"آفتاب مطهر"(11)

Bookroom.ir File 3945

اسف انگیزتر آن که این مدعیان دروغین و منادیان اصلاحات ادعا دارند ما راه شهید مطهری را ادامه می دهیم ، زیرا او کوشید اسلام را با مقتضیات زمان تطبیق دهد و ما نیز می خو اهیم همین کار را انجام دهیم . اینان می گویند اسلام باید همگام با زمان پیشرفت کند و با این طرح جدید ، جاذبه آن افزایش می یابد و مخالفانش کم می شود !

مسلمات دینی و مقتضیات اجتماعی :

مطلبی که به صورت های گوناگون در فرمایش های شهید مطهری مطرح شده و امروزه با برخی نکته هایی که بدان افزوده شده ، آهنگی جدید یافته ، این است که در نظر برخی افراد سطحی نگر چنین می نماید که معارف ، ارزش ها و احکام اسلام با مقتضای عصر و فرهنگ حاکم بر دنیا سازگاری ندارد.

کسانی درصدد برآمدند از سر دلسوزی راهی برای آشتی دادن مبانی اسلام با فرهنگ مغرب زمین که امواجش به ویژه در سال های اخیر به سوی کشور ما سرایت کرده ، بیابند ؛ از جمله راهی که امروز بیشتر در جامعه رایج گردیده این است که آنچه ما تا به حال از دین شناختیم و پنداشتیم با علم، با فلسفه های مدرن و نهایتاً با فرهنگ مهاجم نمی سازد ، این طبق قرائنی ویژه از دین بوده است ؛

اما برای این که ما بفهمیم دین با علم ، توسعه و ترقی تضادی ندارد ، باید قرائنی دیگر از دین را مطرح سازیم . اینان در این راستا از پاره ای نظریه های فلسفی نیز بهره گرفتند ، از جمله نظریه معروفی که امروز به صورت یک شاخه ای از فلسفه درآمده و خود آن شاخه هایی فرعی پیدا کرده است. یعنی نظریه هرمنوتیک. (1) بدین صورت به سخن خودشان یک شکل علمی هم داده اند . این پیشنهاد چیز جدیدی هم نیست و دانشمندان غربی درباره اش  کتاب هایی بسیار نوشته اند و بحث های فراوانی هم کرده اند.

نتیجه این مطلب آن است که وقتی ما در مقام تفاهم بر می آییم ، می خواهیم مطلبی را به دیگری منتقل کنیم یا از دیگری دریافت نماییم ، آنچه در عمق ذهن گوینده یا نویسنده وجود دارد نامعلوم است و افراد از یک متن مشخص برداشت های گوناگون می کنند . علت اختلاف برداشت ها ، اختلاف در ذهن هاست .

فرض ما در این موضعی که چنین اشخاصی می گیرند این است که آنان با حسن نیت به این کار پرداخته اند ، ولی در کنارش کسانی هستند که از این رفتار دلسوزانه و آشتی جویانه بین دین و فرهنگ های غربی و الحادی سوء استفاده کرده و به بهانه تأویل متون دینی به ریشه کن کردن دین پرداخته اند .

همه چیز دین را مورد تردید قرار داده اند و بعد هم نهایتاً همه را انکار کرده اند .

نمونه اش نیز موجود است، برخی در گفتارها ، مقالات ، نشریات یا کتاب ها ابتدا به عنوان این که معرفت دینی شناور است، نظریه هرمنوتیک را طرح می کنند و بعد کم کم می رسند به این که اصولاً دین پایه عقلانی ندارد. کم کم می رسند به این که اصلاً معلوم نیست قرآن کلام وحی باشد، بنابراین نقد پذیر است و ما باید آن را به محک نقد بزنیم و مشخص کنیم کجایش درست و کجایش نادرست است .

وقتی پرسیده می شود آن محکی که درست و نادرست را مشخص می کند ، کدام است ؟ می گویند تجربه . آری چنین تردیدهایی در جامعه به وجود می آورند و مسلم ترین حقایق را زیر سؤال می برند و حتی ادعا می کنند که این حرکت ما اسلام را حفظ می کند . ما احیاگر اسلام هستیم و اگر اینها را نگوییم اسلام از بین می رود . منت دارند بر سر اسلام که ما با تفسیرهای هرمنوتیک آن را صیانت می نماییم و اگر بخواهیم دین در جامعه زنده بماند و استمرار یابد ، باید تفسیر نویی برای آن بنمائیم ! (2)

اینان به تصور خودشان راهی جدید را مطرح کرده اند و می گویند تا به حال دینداری به روش درستی نبوده ، قرائتی از سوی عده ای بوده است ، اما ما قرائنی را بیان می کنیم که با همه فرهنگ های دیگر سازگاری دارد ، اسلامی را عرضه می کنیم که حتی کفار ، مخالفان و دشمنان هم قبول دارند ، چرا اسلام را باید در یک تفسیر تنگ متحجرانه نگاه داشت؟ چرا کهنه هایی را مطرح کنیم که دیگران نپذیرند؟ یک خورده بازتر بنگریم و تفسیری مقبول تر از اسلام ارائه دهیم تا همه عالم قبول کنند!

اصولاً بررسی این مسائل یک بحث فلسفی است که در جای خودش باید انجام شود و علما در این باره کتاب هایی فراوان نوشته اند و جوانب قضیه را بررسی کرده اند ، اما نکته مهمتر این است که با افرادی که این سخنان را مطرح می کنند ، چگونه برخورد کنیم .

اولاً حرف های آنان تناقض است ، یعنی یکسان حرف نمی زنند ، در آغاز می گویند ما دین را قبول داریم، اسلام را می پذیریم، اما قبلی ها بد فهمیده اند ، قرائت بهتر از دین چنین است. ثانیاً طبق ادعای خودشان این ادعاها هم می تواند مورد نقد قرار گیرد و رد شود ، چون یک قرائت است . چه معلوم که فهم این افراد ، برداشت آنان و تصورشان غلط نباشد !

اسف انگیزتر آن که این مدعیان دروغین و منادیان اصلاحات ادعا دارند ما راه شهید مطهری را ادامه می دهیم ، زیرا او کوشید اسلام را با مقتضیات زمان تطبیق دهد و ما نیز می خو اهیم همین کار را انجام دهیم . اینان می گویند اسلام باید همگام با زمان پیشرفت کند و با این طرح جدید ، جاذبه آن افزایش می یابد و مخالفانش کم می شود !

اما این راه که چنین افراد معلوم الحالی می روند از ترکستان سر در می آورد ، شهید مطهری دو ضرورت را مطرح ساخت : یکی شناخت صحیح اسلام واقعی به منزله یک دستگاه سازنده فکری و اعتقادی همه جانبه و سعادت بخش و دیگری ضرورت شناخت شرایط و مقتضیات زمان و تفکیک واقعیت های ناشی از علم و فناوری از پدیده های انحرافی و فاسد .

برای یک کشتی که می خواهد اقیانوس ها را طی کند و از سرزمینی به ناحیه ای دیگر برود ، هم قطب نما برای جهت یابی لازم است و هم لنگر محکم برای محفوظ ماندن از غرق شدن و زیر پا گذاشتن طوفان ها و جزر و مدها ، اسلام هم یک راهنمای استوار و هم یک لنگر محکم و نگهدارنده است .

اسلام راه است نه توقف گاه و خود قرآن هم از آن به منزله صراط مستقیم یاد می کند . این غلط است که ما بگوییم چون منزل ها عوض می شوند ، باید مسیرها هم دگرگون گردند . بنابراین بنیان های اصیل و مبانی دین جاویدان است و کهنه نمی گردد و از امور قطعی و ضروریات اسلام می باشد.

اما این آیین در زمان و مکان خاصی توقف نمی کند و می توان از دل حقایق زوال ناپذیر آن ، برای هر زمان و هر جامعه ای قوانینی استخراج کرد که حیات فردی و اجتماعی آنان را از رشد و شکوفایی برخوردار سازد و سعادت و آرامش ارمغان آن باشد .

این ویژگی مورد تأکید مطهری بود ، نه آن که اصول و بنیان ها را فراموش کنیم ، تابع فرضیه هایی جدید شویم ، قرائت های خاص را به جای مسلمات اسلام قرار دهیم و اصل را فراموش کنیم . (3)

پی نوشت:

1. واژه هرمنوتیک در اصل از لغت هرمس مشتق شده است ، هرمس در اساطیر یونانی ، خدایی به شمار می رود که فرزند زئوس است . او پیام های خدا را گرفته و به انسان ها می رساند ، هرمس آنچه را که ورای شناخت و اندیشه بشر است ، به حوزه تفکر او منتقل می سازد . هرمنوتیک عنوانی است یونانی و به معنای خبر دادن ، ترجمه کردن و تعبیر کردن و بیشتر درباره تفسیر متون مقدس کاربرد دارد . این کلمه به اشکال گوناگون در بسیاری از متون دوران باستان چون آثار افلاطون ، ارسطو ، اورپید ، گزنفون ، اپیکور ، لوکرتیوس ، پلوتارک و ... به کار رفته است .

برغم استفاده این واژه و این که آدمیان همواره با فهم و تفسیر متون سر و کار داشته اند و در اندیشه های خود قواعدی برای تفسیر جستجو کرده اند تا به کمک آن تفسیر صحیح را از سقیم ممتاز گرداند ، بیش از یکی دو قرن نیست که هرمنوتیک جدید به منزله شاخه ای از علم مطرح شده است . در واقع از اواخر قرن هیجدم ، دو تحول اساسی در علم تفسیر متن به وجود آمد : یکی گذار از تفسیر خاص به عام و دیگری گذار از تفسیر معرفت شناسی به هستی شناسی . نخستین آن عمدتاً به دست فرید ریش شلایر ماخر و ویلهم دیلتای انجام گرفت و دومین آن بیشتر توسط هایدگر و گادامر .

هرمنوتیک فلسفی با شیوه تفسیر رایج در میان پژوهشگران مسلمان تضادی آشکار دارد ، زیرا این مکتب عقیده دارد امکان دستیابی به فهم مطالب با واقع وجود ندارد ، زیرا ذهنیت و پیش داوری مفسر جزء شرایط حصول فهم است و در دریافت او از متن دخالت می کند . همچنین فهم متن علمی بی پایان است ، زیرا فهم آن امتزاج افق معنای تفسیر با متن است و به دلیل تفسیر مفسر و افق معنایی او ، قابلیت نامحدودی از امکان ترکیب فراهم  می آید . به علاوه هیچ گونه فهم ثابت و غیر سیالی وجود ندارد و درک نهایی و غیر قابل دگرگونی نداریم . مفسر با متن در ارتباط است ، نه با پدیده آورنده اش و برایش اهمیتی ندارد که مؤلف و صاحب سخن قصد القای چه معنا و پیامی را داشته است . هرمنوتیک فلسفی سازگاری کامل با نسبیت گرایی تفسیری دارد و میدان وسیعی برای تفسیر افراطی متن می گشاید .

با این وصف پیامدهای آن بر حوزه دین آنچنان تناقض آمیز است که به هیچ روی امکانی برای قبول آن در این قلمرو وجود ندارد و اگر کسی بخواهد با چنین نگرشی کنار بیاید ، دین را نفی کرده است . به ویژه درباره دیانت اسلام که آیین پیامبر خاتم است و صحت و درستی آن غیر قابل انکار ، بر خلاف هرمنوتیک فلسفی ، نه تنها پیام دهنده باید بتواند پیام خود را منتقل کند ، باید نسبت به انتقال درست خود مطمئن باشد . اصل خدشه ناپذیر عصمت پیامبران و ائمه نیز به این منظور در اسلام مطرح است . عصمت و مصونیت پیامبران از هر گونه خطا و خلاف چنین تضمینی را فراهم می سازد و اگر ما مجاز بدانیم که مخاطبین هرگونه که بخواهند پیام را درک و تفسیر کنند ، اقدام به انتقال پیام خداوند و حکمت الهی برای هدایت انسان ها از طریق ارسال رسل و انزال کتب بی معنا شده ، امری نامعقول به نظر می رسد .

2. سخنرانی در دانشگاه تهران ، 10/2/1380

3. همان

 

"آفتاب مطهر"(۱۰)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9931963&tmpl=component
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
مهر 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25