گروه فرقان (12)

خانه عدالت منش :

اكبر گودرزي درباره چگونگي شكل گيري جلسات قرآن در خانه عدالت منش مي گويد :

" در زماني كه من در مدرسه شيخ عبدالحسين (1) بودم ، فردي به آنجا آمد و خودش را عدالت منش معرفي كرد و گفت ما چند نفر هستيم و در خانه خود من جلسه اي داريم و روي آيات قرآن كار مي كنيم و از من خواست كه به اين جلسه بروم ، در صورتي كه بخواهم با آنها در زمينه آيات قرآن كار كنم ." (2)

 

در آن جلسه افرادي چون حميد نيك نام ، رضا يوسفي ، بهرام تيموري ، علي اسدي و سعيد و احمد و محسن سياهپوش با اكبر گودرزي آشنا شدند . روش كار در جلسات اين خانه همانند جلسات مسجد بود و اكبر گودرزي به تجزيه و تحليل آيات و سوره هاي قرآني از ديدگاه خود مي پرداخت . همچنين كتاب هايي كه چاپ و منتشر مي شد در اختيار اين گروه قرار مي گرفت .

پس از مدتي قرار شد كه محل جلسات عوض شود ، در نتيجه خانه اي در خيابان اوستا اجاره شد و طبق برنامه اكبر گودرزي هفته اي يك بار در جلسه آنان شركت مي كرد . در ادامه اين جلسات افراد مذكور نيز اقدام به تكثير بحث هاي جلسه مي كردند كه تكثير سوره هاي مختلفي چون نجم ، طور ، قمر و ... پيامد آن اقدامات بود .

 

نشريه فرقان :

در فرآيند تمامي جلسات تفسيري اكبر گودرزي ، كار فكري نيز صورت گرفت ، پس از مدتي گروه تمايل خود را نسبت به مسائل سياسي و مسائل اجتماعي روز نشان داد . اين رويكرد به صدور برخي اعلاميه ها و بيانيه هاي سياسي منجر شد . (3)

 

اولين شماره نشريه فرقان ، ارگان گروه فرقان در اسفند 56 منتشر شد ،‌ در صفحه اول آيه :‌« و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثين »‌ (قصص/5) به چشم مي خورد كه تا شماره 35 اين نشريه در اسفند ماه 1359 به شكل ثابت در صفحه اول و در واقع روي جلد نشريه باقي ماند .

كيفيت ظاهري نشريه اصلاً مطلوب نبود و حتي صفحه بندي و تايپ حروف كاملاً ابتدايي است (4) و استانداردهاي نشر آن سال ها را نيز رعايت نكرده است ، در واقع فرقان را مي توان در حد يك جزوه نو نشريه داخلي به حساب آورد ، اين نشريه ماهانه منتشر مي شد .

 

صفحه بعد از روي جلد معمولاً به ذكر نام يا نام هايي از كادرها و اعضاي قرباني سازمان مجاهدين خلق اختصاص دارد . تنظيم كنندگان سعي كرده اند تا به تناسب ايام ، ياد بنيانگذاران و يا كادر و اعضاي سازمان را زنده نگاه دارند . همچنين مقالات كوتاهي از زندگي و مبارزات و عقايد آنان ارائه شده است .

حجم نشريه بين 10 الي 15 صفحه است كه علاوه بر طرح يك موضوع ايدئولوژيك به فراخور مسائل سياسي روز يك بحث سياسي نيز ارائه داده است .

 

ادامه فعاليت در خارج از كشور :

با انتشار دو يا سه شماره از نشريه فرقان ، يك شب هنگامي كه اكبر گودرزي به خانه حسن اقرلو مي رفت احساس كرد افرادي او را تعقيب مي كنند . گودرزي با فريب آنها به يكي از مساجد و سپس به خانه اقرلو رفت . تنها با يك جريان بسيار ساده تعقيب ، كه قطعاً مراجعه به شواهد و قرائن نشان مي دهد تعقيب كور و اتفاقي بوده است ، تغييرات اساسي در روند برنامه هاي گودرزي پيش آمد :

" ديگر از آن به بعد به مدرسه نرفتم و لباس هايم را هم در آوردم ، بعد از ارتباط با محمد و عباس و عليرضا موضوع تعقيب را مطرح كردم . " (5)

 

توهم مبارزه و اين كه در زمره افراد انقلابي و مطرح قرار گرفته است ، سراسر وجود گودرزي را فرا گرفته بود . جريان را با دكتر ملكي هم مطرح كردند و او گفت يكي از دوستانش به نام دكتر عابد قرار است به ايران بيايد كه حتماً او را كمك خواهد كرد . پس از مدتي دكتر عابد به ايران آمد ، پس از مذاكره قرار شد وي گودرزي را به اروپا ببرد كه آنجا زمينه فعاليت بيشتري وجود دارد .

اقدامات تأميني گودرزي در حالي صورت گرفت كه رژيم شاه واكنش هاي تند و وحشيانه خود عليه مبارزان را پشت سر گذاشته بود . سال 1356 سال فضاي باز سياسي بود كه به دستور جيمي كارتر ، رئيس جمهور وقت امريكا و براي جلوگيري از راديكاليزه كردن جنبش هاي سياسي تجربه مي شد .

دوستان گودرزي تصميم گرفتند او را از طريق پاكستان به اروپا ببرند ، زيرا آنجا زمينه فعاليت بهتري براي او وجود داشت . تا آن زمان كمترين و كوچك ترين مانعي بر سر راه فعاليت هاي سياسي ،‌ مذهبي اكبر گودرزي مشاهده نشده بود . اوهام و خيالات و تراشيدن سابقه مبارزاتي از انگيزه هاي اصلي گروهك فرقان در آن مقطع بود .

اكبر گودرزي با تغيير لباس و به عنوان بلوچ راهي پاكستان شد و در شهر كراچي در مسافرخانه اي ساكن گرديد و حدود دو ماه در آنجا سرگردان بود ، بالاخره به او اطلاع دادند كه امكان رفتن او به اروپا وجود ندارد ،‌اما مي تواند در شهر پيشاور و اطراف آن كه زمينه كار فكري وجود دارد ، فعاليت نمايد .

اين پيشنهاد هم عملي نشد و اكبر گودرزي بدون هيچ واهمه اي از ساواك و دستگاه پليسي رژيم شاه به ايران بازگشت . همراه حسن اقرلو خانه اي در خيابان گرگان اجاره كرد و تماس ها و همكاري ها دوباره رونق يافت . حلقه اول تماس تشكيلاتي حدود ده نفر بودند ،‌ حلقه هاي كوچكتر بعدي شامل افرادي مي شد كه ده نفر اصلي هر كدام با آنها ارتباط داشتند و آنها را مي شناختند .

 

چارت سازمان :

آنگونه كه اكبر گودرزي ترسيم مي كند ، چارت سازمان از يك گروه چهار نفره در رأس آن تشكيل شده است ،‌ هر چند كه ديگر اعضا ، اكبر گودرزي را در رأس تشكيلات مي دانند ، ولي او خود در بازجويي ها منكر آن است و اين چارت را ترسيم مي كند .

گروه فرقان به طور رسمي در اسفند 1356 تأسيس شد ، اين گروه نشريه فرقان را در اختيار افراد جذب شده مي گذاشت تا با مطالعه آن با اهداف گروه آشنا شوند . (6) علاوه بر تشكيل كلاس هايي در خارج از مسجد همچون باغ كرج ، جمعه ها نيز به كوه مي رفتند .

 

در مجموع اعضا را به سمت اطاعت كوركورانه هدايت مي كردند ، زيرا لازمه كار تشكيلاتي پيروي از رهبران رده بالا بود ، اگر مطالعه و تحقيقي نيز انجام مي شد ،‌ در واقع پذيرش افكار رده هاي بالا بود و به طور كلي چيزي به نام نقد و ارزيابي وجود نداشت .

ابتدا براي افراد مبتدي كتاب مي دادند و جلسات بحث و گفتگو در ارتباط با همان كتاب مي گذاشتند ، سپس افراد مي توانستند تعدادي اعلاميه گرفته و آنها را بين آشنايان پخش كنند و يا در موارد لزوم اعلاميه ها را پست نمايند . گاه نيز اعلاميه ها را به دانشكده هاي مختلف مي بردند و در سلف سرويس ها و يا داخل كتابخانه ها در دسترس و ديد دانشجويان مي گذاشتند . (7)

 

پخش اعلاميه و كتاب كه از منشورات فرقان بود ، پس از واقعه ترورها حالت مخفي تري به خود گرفت ، در مجموع فرقان از گروه هاي كم مخاطب بود . تشكيلات فرقان از آن جهت كه بسيار سريع شناسايي نشود به زير شاخه هاي متعدد تقسيم مي شد .

براي آشنايي به يكي از شاخه ها توجه كنيد كه هر نفر فقط با سه نفر ديگر ارتباط دارد :

حميد احمديان از اعضاي گروهك فرقان ، درباره چگونگي نضج انديشه فرقان در محل سكونتش مي گويد :

" انديشه انحرافي فرقان در تابستان 1355 توسط گودرزي خائن و جنايتكار در منطقه قلهك نشر يافت . وي با منحرف كردن افرادي همچون علي حاتمي اين تفكر غلط را در اين منطقه توسعه دارد . با ايجاد اين طرز تفكر در محل اكثر بچه هاي پاك و معصوم كه در ارتباط با كتابخانه بودند ، به اين فكر گرايش پيدا كردند . " (81)

 

محيط فعاليت اكبر گودرزي در ميان جوانان و نوجوانان مذهبي بود كه هنوز كاملاً با انواع انديشه ها آشنايي نداشتند . در چنين وضعيتي هر آنچه در مسجد و كتابخانه عرضه مي شد ، به تصور تفكر ديني مي پذيرفتند . علي حاتمي معلم ديني دبيرستان جهان آرا بود ، وي از اين طريق پاي بچه ها را به مسجد خمسه قلهك باز كرد ، افراد ديگري چون محمد رضا ملكي و كمال ياسيني كه فرقاني بودند ، در اين مسجد فعاليت مي كردند .

 

 

پی نوشت:

1. پس از آن كه اكبر گودرزي نزديك به يك سال و نيم در مدرسه چهل ستون بود ، آنجا را ترك كرد و به مدرسه شيخ عبدالحسين آمد . در اين مدرسه با افرادي نيز آشنا شد و رابطه فردي برقرار كرد ، هر چند بسيار منزوي و گوشه گير نشان مي داد ، مدت كوتاهي در اين مدرسه بود ، سپس به خانه مصطفي جوادي رفت .

2. پرونده اكبر گودرزي ، ص 53

3. همان

4. در كارهاي مشابه گروه فرقان ، كيفيت پايين حروف چيني كاملاً مشهود است ، در شماره 9 نشريه مورخ آبان ماه 57 يك غلط ضميمه شده است ، درباره ترجمه قرآن مجيد كه اين پيوست 13 صفحه اي 320 غلط تايپي را اصلاح كرده است .

5. پرونده اكبر گودرزي ، شماره بازيابي 774

6. تا بهمن 1357 فقط هفت شماره از نشريه فرقان منتشر شد .

7. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي ، پرونده حسن عزيزي ، كد 661

8. همان ، پرونده حميد احمديان ، كد پرونده 18740 اين اظهارات در تاريخ 13/2/1359 بيان شده است .

 

گروه فرقان (11)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

دبیرکل حزب سوسیالیست دموکرات کردستان

تا ۲۰ سال آینده کسی مثل حاج قاسم نمی‌آید

«مکتب حاج قاسم» در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان

در مکتب حاج قاسم عقلانیت حرف اول را می‌زند

محمدمهدی حسین‌پور، بنیاد هابیلیان

دموکراسی به شیوۀ منافقین

متن کامل وصیت‌نامه شهید سردار حاج قاسم سلیمانی؛

شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، بنیاد هابیلیان

خط نفوذ؛ هم استراتژی هم تاکتیک

بهمن 1357
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان