آرمان واهی (1)

بررسی عملکرد سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

﴿ یحذر المنافقون ان تنزل علیهم سورة تنبئهم بما فی قلوبهم قل استهزءوا ان الله مخرج ما تحذرون ﴾ منافقان از آن رو بترسند که خدا سوره ای بفرستد که آنچه درون ناپاک آنهاست بر آنها آشکار سازد ، ای رسول بگو اکنون تمسخر کنید و خدا از آنچه می ترسید بر سر شما خواهد آورد . (توبه/64)

امام خمینی (ره)

" بگذارید کوردلان در داخل و خارج هر چه می خواهند بکنند و بگویند و به هر جنایتی که روی تاریخ را سیاه می کند و روی منافق و هم قطاران شان و جنایتکاران شان را سیاه تر ، و با انفجارها که کار جنایتکاران ورشکسته است و هر فرد ساده ای می تواند این نحو جنایات را انجام دهد به اسم قیام مسلحانه برای نجات خلق و جنگ خیابانی برای سرنگونی اسلام و جمهوری اسلامی برای خود و سبوعانی امثال خود دلخوشی و برای رسانه های گروهی در خدمت ابر جنایتکاران سوژه تبلیغاتی بر ضد اسلام و جمهوریاسلامی فراهم کنند ".

 

مقدمه :

وقوع پدیده های تخریب اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و امنیتی در تمام جوامع انسانی و در هر زمان تاریخی امری اجتناب ناپذیر است ، که با توجه به پیچیدگی روز افزون جوامع امکان بروز این پدیده ها در غالب رفتارهای اعتراضی قوت و شدت بیشتری می گیرد .

این جریانات به ویژه در جوامع انقلابی علیه حکومت وقت به طور عموم از جانب گروه هایی که ادعا می کنند به سهم خود پس از پیروزی انقلاب نرسیده اند ، صورت می گیرد . در این شرایط به طور معمول گروه هایی از این دست رو به خشونت آورده و اقدام به انجام رفتارهایی بر خلاف خواست عمومی جامعه می نمایند.

جامعه ما پس از انقلاب بزرگ سال 1357 که با حمایت های مردمی ، تلاش نیروهای مذهبی رهبری عالم ربانی حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رسید ، با این حال مدعیانی غیر مذهبی برای رهبری پیدا کرد؛ که اکثر آنها یا نقشی در پیروزی انقلاب نداشته یا این نقش بسیار کمرنگ و حتی در جهت خلاف خواست مردم بوده است.

سازمان مجاهدین خلق (منافقین) یکی از این گروه های مدعی بود که در همان ابتدا دست به اسلحه برده و به مقابله با مردم و مسئولین پرداخت ، اما پس از چند حرکت مذبوحانه و نافرجام متواری شده و بیشتر اعضای آن به عراق گریختند و در آنجا تبلیغات سوء سیاسی و فرهنگی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران پی گرفتند.

با توجه به جنایاتی که این گروهک در حق ملت ایران مرتکب شد و ترفندهایی که برای گمراه کردن و جذب جوانان این مرز و بوم داشته ، مجمع فرهنگی شهید بهشتی (ره) به عنوان یکی از مراکز فرهنگی اسلامی پس از انتشار کتب حادثه کوی دانشگاه ، واقعیات پنهان و شش جلد کتاب دفاع مقدس درصدد است تا با انتشار این مجموعه گامی کوچک در راستای افشای چهره پلید سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بردارد.

و بر خود واجب می داند که از کلیه عزیزانی که در گردآوری مطالب و تألیف این کتاب همکاری نمودند تشکر و قدردانی نماید . احمد قدیریان

پیشگفتار :

انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 به عمر پنجاه ساله دیکتاتوری سراسر ظالمانه پهلوی خاتمه داد. در شرایط به وجود آمده پس از پیروزی انقلاب، بسیاری از گروه ها و احزاب پدید آمدند که بعضی از آنها با روح اسلامی انقلاب بیگانه بوده ، بیهوده در آن اهداف غیر اسلامی و مادی خود را جستجو می کردند.

بعضی از گروه ها در همان ابتدا چون در خود توان جذب نیرو و مقابله با انقلاب اسلامی که مورد حمایت اکثریت قاطع مردم ایران بود، را نمی دیدند از صحنه سیاست کنار رفتند. اما تعدادی از این گروهک ها که اندک هوادارانی نیز داشتند با تحلیل غلط از اوضاع اجتماعی و سیاسی پس از انقلاب در برابر آن قرار گرفتند که به طور طبیعی یا قهری توسط مردم و مسئولین کنار گذاشته شدند.

البته وقوع جنگ تحمیلی و نیاز به تأمین آرامش در پشت جبهه ها این روند را شدت داد ، در این شرایط بسیاری از گروهک های طرد شده به خارج از کشور گریختند و به صورت نیمه جان به حیات سیاسی خود ادامه دادند ، شاید در این میان تنها گروهکی که خط و مشی نظامی خود را حفظ کرد و هرازگاه به ترورهایی در داخل کشور نیز اقدام می نمود، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) باشد.

سازمان مجاهدین خلق در اوایل دهه چهل هجری شمسی پس از سرکوبی قیام پانزده خرداد و به بن رسیدن راههای قانونی برای مبارزه با رژیم پهلوی به وجود آمد ، سه نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به نام های محمد حنیف نژاد ، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان که مدتی با نهضت آزادی همکاری و ارتباط داشتند بنیانگذاران این سازمان به شمار می روند .

این سازمان در سال 1344 شکل گرفت و در ابتدا با توجه به اعتقادات مذهبی اعضای آن که برگرفته از تعالیم اسلام بود به سازماندهی نیروهای خود پرداخت و توانست حمایت بعضی از گروه ها و شخصیت های سیاسی و مذهبی را به خود جلب کند.

کادرهای اولیه سازمان در سال 1347 با تشکیل کلاس های ایدئولوژیک شکل گرفتند ، در حالی که هنوز این گروه نام مشخصی برای خود نداشت، لازم به توضیح است تا سال 1351 که اعضای اولیه سازمان در یک اقدام نافرجام برای تهیه سلاح به دام ساواک افتادند ، هنوز نام مجاهدین خلق بر آن اطلاق نمی شد و تنها از این تاریخ بود که به تدریج نام مجاهدین خلق بدان اطلاق شد .

با آغاز دور دوم حیات سازمان پس از اعدام و زندانی شدن اعضای اولیه آن به تدریج ایدئولوژی مارکسیستی (که در آن زمان اوج نفوذ و گسترش خود را در سطح جهان داشت) در بین سران جدید سازمان رسوخ نمود .

در سال 1354 سازمان به طور رسمی با انتشار اعلامیه تغییر مواضع ایدئولوژیک خود را مارکسیست اعلام نمود ، در واقع ریشه های اتخاذ این مواضع را باید از همان ابتدای تشکیل سازمان جستجو کرد ، اعضای اولیه با نگرش و برداشت انقلابی خود از اسلام ، آن را برای مبارزه بنا به سلیقه خود تفسیر کردند و بدین گونه راه را برای افکار انحرافی و التقاطی در آینده باز نمودند .

بنابراین پس از شکست اولیه و دستگیری و اعدام بنیانگذاران آن ، اعضای جدید دیگر به اسلام به عنوان مکتب مبارزه اعتقادی نداشتند و در صددد تلفیق آن با مرام مارکسیستی که به عقیده آنان صددرصد انقلابی و همخوان با مکتب اسلام بود!! برآمدند .

البته نباید از اهداف پنهان بعضی از سران سازمان در این زمان در معرفی اسلام به عنوان مکتب و اعتقاد اعضا غافل بود ، آنها اسلام را فقط برای حفظ نیروهای مسلمان خود و ارتباط با سایر نیروهای انقلابی مسلمان به ویژه تعدادی از روحانیون می خواستند تا برنامه های خود را پیش برده و از آنها استفاده ابزاری نمایند ، وگرنه همانطور که بعد از آن مشخص شد آنها هیچ اعتقادی به اسلام نداشتند و حتی اصول مسلم اسلامی را زیر پا می گذاشتند .

البته این تغییر ایدئولوژی از سوی بعضی اعضا با مخالفت روبرو شد که سازمان نیر در مقابل اقدام به تصفیه عناصر مسلمان و معتقد نمود ، گروه های مبارز و شخصیت های انقلابی هم در برابر این تغییر واکنش نشان دادند و آن را از خود طرد نمودند ، در واقع از این زمان انحراف و نفاق اعضای این سازمان آغاز شد ، به طوری که تعدادی از روحانیون در زندان (1) فتوای تحریم هرگونه ارتباط با این افراد را صادر کردند.

با آغاز انقلاب اسلامی سازمان مجاهدین خلق که دیگر به منافقین معروف شده بود با حفظ چهره و ظاهر اسلامی به مردم پیوست ، اما با گذشت مدتی از انقلاب ، ضدیت و عدم هم خوانی خود را با انقلاب و مردم آشکار کرد .

این سازمان پس از چند عملیات ترور و اغتشاش ، به کارشکنی در امر دفاع مقدس که دولت و ملت به آن مشغول بودند پرداخت ، در این زمان بود که حضرت امام خمینی (ره) دیگر سکوت را در مورد آنان جایز ندانسته و به صورت علنی این سازمان را مورد عتاب قرار داد .

منافقین نیز بر اساس تحلیل های غلطی که داشتند به فراخوان نیرو پرداخته و در سی ام خرداد سال 1360 در برابر انقلاب اسلامی به زورآزمایی پرداختند ، که حاصل آن شکست ، فرار و دستگیری بسیاری از آنان بود .

از این زمان به بعد منافقین مرکزیت تشکیلات خود را به خارج از کشور منتقل کردند و در سال 1364 با موافقت صدام _ رهبر وقت عراق _ در این کشور به احداث پایگاه های نظامی پرداخته و با نیروهای ایرانی که مشغول نبرد با صدامیان بودند درگیر شدند ، البته به موازات این اقدامات در داخل کشور نیز با استفاده از نیروهایی که داشتند به انجام عملیات تروریستی می پرداختند .

با پایان یافتن جنگ در مرداد سال 1367 منافقین در یک تحلیل غلط پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران را دلیل ضعف آن دانسته و برای توجیه حیات و تحریک نیروهای سرخورده خود ، بلافاصله پس از پایان جنگ تهاجم وسیعی را به مرزهای غربی کشور آغاز نمودند ، که البته حاصل آن جز یک شکست سنگین و تار و مار شدن نیروهای آنها در عملیات مرصاد به دست رزمندگان اسلام چیز دیگری نبود .

پس از آن سازمان دچار خمودگی و رکورد شد که اگر کمک بعضی دول غربی نبود نمی توانست خود را حفظ کند ، از آن زمان تا سال 1376 فعالیت های سازمان به چند عملیات تروریستی در داخل کشور و تبلیغات سوء علیه جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور خلاصه می شد .

در این دروه سازمان بیشترین ریزش نیروها را داشت ، اکثر اعضاء که به امیدهای واهی به این سازمان پیوسته بودند با احساس پوچی و بیهودگی فزاینده ، خواستار جدایی از منافقین بودند که البته اکثر آنها در صورت اصرار بر این خواست از زندان های استخبارات عراق و زندان های خود منافقین سر در می آوردند ، و چه بسیار اعضای بریده از سازمان که در بیابان های اطراف پایگاه های منافقین در اثر گرسنگی ، تشنگی و یا به وسیله عشایر عرب و یا نیروهای دولتی کشته می شدند .

آغاز زمزمه های انتخابات هفتمین دروه ریاست جمهوری در ایران و پدید آمدن تغییراتی در فضای سیاسی کشور ، منافقین را به تدوین استراتژی جدید برای حضور در صحنه سیاست ایران کشاند ، در این دوره منافقین که یک جسد بی جان بیش نبود ، توسط بیگانگان تقویت و به عنوان یک جبهه مخالف در برابر جمهوری اسلامی در میادین بین المللی و عرصه های داخلی قرار داده شدند .

در مبحث پیش رو به این دوره از حیات منافقین که مهر پایان همیشگی به آن زده خواهد شد (انشاءالله) پرداخته می شود .

چرایی این که این سازمان چگونه پس از حدود پانزده سال حیات در خارج از کشور و ضربه های سختی که به آن وارد شد ، توانایی دست زدن به اقدامات تروریستی در کشور را دارا بود و همچنین پی بردن به انگیزه ها و اهداف آن ، از علل مهم پرداختن به این موضوع است .

علاوه بر این بررسی اوضاع و احوال سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی این گروهک در فاصله سال های 1376 تا 1382 مد نظر می باشد ، در این سال ها بود که سازمان برای اولین بار از سوی کشورهای اروپایی و آمریکایی به عنوان سازمان تروریستی شناخته و با تحریم های ظاهری مواجه شد .

اهمیت پرداختن به این سازمان بیشتر به دلیل اقدامات مسلحانه و سر دادن شعارهای اسلامی می باشد که در مقطعی باعث اغفال تعدادی از جوانان ایرانی و مظلوم نمایی سازمان شده بود .

انتخاب این مقطع زمانی برای بررسی به این دلیل بود که به نظر می رسید سازمان منافقین از سال 1377 حیاتی دوباره گرفت و هم پای تحولات داخل کشور آنها نیز به گونه ای متحول می شدند ، تا بدانجا که دوباره ناگزیر به رویارویی با نظام اسلامی شده و البته این بار به لطف خدا حاصل آن چیزی جز شکست و ذلت برای آنها نبود و سرانجام این اپوزیسیون مسلح ایران نیز نابود شد و اکنون جز تعدادی فراری و مزدور در گوشه و کنار جهان نشانی از آن نیست .

این مجموعه در پنج مجلد تقدیم خوانندگان گرامی می شود که هر یک دوره هایی مهم و تأثیر گذار از حیات سازمان منافقین را در بر می گیرد ، مجموعه پیش رو جلد چهارم از کتاب سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از آغاز تا پایان با نام آرمان های واهی می باشد که به بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی سازمان از سال 1376 تا 1382 می پردازد .

در جمع آوری و نگارش مطالب این کتاب علاوه بر روزنامه ها و مجلات داخلی ، از کتب ، مجلات و سایت های اینترنتی متعلق به گروه های خارج از کشور و در مواردی حتی از منابع خود منافقین استفاده شده است و همین مطلب ارزش این کتاب را دو چندان می نماید .

از مشکلات پیش رو در نگارش این کتاب با توجه به ماهیت این سازمان و نوع نگرش ملت ایران درباره آن ، جمع آوری اطلاعات درباره جنبه های مختلف حیات این سازمان در خارج از کشور بود که به سختی میسر می شد .

البته در بعضی موارد امکان دارد که اطلاعات این کتاب ناکافی و خلاصه باشد که پیشاپیش از تمامی خوانندگان گرامی پوزش طلبیده می شود ، در تدوین این اثر سعی بر آن بوده که تا آنجایی که ممکن است بدون تعصب و پیش داوری درباره اقدامات این گروهک در قبال تحولات نظام اسلامی پس از دوم خرداد 1376 بحث و بررسی انجام گیرد .

در پایان از کلیه عزیزانی که مجمع فرهنگی شهید بهشتی را در جمع آوری این مطالب یاری رساندند سپاسگذاری شده و امیدوار هستیم که این تلاش مقدمه ای باشد برای شناخت بهتر و بیشتر منافقین که روزگاری برای تحقق مفاهیمی همچون استکبار ستیزی و استعار ستیزی ، آزادی ، دینداری ، برابری و غیره گرد هم جمع شدند ، اما نفوذ جریان های غیر مذهبی در میان آنها و عدم درک صحیح از تعالیم اسلام باعث انحراف و در نتیجه رقم خوردن چنین عاقبتی برای آنان شد . محمد رضا سرابندی

 

« بخش اول »

وضعیت منافقین هم زمان با انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری

1) اوضاع سیاسی اجتماعی منافقین

مدت ها قبل از آغاز برگزاری هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بحث های بسیاری در مورد رئیس جمهور آینده و برنامه سیاسی او در بین گروه های داخلی و خارجی کشور وجود داشت . یکی از این گروهک های خارج نشین به نام سازمان مجاهدین خلق یا منافقین به طور جدی تحولات داخلی کشور را دنبال می کرد .

در واقع سازمان منافقین پس از شکست مفتضحانه سال 1367 در عملیات مرصاد و در دوره ای که کشور تحت رهبری مدبرانه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای و ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی اداره می شد ، جز چند حرکت مذبوحانه تروریستی فعالیت دیگری نداشت و بیشتر اقدامات و فعالیت های خود را در خدمت رسانی به نیروهای بعثی عراق و تبلیغات علیه جمهوری اسلامی ایران در اروپا و آمریکا به انجام می رساند .

بنابراین هنگامی که در داخل کشور گروهی در انتخابات به طرفداری از یک جریان مواضعی غیر از آنچه در کشور حکمفرما و به مصلحت نظام بود در پیش گرفت ، منافقین نیز برنامه ها و استراتژی آینده خود را تدوین کردند که همانا دخالت بیشتر در امور داخلی و خارجی کشور برای کسب قدرت _ به خیال خودشان _ بود .

منافقین در این زمان یکی از بحرانی ترین شرایط خود را سپری می کردند ، فشارهای اقتصادی و کمبود امکانات رفاهی در پایگاه های نظامی آنان در عراق ، نگهداری اعضای پایین رتبه که توجه چندانی به مواضع ایدئولوژیکی رهبران خود نداشتند و به طمع مسافرت یا تحصیل در کشورهای اروپایی و آمریکایی به منافقین پیوسته بودند را اکنون با مشکل مواجه می کرد .

به همین موازات تعداد دیگری از اعضا پس از نزدیک به بیست سال آوارگی ، اکنون به محقق شدن رؤیاها و آرزوهای خود شک کرده و به آن با دیده تردید می نگریستند ، عدم کارآیی و تحرک سازمان نیز به این بی انگیزگی دامن می زد .

در چنین شرایطی آنان خود را موجوداتی مزدور و خائن می دیدند که حتی جرأت بیرون رفتن از پادگان محصور شده خود را ندارند ، چرا که مردم عراق به ویژه کردها و شیعیان نیز از آنان به دلیل همراهی با صدام در کشتارهای سرکوبگرانه در شمال و جنوب عراق به اندازه کافی خشمگین و منزجر بودند .

اخبار جسته و گریخته ای که از خوشگذرانی های سران منافقین در اروپا و آمریکا به داخل پادگان های نظامی آنان رسوخ می کرد ، به طور معمول در آن محیط خفقان به صورت شایعه ای بزرگ و هولناک جلوه می کرد ، تحت این شرایط اعضای بریده از سازمان روز به روز بیشتر شده و خواستار خروج از پایگاه های نظامی منافقین بودند .

سازمان نیز دستگاه های نظارتی خود را قوی تر کرده و با کمک سازمان استخبارات عراق هرگونه مخالفتی را به سرعت سرکوب می کرد ، زندان های داخلی منافقین و استخبارات عراق در این سال ها مملو از افرادی بود که زمانی اغفال شده به مجاهدین پیوسته بودند و اکنون پس از سرخوردگی و یأس ، آرمان های خود را بر باد رفته می دیدند . بر اساس قراین شاید بیش از نیمی از کادرهای منافقین در عراق به خاطر ترس از سرنوشت خود کنار مسعود رجوی باقی مانده بودند . (2)

همه این عوامل به خودی خود جو بی اعتمادی و پوچی را باعث می شد ، به اضافه این که دیگر این گروهک به دلیل عدم کارآمدی از نظر سیاسی و نظامی چندان مورد حمایت غرب نبود ، در شرایط جدید به ویژه پس از حملات یازدهم سپتامبر به آمریکا که باعث شد این کشور به همراه انگلیس داعیه مبارزه با تروریسم را پیش بکشند ، دیگر از نظر افکار عمومی جهانی حمایت از گروه تروریستی منافقین در ظاهر به صلاح نبود .

لذا بسیاری از حمایت ها و کمک های دول غربی نسبت به این سازمان قطع شد و این خود مشکلات منافقین را به ویژه در عراق دو چندان می کرد ، بنابراین سران سازمان استراتژی جدید خود را بر حضور در تحولات داخل کشور و جلب حمایت داخلی ، برای نشان دادن پشتوانه مردمی به دول غربی قرار دادند تا از این رهگذر دوباره از کمک های آنان بهره مند شوند .

برای این منظور آنان باید خود را به نحوی مفید و کارآمد به دوستان غربی خود نشان می دادند و در این شرایط تنها کاری که از آنان ساخته بود و از دست شان بر می آمد ایجاد جو ناامنی و ترور در داخل کشور بود .

_________________________

1- آقایان : طالقانی ، منتظری ، مهدوی کنی ، ربانی شیرازی ، انواری ، هاشمی رفسنجانی ، لاهوتی ، معادی خواه و گرامی .

2- برای اطلاعات بیشتر در این باره بنگرید به نادره افشار ، زن در دولت خیال ، نشر نیما ، چاپ آسن آلمان ، 2002


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/08/01
2
تاریخ : 1358/08/02
3
تاریخ : 1358/08/03
4
تاریخ : 1358/08/04
6
تاریخ : 1358/08/06
7
تاریخ : 1358/08/07
8
تاریخ : 1358/08/08
10
تاریخ : 1358/08/10
11
تاریخ : 1358/08/11
12
تاریخ : 1358/08/12
13
تاریخ : 1358/08/13
15
تاریخ : 1358/08/15
20
تاریخ : 1358/08/20
21
تاریخ : 1358/08/21
22
تاریخ : 1358/08/22
24
تاریخ : 1358/08/24
25
تاریخ : 1358/08/25
26
تاریخ : 1358/08/26
27
تاریخ : 1358/08/27
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان