غائله چهاردهم اسفند۱۳۵۹(54)

که اگر امام مرد تو را وزیر و نخست وزیر کن ... اینها (سرگذشت بنی صدر و تاریخچه زندگیش) را ما منتشر می کنیم (آیت این را به مخاطبش می گوید) اینها خط داشتند نشستند ... آن ارباب آمریکا می خواستند ببرند چه انگلستان چه آمریکا ...

اینها (منظور بنی صدر و جبهه ملی) می گفتند آقا متعصب دینی است ، گروه های سیاسی را تشخیص نمی دهند ، اینها دو نقشه داشتند ، یک نقشه این که همان بلایی که سر کاشانی آوردند سر خمینی بیاورند ، یک آدم بسازند جلوی خمینی ، که نتوانستند ... طالقانی هم که مرد ....

حالا بنی صدر ... فکر این هستند اگر نشه کسی را بسازی می گویند امام که می میرد ، بنی صدر بیاید قدرتی پیدا کند و یک محبوبیتی پیدا کند و یک نمایشی پیش مردم داشته باشد که امام بنی صدر را می خواسته ، امام به بنی صدر رأی داده و ... یک نامه بنی صدر به امام می نویسد موافقت می شود ، این ساخته آن مسعود رجویه که می گوید حالا که امام با اختیارات تو ، کدام اختیارات سه ماده است از ... با موافقت امام تعیین شود .

یعنی شورای انقلاب باید موافقت بکند ، امام باید موافقت بکند تا نخست وزیر تعیین شود ، پس این که اختیاری نبوده برای بنی صدر اختیار دوم که قوای انتظامی زیر نظر باشد که هست زیر نظر کل حکومت جمهوری اسلامی است .

قسمت سوم که رادیو و تلویزیون به اصطلاح اسلامی باشد . مگر امام می گوید غیر اسلامی باشد ، این را گذاشته پای اختیارات . ولی امام دعایی را انتخاب کرد برای اطلاعات ، بنی صدر در یک ابلاغ بی مزه نوشته که تو هم منصوب شدی از طرف من که خوب منصوب شده  هست .

این می خواهد نتیجه بگیرد ، یعنی می خواهد بگوید هان پس الان هم آمده پیش دستی کرده و این آقای تقی فراحی به مدیریت رادیو تلویزیون سرپرستی صدا و سیما در حالی که اصلاً این بنا بر فرض محال من نمی دانم این نامه را امام به کی نوشته ، اگر به کسی دیگری به غیر از تقی فراحی نوشته باشد ، اصلاً خرد کننده است برای بنی صدر .

اما اگر به خود تقی فراحی هم نوشته باشد باز خرد کننده است ، منتهی یک کمی تعدیل شده ، درست خلاف آن چیزی که بنی صدر گفته ، کسی را به خاطر عقیده کنار نگذارید این (خمینی) می گوید همه که غیر اسلامی هستند بریزید بیرون ...

خب حالا اگر این هم باشد تا یک ماه بعد که مجلس تشکیل بشود قانون اساسی را نمی تواند نادیده بگیرد ، قانون اساسی می گوید 3 نفر باید در رأس رادیو تلویزیون باشند ؛ یکی از طرف مجلس ، قضائیه ، مجریه . امام هم اشاره کرده بود که رادیو تلویزیون نباید زیر نظر هیچ کس باشد ، مستقل باشد .

ما خط و نقشه را خواندیم خود اربابش هم دستور داده که به آیت بتوپ چون می داند چه باید بکند ، چون دیده که من همه اش را از جلو جلو گفتم ، گفتم که بنی صدر این است و همین طور هم شد ، یعنی الان این آخرین مهره ای است که ظاهراً هم شده رئیس جمهور چون ابتکار عمل دست مجلسه ، باز مسئله مجلس است .

اگر آن پیش نویس را که آنها (سحابی ...) درست کرده بودند اگر آن تصویب شده بود ، اصلاً انقلاب از بین رفته بود . الان بنی صدر رئیس جمهور بود و رئیس جمهور هم همه کاره . هم می توانست مجلس را منحل کند ، هم دادگستری و قضاتش را این منصوب می کرد ، هم ارتش را زیر فرماندهی داشت ، همه چیز زیر نظرش بود .

ما توی این قانون آمدیم فرمانده کل قوا را داده ایم به رهبر در آن بیاید آن را نماینده خودش کنه ، این اصل نیست هر وقت خواست می تواند ازش بگیرد ، اختیارات کامل را هم که دادیم به مجلس . رئیس جمهور فقط می تواند مدال بدهد و مدال بگیرد و سفرا را به حضور بپذیرد والسلام ، هیچ اختیاری ندارد ، بنی صدر تلاش می کند ، ولی چیزی (اختیاری) ندارد .

به ساوه ای ها آمده گفته که آره آنها شهرشان وکیل می دهد همه آمدند رأی دادند به یک نفر که ضد بنی صدر است ، باز از دوست های من . این از اول قبل از انتخابات ریاست جمهوریش ، پاش رو کرده توی کفش همین که این فلان است و بهمان است و چه کار کرده و این چیزها مردم ساوه آمدند به این مطلب رأی داده اند آن انتخاب شد حالا آمده بنی صدر تلاش می کنه انتخابات را باطل کند .

باطل کرد ، حتی شورای انقلاب هم پذیرفت . دوباره انتخابات بشود ، همان می شود حرفی توش نیست ، اینها آمدند در خانه ریاست جمهوری و دفتر شورای انقلاب و اعتراض تمام مدرسه ای ها جمع شده اند آنجا در خانه امام آن وقت وقتی در میان دعوا نرخ تعیین می کنند ، اصل با خود شما مردم می دانیم اگر مجلس هم کج رفت ...

فردا می زنند توی دهنش تو چه کاره ای ، نوشت روزنامه که تو چه کاره ای . مجلس همه کاره است ، آنها که مستقیم به مردم مراجعه می کنند ، مجلس همان کاری که مصدق کرده نه ، این دست و پای بیخودی است داره (بنی صدر) می زند .

هیچ کاری نمی تواند بکند ، با این قانون اساسی ، با این شورای انقلاب ، با این امام مقابلش نگه داشتیم و گفتیم اوضاع از چه قرار است ، هیچ کاری نمی تواند بکند ، یعنی هر چه بخواهد سر و صدا کند باعث می شود روزبروز ضعیف تر بشود ، مخالفت مردم برانگیخته تر بشود و حتی ناچار بر کنارش بکنند ؛ اگر بخواهد تسلیم بشود که یک رئیس جمهور تشریفاتی است و همین جور برود این طرف و آن طرف حرف بزند ، هیچ قدرتی ، هیچ اختیاری ، مثل شاه انگلستان .

الان فقط حرف می زند یک نخست وزیر می خواست تعیین کند نتوانسته ... چون فکر  می کرد مجلس دیگر فکر نمی کرد یک قاطعی هم این طرفی باشد ... در دانشگاه کسی را نداره به خصوص که روزبروز در دانشگاه پایگاهش دارد ضعیف تر می شود ، چند نفری هم که باهاش بودند یعنی بی طرف بودند ...

دانشجوی خط امام که باهاش بودند برگشتند ، دانشگاه هم همین طور باهاش برگشت ، طلاب حوزه علمیه هم که اصلاً باهاش نبود ، حالا هم که در جریان مخالفش قرار گرفتند ، بازار هم داره کم کم بر می گردد ، مانده عموم مردم ، که عموم مردم هم جهت ندارند وجهت شان هم جهت روحانیت است .

روحانیت هم که وقتی درست برگردانند عموم مردم هم بر می گردند (از بنی صدر) الان هم عموم مردم هنوز دقیقاً در جریان نیستند کی به کیه ، فکر می کنند بنی صدر و بهشتی همه در یک جریان هستند ، گرچه حالا کم کم دارند می فهمند کار یک جریان هم نیست ...

این آخرین مهره است ، نقش خودش را بازی می کند ، یک دو تا افراد دیگر که در خط اینها نیستند ممکن است بیایند بازیگر صحنه باشند . خوب اینها افرادی که خط ندارند تا بنی صدرش خط دار بود ، در جهت آنها حرکت می کرد ... از الان به بعد افرادی که می آیند که خط ها برایشان مشخص نیست .

مثلاً پیمان البته آن هم خط مشخصی داره و مشکل آوردنش به میدان ، حاج سید جوادی اینها مشکل آوردنش .... مثلاً تیپی دیگه معمولاً شناخت دقیقی مردم رویشان ندارند . خودشان ظاهر الصلاح هستند آدم بدی نیستند ، ولی خوب خط دقیق و مشخصی ندارند ، فرض کنید میرسلیم را بیاورند نخست وزیرش کنند اینها خطشان را تشخیص نمی دهند ، مثل خط امام باشند ، بنی صدر کیه ، پیمان کیه .

مخاطب : آیا حزب کلاً هیچ تصمیمی به همکاری ندارد ...

آیت : چرا وزیر می دهد ، همکاری نه ، وزارت شرکت می کند ، چون حق خودش می داند نه این که با آن همکاری کند . حزب می گوید بنی صدر کاره ای نیست ، طبق قانون اساسی اکثریت نماینده مجلس می تواند نخست وزیر را تعیین کنند . نخست وزیر خوب وقتی خواه ناخواه حزب برنده شد باید حزبی باشد ، حداکثر ارفاقی که حزب بکند بیاید یک شخصیتی را بگذارد که از لحاظ تعارض شدید با بنی صدر نداشته باشد ، یک دفعه نباید بگوید .

آیت : خب اکثریت مردم بداند بگوید فلان شخص ... کسی را نداره نوبری تاجیک ... کسی را نداره و جناح بازرگان را نمی تواند بیاورد چون دیگر انقلاب نیست ، نمی دانم . مدنی ، سنجابی ، حاج سید جوادی ، متین دفتری ، رجوی این تیپ ها که همه مجموعاً یک واحد هستند این که نه امام زیر بار می رود ، نه مجلس زیر بار می رود و اگر شورای انقلاب ، نه شورای انقلاب . این (بنی صدر) اینها را می خواهد . تمام نقشه اش این است که اینها را بیاورد ، محال است که خیابانی را بیاورد برای وزارت ، محال بتواند وزیر بشوند .

الان اینها نون به هم قرض می دهند ، یک عده اینها دارند در اختیارشان (مجاهدین) الان جو تبلیغاتی دارند درست می کنند ، یعنی فلان جا که بنی صدر صحبت می کند ، خوب معلوم است اگر چهار تا کف نزنند و یا چهار تا سوت نزنند ، این اصلاً بی مزه می شود ، چند تا جا شرکت کرد ، همین جور شد که حالا هم مجاهدین و فدائی ها می رون .

اصلاً تیپ تظاهرات شان هم به آدم های وارد شخص است ، آدم های اسلامی الله اکبر می گویند ، فوقش که خیلی نیمه اسلامی باشند کف می زنند ، اما دیگر توی اسلامی ها ما هیچ وقت سوت زدن نداریم ، اخلاق شان این نیست که کف بزنند ، حتی آن زمان طاغوتش هم اسلامی ها سوت نمی زدند ، این سوت زدن مال تیپی است که می خواهد جو تصنعی ایجاد کند ، معلوم که مجاهدین هستند (هواداران شان) اینهایند .

خوب چند تا در اختیار دارد برای این که بگویند این (بنی صدر) محبوب و مهم است ، کف زدن و سوت کشیدن ، توی تلویزیون یک مرتبه بیا و بگوید امام به شما اختیارات داده ، این قبلاً تبانی شده بود که به مردم بگویند ، امام به این اختیارات داده ، یک چیز نداده بما سونند ، این استفاده می برد .

از اینها از آن طرف هم هر چه نامه می نویسند ، حضرت رئیس جمهوری می بینی اینها همه رئیس جمهور پرست شده اند ، در حالی که ما مطلع هستیم اینها می خواهند بنی صدر را اصالت بدهند در مقابل امام ، تمام کارشان این است تا حالا که نتوانسته اند بعدش هم نمی توانند ، کاری ازشان ساخته نیست .

الان برنامه آنان روی منتظری باشد ، عکس را ببرند و حرفش را بزنند ، توی سخنرانی نامی ازش ببرند ، تمام اینها باید صحبتی از منتظری باشه ، منتظری روزبروز بزرگتر می شود که اگر اتفاقی برای امام پیش آمد ، ما دیگر خیلی کار نداشته باشیم .

بنی صدر عکس این ، هدفش چون حتی آن روز عید که تبریک فرستاد برای نجفی و گلپایگانی برای شریعتمداری فرستاد ، ولی برای منتظری نفرستاد ، مهم نیست ، اتفاقاً بهتر بود .

مخاطب می گوید : جهاد .... نرویم ؟

آیت می گوید : خیلی محدود بگذارید تا چهارده خرداد همه چیز روشن می شود . البته شاید زودتر از آن روشن بکنیم ، یعنی زودتر از این برنامه ، به هر حال خواهد بود ... تبلیغ بکنید که مجاهدین و بنی صدر با هم هستیند ، ولی اعتراض نکنید و به مردم بگویید اینها با هم هستند و تا حدی که می شود اعتراض مردم را برانگیزید .

خیلی خیلی یواش و مطلب را به تدریج مردم بفهمند ، اول بفهمند بعداً اعتراض اشکال ندارد ... اعتراض به این که بنی صدر با رجوی با هم می نشینند ، تبلیغ روی همین مسئله که چرا باید وقتی یک میزگردی تشکیل می شود کسانی توش شرکت کنند که اکثراً نماینده اقلیت مردم هستند .

رجوی و احمدزاده ، رجوی از تهران نشد ، احمدزاده از مشهد نشد ، آن تاجیک و آنها هم قابل مقایسه نیستند و کسانی که قابل تحمل بودند یکی شمس آل احمد که خوب کاری به کسی نداشته و یکی معادیخواه و حداکثر حبیبی ، بقیه مثل تکمیل همایون از قزوین اصلاً رأی نیاورد ، اگر بنا باشد بایست نماینده اکثر مردم باشند ، این شکلی تلویزیون در اختیار اینها قرار بگیره .

خب این هم خوب شد ، امام اتفاقاً روی این مسائل حساس است و می بیند از رادیو تلویزیون چون امام معمولاً تلویزیون نگاه می کند . بعد از اعلامیه بازرگان ، حبیبی سحابی تمام آنها را شیاطین کوچک خطاب می کنند ، آنها ضعف شان و حماقت شان اینجاست که جلوی امام ایستاده اند .

غائله چهاردهم اسفند۱۳۵۹(۵۳)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/05/01
2
تاریخ : 1358/05/02
5
تاریخ : 1358/05/05
6
تاریخ : 1358/05/06
7
تاریخ : 1358/05/07
8
تاریخ : 1358/05/08
9
تاریخ : 1358/05/09
10
تاریخ : 1358/05/10
12
تاریخ : 1358/05/12
14
تاریخ : 1358/05/14
15
تاریخ : 1358/05/15
16
تاریخ : 1358/05/16
19
تاریخ : 1358/05/19
21
تاریخ : 1358/05/21
22
تاریخ : 1358/05/22
24
تاریخ : 1358/05/24
25
تاریخ : 1358/05/25
26
تاریخ : 1358/05/26
27
تاریخ : 1358/05/27
28
تاریخ : 1358/05/28
29
تاریخ : 1358/05/29
31
تاریخ : 1358/05/31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان