نماینده محبوب که آماج حمله تروریستی منافقین قرار گرفت

مجلس شورای اسلامی از نهادهایی است که با اندیشه امام راحل و تلاش انقلابیون اندیشمند همانند شهید بهشتی در نخستین روزهای آغاز حیات جمهوری اسلامی شکل گرفت. بسیاری از جوانان انقلابی که در شهرهای مختلف تا چند روز قبل، در سنگر مبارزه با نظام ستمشاهی بودند، بعد از تشکیل مجلس، با رأی اعتماد مردم شهر خویش به خانه ملت رفتند. بنابراین دور اول مجلس شورای اسلامی از هر نظر در طول تاریخ ترکیب و ماهیتی منحصر به فرد داشت.

اما از ابتدا گروه ها و جریان هایی که نتوانسته بودند حمایت مردمی برای حضور در این کانون تصمیم گیری را پیدا کنند راه دشمنی پیش گرفتند و از این مرحله بود که داستان ترورها کلید خورد. در بزرگترین عملیات تروریستی در حزب جمهوری اسلامی، شماری از نمایندگان به شهادت رسیدند. شهید مجتبی استکی از زمره چهره های انقلابی و نمایندگان آن نسل مجلس بود که هدف حمله تروریستی گروه نفاق قرار گرفت. او که به اتفاق برادر متفکر و شهیدش، رحمان استکی، نماد انقلابی گری در شهرکرد شناخته می شد در بازگشت از سفر زیارتی مشهد با پرتاب نارنجک جان عزیز خویش را از دست داد.

برادر دیگر این شهیدان، حمید استکی نیز در راه دفاع از انقلاب و کشور در سال 62 و در حالیکه 18 سال بیشتر از عمرش نمی گذشت، در جزیره مجنون به دست نیروهای عراقی به شهادت رسید.

در روزی که بنام مجلس در تاریخ ثبت شده است با همسر گرامی این شهید به گفت و گو نشستیم.

خانم استکی تا آنجا که من اطلاع دارم ایشان فعالیت سیاسی شان را قبل از انقلاب شروع کرده بودند و دورانی از زندان و تعقیب و تبعید را سپرده کرده اند. می خواهم از زبان شما در این باره بیشتر بشنویم و بدانیم.

درست است آقا مجتبی به همراه برادرانشان دوران قبل انقلاب در صحنه فعالیت های سیاسی حضور داشتند .

از میان چهره های مبارز آن روزها با شهید آیت ا... بهشتی و مرحوم پرورش بیش از همه مرتبط بودند.

کانون فعالیت آنها، مساجد شهرکرد بود. مثلاً شهید رحمان برادر بزرگ آقا مجتبی اغلب مرحوم پرورش را به مسجد می آوردند تا جوانان را از مسائل روز مطلع سازند یا شب های جمعه به اتفاق مرحوم پرورش دعای کمیل اجرا می کردند و آنجا یکی از فرصت های دیدار و گفت و گوی فعالان سیاسی بود

سال ۵۶ تقریباً فعالیتشان علنی شد، زیرا همه بچه های انقلابی در شهرکرد مثل نقاط دیگر، مبارزاتشان را گسترش دادند. شهید رحمان در سازماندهی و تقسیم کار جوانان شهرکرد و اعزام آنها به نقاط مختلف، نقش بسزایی داشت. در آن روزها شهید مجتبی دوره سربازی را می گذراند اما وقتی امام (ره) دستور صادر کردند که سربازان پادگان ها را ترک کنند، شهید مجتبی هم با پیروی از این تصمیم، پادگان را ترک کرد. از این پس، او پای اصلی برنامه های مبارزاتی بود که اغلب از سوی برادر شهیدش، رحمان به جوانان انقلابی عرضه می شد. شهید مجتبی در تمامی مراحل زندگی سیاسی اش شانه به شانه همراه برادرش شهید رحمان بود و آن شهید آقا مجتبی را دست راست خود می دانست.

با وقوع انقلاب، شهید مجتبی در چه زمینه هایی فعالیتش را دنبال کرد؟

بعد از انقلاب چنان که اطلاع دارید مشغله های شهید مجتبی بیشتر شد چون مثل بسیاری از نقاط کشور فعالیت های گروهک ها در شهرکرد گسترده بود و آقا مجتبی و دوستانش مجبور بودند در مسئولیت ها و سمت های جدید، عهده دار اجرای برنامه های نظام نوپای جمهوری اسلامی شوند. چنانکه گفتم در روزهای اول انقلاب، منافقین در بسیاری از ادارات و مراکز فرهنگی و آموزشی رخنه کرده بودند و شناسایی و مواجهه با آنها، کار بسیار سختی بود. آن روزها برادران استکی همگی در کمیته های انقلابی مشغول به کار بودند. بعد از مدتی، شهید رحمان سرپرست آموزش و پرورش شهرکرد شد، جایی که یکی از کانون های حضور مخالفان بود.

آقا مجتبی هم به توصیه بزرگان شهر در انتخابات مجلس کاندیدا شد و با رأی قاطع مردم، نماینده مجلس شهرکرد شد. شهید مجتبی حدود ۴ ماه نماینده مجلس بود اما در نهایت به همراه استاندار و فرماندار شهر وقتی به زیارت امام رضا (ع) رفته بودند، محل اقامت شان توسط منافقین شناسایی می شود و هنگام برگشت، آنها با پرتاب یک نارنجک به داخل خودرو، همگی را به شهادت می رسانند.

ظاهراً ارتباطی که میان برادران شهید استکی با شهید بهشتی برقرار بود، در سپردن مسئولیت های کلیدی شهرکرد به آنان، تأثیر زیادی داشت. از این ارتباط بیشتر بگویید؟

درست است. آن روزها همیشه نام شهید بهشتی در منزل ما، ورد زبان بچه ها بود. شهید بهشتی به دلیل مظلومیت و سختی هایی که در مسیر پیروزی انقلاب کشید، علم و درایتش همیشه الگوی برادران استکی بود. البته در دوران نمایندگی این دو برادر ارتباط بسیار خوبی با دیگر اعضای کابینه داشتند. شهیدان استکی به عنوان چهره انقلابی شهر مورد توجه دولتمردان بودند.

از موقعیت شان میان مردم انقلابی شهرکرد بگویید؟

اعتماد مسئولین نسبت به خانواده استکی در واقع به موقعیت آنها در مبارزات دوران قبل از انقلاب برمی گشت.

خانواده استکی به عنوان یک مجموعه ای انقلابی شناخته شده بودند. به جز آقا مجتبی و رحمان دیگران برادران استکی در صحنه سیاسی فعالیت می کردند.

در سایه همین اعتماد مردم به خانواده استکی بود که مردم شهرکرد بعد از شهادت شهید مجتبی برادر کوچک تر خانواده را نماینده مجلس کردند. گرچه ایشان بعد از اتمام دوره اول نمایندگی دیگر کاندیدا نشد و در همان سِمت دبیری مشغول به خدمت شد.

شهید مجتبی از نهاد آموزش و پرورش برخاسته بودند و سالهای زیادی از عمر شریفش در تعلیم و تعلم سپری شده بود چه نکاتی از این بخش فعالیتش به خاطر دارید؟

اشاره کردم، در شهرکرد سخت ترین کار برادران استکی خارج کردن مراکز فرهنگی از دست منافقین بود. آنها به معنای واقعی نفوذ بسیار در این سازمانها داشتند. به این جهت وقتی شهید رحمان، عهده دار مسئولیت این سازمان شد، شهید مجتبی خود را وقف کمک به طرح و برنامه های او کرد. انتقال مدیریت بخش های مختلف آموزش و پرورش به دبیران و چهره های جدید کار آسانی نبود.

به عنوان همسر شهید و عضو خانواده گرامی استکی از خصوصیات اخلاقی و رفتاری آنها بگویید.

می دانید که ایشان در ایام نمایندگی مجلس، بعد از 4 ماه هدف حمله تروریست های منافق قرار گرفتند. به این دلیل زندگی مشترک ما هم کوتاه بود اما در همان مدت کوتاه بدون تعارف باید بگویم که تحت تأثیر اخلاق و سلوک او قرار گرفتم. شهید مجتبی فردی بسیار مهربان و متواضع بود. حسن خلق و تواضع و انسانیت او چیزی نیست که من بگویم؛ از افراد مطلع شهر هم بپرسید همین تصویر را از شخصیت او خواهند داد.

از روز شهادتشان بگویید؟

من و آقا مجتبی ساکن تهران بودیم اما زمان شهادتش من در شهرکرد بودم. او و چند نفر از مسئولین استان، راهی مشهد شده بودند. نکته ای که فراموشم نمی شود این است که قبل از ماجرای شهادتش درباره خطرها و حساسیت های شغلی اش، بسیار با من صحبت کرده بود. چون در همان ایامی که عهده دار مسئولیت شد، تهدیدات منافقین نسبت به خانواده استکی شدت گرفت. اما هیچ کدام از ما، فکر را نمی کردیم با این فاصله زمانی کوتاه آن هم در راه شهر مشهد، منافقین این ها را شناسایی کنند و به شهادت برسانند.

در آن روزها فضا طوری بود که همه خانواده انقلابیون سعی می کردند خود را نبازند و روحیه و صبرشان را مقابل دسیسه های دشمن حفظ کنند؛ خداوند متعال توانایی ایستادگی را به ما هم، داد.

از اهداف و آرمان های شهید برای کشور و مردم ایران بگویید؟

شهید رحمان و شهید مجتبی و دیگر دوستان شان که در این راه به شهادت رسیدند واقعاً ذوب در آرمانشان بودند حتی در روزهای سخت مبارزات قبل از انقلاب، فکرش را نمی کردند که تلاش شان به این زودی به سقوط رژیم بیانجامد.

این نکته در اظهارات آقا مجتبی برای من، آن روزها جالب بود که دائم تکرار می کردند که ما مأمور به تکلیف هستیم نه نتیجه. به گمانم برادران استکی مصداق کسانی هستند که همگی راه تقوا را پیش گرفتند و لایق شهادت بودند. نتیجه اش این بود که همین برادرشان که در قید حیات هستند، پا جای پای برادران شهید شان گذاشتند.

اکنون نیز معتقدیم حفظ آن ارزشهای والا یعنی تقوا، تواضع و تلاش در راه خدا، ما را به نتیجه می رساند و برای اینکه جوانان مان را به سوی قله دین هدایت کنیم باید حقیقت زندگی شهدا را برایشان بیان کنیم. کافی است همین مشاهدات و واقعیت های زندگی آن انسانها را بدون اغراق برای جوانان مشتاق روایت کنیم.

منبع: حیات طیبه


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

جدیدترین مطالب

به همت بنیاد هابیلیان و با همکاری سازمان بسیج حقوقدانان خراسان رضوی

نشست «بررسی ابعاد حقوقی مفهوم تروریسم» برگزار شد

روایتی جامع از گروهک تروریستی منافقین

پخش مستند «به‌نام خلق» از شنبه

به مناسبت سالروز حادثه عملیات انتحاری هیئت‌های عزاداری چابهار

یادی از شهدای حادثه تاسوعای حسینی چابهار

دکتر نواب محمدی، بنیاد هابیلیان

چند نکته در باب عملیات تروریستی اخیر در کشور

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا

به کوری چشم دشمنان، تابستان امسال یکی از بهترین تابستان‌ها بود

هفته‌نامه آمریکایی نیشن بررسی کرد:

نقش جدید منافقین در سیاست ضدایرانی ترامپ

شهید استان فارس

شهید محمدرضا احمدی

مطالب پربازدید بخش حقوق‌بشر

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوهشتادوششم)

خاطراتی کوتاه از سردار شهید مهدی زین‌الدین

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوهشتادوچهارم)

منافقین همه خانواده‌ام را در یک لحظه به رگبار گلوله بستند

به مناسبت سالروز شهادت شهیدان زین‌الدین

روایت شهادت سرداری که ترور شد

به مناسبت بزرگداشت روز دانشجو

یادی از دانشجویانی که به دست منافقین ترور شدند

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوهشتادوهفتم)

خاطره‌ای از جانباز آقابالا رمضانی، در دادگاه کومله

گفت‌وگو با همسر شهید عبدالرحمن خالدی

روایت زندگی شهید خالدی از زبان همسرش

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوهشتادوپنجم)

خاطره همسر شهید محمد رکنی از رویای صادقه‌اش

تقویم وقایع تروریستی ایران

شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
1
تاریخ : 1359/09/01
22
23
24
25
26
27
28
29
30
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان