کنار مساله وجود یا عدم وجود «تروریسم دولتی» ذیل تعریف تروریسم سبب گردیده تاکنون هیچ سند بین المللی در سطح جهانی تعریفی جامع از تروریسم ارائه ندهد. در غالب موارد اسناد بین المللی ضدتروریستی بدون ورود به مساله تعریف تروریسم، صرفا اقدامات خاصی (مثل گروگانگیری در هواپیما) را بعنوان مصداق عمل تروریستی دانسته‌اند.

در چنین شرایطی است که اصطلاحا «هرکسی از ظن خود شد یار من»... فقدان تعریفی منسجم و پذیرفته شده باعث می شود هر کشوری بر مبنای منافع شخصی و سیاسی خود اقدام به تعریف تروریسم و تعیین مصادیق و مرتکبان آن نماید. کافیست نگاهی به حامیان و مخالفین این اقدام دولت انگلیس بیندازیم تا مشخص شود که دولتها بدون کمترین ورودی به بحث های ماهوی و تئوریک پیرامون تعریف تروریسم، صرفا بر مبنای ملاحظات سیاسی و منافع ملی خود نسبت به این اقدام موضعگیری کرده اند. جالبترین نمونه ، واکنش حمایت گرانه دولت بحرین از این اقدام انگلیس است. دولتی عربی که علی القاعده برای حمایت از برادران عرب خود در سرزمین های اشغالی و با هدف تضعیف هرچه بیشتر اسراییل باید با چنین اقدامی مخالفت می ورزید. حال آنکه بدلیل تقابلات منطقه ای و تمایل به تضعیف جمهوری اسلامی ایران (بعنوان بزرگترین حامی و نزدیکترین دوست حزب الله) صراحتا از اقدام دولت انگلیس حمایت کرده است.

باری این مساله (لحاظ منافع شخصی برای تعیین گروه های تروریستی) نتایج نامطلوب و بعضا متناقضی به بار می آورد. گرچه درج نام حزب الله لبنان در لیست گروه های تروریستی به‌لحاظ دامنه و محل فعالیت این گروه، ماهیت فعالیت ها و گستره زمینه های فعالیت حزب الله نتیجه ملموسی بر فعالیت های این سازمان ندارد و بیشتر یک اقدام نمایشی با اهداف خاص است، اما خارج از این مورد مرور سوابق و عملکرد دولتها در رابطه با گروههای تحت حمایت و مواضع شان نسبت به سایر گروه ها نه تنها متناقض بلکه گاها مضحک می نماید. چه آنکه روزگاری در دهه 1980 میلادی شورشیان کنترا در نیکاراگوئه از دید ایالات متحده بعنوان مبارزان آزادی بخش ملی توصیف می شدند. به‌همین صورت مجاهدین تحت آموزش در پاکستان در دوران اشغال افغانستان توسط شوروری مبارزان آزادیبخش بوده اما سالها بعد بدنبال رویارویی های مستقیم، تروریست های تکفیری نامیده شدند. اصولا این خلا در غالب نوشتارهای معتبر در باب تروریسم بدین نحو مورد تاکید قرار گرفته: «تروریسم از نگاه یک دولت، از نظر دولت دیگر یک مبارز آزادیبخش است».  

کوتاه سخن آنکه متاسفانه با وجود همه پیشرفتها در حوزه مبارزه با تروریسم تا زمانی که یک تعریف معتبر و واحد بین المللی از این پدیده و راههای مقابله موثر با آن مورد پذیرش جهانیان قرار نگیرد، سواستفاده از این وضعیت امری کاملا عادی خواهد بود.   


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9502612&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
    مهر 1359
    شنبه1 شنبه2 شنبه3 شنبه4 شنبه5 شنبهجمعه