تنها دوماه از سربازی پسرم گذشته بود که پیکر بی‌جانش به دستم رسید

گروهک تروریستی منافقین پس از ترورهای متعددی که در جای‌جای ایران انجام داده بود، با همکاری دو گروهک جنایتکار کومله و دمکرات، برای مدتی در کردستان حضور پیدا کرد تا مبادا نقطه‌ای از خاک ایران طعم تلخ جنایات آن‌ها را نچشیده باشد. منافقین با پیوستن به کومله و دمکرات‌ تهدید دیگری برای مناطق کردنشین به وجود آوردند.

شورشیان مسلح با تصرف سنندج و تشکیل شورای موقت انقلابی و شورش در مریوان، نقده، بوکان، پاوه، سقز و دست زدن به جنایات و اقدامات خشونت آمیز، باعث واکنش دولت شدند.

کاشتن مین بر سر راه پایگاه‌های نیروهای نظامی، اجرای کمین بر سر راه کاروان‌های نظامی، حمله شبانه به پایگاه‌های قوای انتظامی و نظامی، حمله به تأسیسات دولتی در شهرها و روستاها، نفوذ در شهرها و درگیر شدن با نیروهای امنیت شهری از تاکتیک‌های نظامی این گروهک‌های مزدور بود.

محمدعلی اخوان‌صفار یکی از قربانیانی است که به دست عوامل گروهک تروریستی کومله‌ودمکرات به شهادت رسید. وی در 7مرداد1339 در استان خراسان متولد شد. پدرش راننده و مادرش خانه‌دار بود. او علاقه بسیار زیادی به شرکت در فعالیت‌های انقلابی داشت. وی تا اخذ مدرک دیپلم تحصیلاتش را ادامه داد، سپس عازم خدمت سربازی شد، مدتی از خدمتش نمی‌گذشت که در 2اسفند1360 توسط عناصر گروهک تروریستی کومله‌ودمکرات در شهرستان سقز به شهادت رسید.

آنچه در ادامه می‌خوانید شرحی است بر گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با مادر شهید محمدعلی صفار:

محمدعلی فرزند اولم بود، بعد از او صاحب شش فرزند دیگر شدم. پسر آرام و حرف‌گوش‌کنی بود. درسش نسبتا خوب بود و به امور تحصیلی خواهر و برادرهایش نیز رسیدگی می‌کرد. کنار درسش خیاطی هم می‌کرد. دوخت شلوار را یاد گرفته بود، برای همه یک شلوار دوخته بود. بعد از اینکه دیپلمش را گرفت، در کنکور شرکت کرد؛ اما هنوز نتایج را اعلام نکرده بودند که گفت: «من می‌خواهم به سربازی بروم.» پدرش کسالت داشت. مریض‌احوال بود. به او گفتیم: «صبر کن دوره بعد برو.» حرفش یک کلام بود: «رهبرم گفته است که همه باید به سربازی بروند.»

زمانی که برای بدرقه‌اش رفتیم، حال و هوای خاصی داشت، شور و شوق را می‌شد در چهره‌اش دید.

ما خانواده مذهبی و انقلابی بودیم، محمدعلی هم مذهبی بار آمده بود. یک حاج‌آقایی به نام حاج‌آقا پناهی بود که جلسات قرآن برگذار می‌کرد، حتما در آن جلسات شرکت می‌کرد. اگر محمدعلی را کار داشتیم باید او را در راهپیمایی‌ها پیدا می‌‌کردیم. شب‌ها هم کارش پخش اعلامیه‌ها و شب‌نامه‌ها بود.

محمدعلی خیلی مهربان بود. هنوز همه فامیل و آشنا از او تعریف می‌کنند. هر وقت می‌دید کسی کاری دارد، داوطلبانه برای انجام دادنش می‌رفت. در راه برگشتن از مدرسه به خانه، تا می‌توانست به دیگران کمک می‌کرد و وسایل دیگران را برایشان حمل می‌کرد. می‌توانستم روی محمدعلی حساب باز کنم. اگر بیرون از خانه کار داشتم، تمامی مسئولیت‌هایم را به او می‌سپردم و او به نحو احسنت آن‌ها را انجام می‌داد.

خواهر شهید ادامه می‌دهد:

هنوز یادم است که چقدر روی ما غیرت داشت. اگر ما بدون روسری در حیاط بازی می‌کردیم، عصبانی می‌شد و دعوایمان می‌کرد.

آخرین تصویری که از او در ذهنم مانده است، همان لحظه‌ای است که او را دفن می‌کردند. پیکرش پر از خون و دستش به نشانه احترام بالای سینه‌اش بود.

بیست‌ویک ساله بود که به سربازی رفت. چهارماه دوره آموزشی‌اش در کرمانشاه بود و پس از آن برای انجام خدمتش عازم سنندج شد. دو‌ماه در سنندج خدمت کرد که توسط عناصر گروهک تروریستی کومله‌ودمکرات به شهادت رسید. تنها دوماه از سربازی پسرم گذشته بود که پیکر بی‌جانش به دستم رسید.

 


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

در محل کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی برگزار شد

دیدار دبیرکل بنیاد هابیلیان با هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا

به مناسبت سالروز حادثه تروریستی انفجار اتوبوس سپاه در زاهدان

جنایتی هولناک از جندالشیطان: 11 شهید و 32 مجروح براثر انفجار اتوبوس

دکتر رضا اختیاری امیری، بنیاد هابیلیان

فرصت‌سازی منافقین از تحولات داخلی و خارجی

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با مادر شهید محمد خراسانی

پسرم را حین امدادرسانی به مجروحان به‌شهادت رساندند

معصومه طالبی، بنیاد هابیلیان

جنگ و جنایت آمریکا در افغانستان

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید عباسعلی بیات

روایت ترور خبرنگار جمهوری اسلامی به دست منافقین

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوسیزدهم)

اهتمام شهید اقرع به بر‍‍‍‍‍پایی نماز جماعت

جدیدترین مطالب

پرونده دادستان انقلاب (2) به همراه تصاویر

نبرد تمام عیار دادستان با منافقین

دکتر حامد رحیم‌پور، بنیاد هابیلیان

«تروریسم داخلی» و انحراف رسانه‌ای در آمریکا

شهید استان مازندران

شهید دانش خجیر انگاس

پرونده دادستان انقلاب (1) به همراه تصاویر

جبهه‌بندی‌ با «نفاق» از درون زندان

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید عباسعلی بیات

روایت ترور خبرنگار جمهوری اسلامی به دست منافقین

شهید استان خراسان رضوی

شهید علی‌اکبر نوعی قالیباف

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوسیزدهم)

اهتمام شهید اقرع به بر‍‍‍‍‍پایی نماز جماعت

مطالب پربازدید بخش سرگذشت پژوهی

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با مادر شهید علی بخشی

گروهک کومله با بی‌رحمی پیکرهای بی‌جان رزمندگان را سوزاند

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با خانواده شهید محمدرضا اکبرنژاد

پدرومادر محمدرضا از بی‌رحمی کومله و شهادت مظلومانه فرزندشان می‌گویند

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با خانواده و دوستان شهید قدیر عاقل

با چشمان خودم دیدم که جانیان کومله چطور اجساد شهدا را به رگبار بستند

گفت‌وگوی هابیلیان با همسر شهید تقی فراتی

روایت شهادت معلمی که کومله صورتش را متلاشی کرد

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با مادر شهید محمدعلی صفار

تنها دوماه از سربازی پسرم گذشته بود که پیکر بی‌جانش به دستم رسید

تقویم وقایع تروریستی ایران

شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه
10
تاریخ : 1358/11/10
12
تاریخ : 1358/11/12
13
تاریخ : 1358/11/13
27
تاریخ : 1358/11/27
30

روزشمار وقایع تروریستی کشور

اینفوگرافی وقایع تروریستی کشور

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان