مجاهدین خلق (منافقین) مسعود عیسی‌وند را ترور کردند

عاملین ترور و اسناد جنایت:

مجید ابوالحسنی

نام مستعار:

فرمانده واحد تروریستی

امیر فخاریان

نام مستعار:

عضو واحد تروریستی

امیر علی مولائی

نام مستعار:

عضو واحد تروریستی

1.اعترافات امیر فخاریان یکی از عاملین جنایت فوق:

“اولین عملیات تروریستی حمله به نمایشگاه عکس و پوستر سالگرد جنگ تحمیلی بود که شرح آن به این صورت است: یک روز من رفتم سر قرار که مجید سر تیم خود را دیدم، بعد با مجید رفتیم سر قرار دیگری که امیر علی عضو تیم و... مجید به من گفت که تا حالا تیراندازی کرده ام یا نه ؟ که من گفتم نه ! بعد گفت امروز تیراندازی می کنی. که من گفتم امروز عملیات داریم ؟ که گفت آره.

بعد رفتیم داخل یکی از کوچه‌های خیابان میرزای شیرازی حوالی خیابان مطهری که یک ماشین فورد تانوس قهوه ای رنگ که امیر علی رانندگی آن را می کرد از راه رسید، بعد مجید جلو سوار شد و من عقب ؛ از داخل یک جعبه که جلو پایم بود یک اسلحه ژ3 به مجید دادم و یک اسلحه ژ3 هم برای خودم باقی ماند... در راه که می رفتیم مجید گفت: حمله می کنیم به یک نمایشگاه عکس و پوستر سالگرد جنگ تحمیلی و اگر محافظ مسلحی داشت به شهادت می رسانیم و اسلحه هایشان را بر می داریم و فرار می کنیم.

بعد رفتیم سر تقاطع خیابان سهروردی – مطهری بود که یک نمایشگاه عکس و پوستر سالگرد جنگ تحمیلی آنجا دایر بود که دو سه بار دور نمایشگاه را با ماشین زدیم... مجید به من گفت که این نمایشگاه دو تا محافظ مسلح دارد که یکی را که نزدیک خیابان سهروردی است من به شهادت می رسانم و آن یکی هم که نزدیک خیابان مطهری است و به شهادت برسان و بعد مواظب باش تا این که اسلحه هایشان را بردارم و فرار کنیم...

مجید پیاده شد و من و امیر علی هم پیچیدیم داخل خیابان مطهری، هنوز ماشین درست ترمز نکرده بود که صدای تیراندازی بلند شد و امیر علی هم ماشین را نگه داشت... بعد درب را باز کردم، همانجا جلوی درب ماشین ایستادم همان شخص مسلح باز روی راه پله همان ساختمان ایستاده بود و باز به طرف مجید تیراندازی می کرد، بعد یک دفعه من متوجه شدم که شخص به طرف من می آید که من به شخص گفتم: ایست، برگرد.

آن شخص سرش را به سمت چپ خودش تغییر دارد و بعد به دست راست پیچید و به طرف خیابان آمد...این بود که نفهمیدم چطور شد که به طرف آن شخص تیراندازی کردم..... پریدم و داخل ماشین و درب را بستم و به امیر علی گفتم که حرکت کند... از خیابان سهروردی به طرف بالا می آمدیم که من متوجه شدم عبور و مرور وسایل نقله عادی شده....

بعد رفتم سر قرار هر چه منتظر شدیم مجید نیامد، بعدها گفتند که مجید دو نفر شخص مسلح را به شهادت رسانیده و مثل این که در حین فرار با یک راننده تاکسی درگیری پیدا کرده و خلاصه مثل این که آن راننده تاکسی را به شهادت رسانید و خود مجید هم از ناحیه پا زخمی شده و... “

2.اعترافات مجید ابوالحسنی یکی دیگر از عاملین جنایت:

“دومین عملیات که در آن شرکت داشتم همان عملیاتی بود که در آن شرکت داتشتیم و دستگیر شدم. قرار بود دو نفر را خلع سلاح کنیم، مکان آن تقاطع خیابان سهروردی و تخت طاووس بود. ما همان ماشین قهوه ای سیر رنگ لنسر را به اضافه همان دو ژ3 و نارنجک داشتیم. عملیات بدون شناسایی بود و در آن من، امیر و امیر شرکت داشتند. “

شهید مسعود عیسی وند

شغل: محصل

سن: 17 سال

وضعیت تأهل: مجرد

محل شهادت: تقاطع خیابان سهروردی و استاد مطهری

تاریخ شهادت: 1360/6/29

زندگینامه

در سال 1343 در خیابان پامنار تهران در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. از همان کودکی دارای هوش، نجابت و سادگی فوق العاده ای بود و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت به پایان رساند. در ابتدای ورود به دبیرستان با مسائل سیاسی اسلام آشنا شد و با پاگیری نهضت شکوهمند مردم مسلمان ایران با تمام قوا به آن پیوست و در اکثر راهپیمایی ها و تظاهرات فعالانه شرکت داشت. با به ثمر رسیدن انقلاب به انجمن اسلامی مدرسه اش پیوست و علیرغم سنگینی این مسئولیت به خوبی از عهده آن بر می آمد و علاوه بر آن در فعالیت‌های تبلیغاتی نیز شرکت می جست.

او فرمان امامش را که فرموده بودند: “مسجد سنگر است، سنگرها را حفظ کنید.”همواره در مد نظر داشت و علاوه بر خدمت در مساجد، کوشش فراوانی در استحکام بخشیدن هر چه بیشتر رابطه مسجد و مدرسه، این دو سنگر جدا ناپذیر انجام می داد.

در ایام تعطیل، روزها را به همراه پدرش کار میکرد و بعد بی آن که خستگی ناشی از یک روز کار مانعش شود، به مسجد می رفت و تا پاسی از شب به پاسداری از محراب خون و شهادت و معیادگاه عاشقان الله می پرداخت و در رساندن پیام انقلاب کوشا بود و به مناسبت‌های مختلف منجمله سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی یا افشاء جنایات و دسائس گروهک‌های ضد انقلابی و عوامل استکبار جهانی در کردستان اقدام به برگزاری نمایشگاه در خیابان و دبیرستان می نمود و در افشاء دشمنان اسلام از هیچ فعالیتی فرو گزار نبود.

او در ادامه مبارزه اش به بسیج مستضعفین پیوست و در صفوف این لشکر الهی شور و شوقی وصف ناپذیر داشت و مشتاقانه انتظار روزی را می کشید که به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل اعزام شود و در آن دیار شهادت و ایمان در کنار برادران رزمنده اش بر مزدوران بعثی بتازد و پرچم ظفرمند اسلام را بر قله پیروزی به اهتزاز در آورد.

شهادتنامه

از یک هفته قبل از شروع مراسم هفته جنگ، مسعود شبانه روز در تدارک برپایی نمایشگاهی به این مناسبت بود و می خواست با هر چه باشکوهتر برگزار نمودن آن بخش کوچکی از دین خود را نسبت به سپاهیان اسلام ادا نماید و می گفت: “این نمایشگاه را باید بسیار باشکوه برگزار کرد.”و چنین نیز  شد.

 شب 29 شهریور ماه را او تا پاسی از نیمه شب به پاسداری از مسجد مشغول بود و با وجود خستگی زیاد، سحرگاه آخرین طلوع خورشید زندگانی اش با شور و شوق به نمایشگاهی که به مناسبت هفته جنگ به اتفاق همرزمانش برپا کرده بودند رفت و تا بعد از ظهر آن روز در محل حضور داشت و به سؤالات مردم پاسخ می داد و از رشادت و از خودگذشتگی رزمندگان می گفت.

غروب آن روز، غروب خونین این ستاره پر فروز آسمان اسلام بود، منافقین سیاه دل و تبهکار در خدمت به اربابان آمریکایی خود مسلحانه به نمایشگاه هجوم آوردند و مسعود و یارانش را هدف گرفتند و این گل نوشکفته در خون خود پر پر شد.

پزشکی قانونی در گزارش خود پیرامون علت شهادت برادر مسعود عیسی وند نوشته است:

“جنازه متعلق به پسر جوانی است که علائم خفگی و مسمومیت ندارد. در جلوی سر در سمت چپ سوراخی به قطر 5/1 سانتیمتر مشخص است که به داخل سر نفوذ یافته و سبب آسیب عروق و نسوج سر شده است. این سوراخ در اثر اصابت اسلحه گرم ایجاد شده است.”

شهید عیسی وند می خواست که نمایشگاه با شکوه برگزار شود و بتواند گوشه ای از دلاوری رزمندگان اسلام را نشان دهد و چنین نیز شد. او با خون پاک خویش و برادران شهیدش اوج ایثار و از خود گذشتگی همه رزمندگان اسلام را به نمایش گذارد.                        

مزار شهید: بهشت زهرا، قطعه 24، ردیف 95، شماره 45

ایادی صدام

در آغاز جنگ تحمیلی منافقین و دیگر گروهک‌های ضد انقلابی و وابسته به استکبار جهانی کوشیدند تا با دامن زدن به باصطلاح “جنگ داخلی “و گشودن یک جبهه جدید ضد انقلابی در داخل کشور، به یاری متجاوزین بعثی بشتابند و شکست‌های روزمره ارتش صدام را با کشتار امت مسلمان در پشت جبهه جبران نمایند.

هدف آن بود که مردم قهرمان ایران را از جنگ دلسرد کنند و از این طریق پشت جبهه را سست و جبهه ها را ضربه پذیر کنند. از این رو به هر آنچه به جنگ مربوط می شد، حمله کردند. محل اسکان جنگ زدگان را به رگبار بستند، در ارسال کمک‌های مردمی به جبهه ها خرابکاری و اخلال کردند و بالاخره به نمایشگاه برپا شده به مناسبت هفته جنگ مسلحانه حمله کردند و به به شهادت رساندن نوجوانان بسیجی محافظ و گرداننده آن اوج رذالت و خیانت خویش را به اثبات رساندند.

اما این کوردلان نمی داننند که امتی که صدها شهید در اثر بمباران‌های وحشیانه ارتش صدام، به اسلام تقدیم و یک لحظه هم شعار “جنگ، جنگ تا پیروزی “را قطع نکرده است، با این جنایات نیز صحنه را ترک نکرده و راه را برای ترک تازی ایادی داخلی صدام باز نخواهند کرد.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/05/01
2
تاریخ : 1358/05/02
5
تاریخ : 1358/05/05
6
تاریخ : 1358/05/06
7
تاریخ : 1358/05/07
8
تاریخ : 1358/05/08
9
تاریخ : 1358/05/09
10
تاریخ : 1358/05/10
12
تاریخ : 1358/05/12
14
تاریخ : 1358/05/14
15
تاریخ : 1358/05/15
16
تاریخ : 1358/05/16
19
تاریخ : 1358/05/19
21
تاریخ : 1358/05/21
22
تاریخ : 1358/05/22
24
تاریخ : 1358/05/24
25
تاریخ : 1358/05/25
26
تاریخ : 1358/05/26
27
تاریخ : 1358/05/27
28
تاریخ : 1358/05/28
29
تاریخ : 1358/05/29
31
تاریخ : 1358/05/31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان