کارنامه سیاه 6

میلیشیا در برابر ارتش بیست میلیونی

به همین لحاظ بود که در پی فرمان امام مبنی بر تشکیل ارتش بیست میلیونی برای رویارویی با آمریکا و تهاجمات احتمالی آن منافقین هم متعاقبا میلیشیا تشکیل دادند . در اینجا این سوال را باید بپرسیم که اهداف تشکیل میلیشیا چه بود ؟ آیا هدف مبارزه با آمریکا بود ؟ یا هدف حمایت از انقلاب بود ؟ آیا تقویت مبارزه ضد امپریالیستی مردم بود ؟ آیا حمایت از فرمان امام بود ؟ برای اینکه مسئله به خوبی روشن شود باز به گفته سعید منبری از مسئولان دانش آموزی اشاره می کنیم : هدف ما از حمایت از جریان لانه جاسوسی در یک کلام تبلیغات و مطرح کردن خودمان و همچنین عقب نیفتادن از شرایط سیاسی جامعه و از طرفی کشاندن شرایط سیاسی جامعه به یک فاز جلوتر از نظر نظامی و ایجاد آمادگی هرچه بیشتر در نیروها می باشد .

می بینید که منافقین در تدارک چه روزی بودند . چه لزومی دارد شرایطی را که به اصطلاح خودشان فاز سیاسی بود یک فاز جلوتر ، و از نظر نظامی در رابطه با نظام جمهوری اسلامی به فاز بالاتری ببرند ؟

حالا می توانیم بفهمیم که مطالبی از قبیل اینکه « در سی ام خرداد حاکمیت ما را در تنگنا قرار داد ، آزادی ما را گرفت و مبارزه مسلحانه به ما تحمیل شد » بهانه و توجیهی بیش نیست .

حال توجه کنید به رهنمودی که در این را بطه به مدارس می دادند : اساساً از همان روز اول شروع فعالیت در مدارس ، همانطور که اشاره شد ، بنا را بر ایجاد اختلاف و منزوی کردن نیروهای خط امام و درگیری و مرزبندی و قطب بندی گذاشته بودند اما در جریان اشغال لانه جاسوسی ناگهان به هوادارانشان در مدارس رهنمود حفظ وحدت میدهند . توجه کنید که مقصود چه نوع وحدتی است و برای اینکه مشخص بشود که هدفشان از این موضع گیری چه بوده است عین گفته سعید منبری را که در حد مسئولان بالای شورای نهاد دانش آموزی بود برایتان می گویم :

« هدف ما از این موضع گیری محور قرار دادن خود و گرفتن ابتکار عمل است » یعنی در حقیقت جوهر مسئله همان منزوی کردن انجمن اسلامی است منتها با این تاکتیک .

خوب ، یکی نیست که از این آقایان به اصطلاح انقلابی سوال کند این چگونه جریان حقی است که برای رسیدن به اهداف خودش راهی جز نیرنگ و فریب و گول زدن مردم ندارد ؟ آیا می توانید این را به پای دینامیسم و پویایی خودتان بگذارید ؟ با این حساب شاه ( وبقیه جریانات ضد انقلابی ) که نابودی کشاورزی را دنبال می کردند و به اسم اصلاحات ارضی و تبلیغات دیگر آن را به خورد مردم می دادند مسلماً نسبت به شما از حقانیت و دینامیسم بیشتری برخوردار بودند . مگر ما می توانیم ادعای حق بودن و مردمی بودن بکنیم و بعد شیوه ها و تاکتیکها و عملکردمان همان شیوه های یک جریان نا حق و ضد مردمی باشد ؟ پس تفاوت حق و باطل غیر از ماهیتشان ( که جدای از هم است ) در ظاهر ، خودش را در چه چیز نشان می دهد ؟ آیا جز این که خودش را در شیوه ها و تاکتیک ها نشان می دهد !

 

انقلاب فرهنگی

در طول همین سال بود که مسئله انقلاب فرهنگی در جامعه پیش آمد . منافقین که توانسته بودند تا حدودی با آن شیوه ها خودشان را تثبیت کنند و نیروهایی هم به دور خود جمع نمایند ، خط درگیری علنی تری به نفع نیروهای خود می دهند . با توجه به سوء استفاده ای که می خواهند از انقلاب فرهنگی بکنند به نیروهای خود در مدارس رهنمود می دهند که ما مدارس را تعطیل می کنیم ، تعدادی از نیروها بروند جلو دانشگاه برای درگیری ، تعدادی از نیروها در داخل مدرسه کلاسها را تعطیل بکنند و بعد مسئله را به عهده جمهوری اسلامی بیاندازند که می خواهند در مدارس انقلاب فرهنگی کنند و مدارس را تعطیل کنند و ما نمی گذاریم .

تعداد زیادی از درگیری های مدارس که در روزنامه ها و در سطح شهر هم سر و صدای زیادی کرد و بر اثر آنها نظام جمهوری اسلامی را متهم به چماقداری کرد که به آن اشاره خواهم کرد تماماً با طرح ریزی و عملکرد خود منافقین بود که در قسمت در گیری ها به نمونه هایش اشاره می کنم .

انقلاب در ادامه راه خودش با مسئله جنگ برخورد می کند .

امروز دیگر هیچ لزومی ندارد که درباره جنگ و برخوردهای منافقانه با آن صحبت کنیم ، چرا که همه می دانید که دست منافقین امروز تا مرفق به خون مردم رزمنده و دلیر ایران آلوده است اما بد نیست نگاهی بیاندازیم به خط آنها در مدارس ، در جایی که مردم خون می دادند و با دست خالی جلوی تانکها و گلوله ها می رفتند و با چنگ و دندان از مرز و بوم کشور اسلامی دفاع می کردند و بزرگترین ایثارها را انجام می دادند ، اینها می آیند تا به اصطلاح از جنگ حمایت کنند . به انجمن های دانش آموزان مسلمان که وابسته و هواداران منافقین بودند می گویند که شورایی در منطقه درست کنید به نام شورای مقاومت ( البته این خط به دانش آموزان منطقه مرکز داده می شد ) این شورا باید توسط افرادی تشکیل شود که تا حدودی نا شناخته هستند و هویت سیاسیشان برای مسئولان مدرسه معلوم نیست . بعداً اعلام کنید این شورا هدفش این است که بعضی کارهای حفاظتی نظیر رفتار در موقع بمباران و یا چسب زدن به شیشه ها و یا آتش نشانی و از این قبیل کارها آموزش دهد و خلاصه هدفش حفاظت از دانش آموزان است . بعد که امکانات و همه چیز از مسئولان مدرسه گرفتید اعلام کنید که شورا احتیاج به نیرو دارد . وقتی اقدام به ثبت نام کردید و نیرو جذب شد روی نیروها کار کنید و به طور غیر مستقیم آنها را جذب تشکیلات کنید و بعداً اعلام کنید که این شورا وابسته به انجمن دانش آموزان مسلمان است .

اسم این را می گذارند جذب نیرو . در صورتی که به جای جذب نیرو فی الواقع به سرقت و دزدیدن نیرو پرداختند و در اینجا فقط به یک نمونه اشاره کردیم اما تمامی شیوه های جذب نیرو آنها دارای چنین مضمونی است . علی رغم ادعاهایی که ما نیروهایمان ، پایگاهمان بر آگاهی سیاسی آنها استوار است می بینید که بدون اینکه فرد کمترین آگاهی داشته باشد یک باره به داخل تشکیلات کشیده می شد .

 

تهاجم جاسوسی

آغاز جنگ در سال 59 مصادف با آغاز سال تحصیلی 59 شهریور در این سال خط جدید سیاسی که به نیروهای دانش آموزی داده می شود ، «تهاجم ، تعرض و درگیری» است و این خط محور و دستور کار دانش آموزان می شود . در همین رابطه برای اینکه بتوانند تشکیلات خود را گسترده تر کنند ، تشکیلات اتحادیه انجمن های دانش آموزان مسلمان را بوجود می آورند و از طرفی به دنبال آن برای اینکه بتوانند تبلیغات گسترده تری انجام دهند نشریه ای موسوم به « نسل انقلاب » را هم راه می اندازند . بعد از اینکه اتحادیه تشکیل می شود ، مرحله تهاجم و تعرض که قبلاً به آن اشاره کردیم شروع می گردد . حال برای اینکه باز از قبل پیش داوری نکرده باشیم و به خوبی بتوانیم مسائل و واقعیات را ببینیم توجه کنید به جزیئات رهنمودی که در این رابطه ( البته من به نمونه هایی از آن اشاره می کنم ) داده می شود :

* از صحنه خارج کردن و کوبیدن برادران و خواهران انجمنهای اسلامی به وسیله جوشانتاژ و تشبیه آنها به نمایندگان حزب رستاخیز در زمان طاغوت »

حالا توجه کنید در رابطه با این مسئله چه تبلیغاتی در نشریه موسوم به نسل انقلاب راه می اندازند . تیتر مطالب این است : خبر چینی و جاسوسی در مدارس . ( مدرک شماره 9 )

در اینجا عنوان شده که استفاده از شیوه های ارتجاعی مثل خبر چینی و جاسوسی ، ماهیت عناصر پشت پرده را عیان می کند . این تبلیغات در ادامه همان رهنمود است ، حالا ببینید اصل و واقعیت مطالب چه بوده . در نشریه مذکور به اصطلاح سندی آورده ( مدرک شماره 9 ) که مشخص کننده هویت سیاسی بعضی نیروهای مدرسه است و این را به اسم جاسوسی در مدرسه چاپ کرده و نیروهای انجمن اسلامی و خواهران و برادران امور تربیتی را متهم به جاسوسی کرده اند . در صورتی که همه شما که کم و بیش با تشکیلات کار می کردید می دانید که این قبیل کارها یعنی اینکه هر جریان سیاسی باید نسبت به نیروهایش شناخت داشته باشد به شکل وسیع تری در خود تشکیلات مشاهده می شود که در مورد فردی که بنا بود جذب شود چه تفتیش عقایدی انجام می شد تا معلوم شود به اصطلاح از « حل شدگی » لازم برخوردار است از همه جالب تر اینکه این سند را فردی به نام « محمود معتمدی » از داخل انجمن اسلامی که برای انجمن دانش آموزان جاسوسی و خبر چینی می کرد یعنی نفوذی بود ، آورده و این آقایان وقیحانه آن را به عنوان سند جاسوسی و خبر چینی ارائه می دهند .

آخر شما که خودتان نفوذی فرستاده اید تا برایتان خبر چینی و جاسوسی بکند چگونه دیگران را به خبر چینی و جاسوسی متهم می کنید ؟ می دانید که بعد ازپیروزی انقلاب یکی از زمینه های کار منافقین تربیت نفوذی در داخل ارگانها ی نظام جمهوری اسلامی بود . نفوذی هایی که جنایتها و فاجعه های هولناکی آفریدند ، کلاهی و کشمیری و امثالهم کسانی نبودند که به طور خلق الساعه بعد از سی ام خرداد به یکباره به وجود آیند ، آنها مدتها در ارگانهای جمهوری اسلامی به خبر چینی و جاسوسی برای منافقین مشغول بودند و بعد هم می بینید که آن جنایت ها را می آفرینند و بعد فرار می کنند به دامن اربابانشان .

این ماهیت تبلیغاتی است که اینها انجام می دهند . در اتخاذ شیوه ها و تاکتیک ها هیچ ملاک و معیاری در کار نیست . در عین حال که دارد تبلیغات می کند و خبرچینی و جاسوسی را عملی ارتجاعی می داند اما خودش در پشت پرده دارد بزرگترین خبرچینی ها و جاسوسی ها را انجام می دهد و ملاک و معیار حقانیت او این است که منافع سازمانی و گروهی را تامین کند و هیچ چیز دیگر نمی تواند مطرح باشد و این همان چیزی است که تمام جریانهای باطل به آن اتکا می کنند و به هر عملی که منافع خودشان را تامین می کند دست می زنند .

نهاد دانش آموزی کانون فریب و عامل اشاعه درگیری در درون جامعه

* بهم زدن کلاس درس به اسم بحث سیاسی : درس وقتی شروع شد به عنوان اینکه بحث سیاسی آزاد است و دانش آموزان باید سیاسی باشند ، کلاسهای درس را بهم بزنید .

* دادن شعارهایی که بار ضد آمریکایی آنها کم و بار ضد ارتجاعی آنها بیشتر باشد : توجه داشته باشید که با دادن این خط زمینه برای تهاجم مستقیم به جمهوری اسلامی هموار میشود و همان هدفی که قبلاً گفتیم یعنی ایجاد شبهه در مشروعیت نظام جمهوری اسلامی مورد نظر بود . همان هایی که هنگامی که شعار مرگ بر منافق به دنبال شعار مرگ بر آمریکا در نماز جمعه داده می شود هزار و یک تحلیل به خورد پیروهای خود دادند و گفتند که حاکمیت دارد چرخش می کند ، تضاد اصلی اش را گم کرده و ... بدین طریق توانستند خیلی ها را گول بزنند ، خودشان در پشت پرده رهنمود می دهند که بار ضد آمریکایی شعارهایتان را پایین بیاورید و نوک تیز حمله تان را سمت مسئولان و نظام جمهوری اسلامی بگیرید .

* اخراج معلمین حزب اللهی به وسیله جو تبلیغاتی ، شانتاژ و دروغ

* ایجاد درگیری به شکل ضرب و شتم : یعنی درگیری به شکل کتک کاری باشد تا از این طریق پای نیروهای انتظامی به مدرسه کشیده شود سپس با تبلیغات خود مبنی بر از بین رفتن حرمت مراکز آموزشی ، مشروعیت نظام را هرچه بیشتر زیر علامت سوال ببرید . این هم تیتر تبلیغاتی آن در نشریه موسوم به نسل انقلاب ( مدرک شماره 10 ) در ایجا گفته چه کسانی پای گارد به مدرسه باز می کردند . حال آنکه در واقع خود سازمان منافقین که هیج حد و مرزی برای هیچ چیز قائل نیست و هر جا که منافع اش تامین شود از هر شیوه ای استفاده می کند ، پای به اصطلاح گارد را به مدرسه باز می کرد .

* ایجاد اخراجهای کاذب : یعنی بچه های هوادار در مدرسه کاری کنند که مسئولان مجبور شوند اینها را بیرون کنند و بعد از اینکه بیرون کردند تحصن ، تظاهرات یا اعتصاب راه بیاندازند و کلاسها را بهم بزنند .

در همین رابطه بد نیست به ماهیت تبلیغات و رهنمودی که در نشریه نسل انقلاب ، مبنی بر تحصن و اعتراض اولیای دانش آموزان و اخباری از این قبیل که چاپ می شد توجه کنید. حالا ببینید این اولیا چه کسانی هستند : منافقین تعدادی از مادران تشکیلاتی را تحت مسئولیت فاطمه رضایی سازماندهی کرده بودند و هر وقت می خواستند تحصن ایجاد کنند و جو تبلیغاتی بوجود آورند تعدادی از این مادر ها را به اسم اولیا دانش آموزان یا اولیای دانش جویان ... به مراکز مورد نظر می فرستادند . مثلا اگر قرار می شد فلان مدرسه تحصن کند ، مسئول مدرسه به مسئول بالاتر خود می گفت و بعد عده ای از این مادرها را به اسم اولیای دانش آموزان به آن مدرسه می فرستادند . به این مادرها در تشکیلات « مادرهای ملی » می گفتند و اکثر مصاحبه های نشریه نسل انقلاب با دانش آموزان یا همین اولیای دروغین بود . هدف از تمامی این کارها این بود که به اصطلاح خودشان حتی به طور مکانیکی با زمینه سازی کاذب ، جو و شرایط قبل از انقلاب را بوجود آورند .

* ندادن شعار « صدام کارتر نابود است ، خلق ایران پیروز است » : وقتی که جنگ شروع شد اکثر نیروها شور و شوق زیادی داشتند تا به جبهه های جنگ بروند و از دستاوردهای انقلاب و مرز و بوم کشور دفاع بکنند حتی آنها که هوادار منافقین بودند . همچنین در شعار ورزش صبحگاهی شان این شعار را می دادند : صدام کارتر نابود است ، خلق ایران پیروز است » البته از هیچ جا هم دستور نگرفته بودند و به طور خود جوش این شعار را می دادند بلافاصله از تشکیلات رهنمود آمد که ما صدام را عنصر وابسته و ضد خلق نمی دانیم و دیگر کسی حق ندارد این شعار را بدهد . بدین ترتیب است که زمینه های لازم برای اینکه عنوان بکنند که جنگ ارتجاعی است و به صدام و اربابانش مشروعیت ببخشند فراهم می شود و در همین جا هاست که می توانیم هم دستی و هم سویی گروهک منافقین را با جریانات ضد انقلابی و امپریالیستها پیدا بکنیم .

* تن ندادن به هیچ یک از ضوابط مدرسه : از آن جمله « به هیچ وجه کارت تحصیلی نشان ندهید » ، مسئولین جمهوری اسلامی در مدارس ضابطه گذاشته بودند که برای حرمت مراکز آموزشی از بین نرود و واقعاً مدرسه جای درس و بحث باشد و هر کس و ناکسی نتواند پایش را به مدرسه بگذارد و هر کار که می خواهد بکند ، ارائه کارت تحصیلی الزامی است . اما این ضابطه با منافع سازمان در تضاد بود . چرا ؟

چون می خواستند مسئولین تشکیلاتی مدرسه و حتی مسئولین بالای تشکیلاتی مستقیماً بدون هیچ ممانعتی به مدرسه بروند و از نزدیک جریانات را رهبری کنند . به همین دلیل وقتی با این ضابطه مواجه می شوند خطی می دهند که کارت تحصیلی را به هیچ وجه حتی اگر در جیبتان باشد نشان ندهید . این مسئله درگیری های شدیدی ایجاد می کند و منافقین نشان می دهند که علی رغم ادعاهایشان هیچ گونه پایبندی به ضوابط و منافع مردم و دانش آموزان ندارند ! مدرسه جایی بود که دانش آموزان در آنجا تحصیل می کردند ، جای آمریکایی ها و ضد انقلابی ها که نبود . وقتی حرمت مدارس از دست می رفت طبیعی بود که حیثیت دانش آموزان زیر علامت سوال قرارمی گیرد و لکه دار می شود .

نمونه دیگر اینکه مسئولان آموزش و پرورش بخش نامه داده بودند که شش ساعت غیبت غیر موجه باعث اخراج از ممدرسه می شود ، اما میبینیم که گاهی شخصی شش ماه به مدرسه نمی رفت و دنبال کارهای تشکیلاتی و کارهای گروهی بود و در عین حال می خواست به مدرسه برود .

در هر نظامی که دقت کنید ضابطه همین است و این بدان دلیل است که حرمت مدرسه حفظ شود و یا در موردی که شخص حدود 200 ساعت غیبت داشت و در عین حال می خواست با قلدری وارد مدرسه شود . کوتاه سخن اینکه منافقین می خواستند رفت و آمدشان در مدرسه آزاد باشد و کار تشکیلاتی شان را دنبال کنند . طبیعی است که مسئولان هم از این مسئله ممانعت می کردند به همین مناسبت در این مورد بهانه تراشی نمودند و درگیری های زیادی بوجود آوردند. به طور مثال در 4 مدرسه ، یعنی دبیرستان خوارزمی شمیران ، دبیرستان شریعتی ، دبیرستان جاویدان ، دبیرستان ابوریحان ، درگیری های شدیدی بر سر این مسئله ایجاد می شود .

آیا این ضابطه غیر منطقی بود که منافقین با آن در تعارض افتاده بودند ؟ تنها علتی که باعث می شد چنین موضعی بگیرند منافع خاص گروهی و تشکیلاتی شان بود . چرا که در صورت رعایت ضابطه مذکور دیگر مسئولان تشکیلات مستقیماً نمی توانستند از داخل جریانات را رهبری کنند و درگیری بیافرینند .

حالا توجه کنید به این سر مقاله نشریه « نسل انقلاب » که در رابطه با مسئله غیبت در مدارس چاپ شده ( مدرک شماره 11 )

ببینید چقدر برخورد عوام فریبانه و حیله گرانه است و چگونه شعارهای ظاهر فریب می دهند تا عده ای را جذب کنند . بخشهایی از این سر مقاله را می خوانم تا مسئله مشخص شود . در مورد غیبت می گوید که « هر روز و در شروع هر کلاسی ، حسابرسی و حضور و غیاب دانش آموزان بخشی از وقت آموزشی را به خود اختصاص می دهد » پس می بینید که این روش اشتباه است که برای اینکه حرمت آموزش زیر پا گذاشته نشود حضور و غیاب می کنیم و یا در جای دیگر می گوید : این حسابرسی ها و ضابطه های شداد و غلظ که در مدارس سعی دارد زیر فشار مکانیکی ، دانش آموزان را بر سر کلاس درس بیاورند ، نشانگر این است که اداره آموزش و پرورش نتوانسته است روابط و مناسباتی انقلابی در محیط درس ایجاد کند . »

خوب حالا این سوال مطرح است : شما که حاضر نیستید به کمترین ضابطه تن بدهید و در عین حال ادعای تشکیلات انقلابی و ایجاد روابط و مناسبات توحیدی بین خودتان دارید ، چگونه حق دارید ضابطه بگذاری که هرکس شب در جلوی لانه جاسوسی نخوابد از تشکیلات اخراج می شود ؟

( در رابطه با لانه جاسوسی ضابطه گذاشته بودند که اگر دانش آموزان منطقه مرکز شب را جلوی سفارت به سر نبرند از تشکیلات اخراج می شوند ) یا انواع و اقسام ضوابط برای رفت و آمد به شرکتها و خانه های تیمی و یا اینکه حق دارید ضابطه بگذارید که در بعد از 30 خرداد هر کس خلاف امنیتی انجام دهد باید شلاق بخورد ؟و از این قبیل مسائل و به طور کلی فرد را در انواع و اقسام ضابطه ها و حصارهای تشکیلاتی نگه دارید ؟ اما نظام جمهوری اسلامی با آن وضعیت مدارس و با آن روابط و ضوابط حاکم بر مدارس قبل از پیروزی انقلاب حق ندارد ضابطه بگذارد که دانش آموزان مرتب سر کلاس بیایند و درس بخوانند .

ببینید اینها همه بهانه است ، دستاویز است و همه شعارهای تو خالی و دهن پرکن ، همه برای گول زدن و از بین بردن مراکز آموزشی است ، و اگر کسی فکر کند که این قبیل حرفها از مواضع درستی ناشی می شود خیلی ساده اندیشانه با مسئله برخورد کرده است .

* مخالفت با طرح منطقه ای کردن مدارس :

سازمان مخالفت شدیدی با این طرح ابراز کرد ، البته با بهانه های مختلف و تبلیغات شدید که می خواهند دیکتاتوری ایجاد کنند ، می خواهند آزادی ها را سلب کنند ، می خواهند جلوی فعالیت سیاسی را بگیرند و ... در صورتی که طرح منطقه ای کردن مدارس ، هدفی جز کاستن از محرومیت و تبعیض بین دانش آموزان نواحی مختلف نداشت . می دانید که در نظام ساقط شده شاهنشاهی مدارس طوری شکل گرفته بود که امکانات آموزشی ، بهداشتی در دسترس اقشار خاصی از جامعه باشد و یا در بعضی جاها متمرکز گردد . از آن جمله محصلان مدارس خوب و مجهز بیشتر بچه های پول دار و سرمایه دار بودند و دانش آموزان مستضعف جنوب شهری از امکانات آموزشی درستی برخوردار نبودند . آموزش و پرورش برای رفع این استضعاف می خواست این مانع را از بین ببرد . منافقین با این امر مخالفت شدیدی می کنند . حالا برای اینکه مشخص شود این مخالفت از چه موضعی است آیا واقعاً هدف این است که آزادی فعالیت سیاسی حذف شود ؟ هدف این است که به اصطلاح دیکتاتوری و خفقان نباشد یا هدف صرفا منافع خاص سازمانی بوده ؟ در اینجا آماری می آوریم از مدارس منطقه مرکز : در دبیرستان جاویدان حدود 60% از نیروهای تشکیلاتی این مدرسه خانه شان خارج از منطقه مرکز بود . در دبیرستان هشترودی 50 % - در دبیرستان خوارزمی 60% - در دبیرستان البرز 70% - در دبیرستان شریعتی 60% . باز برای اینکه مسئله روشن تر شود اطلاعاتی از افراد شورای مدرسه جاویدان می دهم . خانه افراد این شورا کجاست ؟ مسئول تشکیلاتی خانه اش در جنوب تهران است ، مسئول سیاسی خانه اش در غرب تهران ، مسئول تبلیغاتی در شمال غرب ، مسئول تدارکات در شمال تهران است ، مسئول جذب نیرو خانه اش در غرب تهران است .

روشن است که تنها دلیل مخالفت منافقین با طرح منطقه ای کردن مدارس ، منافع خاص آنها است ، چون اگر طرح منطقه ای کردن پیاده می شد و این استضعاف از روی دانش آموزان برداشته می شد ، اگر دانش آموزا ن جنوب شهری از امکانات آموزشی برخوردار می شدند منافع سازمان در خطر می افتاد و سازمان دیگر نمی توانست نبض شهر را در دست داشته باشد و درگیری ها و تشنجات را هدایت کند و اهداف خودش را تحقق بخشد . پس می بینید که سازمان نه تنها برای منافع انقلاب و مردم هیچگونه ارزشی قائل نیست ، بلکه حتی وقتی منافع انقلاب و مردم با منافع خودش در تضاد و تعارض قرار می گیرد این چنین مسئله را به نفع خود حل می کند.

کارنامه سیاه 5


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

سید رضا قزوینی غرابی – بنیاد هابیلیان

مشاوران رئیس جمهور آمریکا در پرونده ایران چه کسانی هستند؟

از دخالت در امور ایران تا حمایت از تروریسم

خباثت‌های انگلستان در ایران به روایت رهبر معظم انقلاب اسلامی

دکتر نواب محمدی، بنیاد هابیلیان

حضور آمریکا در منطقه؛ زمینه‌ها و تأثیرات

رضا عابدی‌گناباد؛ دکترا سیاست‌گذاری فرهنگی از دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) مشهد و مدرس دانشگاه

انگلستان، از آشوبگری و جاسوسی تا حمایت از اقدامات تروریستی

شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/10/01
2
تاریخ : 1358/10/02
3
تاریخ : 1358/10/03
9
تاریخ : 1358/10/09
11
تاریخ : 1358/10/11
14
تاریخ : 1358/10/14
15
تاریخ : 1358/10/15
16
تاریخ : 1358/10/16
18
تاریخ : 1358/10/18
19
تاریخ : 1358/10/19
21
تاریخ : 1358/10/21
22
تاریخ : 1358/10/22
27
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان