اعلام جزئیاتی بیشتر از قتل روزنامه نگار سعودی و افشای اینکه سازمان جاسوسی آمریکا نیز به این نتیجه رسیده که حکم قتل خاشقچی را بن سلمان صادر کرده است، نشان می دهد که رئیس جمهور ایالات متحده و دولت آمریکا با علم به نقش بن سلمان در ترور هدفمند مخالفان خود، در عمل مشغول مراقبت از او برای اهدافی است که احتمالا بخش مهمی از آن به حمایت از تروریسم در سطح منطقه مربوط می شود.

دونالد ترامپ تاکنون بارها نشان داده است که ریاض را متحدی ارزشمند برای خود می داند، چراکه بن سلمان نه فقط مشغول توسعه ارزش های غربی در کشور خود و دور شدن از ارزشهای اسلامی است، بلکه به تروریست ها کمک می کند تا دست به خرابکاری های بیشتر در منطقه بزنند.

بن سلمان همچنین نقشی کلیدی در آنچه «معامله قرن» خوانده می شود دارد و به دلیل نزدیکی به رژیم صهیونیستی، می تواند جای خالی واسطه های معمول برای برقراری صلحی ناعادلانه در فلسطین را ایفا کند.

بن سلمان افزون بر همه اینها، با خرید مداوم سلاح از ایالات متحده که ارزش این معاملات به سالانه  30 میلیارد دلار می رسد، نشان داده است که مشتری دائمی برای کارخانجات اسلحه سازی آمریکاست. همان کارخانجاتی که نقش مهمی در لابی قدرت در واشنگتن دارند و نمی گذارند تا سیاستمداران آمریکایی حتی اگر بخواهند، از مشتری های محبوب آنها فاصله بگیرند.

آمریکا همچنین امیدوار است که با حمایت از بن سلمان، بتواند کشورهای عربی دیگر را مهار کرده و آنها را برای اتحاد با اسرائیل بسیج کند. به ویژه برای تل آویو، نزدیکی به قطر به عنوان یک کشور ثروتمند حائز اهمیت است. کشوری که عربستان آن را تحت فشار قرار داد تا بیش از گذشته در زمین ریاض بازی کند هرچند موفق به این کار نشد. ریاض به تازگی فشارهای نفتی به کویت هم وارد می کند تا دولت این کشور نیز همسویی بیشتری از خود نشان دهد.

اما پیشبرد سیاست سدنفوذ در قبال ایران را شاید بتوان مهمترین دلیلی دانست که آمریکا به رغم اطلاع از فسادهای بن سلمان هنوز مجبور است او را تحمل کند.

قدرت ایران در سطح منطقه و مانور اقتدار کشورمان در سوریه و عراق و حتی یمن، باعث شده تا آمریکا از افزایش این نفوذ منطقه ای نگران باشد. بنابراین استراتژی موازنه منفی، آمریکا را برآن داشته است تا به افزایش قدرت عربستان روی آورده و از این طریق بکوشد تا قدرت ایران و قدرت جبهه مقاومت در منطقه را محدود کند.

آمریکا به خوبی می داند که مهمترین مانع برای تبدیل خاورمیانه به یک منطقه آشفته، درحال جنگ دائمی و توسعه نیافته، ایران است. بنابراین اگر بتواند با تضعیف ایران، جریانات تروریستی مانند داعش را بر کشورهای منطقه مسلط کند، آن وقت نه فقط پروژه اسلام هراسی را تکمیل خواهد کرد، بلکه به بهانه مبارزه با تروریسم می تواند بر شریان های انرژی تسلط داشته باشد.

این چشم انداز بلندمدت عامل اصلی حمایت آمریکا از دولت های تروریستی مانند سعودی است و تا زمانی که این نگرش در واشنگتن حاکم باشد، نمی توان امیدوار بود که کاخ سفید گامی در راستای منافع مردم منطقه بردارد و دست از حمایت از دیکتاتور جوان سعودی بکشد.

دکتر مصطفی انتظاری هروی، بنیاد هابیلیان

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید