استرالیا، کانادا و عراق؛ چشم‌اندازی از یک تهاجم

نویسنده: جوزف وارنر[1]، مکنزی اینستیتوت[2] Sep 2, 20016

«استرالیا، کانادا و عراق؛ چشم اندازی از یک تهاجم» [3]مجموعه مقالاتی است که حملات ایالات متحده و متحدانش به عراق در سال 2003 را بررسی میکند. کتاب به این پرسش پاسخ می دهد که چرا استرالیا به ائتلاف آمریکا برای حمله به عراق پیوست و کانادا نه. ویراستاران این کتاب دو استاد دانشگاه شناخته شده به نام های رامش تاکور[4] و جک کانینگهام[5] هستند که هر دو توانسته اند به نحو شایسته ای موضوع حمله سال 2003 نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق را بررسی کنند. تاکور دستیار اسبق دبیرکل سازمان ملل و کمیسیونر نهاد «آرتوپی»[6] بوده است. او اینک مدیر مرکز خلع سلاح هسته ای و استاد دانشکده سیاست عمومی کرافورد[7] در دانشگاه ملی استرالیا است. جک کانینگهام هماهنگکنندهی برنامهی «مرکز تاریخ معاصر بینالملل بیل گراهام»[8] در دانشگاه تورنتو است و مسائل سیاسی و اقتصادی روز کانادا را بررسی میکند.

بخش عمدهی فصول کتابِ حاضر بازنوشتِ مجموعه مقالاتی است که در سال 2013 در کنفرانسی تحت عنوان «دموکراسیهای مشروطهی درگیر در جنگ»[9]‌ در کانبرا، پایتخت استرالیا، ارائه شده بود. البته فصولی که توسط جان هاوارد[10]، نخست وزیر سابق استرالیا، و ژان شرتین[11]، نخست وزیر سابق کانادا، ارائه گردیدهاند از این قاعده مستثنی هستند. این فصول چاپ مجدد سخنرانیهایی است که آنان در مؤسسه لووی[12] و در مرکز گراهام در تورنتو ایراد کرده بودند.

جان هاوارد از تصمیم خود در اعزام نیروهای استرالیایی برای مشارکت در حمله به عراق دفاع میکند، در حالی که ژان شرتین دلایل خود برای مشارکت نکردن در ائتلاف 2003 را توضیح میدهد. هاوارد در توجیه تصمیم خود به شرایط ویژۀ ایجاد شده پس از 11 سپتامبر 2001 و آنچه «آسیب پذیری دموکراسیها در مقابل حملات تروریستی» می خواند،  اشاره می کند. وی به خطای جامعهی اطلاعاتی غرب  دربارۀسلاحهای کشتار جمعی عراق و همچنین بیبرنامگی برای دوران پس از حمله  اعتراف می کند. شرتین تأکید میکند که شواهد دال بر وجود سلاحهای کشتار جمعی کاملاً ناکافی بوده است و دولتش بر خلاف خط مشی سازمان ملل عمل کرده که می گوید هر نوع اقدام برای تغییر رژیم حتماً بایستی با مجوز آن صورت بگیرد. در نهایت، دولت شرتین از مشارکت در حمله به عراق سر باز زد؛ چرا که دولت ایالات متحده تصمیم گرفته بود بدون تأیید سازمان ملل و  تلاشهای دیپلماتیک نافرجام کانادا برای ایجاد اجماع  دربین اعضای شورای امنیت برسر حمله، اقدام نماید. اظهارات هاوارد و شرتین در کنار یکدیگر فصول بسیار جالب و سودمندی را فراهم میکند.

نویسندگان کتاب در چندین فصل از کتاب حمله ایالات متحده به عراق را بررسی  کرده اند. تاکور کیفرخواست گزنده ای را علیه دولت بوش  ارئه می کند. وی سیاست تغییر رژیم دولت آمریکا و اقدامات آن در زمان حمله و پس از حمله،  را عامل اصلی شگل گیری گروه های جهادی معرفی می کند و به آن به شدت انتقاد می کند.راجر کوآتس[13]، رئیس انجمن بین المللی حفاظت رادیواکتیو، یکی از نویسندگان این کتاب است که در مقالهی خود از آنچه «استثناگرایی»‌و «یکجانبه گرایی» همبسته با دولت جورج بوش می خواند، به شدت انتقاد میکند. ویلیام مالی[14]، استاد دانشکده آسیا پاسفیک دانشگاه ملی استرالیا، یکی دیگر از نویسندگان کتاب، می به این نکته اشاره می کند که با توجه به نیاز استرالیا به امنیت جمعی، اگر این کشور به ایالات متحده در عراق ملحق نمیشد، جای تعجب داشت. در متعادلترین بخش از کتاب، جان بلاکسلند[15]، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و دفاعی دانشکده آسیا پاسفیک دانشگاه ملی استرالیا، این گونه نتیجه میگیرد که اگر انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 با پیروزی دموکراتها به پایان میرسید، ال گور نیز همانند جورج بوش علیه عراق اقدام میکرد. کیم نوسال[16]، استاد دانشکده مطالعات سیاسی و مرکز سیاست بین الملل و دفاعی دانشگاه کویینز کانادا، تصمیم مالرونی برای مشارکت نکردن در برنامهی راهبردی دفاعی ایالات متحده (یا جنگ ستارگان) در دوران زمامداری ریگان را با خودداری دولت شرتین از مداخله در عراق مقایسه می نماید.

بزرگترین نقد وارد بر کتاب، حملات لیبرالی این اثر به رژیم جورج بوش و خطمشی آن در عراق است. مقالات این کتاب، با اندکی استثنا، چشم انداز راهبردی محدودی را دربارهی ناکارآمدی سیاست خارجی دولت کلینتون- که به ریاست جمهوری مجدد بوش و حمله به عراق انجامید- ارائه میکند. این کتاب همچنین نمی تواند چشم انداز راهبردی مطلوبی را دربارهی ناتوانی دولت اوبا در کنترل «دولت اسلامی» در مراحل اولیهاش و عقبنشینی فاجعهبار از عراق  در اختیار مخاطب قرار دهد؛ اما در عوض همهچیز را به پای جورج دبلیو بوش مینویسد. صدام حسین به عنوان هدفِ «معصوم» محافظه کاران امریکایی و قربانی عطش ایالات متحده برای نفت به تصویر کشیده میشود. ژان شرتین، نخست وزیر سابق کانادا، در این کتاب بسیار مثبت به تصویر کشیده می شود، موضوعی که با توجه به تمایلات جانبدارانهی  مؤلفان، اصلاً تعجب برانگیز نیست. کتاب همچنین به اعزام نظامیان کانادایی با جیپ سبک و یونیفرمهای سبزرنگ به افغانستان در دوره شرتین یا حذف مفتضحانه این «نخبهی سیاست خارجی» از صحنهی سیاست توسط هم حزبی هایش اشاره ای نمی کند.

سرانجام، باید به این نکته نیز اشاره کرد که نوشته های این کتاب ممکن است برای خواننده گیج کننده، و گاهی حتی بیربط باشد؛ چرا که از یک سری مقالات کنفرانس گرفته شدهاند. آن دسته از کسانی که مایلند اثر منسجم تری را بخوانند، پیشنهاد می شود پس از مطالعهی مطالب هاوارد، شرتین، بلاکسلند و نوسال به متون دیگری که درباره جنگ عراق نوشته شده، مراجعه کنند.

[1]. Joseph Varner

[2].  The Mackenzie Institute

[3] . Australia, Canada, Iraq: Perspectives on an Invasion

[4]. Ramesh Thakur

[5]. Jack Cunningham

[6]. R2P یا Responsibility to Protect : نهادی سیاسی متعلق به سازمان ملل که وظیفه آن جلوگیری از جنایات جنگی، نسل کشی، پاکسازی قومیتی و جنایت علیه بشریت است.

[7]. Crawford School of Public Policy  

[8].  the Bill Graham Centre for Contemporary International History

[9]. Parliamentary Democracies at War  

[10].  John Howard

[11].  Jean Chrétien

[12]. the Lowy Institute  

[13].  Roger Coates

[14].  William Maley

[15].  John Blaxland

[16].  Kim Nossal


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

اسفند 1359
جمعه شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان