پیکر بدون سر درویش را به پدر و مادرم تحویل دادند

گروهک کومله در واقع جریانی جدایی‌خواه در کردستان راه اندازی کرد که ظاهراً خواهان خودمختاری بود و تلاش داشت برای کردستان یک هویت سیاسی مجزا در نظر بگیرد. این درخواست تجزیه‌طلبی که در طول حیات خود در پیوند با دولت های بیگانه به وجود آمد به شکل برخورد نظامی و تروریستی ظاهر شد و صحنه سیاسی مناطق کردنشین را به طور جدی ناامن کرد. در ادامه به زندگینامه یکی از قربانیانی که به دست عناصر گروهک تروریستی کومله به شهادت رسید، می‌پردازیم.

شهید درویش فلاح 1دی1340 در روستای نگار شهرستان بردسیر در خانواده‌ای ساده‌زیست متولد شد.

پدرش کشاورز و مادرش خانه‌دار بود. آن‌ها دو خواهر و سه برادر بودند. درویش فلاح به دلیل مشکلات مالی و کمک به معیشت خانواده از همان کودکی به کشاورزی مشغول بود و از تحصیل بازماند.

او در 20سالگی ازدواج کرد. مدتی بعد به خدمت سربازی رفت، دوره آموزشی را کرمان گذراند و برای انجام خدمت سربازی عازم کردستان(مریوان) شد.

سرانجام درویش فلاح در تاریخ 28مهر1362 در مریوان به کمین عناصر گروهک تروریستی کومله برخورد کرد و به شهادت رسید.

آنچه در ادامه می‌خوانید شرحی است بر گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با خواهر شهید درویش فلاح(شوکت فلاح):

با شروع انقلاب درویش در فعالیت‌های انقلابی شرکت داشت. خاطرم است در یکی از تظاهرات‌های علیه رژیم طاغوت، خانمی توسط ساواک زخمی شده بود که درویش او را از دست ساواک نجات داد.

درویش یک تراکتور داشت و روی زمین‌های کشاورزی کار می‌کرد. خیلی وقت‌ها برای کمک به مردم، بابت کار بر روی زمینشان از آن‌ها هزینه‌ای دریافت نمی‌کرد. او مردم‌دار و مهربان بود.

خدمت درویش در شهر مریوان بود. چندین بار به مرخصی آمد، اما چیزی از شرایط کردستان نمی‌گفت.

آخرین مرخصی که به نگار آمد، عکاسی رفته بود و یک قاب عکس از خودش به خانه آورد. به من گفت: «اگر من شهید شدم، این قاب عکس را روی سنگ قبرم بگذارید.»

پس از اتمام آخرین روز مرخصی‌اش، زمانی که آماده رفتن به کردستان شد، مادرم کیسه‌ای از نان خشک به او داد. برخلاف همیشه نان‌ها را نگرفت و گفت: «من شهید می‌شوم.»

هیچوقت این حرف او را جدی نگرفتیم.

تنها دو ماه تا پایان خدمت سربازی‌اش مانده بود. یک روز که همرزمانش در درگیری با کومله‌ٌها زخمی شده بودند و درویش عازم کمک به همرزمانش شده بود، در راه به کمین عناصر گروهک تروریتی کومله برخورد کرد و کومله‌ها او را به اسارت گرفتند.

شب 11 محرم، کومله‌ها سر برادرم را بریده بودند. همسایه ما خبر شهادت را به مادرم داد. بدن بی‌سر درویش را به نگار آوردند، گلوی بریده‌‌اش را با حوله بسته بودند و سرش را در یک کیسه پلاستکی گذاشته بودند. با دیدن این صحنه پدر و مادرم هر دو از هوش رفتند. مراسم تشییع با استقبال مردم در نگار برگزار شد. درویش را در گلزار شهدای نگار به خاک سپردیم.

بعد از شهادت درویش مادرم بی‌تاب بود تا اینکه یک شب درویش به خواب مادرم آمد و به او گفت: «برای من بی‌تابی نکنید. جایگاه من پیش امام‌حسین(ع) است.»


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوسی‌وچهارم)

ماجرای شهادت و از جان‌گذشتگی شهید تلگردی

«ادوارد» چگونه از جمع منافقین جدا شد

مستند «ادوارد» روایتی متفاوت از فعالیت منافقین

بازخوانی یکی از فجیع‌ترین جنایات منافقین

عملیات مهندسی، انتقام‌گیری به جای اطلاعات گیری

گزارشی مستند از فروپاشی بزرگ‌ترین تشکیلات تروریستی در ایران

دژ‌‌ آهنین منافقین، دژکوب فولادین سپاه

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با خواهر شهید محمدعلی دادار

وقتی جنازه برادرم را دیدم دستانش از پوست آویزان بود

اسناد اقدامات تروریستی منافقین (63)

مجاهدین خلق (منافقین) محمدرضا عمدی را ترور کردند

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید مجید بهرام‌آبادی

روایتی از قتل‌عام مأموران پلیس‌راه به‌دست تروریست‌های پژاک

جدیدترین مطالب

دکتر مصطفی انتظاری هروی، بنیاد هابیلیان

تروریسم، سنگر صهیونیسم

به مناسبت سالروز شکست آمریکا در صحرای طبس

برپایی نمایشگاه استکبارستیزی در مسجد شکر طبس

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با مادر شهید مهدی حیدری

روسیاهی و جنایات منافقین با هیچ نمایش حقوق‌بشری فراموش نخواهد شد

به بهانه سالروز شکست ایالات متحده در طبس

استراتژی تروریسم دولتی آمریکا چه تغییری کرده است

شهید استان کردستان

شهید منوچهر ذوالفقاری

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید مجید بهرام‌آبادی

روایتی از قتل‌عام مأموران پلیس‌راه به‌دست تروریست‌های پژاک

مطالب پربازدید بخش سرگذشت پژوهی

گفت‌و‌گوی بنیاد هابیلیان با مادر شهید جمشید خسروی

جانیان کومله چشم پسرم را درآوردند و دست‌هایش را سوزاندند

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با مادر شهید عباس چراغی فارمد

سرگذشت شهید عباس چراغی از زبان مادرش

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید ابراهیم تاج‌آبادی‌پور

فقط دو ماه از زندگی مشترکمان می‌گذشت که ابراهیم شهید شد

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با برادر شهید روح‌الله غلامی

منافقین برادرم را در مسیر رفتن به محل کارش، تیرباران کردند

تقویم وقایع تروریستی ایران

Previous MonthNext Month
فروردین 1359
شنبه یکشنبه دو شنبه سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه
1
تاریخ : 1359/01/01
6
تاریخ : 1359/01/06
8
تاریخ : 1359/01/08
13
تاریخ : 1359/01/13
15
تاریخ : 1359/01/15
16
تاریخ : 1359/01/16
17
تاریخ : 1359/01/17
18
تاریخ : 1359/01/18
19
تاریخ : 1359/01/19
21
تاریخ : 1359/01/21
25
تاریخ : 1359/01/25
26
تاریخ : 1359/01/26
27
تاریخ : 1359/01/27
29
تاریخ : 1359/01/29
30
تاریخ : 1359/01/30
31
تاریخ : 1359/01/31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان