رهايي از تو هم(12)

به قلم عضو سابق سازمان مجاهدين خلق

عقب ماندگان از قافله انقلاب

اگرچه امروزه سازمان سعي مي كند موضع گيري هاي آن روزهايش را از اذهان پاك كند ولي تاريخ را كه نمي شود از ياد برد. همه به خاطر دارند كه رهبري سازمان چقدر علاقه مند بود در آن روزها خود به جاي دانشجويان پيرو خط امام بود و خوراك تبليغاتي عظيمي براي هوادارانش فراهم مي آورد و به همين خاطر به محض انتشار خبر تسخير لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، خيلي زود از گيجي اين خبر به درآمد و با تمام قوا از آن حمايت كرد تا از قافله عقب نماند و همه نيروهاي دانش آموزي و دانشجويي اش را به مقابل سفارت آمريكا فراخواند تا با حمايت از اين اقدام براي سازمان در نزد هواداران خود وجهه بخرند.

از همين رو بود كه در همان نخستين روزها، رهبري سازمان بخصوص شخص مسعود رجوي سعي كرد تا با حربه هاي مختلف به داخل سفارت رخنه كند. اما با هوشياري دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اين اقدام نيز بي نتيجه ماند. به خاطر دارم در همان روزي كه لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام به تصرف درآمد، به مناسبت سالگرد كشتار دانش آموزان و دانشجويان كه در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران اتفاق افتاده بود، سازمان چريك هاي فدايي خلق در دانشكده پلي تكنيك (امير كبير امروز) و سازمان مجاهدين خلق هم در دانشگاه تربيت معلم جلسه و سخنراني داشتند كه سعيد شاهسوندي(1) در جلسه دانشگاه تربيت معلم سخنراني كرد.

در حالي كه در آن نشست، شاهسوندي به نمايندگي از سازمان شعار مبارزه ضدامپرياليستي سر مي داد و اين مبارزه را منحصر به سازمان مجاهدين خلق قلمداد مي كرد، دانشجويان پيرو خط امام عملاً درگير مبارزه با امپرياليسم آمريكا شده بودند و فصلي را در تاريخ انقلاب اسلامي گشودند كه با حمايت رهبري انقلاب، حضرت امام خميني(ره)، از اين اقدام دانشجويان با عنوان «انقلاب دوم» ياد كردند و با پايداري مثال زدني ملت ايران، اين موضع گيري همچنان به عنوان اصل خدشه ناپذير انقلاب جاري است و آنان كه ادعاي پافشاري بر اصول انقلابي و مبارزه ضد امپرياليستي مي كردند، امروز براي پاك كردن همان اندك سوابق مبارزاتي خود در سال هاي دور به هر ترفند و حيله اي دست مي زنند تا انگ مبارزه ضد امپرياليستي را از دامان ناپاك خود بزدايند.

از نكته هاي قابل توجه ديگر اينكه مسئولان انجمن به بچه هاي شركت كننده در نشست توصيه كرده بودند براي مقابله با به اصطلاح فالانژها، (2) هر كدام يك تيغ موكت بري يا چاقويي در جيب خود بگذارند!!(3) معلوم است كه از همان موقع در فكر مقابله مسلحانه با انقلاب اسلامي بوده اند و قصد آماده كردن اذهان هواداران سازمان را داشتند. بعدها هم در نشست هاي بعدي مانند نشست انتخاباتي رجوي در دانشگاه تهران، به طور اكيد به بچه ها توصيه مي شد كه علاوه بر همراه داشتن سلاح سرد، نوعي لباس نظامي يا به قول خودشان ميليشيايي(4) به تن كنند تا از لحاظ ذهني و روحي براي درگيري آماده شوند!!!

همه تلاش سازمان در آن روزها سازماندهي ذهني و تشكيلاتي هواداران بر طبق آنچه در نهايت مدنظر داشت، يعني مبارزه مسلحانه باانقلاب، بود و از هيچ اقدامي در اين مسير فرو گذار نمي كرد كه شايد بازگويي ريز آنها تكرار مجدد باشد. پس بهتر آنكه به ناگفته ها بپردازم كه اساساًغرض از تحريراين رشته مقالات همين است.

1- سعيد شاهسوندي از اعضاي مؤثر سازمان مجاهدين خلق ايران بود كه براي نمايندگي اولين دوره مجلس شوراي اسلامي از شيراز كانديدا شد. وي بعد از 30 خرداد 1360 و وارد شدن سازمان به فاز ترور و كشتار، به خارج از كشور گريخت و مدتي مسئول راديو مجاهد گرديد، اما به تدريج نسبت به اعمال رهبري سازمان مسئله دار شد و شروع به انتقاد از شخص مسعود رجوي نمود. اما به هر حال در هجوم نيروهاي سازمان كه با حمايت رژيم صدام در مرداد 1367 به ايران انجام گرفت شركت داشت و در همان عمليات زخمي و دستگير شد. اما به دليل افشاگري هاي وسيعي كه بر ضدسازمان كرد، پس از 3 سال آزاد و به خارج از كشور بازگشت و در اروپا، مسعود رجوي را به مناظره طلبيد اما رجوي از مناظره با وي خودداري كرد.

2- سازمان مدعي بود كه همواره عده اي بساط فروش كتاب و نشرياتش و يا نشست ها و تظاهراتش را برهم مي زنند و با ايجاد درگيري و زد و خورد قصد جلوگيري از فعاليت هايش را دارند. به اين گونه افراد فالانژ (برگرفته از نام گروههاي سركوبگر وابسته به مسيحيان لبنان) اطلاق مي كرد. بعدها پس از دستگيري وسيع اعضأ و برخي رهبران سازمان معلوم گرديد كه سازمان خود در فاز به اصطلاح سياسي خطي به نام خط درگيري را دنبال مي كرد تا با استفاده از مظلوم نمايي، بتواند تعداد هوادار بيشتري را جذب نمايد و از همين رو تيم هاي ويژه اي از هواداران، مسئول به وجود آوردن درگيري مي شدند تا بتوانند جو را متشنج كنند.

(مراجعه كنيد به كتاب خاطرات بهرام آذرافروز از اعضاي قديمي سازمان مجاهدين خلق، بخش «من عامل نفوذي بودم» و صحبت هاي حسين معصومي در بخش «زندان مشهد» به نقل از نسخه اينترنتي از سايت www. mojahedin,, ws

3- مسئول من در انجمن در آن زمان فردي به نام «مجيد كارخانه شيباني» بود كه رسماً آوردن چاقو يا تيغ موكت بري را به من تأكيد كرد.

4-سازمان پس از فرمان امام(ره) در 2 آذرماه 1358 مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين و ارتش بيست ميليوني، براي اينكه بازهم از قافله عقب نماند، در 5 آذر ماه همان سال تشكيل ميليشياي خود (ارتش نيمه وقت) كه برگرفته از انقلابات روسيه و آمريكاي لاتين بود را اعلام كرد و گامي ديگر را در فاصله گرفتن از انقلاب و صفوف ملت و نزديك شدن به مبارزه مسلحانه بر ضدانقلاب اسلامي و مردم برداشت.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
بهمن 1358
جمعه شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه
10
تاریخ : 1358/11/10
12
تاریخ : 1358/11/12
13
تاریخ : 1358/11/13
27
تاریخ : 1358/11/27
30
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان