از طرف دیگر از آن جایی که در آغازین روزهای انقلاب ، چپی ها و مارکسیست ها در داخل فعال شده بودند و پرچم جریان چپ را حزب توده و چریک های فدایی اقلیت و اکثریت و سازمان منافقین به دوش می کشیدند و مردم نیز از جریانات چپ گرا راضی نبودند ، بنی صدر سعی کرد تا خودش را مخالف این جریان قلمداد کند ، از این رو اظهار می داشت : " رابطه اجتماعی مارکسیست های ما نه در قالب دیالیکتیک مارکس و انگلیس یا هگل می گنجد ، نه در قالب دیالیکتیک استالین . "

روزنامه کیهان ، 9 فروردین 58

این در حالی بود که سرانجام بنی صدر ، تحت لوای پرچم چپ نماها کشور را ترک کرد و دخترش را به عقد آنان در آورد ! یکی از کارهایی که می توانست بنی صدر را در سطح بسیار بالایی به مردم معرفی کند مناظره و گفتگو با گروهای چپ و مارکسیستی بود ، که عده ای از همان آغاز انقلاب ، آنان را بزرگ ترین تهدید برای کشور قلمداد می کردند .

بنی صدر سعی می کرد خود را به عنوان تنها کسی که می تواند گروه های مارکسیستی را از صحنه خارج کند ، معرفی نماید ، از این رو سعی داشت در فرصت مناسب در دانشگاه ها و صدا و سیما یا گروه های مارکسیستی به مناظره بنشیند .

یکی از مناظره هایی که آن روزها در میان مردم بسیار مطرح شد ، مناظره وی با " بابک زهرایی ، نماینده گروه های مارکسیستی " بود که در فاصله چهل روز دوبار انجام گرفت و در سیمای جمهوری اسلامی انعکاس یافت .

بنی صدر در آغاز این مناظره اظهار داشت :

" از این که جمعیت عظیم از زنان و مردان در اینجا جمع شده اند معلوم می شود که این نسل ارزش آزادی و ارزش مبارزه با سانسور را می فهمند و این اجتماع در عین حال اعتراض است به روش های نادرستی که راه بحث آزاد را می بندد تا راه مقابله از راه زور و مشت را بگشاید .

من امیدوارم اجتماع بزرگ شما برای همه درسی باشد و این را بدانند که وقتی یک انقلابی صورت گرفت تا جامعه ای از خفقان به در بیاید ، این صحیح نیست که از نو به بهانه های بچه گانه راه را بر آزادی و گفت و شنود ببندند . "

روزنامه کیهان ، 12 خرداد 58

بنی صدر چند روز بعد ، مناظره دیگری در 20 خرداد همان سال با نماینده دانشجویان مبارز طرفدار آزادی طبقه کارگر انجام داد که در آن موضوعات کشاورزی ، وابستگی های سیاسی و نظامی ، وابستگی های فرهنگی مورد بحث و گفتگو قرار گرفت .

روزنامه کیهان ، 20 خرداد 58

این نیز مناظره ای بود در جهت کسب شهرت و آمادگی برای رسیدن به قدرت که هدف اصلی بنی صدر بود .

بنی صدر در مصاحبه دیگری که با کیهان آن زمان انجام شد ، با نقد برنامه پنجمی که رژیم طاغوت به اجرا گذاشت و ارائه ریز برنامه دولت سابق درباره بودجه ، راه آهن ، صنعت و خدمات سعی کرد چنین وانمود کند که وی یک اقتصاددان روشنفکر و آگاه است که می تواند همه گره های کور اقتصاد را بگشاید و کشور را از فقر و بدبختی در آورد و به گلستان تبدیل نماید .

وی برای خودنمایی بیشتر و این که تنها منجی مشکلات اقتصادی کشور است ، سعی می کرد وضعیت اقتصادی کشور را بیش از حد نابسامان نشان دهد ، از این رو طی مصاحبه ای اظهار داشت :

" در حال حاضر ، کشور ما از نظر اقتصادی وضع مناسب و مساعدی ندارد و قیمت ها به وضع نامناسبی بالا می رود و به اعتقاد وزیر بازرگانی تورم چهل درصد را نشان می دهد ، در حالی که به نظر من باید بیش از این باشد ، وضع تولیدات صنعتی و صنایع ما اسفناک است ، بنابراین از جنبه اقتصادی عوامل عدم رضایت وجود دارد و در آینده بزرگتر خواهد شد . "

روزنامه کیهان ، 26 مهر 58

وی در جای دیگری خودش را طبیب اقتصاد بیمار ایران معرفی کرد و گفت : " ماییم و یک بیمار فلج به اسم اقتصاد و باید به عنوان یک طبیب به سر وقت این بیمار برویم و چه بکنیم که نمیرد ."

روزنامه کیهان ، 24 شهریور 58

سپس با تهدید مردم و نشان دادن آینده ای تاریک فرا روی آنها تأکید می کند : " واقعیت این است که اقتصاد ما با این بودجه و این روش هایی که دولت دارد بیشتر از بیست سال عمر ندارد ، بالاخره نفت تمام می شود و مرگ فرا می رسد ، پس ما یک فرصت محدودی داریم که ایرانی بسازیم که بتوانند زندگی کنند ."

روزنامه کیهان ، 24 شهریور 58

در این عرصه بنی صدر تا آنجا پیش رفت که مردم تصور می کردند هیچ کس جز او نمی تواند مشکلات اقتصادی کشور را حل کند ، برخی او را فرشته نجات می نامیدند و برخی با ساختن شایعاتی چنین مطرح می کردند که فرانسه از سفر بنی صدر به ایران سخت اظهار تأسف کرده است !

این در حالی بود که بنی صدر با مقالات متعددی که در روزنامه انقلاب اسلامی می نوشت و اظهار نظر می کرد .

چهره اقتصادیش را بیشتر به رخ مردم می کشید ، یکی دیگر از شگردهای بنی صدر عدم پذیرش پست های دولتی از ناحیه وی بود ، او تنها عضو شورای انقلاب و نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی بود و به رغم پیشنهادات مکرری که از سوی دولت موقت برای قبول مسئولیت به وی می شد ، او هرگز حاضر به قبول پست دولتی نشد ، زیرا می خواست با انتقاد از دولت بر محبوبیت خود بیفزاید .

به عنوان نمونه می توان به دعوت مهندس بازرگان از بنی صدر برای تصدی معاونت وزارت دارایی مثال زد که مورد قبول او واقع نشد و در این مورد گفت : " قبلاً هم بازرگان پست وزارتخانه ای را به من پیشنهاد کرده بود که رد کردم ."

روزنامه کیهان ، 30 تیر 58

وی در پاسخ به سؤال یکی از اهالی یزد که چرا در دولت مسئولیت قبول نکردید ، صریحاً باطن خود را آشکار کرد و گفت : " اگر انسان در یک جمع باشد باید از کارهای آن جمع دفاع کند ، تصمیماتی که در جمع گرفته می شود ولو انسان در اقلیت باشد باید بپذیرد .... من در 90 درصد موارد تصمیمات ، در اقلیتم ."

روزنامه کیهان ، 24 شهریور 58

آن گاه سعی می کند خود را تافته جدا بافته ای از دولت موقت نشان دهد و می گوید : " هیچ اعتقادی به اندازه یک سر سوزن به اصلاح این دستگاه ندارم ، آن وقت چطور می توانم جزو چنین جمعی باشم ."

روزنامه کیهان ، 24 شهریور 58

او سپس خود را در جایگاه یک نظریه پرداز قرار می دهد : " فکر نکنید که در دولت کاری انجام نمی دهم ، در مجلس خبرگان هستم و هفته ای سه روز در شورای انقلاب برای طرح های انقلاب وقت صرف می کنم و در جستجوی راه حل هستم ، امیدوارم در آینده نزدیک یک دولت انقلابی بیاید و این راه حل ها را اجرا کند ."

روزنامه کیهان ، 24 شهریور 58

بنی صدر در حال آماده کردن زمینه برای حضور خود در صحنه انتخابات ریاست جمهوری بود و می خواست چنین القاء نماید که آن دولت انقلابی که می تواند راه حل های او را اجرا کند ، دولت خود اوست .

وی برای زمینه سازی حضورش در انتخابات در مورد قبول ریاست جمهوری از طرف روحانیون می گفت : " روحانیت لباس نیست ، بلکه به اطلاع و عمل و وظیفه است ، اگر بگوییم هر کس این خصایص را دارد حتی اگر عمامه هم نداشته باشد ، روحانی است ، به گزاف نگفته ایم ."

روزنامه کیهان ، 3 تیر 58

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید