www.habilian.ir

     

     



جنگ ساختگی آمریکا علیه تروریسم

سه‌شنبه، ۲۷ دی ۱۳۹۰ / ۲۲ صفر ۱۴۳۳ / ۱۷ ژانویه ۲۰۱۲
Hits
بیل کلینتون، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، در سال ۲۰۰۹ کاملاً از این استاندارد دوگانه پوچ حمایت می‌کند: «ترور به معنای قتل و سرقت و تهدید توسط افرادی است که مقام دولتی نداشته باشند و بحثی فراتر از مرزهای ملی است.

تقریباً یک دهه پس از حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ با تروریسم همچنان با سر و صدای فراوان ادامه دارد. با وجود هزاران میلیارد دلاری که دولت آمریکا ظاهراً در واکنش به حادثه یازده سپتامبر تاکنون هزینه کرده، اشخاصی پیدا شده‌اند که از اساسِ آنچه که آمریکا از مبارزه با تروریسم تعریف کرده است، پرسش می‌کنند. تعریف دولت آمریکا از تروریسم تقریباً متضمن این نکته است که آنچه « جنگ علیه تروریسم » خوانده می‌شود، برای همیشه به شکست می‌انجامد. نهادهای دولتی آمریکا مجموعه‌ای از تعاریف از « تروریسم » ارائه داده‌اند.

وزارت دفاع آمریکا تروریسم را «استفاده غیرقانونی یا تهدیدآمیز از زور و یا خشونت توسط سازمانی رادیکال علیه افراد یا اموال، به قصد ارعاب و اجبار دولت‌ها و جوامع، اغلب با اهداف سیاسی یا ایدئولوژیک » تعریف می‌کند.

دفتر تحقیقات فدرال آمریکا تروریسم را « استفاده غیرقانونی و یا تهدیدآمیز از زور و یا خشونت توسط سازمانی رادیکال علیه افراد یا اموال، به قصد ارعاب دولت‌ها و جمعیت غیرنظامی ‌یا بخشی از آن، در پیشبرد اهداف سیاسی یا اجتماعی» تعریف می‌کند.

وزارت امور خارجه آمریکا تروریسم را «استفاده یا تهدید به استفاده از زور برای مقاصد سیاسی در نقض قوانین داخلی یا بین‌المللی» تعریف می‌کند.

از آنجا که در قانونی بودن استفاده دولتی از زور (بر اساس احکام دولتی و مصونیت حاکمیتی) تقریباً تردیدی وجود ندارد، طبق تعاریف فوق، دولت‌ها نمی‌توانند مرتکب اقدامات تروریستی شوند. نمایندگان ایالات متحده در سازمان ملل برای دهه‌ها اصرار داشتند که «تروریسم دولتی» تقریباً غیرممکن است.

خودروهای شخصی حامل دینامیت بد هستند، در حالی که موشک‌های هدایت شونده توسط جت‌های جنگی دولتی که خودروی افراد مظنون به اقدامات تروریستی را، بدون توجه به اینکه هنگام «حمله جراحی» چند کودک در صندلی عقب نشسته‌اند، مورد هدف قرار می‌دهند، خوب هستند.

هنگامی‌که مجمع عمومی‌سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۲ سعی داشت تا با تصویب کنوانسیونی به پیشبرد جنگ بین‌المللی علیه تروریسم کمک کند، این تلاش‌ها به علت درگیری بر سر نحوه تعریف تروریسم فلج شد.

روزنامه لس آنجلس تایمز در تاریخ ۱۶ آوریل سال ۲۰۰۲ گزارش می‌دهد: « ایالات متحده با حمایت اکثر کشورهای اروپایی اعلام می‌کند که این کنوانسیون نباید به هرگونه درخواست برای اقدام قانونی علیه نیروهای نظامی‌دولت‌های مشخص، به علت مورد هدف قراردادن افراد غیر نظامی، منجر شود – ماده‌ای که با مخالفت شدید دولت‌های عربی و سایر دولت‌هایی روبه‌رو شد که خواستار برخورد قانونی با تروریسم دولتی نیز هستند.»

 

استاندارد دوگانه

 

تعریف رسمی ‌ایالات متحده از تروریسم - که تروریسم جرمی‌ است فردی، نه دولتی - تصویر ذهنی آمریکا از درگیری‌های سالیان اخیر خاورمیانه را ترسیم می‌کند. روزنامه نیویورک تایمز در هفتم آوریل سال ۲۰۰۲ به این نکته اشاره می‌کند که « ایالات متحده، همان‌طور که مسئولان این کشور بارها تکرار کرده‌اند، اسرائیل ( رژیم صهیونیستی ) را، از منظر حقوق بین‌الملل، در نرم بالایی از دموکراسی می‌داند. تأثیر عملی این اعتقاد این است که تنها فلسطینیان، که - از منظر آن‌ها - فاقد دولت هستند، برچسب تروریست می‌خورند. »

بیل کلینتون، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، در سال ۲۰۰۹ کاملاً از این استاندارد دوگانه پوچ حمایت می‌کند: «ترور به معنای قتل و سرقت و تهدید توسط افرادی است که مقام دولتی نداشته باشند و بحثی فراتر از مرزهای ملی است. » این همان معیاری است که به آن استبدادگران و رژیم‌های دیکتاتوری در طول تاریخ استناد کرده‌اند. چند سال پیش، پس از حمله خشونت‌آمیز دولت اتیوپی به معترضان، وزیر اطلاعات این کشور هشدار داد: «هر کسی که به خشونت دامن بزند با قانون روبه‌رو می‌شود، به جز اشخاص مورد صلاحدید.»

همین استاندارد دوگانه به طرز فکر طبقه حاکم بر این کشور هم سرایت کرده است. چند روز پس از بمب‌گذاری سال ۱۹۹۵ اوکلاهاما، دولت کلینتون تلاش زیادی کرد تا بر اقدام دو سال پیش خود در واکو سرپوش بگذارد. هنگامی‌که یک روزنامه نگار در آوریل سال ۱۹۹۵ در سی‌ان‌ان اظهار داشت که از نظر وی حمله سال ۱۹۹۳ مأموران فدرال به فرقه داودیان یک عمل تروریستی است، رابرت رایش، دبیر سی‌ان‌ان، به سرعت اعلام کرد که اقدام مأموران فدرال در واکو، مسئله‌ای است غیر از بمب‌گذاری در اوکلاهما: «ما درباره اقدامات خشونت‌آمیزی صحبت می‌کنیم که آن‌ها را دولت تأیید نکرده است، یعنی مجاز نیستند.»

پیدایش این عقیده که «دولت‌ها نمی‌توانند تروریست باشند»، حداقل به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد. جامعه ملل در سال ۱۹۳۷ تروریسم را «طراحی اعمال جنایتکارانه علیه یک دولت، با قصد یا برنامه‌ریزی برای ایجاد حالت ترس و وحشت در اذهان افراد خاص و یا عموم مردم» تعریف می‌کند. تلاش جامعه ملل برای ایجاد اجماع بین‌المللی علیه تروریسم فردی پس از حمله هیتلر به چکسلواکی و لهستان پایان یافت. تروریست‌ها نمی‌توانند در قتل عام مداوم و آزادانه مردم، با دولت‌ها رقابت کنند. باز گذاشتن دست دولت‌ها برای مبارزه با تروریسم مانند باز کردن قفس شیر در باغ وحش است، به این امید که شیر برخی از سنجاب‌های مزاحم را ببلعد. اگر سنجاب‌هاری دارد، باید نابود شود، اما راه‌های بهتری هم برای سرکوب چنین تهدیداتی وجود دارد.

متأسفانه دولت آمریکا مدام در حال خلق تعاریف جدیدی از تروریسم است تا آن‌هایی را که مورد علاقه‌اش نیستند، راحت تر تعقیب کند. قانون پاتریوت ایالات متحده آمریکا جرم جدیدی را با عنوان «تروریسم داخلی» تعریف کرده است که عبارت است از اقدامات خشونت آمیز و یا تهدید‌های فردی به قصد «تأثیرگذاری در سیاست‌های دولت با ارعاب یا اجبار».

با این تعریف، وقوع تنها چند نزاع می‌تواند عده‌ای معترض را به گروهی تروریست تبدیل کند. اجازه دادن به سیاستمداران برای تعریف کردن شر، این خطر بزرگ را به همراه دارد که آن‌ها در قبال جرایم خود هیچ تعهدی قائل نمی‌شوند.

 

شانزده سال پیش، لوئیس فری، مدیر اف‌بی‌آی اعلام کرد: «تروریسم کار دسته‌ای از افراد و گروه‌هاست که به دنبال پیشبرد اهداف خود از طریق ایجاد ترس و ارعاب می‌باشند.» اگر آمریکایی‌ها قائل به چنینی تعریفی بوده‌اند، بنابراین اقدامات وحشت آفرین آن‌ها از یازده سپتامبر تا به امروز نیز جزو جرایم تروریستی محسوب می‌شود.

 

* استاد دانشگاه مریلند امریکا


 
صفحه اصلی

Translate this page to

Persian Arabic English French German

joomla analytics