نامه تكان دهنده و روشنگرانه عضو سابق منافقین(1)

روزنامه اطلاعات 19،20،23 بهمن 59

از طرف يكي از اعضاي انجمن دانشجويان مسلمان ، شاخه دانشجويي سازمان مجاهدين خلق تحليلي افشاگرانه و روشنگرانه در مورد ماهيت ، عملكرد ، شيوه ها و به طور كلي مسائل پشت پرده و اهداف سازمان مجاهدين خلق به دستمان رسيد كه پس از بررسي و اطمينان درباره اعتبار و صحت آن تصميم گرفتيم كه متن كامل اين افشاگري را از نظرتان بگذرانيم .

 

به نام خدا

مقدمه :

" ربنا لاتواخذنا ان نسينا او اخطانا ، ربنا و لاتحمل علينا اصرا كما حملته علي الذين من قبلنا . ربنا و لاتحملنا ما لاطاقة لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولينا فانصرنا علي القوم الكافرين ، پروردگارا ما را بر فراموش كاري ها و خطاهايمان مواخذه مگردان .... " (بقره/286)

برادران و خواهران عزيز ،‌ هواداران سازمان مجاهدين خلق :

از همان موقع كه تصميم به انتشار اين نوشته گرفتم ، مي دانستم و خوب مي دانم كه چرا دست به اين كار مي زنم و همچنين خوب مي دانم كه تشكيلات سازمان چگونه با آن برخورد خواهد كرد . (چه درون تشكيلات و احياناً در سطح عامه)

امكان دارد كه در برخورد اول ،‌ هواداران سازمان به امثال ما برچسب ها و مارك هاي مختلفي بزنند و اگر هم عده اي تا حدودي به ما حق بدهند ، اين را خواهند گفت كه پخش اين مسائل در اين شرايط با اين شيوه درست نمي باشد .

براي روشن شدن اذهان ضروريست كه در اين رابطه مقدمتاً توضيحي ارائه گردد . در قدم اول توضيح اين نكته ضروريست كه اصولاً چرا دست به افشاگري زدم ؟ و آيا اين كار منافع جنبش و انقلاب را تهديد مي كند يا قدمي است بس ناچيز در جهت حفظ و ارتقاء آن ؟

بررسي هاي كلي و گذرا از سياست هاي امپرياليستي به خصوص در رابطه با منطقه و بالاخص ايران (كه محتاج كار جداگانه ايست و اينجا هدف صرفاً اشاره اي به آن است) روشن كننده اين حقيقت خواهد بود كه در حال حاضر امپرياليزم جهانخوار ، به سركردگي امريكا دنبال كننده چه هدف هايي در ميهن ماست و براي نيل به اين هدف ها از چه راههايي و وسايلي استفاده مي كند .

پيگيري اين سياست ها نشان خواهد داد كه در حال حاضر چشم اميد امريكاي جهانخوار به دنبال چه جريان يا جرياناتي در ايران مي باشد و چه جريان هايي آگاهانه يا ناآگاهانه آب به آسيابش مي ريزند ، براي اين منظور كافيست كه نگاهي به اخبار و تفاسير خبرگزاري ها ، مطبوعات و راديو و تلويزيون محافل امپرياليستي و ضد انقلاب افكنيم .

در اين صورت خواهيم ديد كه هدف اصلي اين محافل ، تضعيف و براندازي خط امام (نه به مفهوم لوث شده آن) به هر صورت ممكن مي باشد و در اين راه به حمايت آشكار و پنهان جريان هاي ليبرالي درون جامعه همت گماشته اند و مسلماً در مسير اين براندازي از همراهي ديگر نيروهاي انقلابي و ارتجاعي !! (در صورت تمايل خودشان) كمال رضايت را خواهند داشت .

منظور از اين نيروها در اينجا به طور اخص سازمان مجاهدين خلق مي باشد (چه به لحاظ طيف وسيعي كه در برگيرنده هواداران سازمان است و چه به لحاظ شيوه هايي كه اين جريان براي جذب و حفظ اين نيروها به كار مي رود) البته در اين مقدمه سعي بر اين نيست كه بخواهم اين مسئله را ثابت كنم ، چرا كه اولاً در خود متن به برخي از جنبه هاي آن خواهيم پرداخت و ثانياً درك عميق تر اين مسئله نياز به تجزيه و تحليل سياست هاي امپرياليسم در رابطه با ايران دارد .

بلكه در اينجا صرفاً هدف اين است كه ثابت كنيم كه جريان و يا جرياناتي كه آگاهانه يا ناآگاهانه در خدمت منافع امپرياليسم هستند بايد به هر وسيله ممكن افشا شوند و اين نه به خاطر منافع يك شخص يا جريان خاص ، بلكه دقيقاً به منظور حفظ دستاوردهاي انقلاب خونبارمان و حفظ ارتقاء اصيل ترين خط آن انجام مي پذيرد .

در اينجا ضديت من با نيروهاي غير خط امام ، ضديتي از روي منافع و قدرت طلبي و در نتيجه پوچ و توخالي نمي باشد . من نه به عنوان كسي كه در خارج نشسته و عملكردهاي سازمان را مي نگرد و انتقاد مي كند ، بلكه به عنوان فردي كه ماهها در داخل تشكيلات دانشجويي سازمان بوده و عملكردهاي دروني و بيروني آن را مشاهده و لمس كرده سخن مي گويم . و درست به همين دليل مسئوليت خود را چند برابر احساس مي كنم.

و اما چرا اين شيوه را پيش گرفتم ؟ من چه از تجارب تشكيلاتي خود و چه از تجارب ديگر خواهران و برادران نيك دانستم كه اگر بخواهم به هر شيوه ديگري براي انتقال تجارب خود دست بزنم (و البته با توجه به امكانات محدود نيز) به علت عدم وجود روابط دموكراتيك در درون تشكيلات ، نوشته ام به دست اكثر آن خواهران و برادراني كه مايل هستم نخواهد رسيد و بدين ترتيب رسالت خود را نخواهم توانست كه به انجام برسانم .

لذا هر گونه سوء استفاده اي را كه امكان دارد ديگران از اين نوشته يا نوشته هاي مشابه براي ارضاي مقاصد غير مكتبي خود به عمل آورند (كه عملاً اسلحه اي به دست رهبران سازمان خواهد داد كه اين حركات را لوث كنند) از قبل محكوم مي نمايم . چرا كه خط سياسي ايدئولوژيك من اصولاً با تفكرات غير مكتبي ، زمين تا آسمان تفاوت دارد .

برادران و خواهران عزيز :

من به عنوان يك دانشجو ، نه سوداي قدرت دارم و نه ارث و ميراث مي خواهم !! بلكه در وراي همه اينها به انقلاب و سرنوشت آن مي انديشم و از شما نيز كه مي دانم نه به خاطر قدرت طلبي و نه به خاطر هوس هاي زود گذر به اين راه روي آورده ايد ، مي خواهم كه در وراي تمامي جاذبه هاي تشكيلاتي ، لحظه اي هم به آنچه من فكر مي كنم ، بينديشيد .

در پايان ذكر اين نكته ضروريست كه اگر تناقضاتي در نوشته مشاهده مي شود اين تناقضات نه از من كه از بطن خود تحليل ها و عملكردها ناشي مي شود و اتفاقاً من مخصوصاً خواسته ام كه اين تناقضات را كه در يك نگاه شايد به نظر نيايند ، به طور عميق بررسي كنم :

 

الف) بررسي اي گذرا از موضع گيري ها و عملكردها از پانزدهم خرداد 59 :

در اين نوشته بيشتر سعي بر اين است كه نگرشي كلي و گذرا به تحليل ها و وقايعي بشود كه در كادر تشكيلاتي دانشجويي سازمان و برخوردهاي مختلف مسئولين در اين رابطه صورت گرفته است ، البته زياد سعي ندارم كه به نقد تحليل ها بنشينم ، بلكه عمدتاً هدف بازگو كردن آنها و نشان دادن تناقضاتي است كه بر كل آنها حاكم است . بنا به دلايل مختلف سير جريانات را از زمان تقريبي استقرار كامل دانشجويان در خوابگاه ها ، يعني حدود 15 خرداد تعقيب مي نمايم .

 

1) استقرار در خوابگاه ها

استقرار در خوابگاه ها (پس از تعطيلي دانشگاه ها) مقارن بود با جريانات 15 خرداد و قبل آن ، كه به ياد داريم چگونه سازمان مجاهدين پس از جريانات انقلاب فرهنگي و در مناظره دانشگاه ملي در حضور آقاي بني صدر و پس از آن شديداً در رابطه با وقايع 15 خرداد تبليغات به راه انداخت .

به طوري كه خود مجاهدين ، خرداد را ماه تصفيه مجاهدين نام نهاده بودند . كه هم زمان يكسري از نيروهاي انجمن ها به مدت چند شبانه روز پشت سر هم و به طور ثابت در ستاد مركزي سازمان مستقر بودند (به علاوه ديگر نيروهاي سازمان) كه در آنجا شيوه هاي برخورد با فالانژها ! كميته و مردم براي بچه ها مشخص شد .

خط برخورد ، دفاع مطلق از ساختمان بود ، حتي اگر به قيمت كشته شدن تعداد زيادي از بچه ها تمام شود . تحليل هم اين بود كه اگر بچه ها كشته شوند بسيار براي شكوفايي و رشد سازمان و اهداف آن مثبت و مثمر ثمر خواهد بود . البته براي مقابله با تهاجمات بعد از انقلاب فرهنگي ، به طور شيفتي در تمام مدت بچه هايي در ستاد مستقر بودند كه در 15 خرداد اين بسيج به طور كامل اجرا شد .

البته ناگفته پيداست كه در 15 خرداد عليرغم تبليغات وسيع سازمان ، مسئله اي رخ نداد ،‌ البته ممكن است كه ادعا شود كه به خاطر تبليغات گسترده سازمان ، توطئه انجام نشد كه مي تواند صحيح باشد !

 

2) پيام امام

وضع تقريباً به حالت عادي مي گذشت ، تا پيام امام در رابطه با سازمان پيش آمد كه مصادف بود با چهارم تير ماه . پس از اين پيام نيز يك بسيج كامل در رابطه با نيروها داده شد تا با حملات احتمالي مقابله شود . اين بار ديگر امكان حمله قطعي بود و خط برخورد نيز همانند سابق دفاع مطلق از ساختمان در روزي كه تحريكات جلوي ستاد به اوج خود رسيده و امكان پيش آمدن هرگونه مسئله اي وجود داشت .

درست در آخرين لحظات ، براي بچه ها تحليلي ارائه گشت بدين صورت كه : " براي ما چند راه وجود دارد : يا مقاومت در حد اعلا و دادن شهيد به ميزان زياد ، كه چون بالاخره ساختمان را خواهند گرفت و همچنين صحيح نيست كه در چنين شرايطي به اين صورت مقاومت كنيم ، چپ روي مردود است . راه حل دوم اين است كه مقاومت نكرده و بگذاريم بيايند و بگيرند كه اين هم راست روي و اصولي نيست ، خط اصولي اين است كه خودمان اعلاميه بدهيم و بگوييم كه براي جلوگيري از تشنج و غيره ، كليه مراكز خود را تا تعيين و كسب تكليف از جانب مقامات تعطيل مي نماييم ."

البته تحليل دروني در اين زمان بود كه ما اگر بخواهيم دفاتر خود را باز نگه داريم و بر ديگر فعاليت هاي خود ادامه دهيم ، مثل نشريه مجاهد و ... مجبوريم كه در برابر پيام امام يك موضعي اتخاذ كنيم كه در چنين شرايطي اگر بخواهيم خط حقيقي مان را (كه بعداً توضيح خواهيم داد كه اين خط چه بود) روشن كنيم ، جامعه پذيراي آن را ندارد .

پس بهترين راه اين است كه كليه فعاليت هاي خود را تعطيل نماييم (البته به صورت ظاهر) تا شرايط آماده شود كه البته بنابر همين تحليل هم بود كه مراكز بسته شد ، چرا كه خط اوليه مقاومت تا حداكثر توان بود ، آن هم تا آخرين قطره خونمان . البته به ظاهر جهت جلوگيري از اغتشاش چنين كاري صورت گرفت ، ليكن بعداً خواهيم ديد كه هدف سازمان تا چه اندازه بر اين پايه استوار بوده است .

 

3) دكه ها به جاي ستادها

پس از پيام امام و تخليه ستادها ، خط گستردن دكه ها مطرح شد كه به خاطر اين كه كليه مراكز سازمان به ظاهر تعطيل است ، نياز است كه پيام سازمان به ميان مردم برده شود ،‌ لازم است كه دكه ها و بساط ها به ميزان وسيعي گسترده شوند . چيزي را كه در اين ميان مطرح شد اين بود كه دكه ها نبايد به هيچگونه رابطه خود با سازمان اشاره كنند و بايد بگويند كه به عنوان نيروهاي مستقل و سمپاتيزان عمل مي كنند .

گسترش دكه ها در آن زمان بنابر تحليل ها به مثابه ادامه حيات سياسي سازمان بود و بارها مطرح مي شد كه دكه ها نبض حيات سازمانند كه در جامعه مي طپند و خون تازه در رگ هاي سازمان جاري مي كنند . بر اين اساس بود كه رسالت عظيم !! بچه ها در برخورد فعال با اين مسئله توجيه مي گشت و هر گونه كم بها دادن به اين مسئله خيانت به آرمان هاي اين سازمان تلقي مي شد .

كه در اينجا بجاست سؤال شود كه اگر خط سازمان واقعاً جلوگيري از ايجاد درگيري و اغتشاش است ، كه گسترش دكه ها ديگر چه مفهومي دارد ؟ آيا اين يك مانور حساب شده نبود تا در مقابل پيام امام موضع نگيرند ؟ و آيا اين مسئله كه دكه ها نبايد وانمود كنند كه ارتباطي با سازمان دارند ، در همين رابطه نبود ؟‌ و اگر سازمان ادعاي صداقت مي كند ، پس چرا اين مسائل را در پيشگاه خلق مطرح نكرد و فقط در تحليل هاي دروني بيان مي گشت ؟

مسئله اي كه در همين رابطه بد نيست به آن اشاره كنيم اين است كه در زمان گسترش دكه ها موضوعي كه مطرح مي شد اين بود كه به خاطر توده اي شدن سازمان بهتر است در دكه ها از كتاب هايي چون قرآن ، نهج البلاغه ، كتاب هاي دكتر شريعتي ، كتاب هاي شهيد مطهري چون عدل الهي و ... استفاده شود و يا براي جلب بيشتر مردم از فروش چيزهايي مثل ميوه جات ، هندوانه و ... در كنار دكه هايمان استفاده نماييم !‌

 

4) خط سرخ

اولين تحليل مشخصي كه بعد از پيام امام و تخيله ستاد در اواسط تير ماه براي بچه ها ارائه شد ، تحليلي بود به نام " خط سرخ " . خطوط كلي اين تحليل بدين ترتيب بود كه : چون امام در پيام خود ما را با خوارج مقايسه كرده ، پس خط كلي سيستم با ما (يعني مجاهدين) خط جنگ است . ما بايد آماده باشيم ، البته وظيفه داريم كه زمان اين جنگ را به عقب بيندازيم . البته بعداً عملكردها و تحليل هاي بلافاصله پس از اين تحليل را خواهيم شكافت و خواهيم ديد كه چگونه سازمان تصميم داشت كه اجراي اين خط را به عقب بيندازد ؟!

در همين تحليل بود كه عنصر امنيتي در تشكيلات به عنوان تعيين كننده ترين عامل مطرح گرديد و گفته شد كه تنها نيرويي مي تواند از اين شرايط جان سالم بدر ببرد كه بتواند خود را با شرايط امنيتي ،‌ نظامي كنوني تطبيق دهد . اشاره خواهيم كرد در خطوطي كه بعداً ارائه شد چگونه سعي مي شد كه روحيه نظامي بچه ها بالا رفته و در كنار آن نيز از بچه ها يك عنصر قابل امنيتي بسازند .

 

5) پاسداري و حفظ خوابگاه ها

در همين زمان ها ، يعني تقريباً اواسط تير ماه در رابطه خوابگاه ها خطي ارائه شد كه بدينگونه بود كه : خط كلي ما (يعني دانشجويان هوادار سازمان) حفظ خوابگاه هاست ، به عنوان ظرف مادي حركت مان و اين در بطن خود مقاومت را در مقابل تهاجمات ايجاب مي كند (منظور تهاجمات كميته اي ها بود) . در اين راه نيز ميزان مقاومت تا مرز درگيريست ، هدف كلي در اين رابطه عاصي كردن كميته چي هاست تا سيستم درك كند كه به اين راحتي ها نمي شود كه با نيروهاي ما (يعني سازمان) در بيفتد و خوابگاه ها را بگيرد .

در اين زمان ما حق نداشتيم كه هيچگونه مداركي كه نشان دهنده ارتباط مان با سازمان باشد ، در خوابگاه ها نگهداري كنيم كه اينها نيز در رابطه با اصل شدن مسئله امنيتي در تشكيلات اجرا مي گشت .

در رابطه با خوابگاه ها ، برخوردهاي خارجي بچه ها نيز شايان توجه است كه براي اين كه مردم را تحريك كنند از توسل به حربه هاي تبليغاتي چون : بي خانمان شدن دانشجويان شهرستاني در حالي كه اكثراً بچه هاي تهراني بودند ، ضرب و شتم و تيراندازي به سوي دانشجويان و غيره استفاده مي گشت .

 

پی نوشت:

*نامه تكان دهنده و روشنگرانه عضو انجمن دانشجويان مسلمان شاخه دانشجويي سازمان مجاهدين خلق

 

* برگرفته از کتاب « اسلام و منافقين » احمد اردستاني


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

جدیدترین مطالب

رضا عابدی‌گناباد؛ دکترا سیاست‌گذاری فرهنگی از دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) مشهد و مدرس دانشگاه

انگلستان، از آشوبگری و جاسوسی تا حمایت از اقدامات تروریستی

دکتر مصطفی انتظاری‌هروی، بنیاد هابیلیان

نشانه‌های تروریستی‌سازی فضای منطقۀ غرب آسیا

شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/10/01
2
تاریخ : 1358/10/02
3
تاریخ : 1358/10/03
9
تاریخ : 1358/10/09
11
تاریخ : 1358/10/11
14
تاریخ : 1358/10/14
15
تاریخ : 1358/10/15
16
تاریخ : 1358/10/16
18
تاریخ : 1358/10/18
19
تاریخ : 1358/10/19
21
تاریخ : 1358/10/21
22
تاریخ : 1358/10/22
27
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان