آرمان واهی(20)

تحولات بین المللی و تأثیر آن بر عملکرد سازمان


1) اوضاع سازمان ، مقارن حمله آمریکا به عراق

سال های 1379 و 1380 هجری شمسی در واقع پایان ترکتازی های منافقین در عرصه های بین المللی علیه ایران و اقدامات تروریستی آنها در داخل کشور بود، این پیشامدها از سه نظر قابل بررسی است : 1) تحولات داخلی ، 2) تحولات خارجی ، 3) تحولات درونی سازمان.

از منظر تحولات داخلی طی این دوره جمهوری اسلامی ایران توانست با پیشبرد سیاست تشنج زدایی و ایجاد روابط سازنده با دول اروپایی ، زمینه درک صحیح آنها از سیاست های جمهوری اسلامی و ایجاد علاقه برای گسترش ارتباط با ایران را در بین این کشورها ابعث شود .

حضور پر شور و چشمگیر مردم در چند عرصه ملی از جمله انتخابات ، راهپیمایی ها و حمایت از بیانات رهبری نشان داد که جمهوری اسلامی ایران نظامی به واقع مردمی است . این جریانات خط پایانی بود بر آنچه که اروپائیان و آمریکا طی دو دهه بعد از انقلاب اسلامی به واسطه آن جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار داده و با شک تحولات آن را دنبال می کردند .

بنابراین اکنون که شرایط تا حدودی برای هر دو طرف تغییر کرده بود کشورهای اروپایی با توجه به امکانات و موقعیت استراتژیک ایران درصدد برآمدند که به این کشور نزدیک شوند به ویژه این که اکنون صدام متحد دیرینه خود در عراق را در مقام عصیان و سرکشی یافتند ، بهترین راه برای نفوذ در این کشور را از طریق ایران ارزیابی کردند .

بنابراین طبیعی بود که دیگر از سازمان منافقین به عنوان یک سازمان تروریستی مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران و یار دیرینه صدام حمایت نکنند ، به ویژه این که اکنون ماهیت سازمان بیشتر آشکار شده بود و حمایت از آن در ظاهر دیگر به نفع هیچ کشوری نبود .

در این دروه همچنین منافقین با شدت بخشیدن به عملیات تروریستی خود در داخل کشور به منظور بهره برداری از اوضاع و ترور بعضی از مسئولین نظام ، در واقع ماهیت پلید خود را یکبار دیگر برای مردم ایران و به ویژه جوانان آشکار کردند .

این مسئله از طریق سمپات ها و هواداران منافقین در داخل کشور به سران سازمان در عراق و اروپا گزارش می شد و آنان را نسبت به تحقق اهداف خود از این گونه عملیات سرخورده می کرد ، به طوری که قدرت تدوین استراتژی جدید و برنامه ریزی برای آینده در مورد ایران را در نظر آنان سخت و بعضاً ناممکن جلوه می داد .

از منظر تحولات خارجی مهمترین عاملی که به سازمان بسیار فشار آورد تروریست شناخته شدن آن نزد جامعه جهانی بود ، پس از حمله یازدهم سپتامبر به آمریکا ، این کشور که اکنون خود گرفتار عملیات تروریستی شده بود ، سرانجام به همراه دیگر کشورهای دنیا به محکوم کردن عملیات تروریستی پرداخت و البته چون خود را قربانی اصلی این حادثه قلمداد می کرد با تبلیغات فراوان تعدادی از سازمان ها و گروه ها را به عنوان سازمانی تروریستی معرفی کرده و داعیه رهبری مبازه جهانی علیه این پدیده (تروریسم) را بر عهده گرفت .

بنابراین آمریکا در این شرایط ناچار شد دست پرورده دیروز خود ، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را نیز در ذیل این گروه ها قرار دهد ، البته عملکردهای بعدی دولت آمریکا در ارتباط با سازمان منافقین و حمایت های بی دریغ اعضای کنگره و مجلس آمریکا از این گروهک نشان داد که قرار دادن این گروهک در ذیل گروه های تروریستی به خاطر فرار از بدنامی ناشی از عملکرد منفی منافقین بود که سال ها در زیر چتر حمایتی آمریکا فعالیت می کردند ، با این حال حتی در این ایام هم حمایت از منافقین از طرف بعضی محافل سیاسی آمریکا ادامه داشت .

نمایندگان کنگره آمریکا در تعقیب خط رویارویی با انقلاب اسلامی و حاکمیت اسلامی منبعث از اراده و عزم مردم آزاده و شریف ایران ، طی بیانیه ای وقاحت بار و اهانت آمیز ، از دولت کلینتون خواستند سیاست ضد ایرانی خود را شدت بخشیده و در یک فراز دیگر از دولت مردان واشنگتن درخواست نمودند که از سازمان منافقین جانبداری کند . (1)

کشورهای اروپایی در این حال و هوا به خاطر حفظ امنیت خود و نیز به طبع آمریکا به محکوم کردن تروریسم و به ناچار این سازمان پرداختند . هر چند برخی از سیاستمداران اروپا نتوانستند به واقع دست از حمایت این گروهک بکشند ، توجیه آنان این بود که باید از این گروهک به عنوان یک اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کرد ، اکنون سازمان منافقین با آن همه تبلیغات درباره استقلال از کشورهای غربی و اصالت مبارزه به صورت یک ابزار برای کشورهای استعمارگر و استبدادی در آمده بود .

تحولات درونی سازمان نیز در تضعیف و بی هدف شدن منافقین نقش داشت ، اعضای سازمان منافقین با آن که به شدت تحت تأثیر القائات رهبران خود بودند و منبع کسب اطلاعات و اخبار آنان فقط نشریات و رادیو منافق و پایگاه های اطلاع رسانی عراق بود ، اما بسیاری از آنان طی این مدت جسته و گریخته نسبت به وقایع خارج از سازمان اطلاع حاصل کرده و پس از قیاس وضعیت خود با آنچه که رهبران سازمان ادعای آن را داشتند ، این پرسش برای آنان شکل گرفت که اگر این مبارزه همگانی است ، پس چرا عموم مردم ایران از آن سازمان تنفر دارند ؟

چرا رهبران سازمان خود در اروپا و آمریکا به راحتی زندگی می کند ؟ چرا باید برای ارضای تمایلات شخصی رهبری سازمان ، مسعود رجوی ، کشته شوند ؟ و یا آن وضعیت اسفناک را در عراق تحمل کنند ؟ و هزاران سؤال دیگر .

البته ریشه این گونه نگرش ها نسبت به رهبریت سازمان از جانب اعضا را باید در سال های گذشته و شیوه برخورد مسعود رجوی با اعضا و نقش اطرافیان او دید . مسعود برای این که نیروهای خود را نگاه دارد و آنان را وادار به اطاعت بدون فکر و کورکورانه کند ، به خودش تقدس داد و جایگاه خدا گونه برای خودش قائل شد .

به عملکرد امام حسین (ع) در عاشورا اشکال می گرفت و می گفت که امام حسین (ع) اشتباهاتی کرده است که ما آن اشتباهات را نمی کنیم . وی خود را امام این دوره معرفی کرده و می گفت که هر کس می خواهد به سعادت برسد باید جسم و حیاتش را به مسعود رجوی بفروشد و تابع او باشد ، او از ائمه اطهار (ع) ایراد می گفت و اشکالاتی به دین اسلام وارد می ساخت ، سعی داشت کاری کند که همه به او فکر کنند ، اگر نماز هم می خواستند بخوانند باید در نماز به مسعود فکر کنند .

مریم رجوی در یکی از سخنرانی هایش خطاب به اعضای سازمان می گوید : شما قدرت فهم کارهای مسعود را ندارید و به طریق اولی اجازه چون و چرا نخواهید داشت ، شما نمی توانید به ساحت مقدس مسعود راه یابید فقط باید از طریق من (مریم) به مسعود راه یابید ، خودتان قدرت فهم و درک مسعود را ندارید .

فهیمه اروانی مسئول ارتش آزادیبخش منافقین نیز بارها گفته بود که ما به هیچ وجه به ساحت مقدس مسعود راه نداریم و باید از طریق مریم حرف های خود را به او برسانیم و از طریق مریم حرف های خداگونه مسعود را بفهمیم .

منافقین از نظر فکری به طور کامل وابسته به سازمان شده و در بی خبری محض به سر می بردند ، مسعود بر شانه های این افراد بی فکر و مسخ شده یک سازمان پوشالی بنا نهاد و با حمایت های بی دریغ کشورهای اروپایی و آمریکا و نیز کمک های حزب بعث ، جوانان زیادی را تباه ساخت .

اما اکنون که بحث حمله خود این کشورها به عراق مطرح بود و در طرف مقابل نیز غیبت مسعود و سران سازمان برای مدتی نامعلوم محسوس شده بود ، دیگر این افراد پوچ و بی هدف را هیچ چیز نمی توانست حفظ کند ، مگر نشستن به انتظار روزهای آینده و پذیرش اربابی جدید ، فقط برای ادامه باقیمانده حیات نکبت بار خود .

پس از آن که سازمان منافقین به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی شد ، ریزش نیروهای این سازمان بیشتر و مشکلات مالی هم زمان با آن نیز مزید بر علت شد ، تا تعدادی از اعضای پایین رتبه شروع به خروج از سازمان و عراق نمایند .

آنچه که بیشتر این افراد را ترغیب به بریدن از سازمان نمود ، شاید سیاست جمهوری اسلامی ایران در اعلام عفو اعضای پایین رتبه و کسانی بود که جنایتی علیه مردم و مسئولین مرتکب نشده بودند .

تبلیغ این مسئله در بین اعضای سازمان منافقین ، آنان را متوجه این نکته نمود که هنوز امیدی برای بازگشت و پایان دادن به زندگی نکبت بارشان در عراق وجود دارد ، به ویژه این که سران سازمان علیرغم تبلیغات فراوان نتوانستند توجیهی برای تروریست شناخته شدن سازمان و اعلام عفو از سوی جمهوری اسلامی ایران بیابند و یک بار دیگر اعضای خود را بفریبند .

در چنین شرایطی زمزمه حمله آمریکا و انگلیس به عراق نیز باعث شد که بسیاری از اعضای سازمان که به امیدهای واهی از جمله درست کردن اقامت خود در کشورهای اروپایی ، گرفتن بورس تحصیلی ، پیشنهاد اعطای مقامات بالا در صورت فتح ایران !!! و غیره به عراق رفته بودند ، به هیچ وجه تمایل نداشتند که جان خود را برای صدام و مسعود رجوی از دست بدهند .

دستگیری اعضای عالیرتبه منافقین در فرانسه و بستن دفاتر آنان در انگلیس و آلمان نیز بسیاری را نسبت به اهداف سازمان دچار شک کرد و به ویژه انگیزه اعضای پایین رتبه را از بین برد ، بدین ترتیب بود که پس از حمله آمریکا به عراق از سازمانی که رهبران آن زمانی ادعا می کردند استعداد یک لشکر هفتاد هزار نفری را دارند ، جز تعدادی مزدور در عراق و تعدادی فراری و تحت تعقیب در گوشه و کنار جهان کسی باقی نماند و آن تعداد هم آن قدر بی هویت و مزدور شده بودند که اکنون با آغوش باز پذیرای آمریکا شدند تا شاید بتوانند به واسطه حمایت آنان چند سالی دیگر نیز به حیات ننگین خود ادامه دهند .

2) تروریست شناخته شدن سازمان

در این زمان سازمان منافقین با مشکلاتی مواجه شد که اهم آن بدین قرار بود : 1) تروریست شناخته شدن سازمان ، 2) مسائل مالی ، 3) ریزش نیروهای منافقین ، 4) بستن دفاتر آنها در اروپا ، 5) دستگیری های پراکنده منافقین در اروپا ، 6) مواضع ایران در قبال این گروهک .

سازمان منافقین که کارنامه ای سیاه از ترور و عملیات تروریستی در داخل و خارج از کشور به همراه داشت ، همواره از سوی جمهوری اسلامی ایران محکوم به فعالیت های تروریستی می شد ، اما این گروهک با عنایت به حمایت های خارجی به ویژه غرب و اروپا همیشه بدون این که از جانب سازمان های حقوق بشر و ضد تروریستی کوچکترین بازخواستی شود ، عملیات خود را گسترش می داد .

اما تحولات اخیر در جامعه جهانی به ویژه پس از انجام عملیات انتحاری در قلب آمریکا و حمله به چند نقطه در آن کشور و همچنین گسترش یافتن فعالیت های آزادی طلبانه و اسلام خواهی در فلسطین و انجام عملیات های شهادت طلبانه برای آزادی سرزمین خود علیه صهیونیسم یهود ، کشورهای اروپایی و آمریکایی که اکنون اینگونه عملیات ها را در قلب سرزمین خود می دیدند ، ناچار به محکومیت تروریسم پرداختند .

در این بین آمریکا و انگلیس خود را قیم مردم جهان برای نجات از تروریست دانسته و کشورهای اسلامی افغانستان و عرای را بدین بهانه اشغال کردند ، همین کشورهای غربی در کمال ناباوری و تعجب در حالی که از تروریسم دولتی اسرائیل حمایت می کردند ، مبازرات مردمی و به حق فلسطینیان را عملیات تروریستی نامیده و بدین بهانه در صدد سرکوبی آن و حمایت از رژیم غاصب اسرائیل برآمدند .

البته نباید از نظر دور داشت که با توجه به مبهم بودن چگونگی نحوه حمله یازدهم سپتامبر به برج های دوقلوی آمریکا و شایعاتی مبنی بر دست داشتن صهیونیست ها و عناصری از داخل خود آمریکا در این عملیات ، در واقع آمریکا به دنبال این بود که به بهانه ای برای دست یافتن به نقاط حساس خاورمیانه و حضور نامشروع خود در این منطقه از جهان پیدا کند .

متأسفانه حکومت طالبان و گروه القاعده در افغانستان و صدام در عراق بهانه را برای آمریکا مهیا کردند ، آنان که خود روزی از دست پروردگان آمریکا و انگلیس بودند ، اکنون باید برای مطامع آن دولت ها قربانی می شدند و پدیده تروریسم دست آویز خوبی برای این منظور بود .

در چنین شرایطی سازمان منافقین که در عراق روابط نزدیکی با سران حکومت بعث این کشور داشت و از طرفی کوس رسوایی آنان به واسطه اقدامات روشنگرانه جمهوری اسلامی ایران و اطلاع رسانی جامع و کامل در جهان طنین انداز شده بود ، اکنون خود را در برابر حامیان و دوستان قدیم می دید که از روی ناچاری آن سازمان را در لیست گروه های تروریستی قرار می دادند .

کشور انگلیس که شناخت کاملی از این گروهک و اوضاع عراق داشت در شرایط جدید سریعاً به محکوم کردن آن سازمان پرداخت تا خود را در صدر کشورهای ضد تروریسم جهان نشان دهد ، بنابراین در یک حرکت نمایشی مجلس اعیان بریتانیا ، فهرست 21 گروه تروریست از جمله گروهک منافقین را تصویب کرد . این فهرست که دهم اسفند ماه سال 1379 از سوی وزارت کشور بریتانیا تهیه شده ، در 23 اسفند ماه همان سال از تصویب مجلس عوام این کشور نیز گذشت .

بریتانیا نخستین کشور اروپایی است که به طور رسمی گروهک منافقین را به عنوان تشکیلات تروریستی معرفی کرده است و به استناد مفاد قانون جدید تروریسم در بریتانیا ، همکاری ، حمایت علنی و کمک های مالی به این گونه تشکیلات تروریستی جرم محسوب می شود.(2)

در پی ممنوع اعلام شدن فعالیت گروهک تروریستی منافقین در خاک انگلستان ، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان ضمن استقبال از این اقدام انگلیس ، خواستار آن شد که سایر کشورهای اروپایی نیز اجازه ندهند گروهک منافقین با سوء استفاده از امکانات این کشورها به اقدامات جنایتکارانه خود علیه مردم ایران ادامه دهد . (3)

آمریکا تنها پس از حملات تروریستی به آن کشور و بعد از این که داعیه رهبری مبارزه علیه تروریسم جهانی را عنوان نمود و پرچم آن را به دوش خود گرفت ، اقدام به تهیه لیستی از گروه های تروریستی در گوشه و کنار دنیا نمود که البته تکیه آن بیشتر در خاورمیانه و کشورهای اسلامی بود .

آمریکا و اروپا برای اقناع افکار عمومی با توجه به ادله محکم و استوار در انجام فعالیت های تروریستی منافقین ، آن سازمان را نیز در ذیل گروه های تروریستی قرار دادند . هر چند که این عمل با واکنش های مخالف از سوی بعضی شخصیت های سیاسی در اروپا و آمریکا مواجه شد که این امر خود نشان دهنده آن است که اصول اساسی سیاست آمریکا و اروپا حمایت از این گروهک تروریستی در برابر نظام جمهوری اسلامی ایران و به منظور تضعیف نظام اسلامی است .

البته مشخص بود که اینگونه ژست های تبلیغاتی و حرکت های عوام فریبانه از سوی آمریکا علیه منافقین نمی توانست مردم و مسئولین جمهوری اسلامی ایران را که سال ها از این اتحاد نا مقدس آمریکا و منافقین آسیب دیده بودند را فریب دهد .

در همین راستا آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمع فارغ التحصیلان دوره عالی حفاظت با بر شمردن سابقه جنابت ها و خشونت طلبی های آمریکا در کشورهای مختلف از جمله حمایت از گروهک منافقین چنین گفت :

" امروز دشمن به رغم حفظ ظواهر و محکوم کردن صوری تروریسم با شیوه های پیچیده انواع مختلف تروریسم را در کشورهای مستقل و مخالف خود تشویق کرده و برای اجرای آن به خصوص در جمهوری اسلامی ایران برنامه ریزی می کند .....

امروز شرایط بین المللی بگونه ای است که اگر استکبار به طور آشکارا از تروریسم حمایت کند ، گریبان گیر خودشان می شود ، بنابراین در ظاهر این گروهک را محدود ساخته ، ولی در عمل از آن و سایر گروه های مزدور حمایت می کند ....

پیروزی انقلاب اسلامی ایران خواب دشمنان خارجی را آشفته ساخت و امواج خروشان ملت ایران دشمن را وادار به برنامه ریزی برای جلوگیری از حاکمیت دین در جوامع مسلمان کرد ... در اوایل پیروزی انقلاب هیچ یک از مسئولان به فکر حفاظت از خود و استفاده از نیروهای امنیتی نبود ، ولی آشوب و ترورهای آن سال ها ، سرمایه های ارزشمندی را از کشور گرفت و باعث شد کار حفاظت از افراد و اماکن به طور جدی تر دنبال شود ." (4)

البته آنچه که در این بین مهم بود ، فعالیت وسیع اعضای این گروهک در سطح کنگره آمریکا و پارلمان های کشورهای اروپایی و صرف هزینه های گزاف به این منظور بود ، به هر حال این سازمان علیرغم تلاش هایی جهت یک صدا نمودن هواداران خود در بین رجال سیاسی اروپا و آمریکا همچنان در صدر فهرست گروه های تروریستی قرار دارد ، هر چند برخوردی را از جانب کشورهای حامی مقابله با تروریسم با این گروهک تروریستی مشاهده نکرده ایم .

در تاریخ 15/2/1381 پانزده کشور اتحادیه اروپا در بروکسل به طور رسمی گروهک منافقین را به عنوان گروهی تروریستی اعلام کردند ، در این فهرست جدید از گروهک منافقین ، ارتش آزادیبخش ملی ایران ( شاخه نظامی گروهک منافقین) و انجمن دانشجویان مسلمان ایرانی (یک گروه پوششی منافقین) نام برده شده است و این به مفهوم انسداد دارایی ها و اموال اشخاص و سازمان هایی است که نام تروریستی بر آنها اطلاع می شود . (5)

به دنبال این اقدام اروپا ، آمریکا نیز فعالیت شاخه سیاسی گروه منافقین را ممنوع و دارایی های این گروه را مسدود و دفاتر آن را در واشنگتن تعطیل کرد ، این اقدام که در اطلاعیه ای با امضاء کالین پاول اعلام شد ، فعالیت شورای مقاومت ملی را ممنوع کرد و این گروه را در زمره سازمان های تروریستی قرار داد .

مأموران فدرال آمریکا دفتر نماینده منافقین را در ساختمان ملی مطبوعات آمریکا در واشنگتن و نیز یکی دیگر از دفاتر منافقین را در این شهر تعطیل و چند نفر از اعضای منافقین را دستگیر کردند .

البته بازداشت نه چندان مهم چند عضو منافقین در آمریکا در حالی صورت گرفت که چندی پیش از آن تعدادی از اعضای کنگره و مجلس سنای آمریکا با صدور بیانیه ای ضمن حمایت از این گروهک ، خواستار شناسایی منافقین توسط دولت آمریکا شدند . (6)

در این شرایط حتی دولت عراق نیز سعی کرد کنترل خود را بر این سازمان بیشتر کند به همین دلیل گروه های ویژه ای از افسران دستگاه امنیت ویژه را در داخل 5 قرارگاه منافقین در استان های بصره ، دیالی ، مسیان ، الانبار و واسط مستقر کرد تا از این پس خروج عناصر منافقین از قرارگاه هایشان فقط با مجوز نماینده دستگاه ویژه امنیتی عراق مستقر در این مقرها ممکن باشد .

این امر به دنبال تروریست شناخته شدن سازمان انجام گرفت و به دنبال آن عراق خواستار پایان عملیات مسلحانه منافقین شد ، البته معلوم بود که این وضعیت مقطعی است و عراق برای پایبند نشان دادن خود به قوانین بین المللی که سال ها از آن گریزان بود ، دست به چنین اقدامی زده است ، وگرنه رجوی و صدام دو یار دیرینه و آدمکش از هم جدا ناشدنی بودند .

---------------------------------------------------------

1. روزنامه ابرار ، 23/7/1379

2. روزنامه اطلاعات ، 9/1/1380

3. روزنامه جمهوری اسلامی ، 20/1/1380

4. روزنامه اطلاعات 9/3/1380

5. روزنامه ابرار 15/2/1381

6. روزنامه جمهوری اسلامی 13/12/1379


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

جدیدترین مطالب

سید محمدجواد هاشمی‌نژاد دبیرکل بنیاد هابیلیان

سران گروهک تروریستی منافقین را در مجامع بین المللی محاکمه خواهیم کرد

سید محمدجواد هاشمی‌نژاد دبیرکل بنیاد هابیلیان

منافقین؛ از پیروزی انقلاب تا ۳۰خرداد۱۳۶۰

بهانه تراشی منافقین برای ورود به فاز مسلحانه

مجوز کشتار مردم!!!

گفت‌وگو با فرزند شهيد ترور سيد‌محمد‌ابراهيم فقيهي

دلیل ترور ایشان ایجاد وحدت بین دانشجویان و طلاب بود

شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
4
تاریخ : 1358/04/04
5
تاریخ : 1358/04/05
10
تاریخ : 1358/04/10
12
تاریخ : 1358/04/12
16
تاریخ : 1358/04/16
20
تاریخ : 1358/04/20
24
تاریخ : 1358/04/24
26
تاریخ : 1358/04/26
27
تاریخ : 1358/04/27
29
تاریخ : 1358/04/29
30
تاریخ : 1358/04/30
31
تاریخ : 1358/04/31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان