حمله به صندوق قرض الحسنه ، مدرسه سپاس و جهاد سازندگی

در مورد انجمن اسلامی فقط بخاطر اینکه دانش آموزان جذب انجمن اسلامی نشوند ما عده ای دانش آموزان بی گناه را قتل عام کردیم و از این نمونه ها زیاد است

 

در اینجا محمد رضا نادری به توضیح حملاتی که به صندوق قرض الحسنه ، مدرسه سپاس و جهاد سازندگی آریا شهر صورت گرفته می پردازد .

محمد رضا نادری : با سلام به امام و امت همیشه در صحنه. من محمد رضا نادری عضو واحدهای تروریستی ویژه منافقین هستم . همانطور که اشاره شد بعد از ضربه دوازدهم اردیبهشت خط حمله به مراکز غیر نظامی و انجمن های اسلامی مطرح شد . مسئولین بالا می گفتند: "این عملیات انرژی کمتری می گیرد و تلفات بیشتری به جمهوری اسلامی می زند و در رابطه با ابعاد تبلیغاتی آن گمان می کردند که در رادیو های خارجی مطرح می شوند". این فکر مشخصا از ضعف شدید سازمان ناشی می شد. من در اینجا سه نمونه از آنگونه عملیات را که خودم در آن شرکت داشتم بیان می کنم :

 

نمونه اول : از عملیات مدرسه سپاس که صبح روز سیزدهم اردیبهشت 61 توسط ما به اجرا در آمد شروع می کنم . مدرسه سپاس دبیرستانی است که زیر پل ستارخان قرار دارد . به ما گفته بودند که سی - چهل نفر عضو انجمن اسلامی دارد که باید همه را قتل عام کنید . ما چهار نفر تحت فرماندهی شخصی به نام قباد تحت عنوان واحد عملیاتی سعید عزیزی که چهار نفرمان به ژ – 3 کلت و بمب های تی ان تی مسلح بودیم با یک پیکان سرقتی به مدرسه سپاس مراجعه کردیم . ابتدا به دفتر مدرسه رفتیم و تقریبا لباس کامل کمیته ای هم نپوشیده بودیم ، به مدیر مدرسه گفتیم ما از کمیته آمده ایم و طبق مدارکی که از خانه های تیمی به دست آمده در انجمن اسلامی مدرسه شما منافقین نفوذ کرده اند ، بچه ها را جمع کنید تا معلوم شود نفوذی کیست ؟ مدیر مدرسه به ما مشکوک شده بود و قبول نمی کرد و گفت باید تلفن بزنم و از کمیته مرکز جویا شوم که آیا شما کمیته ای هستید یا نیستید و رفت تلفن بزند اما فرمانده ما رفت و تلفن را از او گرفت و پرت کرد و شروع به جو سازی کرد که ما در جبهه جان می دهیم ، در خیابانها جان می دهیم شما هنوز حرف ما را قبول ندارید ، حرف ما مستند نیست و ... در این میان برادر مسئول امور تربیتی مدرسه آمدند و قبول کردند بچه ها را جمع کنند و از بلند گو بچه ها را صدا زدند . چون فصل امتحانات بود و انجمن اسلامی ها همه شان نبودند 4 نفر دانش آموز پانزده شانزده ساله با اعضای امور تربیتی مدرسه در کتابخانه جمع شدند و در همان کتابخانه که نشسته بودند همگی آنها توسط دو تن از ما به رگبار بسته شدند و همگی شهید شدند . ما سریعا مدرسه را ترک کردیم و در حالیکه مدیر و مسئولان مدرسه گریه می کردند و دانش آموزانی که در حیات بودند یک گوشه جمع شده و حالت وحشت زده و بهت زده ای داشتند ما با تیر اندازی هوایی مدرسه را ترک کردیم و متواری شدیم.

نمونه دوم : صندوق قرض الحسنه است که همانروز ساعت دوازده توسط ما اجرا شد و خود من در آن شرکت داشتم . صندوق قرض الحسنه در خیابان استاد مطهری روبروی سفارت لیبی قرار دارد . ما هشت نفر بودیم تحت فرماندهی شخصی به نام بهمن و تحت عنوان واحد عملیاتی محمد سعید نوید و محسن افسون مسلح به ژ 3 ، کلت کمری یوزی و بمب های تی ان تی بودیم . با دو ماشین سرقتی رفته بودیم و لباس کامل کمیته هم تنمان بود حکم جعلی هم داشتیم . به آنجا رفتیم و باز هم به همان محمل و پوشش قبلی گفتیم که ما از دادستانی آمده ایم طبق سند هایی که از خانه های تیمی به دست آمده در بین شما منافقین نفوذ دارند . همه را جمع کردیم از جمله کارکنان و حتی مراجعه کنندگان ، همه را در یک اتاق جمع کرده و همه آنها را به رگبار بستیم . تعداد زیادی شهید و مجروح شدند . لازم است یادآوری کنم که بعد از به رگبار بستن آنها چند تا بمب تی ان تی در اطاق انداختیم تا کاملا مطمئن شویم همه شان شهید شده اند . موقعی که قصد فرار داشتیم دم در قرض الحسنه با یک واحد گشتی تکاورها و محافظان سفارت لیبی درگیر شدیم که زیاد طول نکشید و از محل متواری شدیم .

 

نمونه سوم : فردای آن روز که 14 اردیبهشت بود ساعت حدود 10 صبح به همان ترتیبی که به مدرسه سپاس حمله کرده بودیم تحت عنوان واحد عملیاتی سعید عزیزی به جهاد سازندگی نزدیک فلکه اول آریا شهر رفتیم که به ما گفته بودند 15 نفر کارمند دارند که در جهاد کار می کنند . وقتی ما رفتیم سه نفر بیشتر نبودند آنها را در یک اتاق جمع کردیم و همه شان را به رگبار بستیم که هر سه نفرشان شهید شدند و آن طور که در روزنامه نوشتند عبارت بودند از : مسئول دفتر جهاد که یک مهندس کشاورزی بود و مسئول فرهنگی و یک نفر دیگر از کارکنان آنجا ( مدرک شماره 13 ) نکته جالبی که در رابطه با حمله به جهاد باید گفت این است که من به پیر مردی که راننده جهاد بود و حدود 65 ساله به نظر می رسید اصرار کردم بیرون برود ولی او می خواست ببیند که جریان چیست و اینکه ما می گوییم از طرف کمیته آمده ایم قضیه چیست ؟ بالاخره ما به زور او را به داخل حیات بردیم تا مورد اصابت تیر قرار نگیرد . بعد از مراجعت شرح جریان را گفتیم و گزارش عملیات را هم نوشتیم . مسئول بالای ما شدیداً به این برخورد اعتراض داشت که چرا شما آن پیر مرد را نزدید و این را به عنوان یک انتقاد همیشه مطرح می کرد . چیزی که اینجا قابل توجه است این است که واقعا حساب کنید به رگبار بستن چند جوان که با دنیائی شور و عشق به جائی رفته و جمع شده اند و صرفا فعالیت فرهنگی می کنند ، یا عده ای که با خلوص نیت و صادقانه در جهاد سازندگی و یا دیگر مراکز فرهنگی جمع شده اند ( شما همه تان نقش قرض الحسنه را می دانید که از قدیم دارای چه نقشی بوده ، عده ای که در آنجا جمع می شدند کار می کردند ) آیا کشتن اینها و یا قتل عامشان چه توجیهی میتواند داشته باشد ؟

حالا هر چند ما بیائیم به دروغ بگوئیم که این کارها را افراد پائین به ما تحمیل کردند و اینها را به گردن افراد پائین بیاندازیم ولی واقعیت این است و اینها را نمی شود توجیه کرد حتی اگر آن حرفها را هم بزنند به طور مشخص در این سه مورد مرکزیت داخل کشور به خاطر این جنایت ها از ما تشکر کرده بود و آن چیزی که مشخص است در تمامی آن جنایات ، رهبریت منافقین نقش خط دهنده را داشته و من و امثال من عاملان اجرائی آن بودیم و نکته ای که لازم است در اینجا بگویم این که در حدود اولین سالگرد این مردان بزرگوار هستیم می بینیم که چقدر خوب انتقام آنها گرفته شده و می شود . نمونه بارز این انتقام خون اینها گرفته شده از هم پاشیدن کامل تشکیلات منافقین است که به خوبی همه شما در جریان آن هستید . حالا برای اینکه بیشتر در جریان عملکردهای منافقین قرار بگیرید ادامه صحبت را به برادرمان واگذار می کنم.

مهران اصدقی : واقعا از این نمونه ها به چه مسئله ای می توان پی برد ؟ هدف انجام این عملیات چه بود ؟ مشخص است که هدف ترور مردم عادی بود و الا صندوق قرض الحسنه مگر چه جائی بود ؟ و مگر این مرکز جز قرار دادن وام بدون بهره در اختیار عده ای مردم محروم و مستضعف چه می کرد ؟ و ما و امثال ما تنها به صرف اینکه این ارگان وابسته به دولت است آنجا را به خاک و خون کشیدیم و در حین انجام عمل نیز چه بسیار مردم بی گناه که به آنجا مراجعه کرده بودند و هیچ وابستگی به آنجا نداشتند ، شهید شدند.

 

در مورد انجمن اسلامی فقط بخاطر اینکه دانش آموزان جذب انجمن اسلامی نشوند ما عده ای دانش آموزان بی گناه را قتل عام کردیم و از این نمونه ها زیاد است که تماماً همان هدف را دنبال می کرد . احتیاج به توضیح اضافی نداریم چرا که خود خطوط داده شده از طرف منافقین گویای همه چیز هست و در خود خط این مطلب ذکر شده که تعداد کشته شده های هوادار نظام برای ما اهمیت دارد .

 

 

 

کارنامه سیاه (31)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

جدیدترین مطالب

اسفند 1359
جمعه شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان