|
|
| سازمان موسوم به مجاهدین خلق و حتی تشکیلات موسوم به شورای ملی مقاومت را نمیتوان، گونه ای قدرت سیاسی سازمان یافته دانست. چون قدرت سیاسی، مولود جامعه سیاسی است و جامعه سیاسی با عواملی از جمله نظم عمومی، نفع عمومی و مصلحت اجتماعی در قالب حقوق صورتبندی می شود. سازمان و شورا، از هیچ یک از این فاکتورها برخوردار نیست. از نظم عمومی برخوردار نیست، چون تشکیلات آنها، بسیار محدود، سلولی، پراکنده و غیرمتمرکزدر چند کشور، مستقر است که در عمل هم ایجاد نظم عمومی امکان ناپذیر است |

به چه دلیلی، وضعیت افراد وابسته به این سازمان خاص است؟
چکیده یکی از ادعاهای سازمان موسوم به مجاهدین خلق ایران و نهاد اصلی پوششی اش موسوم به شورای ملی مقاومت، این است که آنها تشکیلاتی برای مبارزه در برابر رژیمی غیرحقانی و غیرقانونی هستند که بر سرزمین ایران سلطه دارد. بنابراین، ادعای آنها، مبارزه، برای خروج ایران از اشغال اشغالگران است.
سازمان در گفتارها و مواضع خود از ابتدای تاسیس (دوران پهلوی دوم) تا هنگام ورود (به ادعای خودشان) به «فاز نظامی» و در نهایت استقرار در خاک عراق (به ادعای خودشان، امضای معاهده صلح از طرف ملت ایران با دولت عراق)؛ سعی در کاربرد واژه ها و اصطلاحاتی دارند که تداعیگر دوران جنگ دوم جهانی و اشغال خاک کشورها، بویژه اشغال خاک فرانسه توسط آلمان تحت سلطه نازیها باشد. سازمان، خود را در این عرصه ژنرال شارل دوگل و یارانش فرض نموده و از همین رو نیز، تلاش دارند، تشکیلات موجود خود را، تشکیلاتی منظم و قانونمند و در حد و اندازه دولت در تبعید ژنرال دوگل در لندن در هنگام جنگ جهانی دوم نمایش دهند. به همین لحاظ، نیز فردی را به عنوان رییس جمهوری منصوب کرده اند.
ویژگی دولت در تبعید ژنرال دوگل (نیروهای فرانسهی آزاد) این بود که این تشکیلات هر چند یک عامل از عوامل سازندهی دولت (سرزمین) را بطور کامل فاقد بود و تشخیص وجود یا عدم وجود دو عامل دیگر (گروه انسانی و قدرت سیاسی سازمان یافته) نیز به دلیل بروز وضعیت فوق العاده (مخاصمه مسلحانه بین المللی) به ترتیب عادی یا دست کم متعارف قابل احراز نبود ولی نشانه هایی واضح وجود داشت که تشکیلات نیروهای فرانسه آزاد دارای قدرت سیاسی سازمان یافته ای بودند. چون، علاوه برپشتوانه مردمی گسترده، سازمانبندی تشکیلاتی منسجمی داشتند. از این لحاظ میتوان گفت از آنجا که موجودیت عینی قدرت سیاسی، با ایجاد سازمانبندی حکومتی تحقق مییابد واز سوی دیگر، همانگونه که اشاره شد، اعضای جامعه سیاسی (گروه انسانی = مردم فرانسه) نیز دستورات این قدرت سیاسی را اطاعت میکردند، پس کاربرد عنوان دولت برای تشکیلات ژنرال دوگل بی راه نیست.
تفاوتهای سازمان با یک دولت در تبعید
سازمان موسوم به مجاهدین خلق و حتی تشکیلات موسوم به شورای ملی مقاومت را نمیتوان، گونه ای قدرت سیاسی سازمان یافته دانست. چون قدرت سیاسی، مولود جامعه سیاسی است و جامعه سیاسی با عواملی از جمله نظم عمومی، نفع عمومی و مصلحت اجتماعی در قالب حقوق صورتبندی میشود. سازمان و شورا، از هیچ یک از این فاکتورها برخوردار نیست. از نظم عمومی برخوردار نیست، چون تشکیلات آنها، بسیار محدود، سلولی، پراکنده و غیرمتمرکزدر چند کشور، مستقر است که در عمل هم ایجاد نظم عمومی امکان ناپذیر است. در سازمان نفع عمومی لحاظ نمیشود، چون با چنین تشکیلاتی نامنسجم، پیش بینی نفع مشترک نیز امکان ناپذیر است. مصلحت اجتماعی نیز، هنگامی پدیدار میشود که جامعه در وضعی ثابت و پایدار وجود داشته باشد.
بعلاوه، حقانیتی که پیشفرض اولیه شناسایی یک تشکیلات به عنوان دولت در تبعید می باشد، برای هر دوی این تشکیلات (سازمان موسوم به مجاهدین و شورای موسوم به مقاومت) وجود ندارد. چون، اعضای تشکیل دهنده جامعه باید نسبت به کلیت قدرت سیاسی احساس تعلق کنند.
از بدو تاسیس تاکنون، در کادرهای سازمان و شورا، آنقدر ریزش وجود داشته و آنقدر قدرت جذب نیرو به صورت دموکراتیک کم بوده و آنقدر انتقادهای گسترده و بنیادین نیروهای جداشده نسبت به این تشکیلات گسترده بوده که میتوان نتیجه گرفت، احساس تعلق اعضای باقیمانده یا صرفا به دلیل نداشتن جایگزین مطلوبتر است و در نتیجه هیچگونه احساس تعلق دموکراتیکی وجود ندارد یا احساس آنها، از سر منافع و امکانات مادی گسترده ای است که سازمان و شورا برای جذب نیرو استفاده میکند.
از سوی دیگر، دولتِ مدعی نفوذ بر جامعه، باید به آن درجه از یکپارچگی و استقلال برسد که بتواند در برابر دولتهای دیگر، کلیتی متمایز جلوه کند. سازمان و شورا در طی جنگ و حتی پس از آن، وابستگی صرف و کاملی به نیروهای دشمن و مهاجم به استقلال و تمامیت سرزمین ایران داشته است. این وابستگی آنقدر علنی شده است که در هیچ دورانی، حتی در دوران اشغال ایران در جنگ جهانی دوم توسط متفقین نمی توان نظیر آن را پیدا کرد.
سازمانبندی اجتماعی از حالت ابتدایی و شخصی خارج شده و به مرحلهی بلوغ و تکامل رسیده باشد. یکی از مصادیق ابتدایی بودن و شخصی بودن سازمان یک اجتماع، داشتن کیش شخصیت و فرقهگرایی است.
و در نهایت، این که نظم هنجاری مستقر باید از خصلت حقوقی برخوردار باشد. نه سازمان و نه شورا، هیچ یک میزان استقلال شخصیت حقوقیشان نسبت به یکدیگر مشخص نیست و از سوی دیگر، رابطه آنها با خانم رجوی قجر عضدانلو معین نیست.
نتیجه گیری
باید توجه داشت که وضعیت اعضای سازمان موسوم به مجاهدین خلق ایران در سرزمین عراق (چه در منطقه ای موسوم به اشرف یا هر مکان دیگری) در وضعیت عراق تحت حاکمیت صدام حسین و چه در وضعیت عراق اشغال شده و چه در وضعیت عراق پس از اشغال (اشغال عراق رسماً در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۴ پایان یافت.) وضعیتی خاص است که در رویه حقوق بین الملل مخاصمات مسلحانه، حقوق بین الملل بشردوستانه و حتی حقوق بشر و حقوق عمومی داخلی مسبوق به سابقه نیست. یافتن قواعد یا عرف های حقوق بین المللی ای که به صراحت، این گونه افراد را بتوان مشمول آنها دانست، کاری دشوار است. بنابراین، تنها دو راه برای حل این مساله وجود دارد:
الف ـ استفاده از حقوق کنوانسیونی و انعقاد معاهده ای بین المللی جدید توسط دولتهای مرتبط با موضوع.
ب ـ جستجو در قواعد موجود در معاهدات و عرف های بین المللی و تفسیر آنها (گاه تفسیر موسع) به منظور شمولیت قواعد و عرفها بر وضع موجود.
تنظیم و تدوین معاهدهای بین المللی برای یک وضعیت خاص، دو ایراد اصلی دارد:
اولا، توافقهای بکار رفته در یک معاهده اصولا، عام الشمول است و باید برای اکثر موارد مشابه نیز قابلیت کاربرد داشته باشد. چون ویژگی اصلی معاهده بین المللی این است که رسمی ترین شکل قرارداد برای ثبت موافقت نامه های جامع بین دولتها درباره روابط و امور اصلی است؛ در حالی که موضوع بحث این مقاله، راجع به امور افرادی خاص است که در وضعیتی استثنایی بوده که امکان پدیدار شدن این وضعیت در آینده نامتعارف و دور از ذهن است.
ثانیا، روند مذاکره، تدوین، تصویب و لازم الاجرا شدن معاهدات بین المللی، میتواند زمان متعارف ولی طولانیای داشته باشد.
سوای همه این موارد، این نکته را نباید از نظر دور داشت که سازمان و بخشی از اعضای آن دست کم با انجام یک عملیات جنگی موسوم به فروغ جاویدان، در هنگامی که ایران قطعنامه پیشنهاد صلح و آتش بس شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفته، مرتکب نقض فاحش صلح و امنیت بین المللی یا حداقل، اخلال در روند برپایی صلح و امنیت بین المللی شده اند.
از همین رو، به فرض این که تمام طرف های دخیل برای رسیدگی به وضعیت افراد موجود در کمپ عراق جدید را دارای حسن نیت فرض کنیم؛ نمی توان بی توجه از کنار وضعیت نقض صلح و امنیت بین المللی رد شد. اما، این یک فرض است. واقعیت این است که مطابق آخرین گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، یکی از مهمترین دلایل بحرانی ترشدن و معوق ماندن تعیین افراد موجود در کمپ، عدم همکاری سران سازمان با نیروهای کمیساریای عالی پناهندگان است. به نظر میرسد، یکی از دلایل عدم همکاری و یا اخلال در روند تعیین تکلیف، در حقیقت سرپوش گذاشتن به گذشته سوال برانگیز سازمان بویژه در زمینه نقض صلح و امنیت بین المللی است.
نویسنده: علیرضا اسدپور تهرانی


Twitter
Myspace
Digg
Del.icio.us
Yahoo
Diigo
Googlize this
Facebook
Wikio


