اسناد اتحادیه کمونیست های ایران در واقعه آمل(6)

اتحادیه قبل از حمله ، ارتباط مستقیمی با سازمان منافقین داشت و ارتباط های مذکور را آقای ریاحی برقرار می کرد و برای وی از طرف سازمان منافقین رابط می آمد . بعد  گروه های اکثریت جناح چپ ، اقلیت و پیکار و ... تعدادی از نیروهای شان را برای کمک به ما به جنگل فرستادند

• شرکت در جبهه های جنگ

با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در 31 شهریور 1359 ، علاوه بر مردم نیروهای مسلح سپاه و ارتش ، یگان هایی از شهربانی و ژاندارمری ، گروه های سیاسی نیز با این تحلیل که جنگ برای سرنگونی یک رژیم انقلابی و ضربه زدن به مردم ایران است ، در جنگ حضور یافتند .

این گروه ها که سازمان مجاهدین خلق ، چریک های فدایی خلق از شاخص ترین آنها بودند ، در ظاهر برای دفاع از موجودیت انقلاب و مبارزه با دشمن تجاوزگر در میدان جنگ حاضر شدند ؛ اما ناهماهنگی ها و پرداختن به مسائل سیاسی و گروهی ، جذب عضو و تبلیغات و توجه به مسائل غیر نظامی و دفاعی نظام را مجبور ساخت تا آنان را از جبهه ها بیرون کند .

سرقت اسلحه و مهمات از جبهه ها و استفاده از آنها در مواقع ضروری برای مقابله با انقلاب اسلامی از مسائلی است که در آن زمان ابداً هواداران این گروه ها حاضر به پذیرش آن نبودند ، اما پس از شکست گروه های سیاسی و دستگیری آنان به عنوان عوامل ناامنی ، برخی از آنان در اعترافات خود به چنین حقایقی اعتراف کردند .

اتحادیه کمونیست های ایران نیز از آن دسته گروه های سیاسی بود که در جبهه های جنوب حضور پیدا کرد . برخی از اعضای آن تنها بر اثر تبلیغات آشکار اتحادیه و صرفاً به منظور دفاع از سرزمین و مردم خوزستان مورد تجاوز قرار گرفته بودند ، در جبهه حضور یافتند ؛ حتی برخی از زنان اتحادیه به این موضوع که چرا از آنان در کارهای رزمی استفاده نمی شود ، اعتراض می کردند . (1)

با شروع جنگ ، برخی از اعضای اتحادیه بر این باور بودند که علیه انقلاب کودتا انجام گرفته است ، ولی بعد متوجه شدند جنگ شروع شده است . (2) موضوع جنگ در یکی از جلسات اتحادیه مطرح شد و آنهایی که آموزش نظامی دیده بودند ، به جبهه رفتند :

" من در روز 11 مهر داوطلبانه به جبهه جنوب اعزام شدم . هر چند ماندنمان غیر از آشنا شدن با روحیات پاسدارانی که در آبادان و خرمشهر شجاعانه می جنگیدند و بچه های بسیج و غیره ، فایده ی زیادی نداشت . " (3)

به گفته یکی از اعضا ، حدود 25 نفر از نیروهای اتحادیه به اهواز و آبادان اعزام شدند ، تا علیه دشمن بجنگند . (4) در آبادان در خانه یکی از هواداران به نام مهرج علوی که در محله بهمنشیر ، روبروی استادیوم تختی بود ، مستقر شدند و او مسئولیت راهنمایی آنها را بر عهده داشت .

عمده کارهایی که در آنجا انجام می دادند ، عبارت بودند از : خوردن ، نظافت ، مطالعه نشریه حقیقت ، تماس با مردم ، سنگرکنی ، کارهای امدادی ، ورزش و آموزش نظامی ژ – 3 و کالیبر 50 و خمپاره . چند نفر از آنان نیز راهی خرمشهر شدند . یکی از تجارب آنان که در این سفر به دست آمد ، سنگرکنی بود :

" یک بار هم وقتی دور هم بودیم مطرح کردم که این کارها خرده کاری است . اتحادیه سابقه خرده کاری دارد . اینها کارهای اکونومیستی است و ما نیامده ایم بجنگیم . فقط داریم تجربه کسب می کنیم . " (5)

سرانجام با اطلاعیه دادستانی آبادان مبنی بر خروج گروهها از جبهه ، منطقه جنگی را ترک کردند ، اما یکی از اهداف رهبران گروهها ، به ویژه اتحادیه کمونیست ها که مورد بحث ماست ، علاوه بر جنبه تبلیغی و نشان دادن همراهی آنان با مردم در دفاع از موجودیت انقلاب ، سرقت اسلحه بود : " هر چند انگیزه ی رهبران خائن سازمان ، خیانت در جبهه ی جنگ و سرقت اسلحه بود ." (6)

ایرج شیر علی یکی از معدومین اتحادیه ی کمونیست ها که مسئولیت انتقال برخی از سلاح های اتحادیه را در جنگل به عهده داشت ، بر اسلحه و مهماتی که از جبهه ی جنوب آورده بودند ، تأکید می ورزد .(7) یکی دیگر از معدومین در بازجویی مورخ 19/10/61 می گوید :

" بخشی از اسلحه ها از جمله اسلحه های سنگین ، از قبیل آر . پی . جی هفت و غیره را از جبهه های جنگ آورده بودیم . " (8)

یکی دیگر از تاکتیک های اتحادیه ی کمونیست ها در قبال جنگ ، فرصت طلبی آنان از وضعیت جنگی کشور بود که در این فراز به راحتی بدان اعتراف شده است :

" رژیم جمهوری اسلامی با ارتش عراق که ارتش بسیار پرقدرتی است می جنگد ، لذا بالاجبار قسمت اعظم نیروهای نظامی خود را در جبهه ها به کار گرفته است . (این جبهه اول) ، قسمت دیگر نیروهای رژیم در جنگ با چریک های شهری و جنگ کردستان تجزیه شده است (جبهه دوم) و ما می توانیم با ایجاد یک جبهه دیگر (جبهه سوم) که رژیم از جنگیدن در آنجا عاجز باشد ، آخرین ضربه را به او بزنیم ." (9)

در ابتدای جنگ که مصادف با برخی مواضع آرام و مسالمت آمیز اتحادیه در قبال انقلاب اسلامی بود ، آنها عراق را متجاوز می دانستند ؛ در عین حال شرایط جنگی و حضور در جبهه های جنگ ، بهترین فرصت برای جمع آوری نیروهای متفرق اتحادیه بود . (10) رهبران اتحادیه توانستند در خلال این تجمع و تمرکز و جلسات درون گروهی به برخی از اهداف تشکیلاتی خود دست یابند .

یکی دیگر از اهداف آنان نفوذ در نهادها و تجمعات اسلامی بود ، تا در آنها حداقل یک خط انحرافی ایجاد کنند . با توجه به حضور بسیج در جبهه ، قاعدتاً آنجا یکی از نهادهایی بود که اعضای اتحادیه مأمور بودند در آن نفوذ کنند :

" در اهواز هم دو تا از دخترهای سازمان در بسیج نفوذ کردند و به ما دستور دادند که باید به بسیج آنجا بروید ، تا اگر توانستید از آن طریق به جبهه اعزام شوید . من و مادر احمد و باقی دخترها به آنجا رفتیم ، اما جز چند نفر نتوانستند اعتماد خواهران بسیج آنجا را جلب بکنند ." (11)

یکی از تشکل های اسلامی که اعضای اتحادیه قصد نفوذ در آن را داشتند ، انجمن اسلامی آبادان بود : " و در دنباله آن در آبادان ، نفوذ و جلب اعتماد خواهران انجمن اسلامی و پیشبرد خط بنی صدر ، مثل این که عکس بنی صدر حتماً باید در راهرو بیمارستان و غیره باشد . " (12) در مجموع ، اتحادیه کمونیست ها با دادن چندین قربانی ، از حضورش ارزیابی مثبتی داشت .

 

• تصمیم به قیام

اکثر مسئولین و کادرهای اتحادیه کمونیست ها ، تصمیم به قیام و اتخاذ مشی جنگ مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی را متوجه 30 خرداد 60 و دقیقاً عزل بنی صدر می کنند . (13) پس از شکست جبهه ی موتلفه ی ضد انقلاب در جریان 30 خرداد و سپس برکناری بنی صدر به دنبال رأی به " عدم کفایت سیاسی " وی از سوی مجلس شورای اسلامی اول که نومیدی کامل را در این جبهه پدید آورد ، اتحادیه نیز مصمم شد با انقلاب اسلامی موضعی مسلحانه و کاملاً قهر آمیز داشته باشد .

البته به لحاظ ماهیت مارکسیستی این گروه و نیز مخالفت آنان با هر گونه تفکر اپورتونیستی در جریان چپ ، پیش بینی می شد که اتحادیه به رغم اتخاذ برخی مواضع مسالمت آمیز ، سرانجام به سیاستی تنش آفرین روی آورد . رویکرد آنان به جمع آوری سلاح در هر مقطع و انجام کار تشکیلاتی مبنی بر جذب اعضا و کادرهای هوادار ، خود دلیلی بر سیاست های خصمانه هر چند مخفی آنان پیش از جریان 30 خرداد بود .

با توجه به هماهنگی هایی که بین این گروهک و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در خلال برخی از جلسات وجود داشت ، این احتمال نیز وجود دارد که با تکیه بر اقدامات تروریستی و خرابکارانه منافقین در سطح و کیفیت بسیار بالا ، این گروه نیز با اقدام به " قیام فوری " و جنگ مسلحانه ، قصد ضربه زدن اساسی به نظام جمهوری اسلامی را داشته است .(14)

در هر صورت به رغم ایدئولوژی های متعارض ، بین آنان همکاری برقرار بود :

" اتحادیه قبل از حمله ، ارتباط مستقیمی با سازمان منافقین داشت و ارتباط های مذکور را آقای ریاحی برقرار می کرد و برای وی از طرف سازمان منافقین رابط می آمد . بعد گروه های اکثریت جناح چپ ، اقلیت و پیکار و ... تعدادی از نیروهای شان را برای کمک به ما به جنگل فرستادند . (15)

رابط مرکزیت با دیگر گروه ها و تشکل ها ، سیامک زعیمی با نام مستعار شهاب بود . در تحلیل گروه های سیاسی اپوزیسیون ، برکناری بنی صدر به عنوان یک کودتا مطرح بود که با طراحی نیروهای پیرو خط امام ، به ویژه حزب جمهوری اسلامی انجام شده بود ، ولی مردم با آن مخالف بودند :

" از آنجا که مردم طرفدار بنی صدر و خواهان مبارزه با رژیم هستند ، ما نباید از مردم عقب بمانیم . ضمناً 90% مردم با ما هستند . (16)

گروهک اتحادیه کمونیست ها با این تحلیل ، معتقد بود در شرایط حاضر هر اقدام به موقعی ، موجب نجات گروه های شکست خورده خواهد شد و از آنجا که مردم حمایت خواهند کرد ، هر گروهی که دست به کاری بزرگ بزند ، در آینده وضعیت بهتری خواهد داشت . سهم خواهی برای آینده و یا سقوط نظام جمهوری اسلامی ، از انگیزه های اساسی اتحادیه کمونیست ها در طرح " قیام فوری " بود .

حسین ریاحی نیز معتقد است : " پس از خرداد 60 به این نتیجه رسیدیم که دولت به سمت سرکوب آزادی ها و وابستگی به بیگانه می رود . " (17)

آنها این روند را جریان " ضد آزادی " نامیدند ؛ در این فرآیند بود که مقابله با نظام اسلامی قوت و جدیت بیشتری به خود گرفت : " تصمیم گیری ما برای این که در مقابل نظام بایستیم از 30 خرداد شروع شد . " (18)

هر چند برخی از اعضا مخالف " قیام فوری " و اساساً حضور در جنگل بودند ، ولی با توجه به تصمیم مرکزیت و طرح هایی که برای آینده در سر داشتند ، اجازه تعمیم نظر مخالفین را به سطح تشکیلات ندادند . در مورد محل قیام هم تردید وجود داشت ؛ کمیته دائم معتقد بود که قیام در تهران با شکست روبرو خواهد شد و لذا بهتر است این فرصت طلایی در یکی از شهرهای دیگر ایران آزمایش شود ؛ لذا شهر آمل به دلایل زیر پذیرفته شد :

• نزدیکی به تهران و امکان سهولت جا به جایی نیروها و امکانات

• آرمانی و ایدئولوژیک بودن جنگل و تشابه آن با جنبش چریکی در کوبا و بولیوی و حتی کشور چین به لحاظ محیط دهقانی و روستایی (19)

• بر سر راه تهران بودن و انعکاس وسیع و سریع آن و تحت تأثیر قرار دادن شهرهای دیگر

• انتخاب محیط جنگل به عنوان یک مانع بر سر راه مانور نیروهای جمهوری اسلامی وجود پناهگاه های طبیعی در جنگل چون غارها ، دره ها ، درختان تنومند و پوشش گیاهی بسیار انبوه

• وجود گیاهان و درختان خوراکی

• آمل به عنوان دروازه ورودی 5 شهر استان مازندران : بابل ، بابلسر ، فریدون کنار ، نور و محمود آباد .

یکی دیگر از اهداف تاکتیکی ، درگیر کردن نظام جمهوری اسلامی در 3 جبهه بود که میزان آسیب پذیری نظام را بالا می برد و مقاومت آن را کاهش می داد ، تا سرانجام منجر به سقوط می شد . اتحادیه معتقد بود که جمهوری اسلامی در حال حاضر در دو جبهه قوی ، یکی جنگ با ارتش پر قدرت عراق و دیگری بحران کردستان مشغول است و ما باید جبهه دیگری را در مقابل آن بگشاییم : " ما می توانیم با ایجاد یک جبهه دیگر (جبهه سوم) که رژیم از جنگیدن در آنجا عاجز باشد (یعنی جنگل) آخرین ضربه را به او بزنیم ." (20)

موقعیت شناسی گروهک اتحادیه از لحاظ نظامی که شاهد رویارویی نظام در دو جبهه سنگین است و اینکه شاید در جنگل نتواند بجنگد ، آنان را در تصمیم خود پابرجاتر می کند . از سوی دیگر آنها از لحاظ سیاسی نیز به این نتیجه رسیده بودند که مردم در کنار نظام نیستند و بلکه با گروه پیشتازی که مبارزه مسلحانه ای را علیه نظام راه بیندازد ، همکاری خواهند کرد.

آنان در این تصمیم کاملاً جدی بودند و حتی مخالفین داخلی خود را با ترفندهای مارکسیستی منزوی کردند : " یکی از وظایف ما ترور افکار بود و این یک وظیفه مارکسیستی است . "(21)

در نتیجه در مقابل سؤال برخی از اعضا ، پاسخ می دادند که این سؤال ها بهانه است و نباید روحیه تان تضعیف شود . سؤال در مورد این که چرا باید مقابل نظام دست به قیام بزنیم ، نشانه بریدن است . (22) در این شرایط خیلی ها سکوت کردند و سرانجام طرح قیام فوری در جنگل و گرفتن شهر آمل در مرداد 60 تصویب شد .

 

پی نوشت:

1. مهرزاد ناظری ، پرونده ش24151

2. محمد ( بهرام ) غزنوی ، پرونده ش24143

3. هادی افتخاری ، پرونده ش 24149

4. مهرزاد ناظری ، پرونده ش24151 با ژیلا شمسی رکابی می گوید « وقتی به دزفول رسیدیم حدود 40 نفر از اعضای اتحادیه آنجا بودند » ؛ پرونده ی 24172

5. همان

6. همان ، پرونده ش24151

7. ایرج شیر علی ، پرونده ش24172

8. محمدرضا سپرغمی ، پرونده ش 18295

9. حسین تاج میر ریاحی ، پرونده ش24176

10. حجت الاسلام محمد محمدی ، نشریه پیام انقلاب : ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، ش52 ، اول اسفند 1360 ، صص 19-20

11. ژیلا شمس رکابی ، ش پرونده 24172

12. همان

13. فرج ا... لسانی ، پرونده ش 18517 ، محمود آزادی پرونده ش 24181

14. فرج الله لسانی ، پرونده ش 18517 ، محمود آزادی پرونده ش24181

15. محمد رضا سپر غمی ، پرونده ش18295

16. محمود آزادی ، پرونده ش24181

17. حسین ریاحی ، پرونده ش24176

18. همان ، فرید سریع القلم ، پرونده ش18311

19. در حالی که در مفهوم مارکسیستی هر روستایی ، دهقان نیست . دهقان کسی است که با نظام ارباب رعیتی ارتباط مستقیم دارد و در نظام فئودالیته تحت ستم است . هر روستایی لزوماً دهقان نیست .

20. حسین ریاحی ، پرونده ش24176

21. فرید سریع القلم ، پرونده ش18311

22. محمود آزادی ، پرونده ش24181

 

اسناد اتحادیه کمونیست های ایران در واقعه آمل(5)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/07/01
2
تاریخ : 1358/07/02
4
تاریخ : 1358/07/04
6
تاریخ : 1358/07/06
7
تاریخ : 1358/07/07
9
تاریخ : 1358/07/09
10
تاریخ : 1358/07/10
11
تاریخ : 1358/07/11
13
تاریخ : 1358/07/13
14
تاریخ : 1358/07/14
15
تاریخ : 1358/07/15
16
تاریخ : 1358/07/16
17
تاریخ : 1358/07/17
18
تاریخ : 1358/07/18
20
تاریخ : 1358/07/20
21
تاریخ : 1358/07/21
22
تاریخ : 1358/07/22
23
تاریخ : 1358/07/23
24
تاریخ : 1358/07/24
25
تاریخ : 1358/07/25
26
تاریخ : 1358/07/26
27
تاریخ : 1358/07/27
28
تاریخ : 1358/07/28
29
تاریخ : 1358/07/29
30
تاریخ : 1358/07/30
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان