www.habilian.ir

     

     



جمهوری اسلامی در خط مقدم مبارزه با تروریسم

سه‌شنبه، ۰۹ شهریور ۱۳۸۹ / ۲۱ رمضان ۱۴۳۱ / ۳۱ اوت ۲۰۱۰
Hits
گروهک منافقین خلق که ژستهای دموکراتیک به خود گرفته اند و با چهره جدید شورای ملی مقاومت، سعی در فریب افکار جهانیان دارند، همان فرقه ای است که به اعتراف سرانش بیش از ۱۲ هزار انسان بی گناه را ترور کرده است.

 

 

برگزیدن گزینه ترور در پیشبرد هدفها، بیانگر احساس ضعف و زبونی یک گروه و یا دولتی است که این رفتار را به عنوان راهکار حفظ هویت و ابزار کسب موقعیت خود قرار می دهد. کشتن افراد بی ارتباط با رقیب بویژه کودکان و دیگر افرادی که در موازنه قدرت و فرایندهای شکل گیری و بازی دموکراتیک آن نفشی ندارند، به مثابه به بن بست رسیدن یک سازمان و یا گروه است. شیوه های رفتاری تروریستها نشان می دهد که با وجود برخی شعارها، اعتقادی به کرامت انسان ندارند، زیرا ایدئولوژی آنها ملاک قضاوت در مورد افراد است و این تقسیم بندی ناصواب، آنها را به سوی اقدامهای تروریستی می کشاند و افراد را در کمال قساوت قربانی می کنند.

 

بدون شک، ترور شهیدان رجایی و باهنر در ۸ شهریور ۱۳۶۰ توسط تروریستهای سازمان مجاهدین خلق، پرده از ادعاهای دروغین رهبران این سازمان مبنی بردفاع از حقوق ملت ومبارزه برای آزادی مردم برداشت. در واقع، ترور رئیس جمهور و نخست وزیر محبوب، کشتن ۲ نفر برای جامعه ایران نبود، بلکه مقابله با آرمان و ایده های یک ملت بود که در اقدامی دموکراتیک بر اساس قانون اساسی به رئیس جمهور رأی داده بود. از این رو، برخورد قهری و ضد انسانی این سازمان نفاق، پرده از ادعای دروغین آنها برداشت.

 

گروهک مذکور با امید به پشتیبانی اربابان آن سوی مرزهای جمهوری اسلامی، کشورهای اروپا از جمله فرانسه را به عنوان مأمنی برای ضربه زدن به کشور انتخاب کردند و پس از فرانسه بهترین فرصت را همکاری با دشمن این ملت، یعنی صدام ارزیابی نمودند. لذا با آغاز همکاریها با دشمن دو ملت ایران و عراق به امید سازماندهی گسترده نیرو و با ضربه زدنهای متوالی در همکاری با ارتش بعثی از طرق مختلف سرویس عملیاتی و امنیتی ارائه نمودند، ولی امروز گذر حوادث، حامی اصلی آنها را مقهور اراده ملت عراق نموده است و آنها نیز پس از از دست دادن حامی منطقه ای خویش، به امید حمایتهای اربابان فرامنطقه ای، انتظار بازسازی نیروهایشان را داشتند که افشاگری علیه آنها سبب به انزوا کشیده شدن و بریدن تدریجی نیروها و توفیق نیافتن در راستای جذب نیروی جدید شد و اکنون آخرین نفسهای بی رمق خود را در اردوگاه اشرف می کشند، به نحوی که هفته نامه انگلیسی زبان اکونومیست در تشریح وضعیت منافقین، این گروهک را منفور و متفرق عنوان کرده که بدون امید به آینده، در خاک عراق زمینگیر شده اند.

 

گروهک منافقین خلق که ژستهای دموکراتیک به خود گرفته اند و با چهره جدید شورای ملی مقاومت، سعی در فریب افکار جهانیان دارند، همان فرقه ای است که به اعتراف سرانش بیش از ۱۲ هزار انسان بی گناه را ترور کرده است. از سوی دیگر، اذعان به این نکته ضروری به نظر می رسد که عملکرد منافقین صرفاً برای ایران تروریستی تلقی نمی شود، بلکه در سالهای خدمت به حزب بعث، با قتل عام مردم عراق که در انتفاضه شعبانیه عرصه را با حضور در ۱۴ استان عراق از ۱۸ استان بر حاکمان بعثی تنگ کرده بودند، پرده از رفتار منافقانه و تزویر آنها برداشت.

 

اکنون نیز بر اساس اخبار مقامهای امنیتی عراق گروهک مذکور به القاعده در این کشور کمک می کند. همان گونه که شواهد، عامل اصلی نا امنی در عراق را فعالیتهای تروریستی القاعده و گروه های مرتبط با آنها معرفی می کند، منافقین با همکاری در ایجاد خشونت و ترور در این کشور بر اساس اسناد موجود سازمانهای امنیتی، به گسترش نا امنیها دامن می زنند.

 

اتهام حمایت از تروریسم به ایران، در حالی از سوی کشورهای غربی مطرح می شود که جمهوری اسلامی خود قربانی هدفهای تروریستی بوده است. ملت بزرگ ایران از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از قربانیان مسلم تروریسم بود و تاکنون در راه مبارزه با تروریسم نیز هزینه های گزافی پرداخته است که حاصل آن بیش از ۱۶ هزار و ۴۰۰ شهید ترور و میلیاردها دلار خسارت و زیان مادی بوده است. با وجود این و در عین شگفتی، همیشه و از جانب سردمداران اصلی تروریسم در دنیا به عنوان یکی از اشاعه دهندگان تروریسم معرفی شده است!

 

جمهوری اسلامی ایران که هیچ گاه از ضربه های جبران ناپذیر تروریسم در امان نبوده، از سالهای نخست طلوع خورشید انقلاب تا کنون، همیشه با ترور و تروریست مخالف بوده و به مبارزه با آن پرداخته است. دولت جمهوری اسلامی ایران در ۲۸ آبان ۱۳۸۲ لایحه مبارزه با تروریسم را تصویب کرد.اما کشورهای غربی مدعی مبارزه با تروریسم بر خلاف شعار یاد شده، به توزیع و تکثیر تروریسم مبادرت می ورزند و با این ادعاها تلاش می کنند تا دولتهایی را که بر اساس شاخصه های منافع ملی آنها غیرهمسو تعریف می شوند، متهم نمایند.

 

ترور شهیدان رجایی و باهنر توسط عوامل تروریستی این سازمان، خوی وحشیگری و ماهیت جنایتکارانه سازمان مجاهدین را نمایان ساخت. این گروهک مطرود با عنایت به شرایط پس از انتخابات و حضور در اغتشاشات، این فرصت را غنیمتی طلایی در نظر گرفتند تا از این رهگذر خدمت شایانی به حامیان خود نموده باشند؛ اما مردم آگاه و هوشیار همیشه در صحنه با حمایت قاطع از انقلاب اسلامی، زمینه اقدامهای ضد انسانی آنها را از بین بردند. پر واضح است، جنایت پیشگان برای حفظ هویت خویش، حمایت خود را از گروه هایی همچون ریگی و پژاک اعلام داشته اند تا از این طریق حداقل از صفحه رسانه حذف نگردند.

 

مبارزه با این پدیده شوم و ضد انسانی، زمانی میسر می شود که عزم و اراده جهانی به معنای واقعی کلمه پیرامون این موضوع شکل بگیرد و کشورها دست از شعار بردارند. نمی توان با طرح مبارزه با تروریسم همزمان برای ادامه حیات آنها نیز وعده مساعدتهای مالی داد. پارادوکس شعار یاد شده، از سوی کشورهای غربی در حمایت از پژاک، و گروهک تروریستی ریگی کاملاً نمایان است. لذا اگر اجماع جهانی برای مقابله با موضع تروریسم شکل بگیرد، قطعاً می توان در آینده شاهد جهان عاری از تهدیدهای تروریستی بود، ولی تا زمانی که برخی دولتها افراد و سازمانهای مذکور را ابزاری برای پیشبرد هدفهای سیاست خارجی خود تعریف می نمایند، انتظار برخورد با برهم زنندگان امنیت ملتها، شعاری دروغین خواهد بود.

 


 
صفحه اصلی

Translate this page to

Persian Arabic English French German

joomla analytics