آخرین نصیحت...!

 

Beheshty6

امروز در سالگرد واقعه ای هستیم که نه تنها دل خیل علاقه مندان به جمهوری اسلامی بلکه تمامی آزاد مردان و آزاد زنان عالم را به درد آورد و آن جاری شدن خون عزیزترین افراد یک ملت بود که کوچکترین ثمره آن رسوایی دشمنان این امت بود و نهایت آن تضمین بقای حکومتی است که بر پایه اسلام ناب برپا شده است.یکی از آن جلوداران که یاری با وفا برای امام و امت بود شهید دکتر صادقی است که همواره به روشنگری در مور خط نفاق می پرداخت و عناوین و سمت ها هیچگاه او را از امر به معروف و نهی از منکر باز نداشت.

در اينجا براي نمونه نامه اي را كه شهيد دكتر صادقي پس از حادثه تلخ پنجشنبه دانشگاه تهران به بني صدر نوشته اند ذكر مي كنيم . اين نامه حاكي از اطلاع وسيع شهيد دكتر صادقي از وضع جنگ تحميلي و جبهه ها و اوضاع داخلي كشور و گروهك ها و رابطه بني صدر با مخالفان ارزش هاي انقلابي و اسلامي است .

اين نامه را از آن رو مي آوريم تا خوانندگان محترم توجه كنند كه نيروهاي دلسوز انقلاب مانند شهيد دكتر صادقي ها چقدر رنج مي ديدند و به ويژه با ديدن رفتار منافقانه بني صدر در چه عذاب روحي – رواني به سر مي بردند .

به راستي اين نامه سندي تاريخي و سراسر درس عبرت است براي هر خواننده ! به نظر مي رسد كه اولين و يا آخرين نامه شهيد هم نباشد ، احتمالاً نامه هاي متعددي نوشته باشند و چون از تذكرات و نامه نگاري نتيجه نمي گيرند بني صدر را به مناظره فرا مي خوانند .

اينك قسمتي از متن نامه را با نكات برجسته سياسي _‌ تاريخي اش نقل مي كنيم و قضاوت در هر مورد را به خود خواننده گرامي واگذار مي كنيم .قابل ذکر است که با انجام جستجو های فراوان اما متاسفانه ادامه نامه در دسترس نبود تا تمام این نامه را به محضر شما عرضه کنیم :

Fazilat Shahid Sadeghi

بسمه تعالي

جناب آقاي بني صدر حادثه پنجشنبه دانشگاه هر انسان دلسوز به انقلاب را در تأثير عميقي فرو مي برد . برآن شدم كه نامه اي شايد دلسوزانه به خدمت تان تقديم كنم . هدف ناراحت نمودن و يا كوبيدن شما نيست ، بلكه تا اندازه اي خيرخواهي و نصحيت است .

از آنجا كه دين از همه كس و همه چيز مهمتر است و در وقتي دين به خطر و انحراف افتد امام و پيغمبر هم بايد براي حفظ دين خود را به خطر افكنده ، فداي دين كنند بر همه لازم است چنانچه انحرافي در عمل و رفتار هر كه نسبت به اسلام ببينيم به او تذكر دهيم . جريان پنجشنبه دانشگاه چگونه و چرا انجام شد ؟

سخنراني مربوط به مصدق بود كه جمعي او را رهبري بزرگ و عده كثيري كه در جريان بوده اند از رفتار او با رهبر مذهبي زمانش مرحوم آيت الله كاشاني و فدائيان رشيد اسلام كه كه بازوي تواناي نهضت بودند ، سخت آزرده و ناراحت و عكس هايي از او كه حاكي از نازلترين وضع يك فرد است در كوچه و بازار پخش كرده اند . به خصوص از نزديكان او چون بختياري ها ، نزيه ها ، مدني ها ، امير انتظام ها و قاسمي ها و ... سخت گزيده شدند .

مردم از هماهنگي و همكاري دفتر هماهنگي با مجاهدين خلق ، جبهه ملي ، مخالفان و ناراضيان اطلاع دارند . سخنراني هاي مشابه در ميدان شهدا ، ميدان آزادي ، روز عاشورا و 22 بهمن نه تنها تأثير مثبتي نداشته ، بلكه در ايجاد تشنج بيشتر مؤثر بوده است . سخنراني ابتدا قرار بود در احمدآباد بر مزار مصدق باشد ولي به عللي نه چندان نامعلوم به دانشگاه منتقل شده است .

گروهي كه از ابتدا پيروزي به فكر ضربه زدن به پيكر جمهوري اسلامي بوده و قسمت عمده ستون پنجم را در اين چند ماه جنگ تحميلي تشكيل داده و مدارس و مؤسسات را با تلاش بسيار به ناآرامي كشيده ، براي اعتصاب و تحصن آنها كوشش مي كنند ، يعني منافقين ، اعلام همبستگي نموده و شركت اعضاي خود را در اين ميتينگ به موقع ! خبر داده اند .

شركت گروهك هاي توفان ، پيكار و ساير گروه هاي ملحد در آن اعلام گشته است . فشار جنگ بيشتر شده ، حلقه محاصره آبادان از طرف بعثي ها ملحد تنگتر شده است . دشمن بي شرف و بي آبروي اسلام ، صدام ، بر اثر اتحاد مردم مسلمان دچار وحشت و هراس گشته ، تنها اميدش وجود تشنج و اختلاف در داخل ايران است .

در چنين وضعي جلسه اي كه هيچ لزومي نداشته تشكيل مي شود . در اين مجلس عده اي عليه رئيس جمهوري شعار مي دهند ، اينها چه كساني بوده اند ؟ چرا شعار مي داده اند ؟ چه كساني در ضمن سخنراني فشفشه رها كرده اند ؟ چه كساني مي خواستند رزمندگان ما را بر اثر جنگ داخلي از مرز به داخل بكشانند و جنگ داخلي ايجاد كنند ؟ (اعلام گروه پيكار در چند روز قبل)‌

جلسه اي با وجود چنين افراد مخالف با اسلام كه از شعارها ،‌ كاملاً جهت گيري و سوء‌ استفاده آنها مشخص بود (روح مني بني صدر ، بت شكني بني صدر ، ما همه سرباز توييم بني صدر ، بني صدر اذن تهاجم بده) ‌بايد توجه مي شد كه اختلاف و درگيري بزرگترين آرزوي آنهاست و براي رسيدن به اين هدف گاه و بيگاه خود عمداً به جان هم افتاده و همچون كماندوهاي شاه در مدرسه فيضيه ، نزاعي تصنعي بين خود ايجاد مي كنند ؛ در چنين موقعيت مشخص چگونه مي توان ايجاد تشنج و قطع بلندگو (اگر بوده) و پرت كردن فشفشه را بدون تحقيق به مسلمانان نسبت داد ؟!

آقاي رئيس جمهور !‌ از نظر قرآن يك فرد مسلمان خط و مشي مشخصي دارد كه نمي تواند و نبايد از آن انحراف گيرد . قرآن مي گويد : « محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء‌ بينهم » (فتح/29) " محمد رسول خداست و كساني كه در خط او و با او هستند نسبت به كافران سخت و رفتارشان با مؤمنان با نرمي و مهرباني است "‌ . « يا ايها النبي جاهد الكفار و المنافقين واغلظ عليهم » ، " اي رسول ما با منافقان و كفار مبارزه كن و بر آنها سخت بگيرد ." (چون آنها مي خواهند دين خدا را نابود كنند نبايد به آنها مجال داد) « لاتجد قوماً يؤمنون بالله و اليوم الآخر يوادون من حاد الله و رسوله » (مجادله/22) ،‌ " اي رسول !‌ كساني كه با دشمنان خدا و رسول دوستي مي كنند مؤمن نخواهي يافت ." (دوست دمشن خدا مؤمن نيست‌)‌ (آيات سوره مائده/50،60،83)‌

جناب آقاي بني صدر ! هيچگاه فكر كرديد كه در آن سخنراني چرا يك نفر از هزاران فرد روحاني حضور نداشت . آنها كه در تمام صحنه هاي پيكار با باطل از ميدان كارزار و خط مقدم جبهه تا ميدان هدايت در صحنه اند . آيا اينها از دين انصاف برگشته اند يا تشكيل آن جلسه را كه با وجود جمعي از مردم ، در قبضه دشمنان مردم (منافقين ، پيكاري ها ، توفاني ها و ...) بوده مردمي نمي دانستند ؟ به نظر شما از هفتاد هزار خانواده اي كه شهيد داده اند ، چند نفر در آنجا بوده اند ؟ اگر بودند شايد از همان هايي بودند كه با كتك پذيرايي شدند .

با كمال معذرت اگر كمترين توجهي به روش خويش در مدت رياست جمهوري كنيد خواهيد يافت كه رفتار شما با گروهك هاي ملحد و منافق نه تنها خدا پسندانه نبوده ، بلكه عكس آن بوده است . روزنامه انقلاب اسلامي كه مؤسس آن جنابعالي بوديد و عمده بودجه آن را همين مردم كوچه و بازار پرداختند و عده كثيري از آنها پشيمانند ، اگر باور نداريد اعلام فرماييد كه به افراد پشيمان پولشان را بپردازند ، چگونه از گروهك ها برادرانه دفاع مي كند و هميشه سعي دارد كه با افراد ناراضي و مخالف مصاحبه تشكيل دهد .

آقاي بني صدر ! روش شما قبل از تصدي رياست جمهوري نسبت به گروهك ها روشي اسلامي بود ، ولي پس از آن وقتي براي بحث درباره انقلاب فرهنگي جلسات تشكيل مي دهيد به جاي دعوت از جمعي متفكر ،‌ باسواد ، مسلمان متخصص ، اسلام شناس ، از آقاي تكميل همايون و مسعود رجوي دعوت مي كنيد و دائماً بحث آزادي را عنوان مي كنيد ، با اين كه آزادي در اسلام با آزادي غربي تفاوت بسيار دارد .

اسلام با اين كه رساترين نداي آزادي را اعلام مي كند ، در عين حال براي آن حدودي تعيين نموده است كه اگر آن حدود مراعات نشود خفقان در شكل آزادي ظاهر خواهد شد و يا به قانون جنگل منجر خواهد گشت .

قرآن ، فرستادن پيغمبر و دين را بزرگترين نعمت مي داند ، پيغمبر راه سعادت و كمال را به جهانيان نشان مي دهد . عكس آن يعني به راه ضلالت دعوت كردن به هر طريقي كه باشد ،‌ بزرگترين گناه و خطر خواهد بود . چگونه مي توان گفت ملحدان و گمراهان ملحد در گمراه كرد مردم به هر صورت آزادند .

آزادند كه بزرگترين ارزش و نعمت را كه دين الهي ات از افراد بگيرند . دزدان لباس و خوراک و مال نبايد آزاد باشند ، ولي دزدان عقيده و ايمان به هر صورت بايد آزادانه به سرقت ادامه دهند ! هر سخن منحرف كننده را بگويند و هر اقدام تخريبي از نظر قدم و قلم و بيان انجام دهند !‌

در همه جهان از كار كساني كه نسخه ضد سلامت را به نام نسخه سلامت به انسان ها مي دهند جلوگيري مي شود ، سلامت روح و سعادت ابدي از سلامت تن و زندگي چند صباح ، مهمتر است و بايد از اضلال ملحدان جلوگيري كرد .

آقاي بني صدر ! شما كه دم از تخصص مي زنيد بايد توجه داشته باشيد كه مسائل ديني را بايد از فقها و مجتهدان كه در آن رشته متخصصند ، پرسيد . شما كه فقيه و مجتهد و يا اهل نظر در فقه و مباني حقوق اسلامي نيستيد و مي دانيد در اروپا و آمريكا فقاهت و اجتهاد اسلامي به دست نمي آيد ، بنابراين حدود آزادي اسلامي را از متخصصان اسلامي بپرسيد .

از امام بپرسيد كه اسلام تا چه حدود آزادي را تصويب مي كند .

اگر اين موضوع را قبول نداريد مي توانيد قراري بگذاريد كه براي روشن شدن دو نفري با هم صحبت كنيم و اگر فكر مي كنيد كه به آزادي اسلامي واقفيد و رويه خود را مطابق آزادي اسلامي مي دانيد ، اگر مايل باشيد مي توانيد راجع به آن بحث آزاد تشكيل دهيد و هر زمان را براي بحث آزاد تعيين كنيد در خدمت شما خواهم بود .

از ابتداي انقلاب ، كفار و منافقين و ساواكي ها و ناراضيان شروع به كارشكني كردند . پادگان مهاباد خلع سلاح شد . رزمندگان پاسدار و ارتش از تجزيه كردستان جلوگيري كردند . همين گروهك هاي آمريكايي به كمك دموكرات ها و كومله ، سينه رزمندگان ما را هدف گلوله قرار دادند . عده اي هم در سر چهارراه ها اعلاميه پخش مي كردند و معركه مي گرفتند و فرياد مي كشيدند كه خلق كرد را سركوب مي كنند . دموكرات و كومله را كه آلت دست آمريكا بودند به عنوان مردم كرد معرفي مي كردند و پاسداران جان بر كف ما را مزدور آمريكا مي خواندند .... (5)

 


مهر 1359
جمعه شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25