«ضربات وارده بر پیکره منافقین»

منافقین و جنگ تحمیلی 21

علل انتخاب فاز نظامی(ادامه)

خوشبختانه مردم فعالانه در این مرحله با منافقین برخورد کردند و علاوه بر این که به آنان نپیوستند ، بلکه به دستگیری وسیع این عناصر خود فروخته پرداختند ، به طوری که سازمان در این مرحله بخش عظیمی از نیروهای خویش را از دست داد و در این مرحله نیز با شکست فاحشی روبرو شد .

3 _ به دست گرفتن رهبری مردم و نهایتاً حکومت :

علیرغم این که مردم در مراحل اول و دوم هرگز به آنان نپیوستند و تازه به شکل گسترده ای در سرکوبی تظاهرات مسلحانه و ترورهای کور آنان شرکت می کردند ، باز سازمان در ارزیابی خود چنین توجیه می کرد که اکثریت مردم از حکومت ناراضی هستند و طرفداران نظام انگیزه های عمیق ندارند و به علت پیوندهای طبقاتی و حفظ منافع خود از رژیم طرفداری می کنند که عمدتاً از سرمایه داران و عناصر قشری می باشند .

رهنمود سازمان در این مرحله این بود که :

" همه چیز آماده است ، تا قیام مسلحانه توده ای بر پا شود و با یک تظاهرات بزرگ مسلحانه که به اصطلاح بزرگتر از تظاهرات مسلحانه قبلی ، می توان حکومت را سرنگون کرد و در این راه مردم حتماً به ما خواهند پیوست که تحلیل سازمان در جزوه هسته های مقاومت در این مورد است .

با توجه به آمادگی بسیار عمیق و وسیع اجتماعی و پوسیدگی رژیم و با حضور یک سازمان سراسری انقلابی و مسلح ، آنچه بر ذهن متبادر می شود آن است که می توان رژیم را در جریان یک قیام سراسری به زانو در آورده و ساقط کرد .

و طبعاً معنای این حرف این است که هر چند سازمان قادر بوده و هست که ضربات کاری به رژیم وارد کند ، کما این که عملاً نیز گسترش ارتش خلق و ساقط کردن رژیم بشود ، یعنی لزومی ندارد که ما چشم به این نقطه بدوزیم ، که نیروهای مسلح انقلاب رژیم را ساقط نمایند ، بلکه می تواند به شرط دست زدن به سازماندهی و اقدامات مناسب به تدریج نیروهای گسترده خلقی را به میدان کشیده .

مخصوصاً توجه کنید که رژیم اساساً موفق بر خلع سلاح نشده و هنوز مقدار زیادی سلاح در دست توده هاست ، کافیست بتوانیم با روش های مناسب نیروهای ارتجاعی را متفرق و فلج کنیم ، به طوری که نتواند خیزش های خلق را بلافاصله و با شدت سرکوب کند ، در این صورت با پاگیری حرکت خلق ، ارتجاع دیگر قادر به مهار کردن آن نخواهد بود ."

البته آشکار است که منظور سازمان از نیروهای ارتجاعی همان امت حزب الله و مردم کوچه و بازار است و این واقعیت را در جای دیگر اعتراف کرده اند .

 

ضربات وارده بر پیکره منافقین :

امام امت در تاریخ 13/4/60 به منظور نابودی منافقین آمریکایی امر فرمودند که امت اسلامی زمینه تحقق تشکیل سازمان اطلاعاتی 36 میلیونی را فراهم آوردند و اگر موارد سوءظنی را یافتند سریعاً مقامات مسئول را مطلع سازند .

متن سخنان امام این چنین بود :

" تکلیف امت امروز این است که تمامشان توجه کنند که این خرابکارها را شناسایی کنند ، شناسایی کنند و معرفی کنند به کمیته ها و دادگاه ها و هر جا نزدیک شان است …. امروز باید همه شما سازمان اطلاعات باشید ، از اجزاء سازمان اطلاعات باشید ."

به دنبال این فرمان تاریخی امام بود که مردم و امت همیشه در صحنه وارد کارزار شدند و به محض دیدن موارد مشکوک یا خود دخالت می کردند و یا مسئولین را مطلع می ساختند .

به دنبال دخالت مردم بود که لانه های عنکبوتی منافقین یکی پس از دیگری کشف و عناصر وابسته و منافق دستگیر و به جزای اعمال ننگین خود رسیده و می رسند .

اما ضربات کاری که بر پیکر سازمان وارد آمد از قرار زیر هستند :

1 _ عملیات مرصاد :

این عملیات در 19 بهمن ماه 1360 انجام گرفت که طی آن ضربات محکمی بر پیکر ضربه ناپذیر ! سازمان وارد آمد که طی آن دهها تن از کادرها و اعضای مرکزیت سازمان به هلاکت رسیدند یا دستگیر شدند .

و در این عملیات بود که موسی خیابانی مرد شماره 2 سازمان به هلاکت رسید ، این عملیات باعث شد که بخش های مهمی از سازمان متلاشی شود .

و به لحاظ تبلیغات داخلی و خارجی ضربه محکمی محسوب می شود ، چرا که منافقین در تبلیغات خود مدعی بودند که تشکیلات سازمان آنچنان منسجم و پولادین است که امکان هیچگونه ضربه پذیری در آن نیست .

و از آنجایی که در تبلیغات خارجی سعی می کرد که خود را تنها آلترناتیو آمریکا و دنیای اروپا جا بزند با وارد آمدن چنین ضربه ای تصور باطل ضربه ناپذیری سازمان برای مرکزیت و اربابان شان زیر سؤال رفت !

2 _ ضربه فروردین ماه 1361 :

در طی این عملیات مسئول اکیپ های ویژه بخش نظامی سازمان همراه با تعداد زیادی از اعضاء دیگر معدوم و یا دستگیر شدند ، در این عملیات نیز شرکت گسترده مردم در محاصره منافقین به چشم می خورد .

3 _ ضربات عملیات 12 اردیبهشت و 19 و 20 خرداد :

این عملیات ها چنان ضربات مهلکی بر پیکر رو به زوال منافقین وارد آورد که باعث شد:

الف _ سازمان به طور کلی قدرت کادر سازی خود را از دست بدهد ، چرا که در این عملیات ها بخش های روابط اجتماعی و تمامی نهاد تدارکات بخش شهرستان به طور کلی منهدم شد و بر سایر بخش ها ضربات کاری وارد آمد .

ب _ حفظ کادرها و اعضا : چون سازمان در میان مردم جایی ندارد و از یکسو نمی تواند نیروهای انسانی خود را تأمین نماید و از سوی دیگر با ضربات کاری که هر روز امت حزب الله و سپاه و کمیته بر پیکر آنان وارد می آورد آنان را در یک بحران نیرویی قرار داده است .

به طوری که مجبورند برای حفظ اعضاء و هواداران خود دیگر به فکر خام و ابلهانه تظاهرات وسیع مسلحانه خیابانی نیفتند و عملاً دریافتند که مردم نه تنها به آنان نمی پیوندند ، بلکه به خون منافقین و دشمنان انقلاب تشنه اند .

پس از این عملیات بود که دیگر همچون گذشته وارد خیابان ها نمی شدند و راه بندان به وجود نمی آوردند و وسایل نقلیه عمومی همراه را مسافرینش را به آتش نمی کشیدند .

البته سازمان در درجه اول سعی و تلاش می کند که از تمرکز ضربات وارده نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی بر مرکزیت سازمان بکاهد و از مرکزیت سازمان به طرف هواداران خود منحرف سازد .

بر این اساس به منظور مشغول نمودن نیروهای انتظامی به هواداران خود دستور تشکیل هسته های مقاومت را می دهد که این هسته ها به دلیل متلاشی شدن بخش های عظیمی از سازمان ، بدون یک ارتباط تشکیلاتی قوی و به اصطلاح به طور خود جوش عمل می کنند و مسئولیتی را که بر عهده اینان گذاشتند صرفاً این است که برای حفظ باقیمانده سازمان ، هواداران در هسته های مقاومت باید خود را قربانی کنند .

رهنمود سازمان در جزوه هسته های مقاومت دلیل بر وحشت سازمان به اصطلاح پولادین ! از ضربه های احتمالی است ، آن جایی که نوشته اند :

" اگر مسئولین هسته ها عمیقاً به ضرورت پرهیز از ماجراجویی پی نبرند و به تدریج از وظایف ساده تر به سمت پیچیده حرکت نکنند ، بدون تردید ضربه خواهند خورد و متلاشی خواهند شد .

به دیگر سخن ، اقدامات نظامی به هیچ وجه در صدر برنامه های هسته ها قرار ندارد ، بلکه هسته ها در اطراف سازمان فضای مناسبی در جهت زندگی تشکیلاتی ، سیاسی و نظامی سازمان به وجود می آورند ، منجمله وظیفه بسیار مهم متفرق کردن نیروهای دشمن و جلوگیری از تمرکز آن بر روی سازمان که بسیار حیاتی است ، به عهده هسته هاست ، ضمن این که در حد پیچیده گیشان می توان برخی وظایف خاص را نیز به عهده بگیرند ."

یعنی با انجام ترورهای کور کشتار مردم بیگناه ، نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی را به اصطلاح مشغول سازند ، تا مرکزیت در امان بماند ، اما از آنجایی که قرآن فرموده که : " ان ربک لبالمرصاد ، به درستی که پروردگار تو در کمینگاه است ." در هر یک از این عملیات های کور ، به دلیل این که هواداران از تجربه کافی برخوردار نبودند ، سریعاً توسط امت حزب الله و نیروهای سپاه و کمیته های انقلاب اسلامی دستگیر می شوند .

و چون از یک انگیزه عمیق سیاسی ، عقیدتی برخوردار نیستند ، سریعاً سایر دوستان منافق را لو می دهند و با لو رفتن آنان ارتباطات ضعیف و نامحسوس هسته ها با مرکزیت سازمان لو رفته و بدین ترتیب بخش دیگری از سازمان به حول و قوت الهی متلاشی می شود .

جالب توجه است که یکی از منافقین وقتی که وارد منزل یکی از مردم حزب اللهی جنوب شهری می شود ، تب آرتیس بازیش گل می کند و به هنگام بیرون آوردن اسلحه فریاد می زند که : " من باراباس هستم " و این یک نمونه ای از صدها نمونه ای است که بیانگر بی محتوایی و ماجراجویی و انگیزه نداشتن منافقین است .


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/08/01
2
تاریخ : 1358/08/02
3
تاریخ : 1358/08/03
4
تاریخ : 1358/08/04
6
تاریخ : 1358/08/06
7
تاریخ : 1358/08/07
8
تاریخ : 1358/08/08
10
تاریخ : 1358/08/10
11
تاریخ : 1358/08/11
12
تاریخ : 1358/08/12
13
تاریخ : 1358/08/13
15
تاریخ : 1358/08/15
20
تاریخ : 1358/08/20
21
تاریخ : 1358/08/21
22
تاریخ : 1358/08/22
24
تاریخ : 1358/08/24
25
تاریخ : 1358/08/25
26
تاریخ : 1358/08/26
27
تاریخ : 1358/08/27
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان