محاکمه داعش؛ هشت متهم اصلی حادثه تروریستی تهران چه کسانی بودند

رویارویی خانواده شهدا با متهمین، کنجکاوی خبرنگاران و دفاعیات وکلا از جمله صحنه های ماندگار در حافظه تاریخی این دادگاه شد.

پس از گذشت نزدیک به یکسال از حادثه تروریستی در مجلس شورای اسلامی و مرقد حضرت امام (ره)، سرانجام در تاریخ 8 اردیبهشت 1397 دادگاه متهمین این پرونده به صورت علنی برگزار شد. در حالی که در کشورهای غربی مدعی حقوق بشر همواره مشاهده شده که نیروهای امنیتی و پلیس در مواجهه با اقدامات تروریستی در همان صحنه وقوع جرم یا لحظات اقدام برای دستگیری، به بهانه‌های مختلف تروریست‌ها را هدف قرار داده و به این ترتیب زیر بار هیچ یک از تبعات مربوط به زندان، محاکمه و مجازات نمی‌روند؛ اما در جمهوری اسلامی ایران همواره تروریست‌ها بعد از دستگیری و طی مراحل قانونی بازجویی، در دادگاه حاضر شده و مطابق با قانون و عدالت به پرونده آنها رسیدگی می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور) و به نقل از فارس در این دادگاه که به قضاوت قاضی صلواتی برگزار گردید غیر از هشت متهم اصلی پرونده، وکلای متهمین، رسانه‌های داخلی و خارجی، خانواده شهدای ترور و برخی پرسنل مجلس حضور داشتند. متهمین در این دادگاه فرصت پیدا کردند تا بعد از قرائت کیفرخواست به دفاع از خود بپردازند. رویارویی خانواده شهدا با متهمین، کنجکاوی خبرنگاران و دفاعیات وکلا از جمله صحنه های ماندگار در حافظه تاریخی این دادگاه شد.

آنچه در این نوشتار قصد بررسی آن را داریم معرفی 8 متهم پرونده و نقش آنها در جریان اقدام تروریستی است که در نهایت منجر به صدور حکم اعدام برای هر 8 متهم گردید.

 

سلیمان مظفری، متولد 1342، شغل آزاد، تابعیت ایرانی، فاقد سابقه کیفری و متأهل

سلیمان مظفری از سال 1394 از کشور خارج و به داعش می‌پیوندد و در سال 1396 به همراه تیم تروریستی به صورت غیرمجاز در حالی که سلاح و مهمات جنگی به همراه داشته و کمربند انفجاری به خود بسته است به کشور وارد می‌شود و با شناسنامه مجعول به نام امین حسینی به نمایندگی از سوی تیم موفق به اجاره مکانی جهت اقامت اعضای تیم تروریستی در کرمانشاه می‌شود. به نظر می‌رسد علت عدم همراهی ایشان با تیم عملیاتی اعزامی به تهران طراحی و تدارک عملیات‌های بعدی بوده است. هرچند او در دفاعی غیر قابل باور مدعی است قصد تسلیم شدن و معرفی خود به نظام اسلامی را داشته است!

 اقلام زیر در زمان دستگیری به همراهش بوده است: سلاح کمری- کمربند انفجاری- 140 فشنگ 9 میلیمتری- چند دستگاه گوشی تلفن همراه-958 دلار- 5000 دینار عراقی- 112،600،000 ریال- یک دستگاه لب‌تاب- یک دستگاه دوربین عکاسی- 3 خشاب و 6 فشنگ خفیف- اسلحه کلوک همراه با خشاب و 6 فشنگ- اسپری اشک‌آور- شناسنامه جعلی به هویت امین حسینی و اقلام دیگری همچون تعدادی گوشی متعلق به عناصر معدوم عملیات تهران و تعدادی پوکه سیم‌کارت و حافظه جانبی و فلش که در پرونده منعکس می‌باشد.

بر اساس تحقیقات به عمل آمده و گزارش وزارت اطلاعات، نامبرده تا مدتی دارای گرایشات سلفی بوده و تحت عنوان توحید و شرک برای ترویج تفکرات سلفی تبلیغ می‌کرده است.

بعد از حضور افراد گروهک انصارالاسلام که اکثریت آنها عراقی بوده و تشکیل گروه کتائب کردستان، وی به عضویت این گروه درآمده و برای آنها فعالیت نموده و به عنوان امیر کتائب در روانسر در جذب و اعزام افراد به افغانستان فعالیت مداوم داشته و در سال 91 به طالبان پیوسته است.

 

اسماعیل صوفی، متولد 1364، شغل کشاورز، تابعیت ایرانی

اسماعیل صوفی برادر فریدون صوفی است که در عملیات تهران شرکت کرد و کشته شد. بر اساس محتویات پرونده، او از اعضای قدیمی گروه کتائب کردستان در منطقه ازگله و عامل جذب فریدون صوفی به داعش بوده است. قیوم حق‌پناه امیر تیم تروریستی قبل از ورود به ایران با متهم اسماعیل صوفی در ارتباط بوده و از او می‌خواهد در خصوص وضعیت مرزهای کشور بررسی و تحقیقات لازم را انجام دهد.

در ابتدا اسماعیل جهت بررسی مرز خسروی و نفت‌شهر به منطقه مورد نظر مراجعه نموده و تمام منطقه را به طور کامل رصد کرده و تمامی منطقه را برای امیر تیم شرح داده است. گروهک داعش نیز با توجه به بررسی‌های صورت گرفته در این خصوص توسط صوفی تصمیم خود را جهت عبور از این ناحیه به دلیل انسداد و تعدد نیروهای نظامی تغییر می‌دهد. لذا از اسماعیل درخواست می‌کند بار دیگر مرزهای شهرستان‌های گیلانغرب با عراق را مورد تحقیق قرار دهد.

در نهایت گروه با توجه به گفته‌های اسماعیل صوفی مرزهای گیلانغرب را برای ورود به داخل انتخاب می کند و پس از ورود تیم اسماعیل صوفی که از قبل حمایت خود را آغاز کرده است، قریب به چهل روز اعضای تیم تروریستی را در مکان‌های امن در سرپل ذهاب و دالاهو اسکان می‌دهد.

در ادامه اسماعیل به دستور قیوم حق‌پناه بار دیگر به همراه برادرش فریدون صوفی از عناصر تیم ترور به سمت مرزهای گیلانغرب رفته و تمامی سلاح‌های تیم را که در مکانی دپو کرده بودند با خودرو خود به مکان دیگری در روستای داری زنگنه انتقال می‌دهند. او به همراه ایوب اسماعیلی مهمات را در مکانی امن پنهان می‌کنند.

این متهم که از سوی امیر تیم ترور مسلح به سلاح کلت کمری می‌شود حمایت‌های خود را با تهیه مهمات جنگی همچون گلوله توپ- فشنگ و نارنجک ادامه می‌دهد و علاوه بر این به دستور قیوم حق‌پناه یکی از مرتبطین گروه به نام سیدماجد مرتضایی را از شهرستان پاوه برای ملاقات با قیوم حق‌پناه به شهرستان سرپل ذهاب می‌برد.

ماجد مرتضایی بعد از دستگیری در بازجویی‌ها اعلام کرد که وی سریاس صادقی را به تیم ترور معرفی کرده است. سریاس صادقی عامل انتحاری در حرم حضرت امام (ره) بود. از محتویات پرونده و تحقیقات و بازجویی‌های به عمل آمده به وضوح استنباط می‌شود این متهم با تصمیم و کاملا آگاهانه و عالمانه و با اعتقاد برای تحقق اهداف و ماموریت تیم تروریستی در داخل کشور دستورات و فرامین امیر تیم را به صورت دقیق اجرا کرده چرا که او می‌دانسته برادرش فریدون صوفی و سلیمان مظفری که به داعش پیوسته و اینک با انواع سلاح و مهمات جنگی و جلیقه انفجاری وارد کشور می‌شوند، قصدی جز خرابکاری و ترور ندارند و با این وصف با آنها همکاری کرده و پس از حادثه تروریستی در حالی که همراه نفر باقی‌مانده تیم ترور سلیمان مظفری در منزل محمود احمدیان و لیلا صوفی شوهر خواهر و خواهرش به همراه مقادیری سلاح و مهمات مخفی شده بود، دستگیر شد.

در بخشی از اعترافات اسماعیل صوفی اینگونه آمده است: «قیوم در زمستان 95 زنگ زد و گفت می‌خواهیم کارهایی انجام دهیم و روی تو حساب می‌کنیم، قبول کردم. قیوم گفت حاضری بروی نزد داعش قبول کردم. 13 نارنجک برای تیم تهیه کردم. قرار بود من و سلیمان برویم نزد داعش. برای پیوستن به سلیمان حتی به سلیمان پول دادم. یک کلت قیوم داد و گفت پیشت باشد. 3 گلوله توپ هم برای قیوم تهیه کردم. من نزدیک 2 سال تحت تاثیر داعش بودم. به گروه 13 نارنجک دادم...»

 

رحمان بهروز، متولد 1349، شغل آزاد، تابعیت ایرانی

رحمان بهروز دارای سابقه محکومیت قطعی به خرید و حمل سلاح و مهمات جنگی بوده و بابت همکاری با القاعده به زندان معرفی شده و در بیعت گروه کتائب کردستان نیز بوده است. از بدو ورود تیم تروریستی به خاک ایران همکاری و پشتیبانی‌های موثری در تحقق اهداف تیم داشته است. همچنین تهیه منزل استیجاری، تهیه مدارک جعلی، جابجایی پول برای تیم از عراق به داخل کرمانشاه، تهیه و جابجایی محموله انفجاری و مهمات، تهیه 4 قبضه سلاح کلاشینکف و مهمات مربوطه، هسته‌سازی برای پشتیبانی از تیم، تلاش جهت تهیه 2 الی 3 کیلو ساچمه جهت به کارگیری در جلیقه انفجاری، تهیه مواد پیش‌سازه جهت ساخت مواد منفجره، حضور در اکثرجلسات هماهنگی و برنامه‌ریزی و قرارهای ملاقات تیم با مرتبطین، خرید مایحتاج و انجام امور پشتیبانی و جابجایی اعضای تیم از مسیرهای امن درون استان کرمانشاه، تلاش در جهت تهیه خودرو و شناسایی مسیر امن و جلب همکاری افرادی برای جلوداری و اسکورت تیم در مسیر انتقال از کرمانشاه به تهران، تهیه ملزومات جهت استفاده در مواد منفجره و جلیقه انفجاری با هدف ایجاد تلفات بیشتر، شناسایی و معرفی افراد و عناصر با سابقه به تیم تروریستی از جمله اقدامات رحمان بهروز در جریان کمک به انجام اقدام تروریستی در مجلس و مرقد مطهر امام راحل از اقدامات رحمان بهروز بود.

 وی در سرپل ذهاب و چه بسا در شهرستان‌های مجاور از نفوذ بالایی برخوردار بوده و علاوه بر این دارای شخصیت کاریزماتیک بوده که در مدت زمان حضور تیم ترور در کشور جهت افزایش اعتبار و جایگاه خود نزد امیر گروه در جهت نیل به مقصود تیم ترور کمال سواستفاده و بهر‌ه‌کشی را از دیگران برده، به نحوی که بسیاری از متهمین این پرونده که هر یک به نحوی تیم را یاری کرده‌اند به واسطه رحمان بهروز به این گروه مرتبط شده‌اند.

رحمان بهروز در بخشی از اعترافاتش در این رابطه می‌گوید: همان اول ورود فهمیدم همه جلیقه انفجاری دارند. از مهدی یا همان قیوم حق‌پناه سوال کردم چرا کمربند انفجاری داری گفت اگر ما را گرفتند خود را منفجر می‌کنیم. 4 تا کلاش برای تیم تهیه کردیم، 2 قبضه از طریق نورعزیز دارابی، 1 قبضه از طریق عثمان بهروز و یکی دیگر از طریق فریدون ذاکری نسب. سلیمان مظفری از اعضای تیم ترور در رابطه با رحمان بهروز نیز می‌گوید: به نظرم رحمان فعال‌ترین فرد برای کار تنظیماتی و تشکیلاتی بود و کاملا مورد اعتماد قیوم بود. متهم حیدر رضایی نیز در این خصوص می‌گوید: من خودم 37 قبضه گلوله توپ، 52 خمپاره، 12 نارنجک و سیمی جمع کردم و تحویل رحمان و عثمان می‌دادم. پول جمع‌آوری مهمات را من از عثمان می‌گرفتم. توپ 2000 تومان، خمپاره 1300، مین 1500، نارنجک 1000، هر شب که از کوه برمی‌گشتم پولم را از وی می‌گرفتم. رحمان بهروز همه را جمع می‌کرد و به جای دیگری می‌برد یا می‌فروخت یا منفجر می‌کرد یا به فرد دیگری می‌داد، من خبر نداشتم. به من چیزی نمی‌گفت فقط می‌گفت شما بیا و من در عوضش پول می‌دهم.

در گزارش وزارت اطلاعات به دادستانی آمده است که اقلام و عدوات مکشوفه ذیل‌الذکر را رحمان بهروز به علی قنبری سپرده است: 3 قبضه کلاشینکف، 1 قبضه مسلسل برتا، 1 قبضه کلت کمری، دوربین دید در شب، 4 کمربند انفجاری آماده تجهیز، 3 جلیقه انفجاری آماده تجهیز، 3 گوشی تجهیز شده جهت انفجار از راه دور در عملیات انتحاری، 3 تیغه خشاب پر کلاشینکف، مقادیری فشنگ کلاشینکف، صدا خفه کن مسلسل برتا، مواد شیمیایی پیش ساز بمب، بیش از 50 متر فتیله انفجاری کند و تند سوز، بیش از 50 عدد چاشنی الکتریکی، تعدادی تایمر ماشین لباس‌شویی جهت استفاده در انفجار، تعدادی کیت انفجاری، ابزارهای فنی ساخت بمب.

در گزارش وزارت اطلاعات آمده است بهروز در مخفی کردن تجهیزات زیر که از محل دپو کشف شده است نیز با متهمین عثمان بهروز و حیدر رضایی مشارکت داشته است. 8 گلوله توپ 155، 11 گلوله توپ 105، 2 خمپاره 120، 1 گلوله توپ 106، 2 خمپاره 82، 2 مین، 1 گلوله توپ 203، 3 گلوله توپ صاقب تانک، 2 خمپاره فسفزی، 5 خمپاره 60، 1 نارنجک تفنگی، 2 مین والمرا. مساعدت‌ها و پشتیبانی‌های این متهم آگاهانه و با شناخت اعضای تیم و اهداف آنها بوده چرا که در بدو ورود به استقبال آنها رفته است.

اعضای تیم ترور در کرمانشاه کاملا شناخته شده بوده‌اند و همه می‌دانستند سلیمان مظفری و فریدون صوفی به داعش پیوسته‌اند و متهم این افراد را در بدو ورودشان می‌بیند. تیم ترور مجهز به انواع سلاح و مهمات بوده و متهم آن را مشاهده کرده است.

 

سیدماجد مرتضایی، متولد 1365، شغل آزاد، تابعیت ایرانی، فاقد سابقه کیفری،‌ متأهل

سید ماجد مرتضایی، بر اساس محتویات پرونده و تحقیقات صورت گرفته و گزارش وزارت اطلاعات از عناصر با سابقه و دارای گرایش به گروه‌های تندرو مذهبی بوده که با اعلام موجودیت داعش در سوریه و عراق از طریق پشتیبانی و تبلیغ و عضوگیری برای گروهک مذکور اقدامات موثری داشته است.

وی در سال 94 با یکی از سرتیم‌های داعش بیعت کرده و با اطلاع از حضور و ماموریت عناصر تیم تروریستی عملیات تهران، اقدام به همکاری با این تیم می‌کند.

در گزارش وزارت اطلاعات چگونگی آشنایی متهم با معدومین تیم تروریستی، قیوم حق پناه و رامین احمدی بر اساس اعترافات خود مرتضایی اینگونه بیان شده است:

سید ماجد مرتضایی قبل از ورود تیم ترور به ایران با امیر تیم و رامین احمدی آشنا بوده و می‌دانسته آنها به داعش پیوسته‌اند. او در این خصوص می‌گوید قیوم حق پناه را از زمان حضور در مسجد خانقاه و خواندن درس طلبگی می‌شناختم ولی با رامین آشنایی مختصری داشتم و رفیقم نبود. بعد از اینکه با قیوم آشنا شدم دیدم اخلاق خوبی دارد و درس دینی می‌خواند و در این دروس تبحر دارد. او با من در خصوص آیات جهادی و افکار سلفی حرف می‌زد و از قرآن آیاتی برای من می‌آورد و در مورد داعش می‌گفت آنها گروه خوبی هستند. من گفتم اینها چگونه گروه اسلامی هستند که انسانها را سر می‌برند. او آیاتی از سوره توبه و انفال را برای من آورد و گفت آیاتی در خصوص سر بریدن وجود دارد. من هم تا آن زمان مطالعه‌ای در این زمینه نداشتم و از شنیدن این حرف‌ها شوکه شدم و تحت تاثیر صحبت‌های او قرار گرفتم.

او کتابی به من داد در مورد سیره حضرت محمد (ص) که پیامبر یهودیانی که می‌خواستند در حق او خیانت کنند را کشته است. من تحت تاثیر صحبت‌های او قرار گرفته بودم. بعد از مدتی گفتند قیوم گم شده و بعدا گفتند به داعش رفته است. قیوم حق پناه بلافاصله پس از ورود به کشور از طریق اسماعیل صوفی با تنظیم نامه‌ای رمزی و محرمانه ماجد مرتضایی را از حضور خود در ایران مطلع می‌کند و پس از ملاقات از او دعوت به همکاری می‌کند.

میزان اطمینان قیوم حق‌پناه به این متهم به حدی بوده که در دیدار اول ضمن پیگیری وضعیت افرادی که به داعش پیوسته‌اند و آنها که در کشور حضور دارند، او را از قصد خود مبنی بر انجام عملیات تروریستی در ایران مطلع می‌کند و از او می‌خواهد که در عملیات شرکت کند. لکن متهم ابراز می‌دارد قصد ازدواج دارد و نمی‌تواند در عملیات شرکت کند لذا قیوم از او می‌خواهد افراد دیگری را معرفی کند و سید ماجد ضمن معرفی سریاس صادقی عامل انتحاری در حرم حضرت امام (ره) و عامل انتحاری دیگری به نام چیاکو مآلی به واسطه سریاس جذب تیم می‌شوند.

ماجد در جهت جذب افراد دیگری نیز تلاش می‌کند حتی خودش می‌گوید: سریاس گفت پیش ثمین بروم و او را پیشنهاد بدهم من هم یک روز بعد از نماز عشا به مسجد میرعماد رفتم و گفتم سریاس گفت آیا حاضر هستی در عملیات انتحاری شرکت کنی که او شوکه شد و گفت نمی‌تواند در ایران هیچ کاری انجام دهد و خانواده دارد. من نیز برگشتم و به سریاس موضوع را گفتم.

سید ماجد مرتضایی در خصوص بیعتش با داعش می‌گوید، حدود 2 سال پیش بود و من تازه به افکار این گروه آشنا شده بودم و با عادل علیزاده و مبین نوری بیرون از خانه نشسته بودیم. مبین گفت آیا می‌دانی هر فردی باید در طول زندگی خود بیعت انجام دهد؟ من گفتم نه، گفت، دستت را جلو بیاور و بیعت بده من هم دستم را بر روی دست آنها گذاشتم و کلماتی را خواند که به خاطر ندارم و گفت تو الان بیعت داده‌ای.

سید ماجد مرتضایی به اتهام معاونت در افساد فی‌الارض مستحق کیفر اعدام است چرا که اقدام به جذب و معرفی عامل انتحاری سریاس صادقی و جذب غیر مستقیم عامل انتحاری دیگر به نام چیاکو مآلی به تیم تروریستی کرد. البته متهم مدعی است به درخواست قیوم، سریاس را به تیم معرفی کرده و در بیعت داعش بوده است و بر اساس اعترافات خودش با علم و آگاهی گروه تروریستی را در نیل به مقصودش یاری کرده است.

سیروس عزیزی، متولد 1365، شغل کارمند، تابعیت ایرانی، فاقد سابقه کیفری و متأهل

سیروس عزیزی،‌ مطابق گزارش وزارت اطلاعات 4 سال است که همراه با عناصر گروه‌های تندرو سلفی-تکفیری فعالیت تشکیلاتی دارد و ضمن بیعت با گروهک تروریستی داعش به عنوان خلافت اسلامی با شرکت مستمر و آگاهانه در جلسات تشکیلاتی گروهک داعش در شهرستان پاوه به نفع گروه داعش تبلیغ می‌کرده است.

سیروس عزیزی به واسطه ارتباط با احمد صادقی و سریاس صادقی با عقیده سلفیت تکفیری و گروهک داعش در سال 91 آشنا می‌شود. وی به واسطه ارتباطات زیاد با سریاس و احمد صادقی و شرکت در جلسات تشکیلاتی و سازمان یافته، عقیده‌اش نسبت به این گروه را به عنوان خلافت اسلامی می‌پذیرد و در سال 92 در منزل سریاس صادقی با وی به عنوان امیر گروهک داعش بیعت می‌دهد. وی در این خصوص ابراز می‌دارد که در سال 92 در منزل سریاس صادقی بودم احمد صادقی حضور داشت و سریاس می‌گفت داعش خلافت اسلامی است. وظیفه هر مسلمانی این است که خودش را به این خلافت برساند و می‌گفت فکر و عقیده و اخلاق گروه داعش طبق قرآن و سنت است. من هم گفتم اگر این گروه بر مبنای قرآن و سنت است، من هم دوست دارم یکی از این هواداران و طرفداران این گروه باشم. سریاس گفت مبارک باشد.

سیروس عزیزی همچنین می‌گوید که تا قبل از دستگیری به حقانیت داعش اعتقاد راسخ داشته است.

وی در خصوص شرکت در عملیات تهران نیز می‌گوید: «وقتی سریاس صادقی این اقدام را به من پیشنهاد کرد و گفت که قرار است یک اتفاقی بیافتد و گفت بحث مرگ است، من گفتم چه قراری؟ چه اتفاقی قرار است؟ و از کجا قرار است انجام بگیرد. گفت داخل کشور، گفتم چطور؟ گفت با سلاح و کمربند انفجاری. گفت قرار است در تهران این عملیات انجام شود. گفت با من هستی یا نه؟ من سکوت کردم و جوابی ندادم.»

این پیشنهاد در اردیبهشت 96 به سیروس می‌شود.

 

ایوب اسماعیلی، متولد 1368، شغل دامدار، تابعیت ایرانی، فاقد سابقه کیفری و متأهل

ایوب اسماعیلی از جمله هواداران داعش و مورد اعتماد اسماعیل صوفی بود که همکاری و پشتیبانی خود را از تیم تروریستی از بدو ورود تیم به همراه اسماعیل صوفی و رحمان بهروز از مرز و حین ورود تیم ترور به خاک کشور آغاز کرده است. به نحوی که با خودروی خود تیم را از مرز و منطقه عمومی گیلان غرب به شهرستان سرپل ذهاب انتقال می‌دهد و در ایام اقامت تیم در امر جابجایی افراد، خرید مهمات جنگی و حمل و مخفی‌کردن چندین قبضه سلاح و مهمات تیم ترور و تهیه پیش‌ساز بمب ایفای نقش کرده است. اسماعیل صوفی پس از انتقال اسلحه‌های تیم تروریستی از مرز به شهرستان سرپل ذهاب جهت یافتن مکانی امن برای اختفای آنها به ایوب اسماعیلی مراجعه می‌کند.

 هر دو متهم به همراه هم، اسلحه‌ها را در باغی که ایوب اسماعیلی در آن کار می‌کرده به طرز ماهرانه‌ای در داخل یک بشکه 200 لیتری پلاستیکی پنهان می‌کنند و در زمان درخواست تیم تروریستی جهت عملیات در تهران، ایوب اسماعیلی تجهیزات را در اختیار تیم قرار می‌دهد.

 همچنین متهم به درخواست اعضای تیم اقدام به خرید 13 عدد نارنجک جنگی از فردی به نام حیدر حمیدی می‌کند و 12 عدد از نارنجک‌ها را از طریق اسماعیل صوفی به امیر تیم تروریستی قیوم حق پناه تحویل می‌دهد. اسماعیل صوفی در این باره می‌گوید ایوب تعداد 13 نارنجک برای تیم خرید که 12 تای آن را تیم برد.

ایوب در اعترافاتش در خصوص نحوه و چگونگی گرایش به داعش می‌گوید: «من طرفدار داعش بودم و از طریق اسماعیل صوفی به این گروه گرایش یافتم. در بین دوستانم می گفتم آنها بر حق هستند»

 

خسرو رمضانی‌میراحمدی، شغل آزاد، تابعیت ایرانی، فاقد سابقه کیفری و متأهل

خسرو رمضانی میراحمدی با نام مستعار محسن که از سوی امیر تیم تروریستی بر او نهاده ‌شده، بر اساس گزارش وزارت اطلاعات از عناصر قدیمی گروهک القاعده بوده و در جریان‌ فعالیت‌های تشکیلاتی گروهک فوق با امیر القاعده روانسر به نام سلیمان مظفری آشنا می‌شود.

با توجه به آشنایی خسرو رمضانی با سلیمان مظفری و پس از حضور و استقرار تیم در منزل فریدون ذاکری نسب از سوی سلیمان نوشته‌ای سربسته که حاوی پیامی بوده از طریق رحمان بهروز به خسرو رمضانی تحویل می‌شود و همین امر سبب ملحق شدن خسرو به تیم تروریستی می‌شود.

 پس از ملاقات‌های صورت گرفته، خسرو رمضانی جهت همکاری اعلام آمادگی می‌کند و امیر تیم یک دستگاه گوشی هوشمند و یک قطعه سیم‌کارت سفید جهت ارتباط تشکیلاتی به خسرو می‌دهد. در ادامه خسرو با اطلاع از قصد اقدام تروریستی تیم داعش در داخل کشور جهت اسکان و مخفی شدن عناصر تروریست منزل امان الله لطفی فرزند بهرام را که از بستگان همسرش می‌باشد و خالی از سکنه بوده را به مدت یک هفته در اختیار اعضای تیم قرار می‌دهد.

با توجه به شناخت خسرو از وضعیت جغرافیایی منطقه و شهرستان‌‌های استان کرمانشاه، ماموریت تهیه خانه امن و همچنین نقل و انتقال ایمن عناصر تروریست به وی محول می‌شود و خسرو در راستای ایفای ماموریت محوله اقدام به مراجعه به محله‌های خاصی که حساسیت برانگیز نباشد می‌کند و نهایتا با بررسی کلیه جوانب به همراه سلیمان مظفری با ارائه شناسنامه مجعول به هویت امین حسینی اقدام به اجاره یک منزل مسکونی در شهرک کرناچی کرمانشاه می‌کند.

بعداً این منزل محل اختفا و بیعت عناصر گروهک، اجرای جلسات تشکیلاتی و محل اعزام عناصر تیم تروریستی به تهران می‌شود.

پس از اجاره محل، خسرو رمضانی ابتدا عناصر تروریست را از شهرستان سرپل ذهاب از طریق جاده‌ای فرعی که نظارت و کنترل پلیس بر آنها وجود ندارد، به خانه امن کرمانشاه منتقل می‌کند و در مرحله بعد اقدام به حمل محموله نظامی گروهک از جمله گلوله خمپاره و سایر اقلام انفجاری از شهرستان سرپل ذهاب به خانه امن کرمانشاه می‌کند و پس از آن عناصر تیم تروریستی را به مناطق مختلف استان برده و هسته‌های داخلی مرتبط با داعش را از شهرستان‌های مختلف به خانه امن کرناچی جهت اجرای قرارها و جلسات تشکیلاتی منتقل می‌کند.

علاوه بر این، خسرو منابع مالی گروهک داعش را از تیم ترور تحویل گرفته و به برخی از خانواده‌های مرتبط با گروه پرداخته می‌کرده است.

 

عثمان بهروز، متولد 1367، شغل دامدار، تابعیت ایرانی، فاقد سابقه کیفری و متأهل

عثمان بهروز با نام مستعار فردین که از سوی امیر تیم ترور برایش انتخاب شده است، برادر یکی از متهمین اصلی پروند رحمان بهروز می‌باشد که بعد از ورود تیم ترور به کشور به واسطه برادرش با اعضای تیم آشنا و همکاری و پشتیبانی خود را از طریق ذیل به عمل آورده است:

تهیه سلاح و مهمات جنگی،‌ تهیه مکان امن و اختفای اعضای گروه داعشی در منزل شخصی و سیاه چادر، قریب به 30 روز، تهیه آذوقه و امکانات و مایحتاج اعضای تیم ترور، معرفی حیدر رضایی به تیم جهت انتقال محموله سلاح و افراد مدنظر داعش به کشور، تسهیل ملاقات‌های سازمان‌یافته امیر تیم و جابجایی آنها جهت شناسایی معابر و مناطقی در مرز، نگهداری و حمل چندین گلوله توپ، خمپاره و نارنجک و تحویل آن به برادرش جهت بهره‌برداری تیم ترور و‌ نگهداری منابع مالی تیم ترور از جمله اقدامات عثمان بوده است.

بر اساس گزارش وزارت اطلاعات وی 20 هزار دلار از امیر تیم دریافت کرده که 15 هزار دلار آن در زمان دستگیری کشف شده است. عثمان در این خصوص می‌گوید: «مهدی یک بسته دلار داد و گفت این امانت باشد و فردی به نام عبدالواحد آن را از تو خواهد گرفت.» که نشان از اعتماد کامل تیم ترور به وی دارد.

عثمان بهروز در زمان حضور تیم داعش در شهرستان سرپل ذهاب از طریق برادرش رحمان بهروز با آنها آشنا می‌شود و با در اختیار گذاشتن چادر و منزل خود در تهیه غذا و آذوقه نسبت به اختفای افراد و حمل و جابجایی آنها و تامین نیازمندی های تسلیحاتی و شناسایی معابر و خلاهای مرزی اقدام کرده است.

امیر تیم قیوم حق پناه یا مهدی با نام مستعار و تشکیلاتی فردین برای او، جهت رعایت مسائل حفاظتی با او در ارتباط بوده و با توجه به حضور نامبرده در روستای مرزی اکبرآباد و نگهداری احشام در پوشش دامداری از او درخواست شناسایی معابر و مسیرها جهت انتقال اسلحه و مهمات و عناصر تروریست از خاک عراق به داخل کشور داشته است.

عثمان ضمن اجابت خواسته تیم ترور، حیدر رضایی را در این رابطه به تیم معرفی می‌کند. علاوه بر این وی با تحویل گرفتن تعدادی گلوله توپ و خمپاره از اسماعیل صوفی و نگهداری در منزلش، آنها را برای استفاده عناصر تروریست در جلیقه و بسته‌های انفجاری تحویل برادرش رحمان داده است.

همان گلوله‌هایی که رحمان بهروز به همراه یاسین محمودیان نزد علی قنبری برده و در یک مرحله رحمان آن را به مغازه علی قنبری می‌برد و از او می‌خواهد گلوله توپ را باز کند تا بتواند از مهمات آن استفاده کند.

 با توجه به درخواست امیر تیم از وی در خصوص تهیه سلاح در داخل کشور، عثمان نسبت به خرید یک قبضه اسلحه کلاشینکف به همراه دو تیغه خشاب و تعداد 60 فشنگ از فردی به نام یداله رحمانی به مبلغ 4 میلیون تومان اقدام می‌کند و آن را از طریق رحمان بهروز در اختیار تیم قرار می‌دهد.

عثمان در مخفی کردن اقلام زیر با یکی دیگر از اعضای گروه همکاری داشته است:

8 گلوله توپ 155، 11 گلوله توپ 105، 2 خمپاره 120، 1 گلوله توپ 106، 2 خمپاره 82، 2 مین، 1 گلوله توپ 203، 3 گلوله توپ صاقب تانک، 2 خمپاره فسفری، 5 خمپاره 60، 1 نارنجک تفنگی،‌ 2 مین والمرا. عثمان همچنین در اعترافاتش عنوان کرده که این تجهیزات از زمان جنگ باقی مانده و او و برادرش آنها را در مناطق مرزی پیدا می‌کرده‌اند.

عثمان همچنین در بخشی از اعترافات خود در مورد آغاز فعالیتش با این گروه اینگونه توضیح می‌دهد: «اولین ملاقاتم با گروه در زمانی بود که در حال آماده کردن مکانی برای گوسفندان بودم. از کوه‌های مجاور چند نفر به سمت ما آمدند که پس از نزدیک شدن متوجه شدم رحمان برادرم به همراه مهدی، محمد و یک نفر قدبلند لاغر که همیشه لبخند داشت بودند. رحمان به من گفت اینها دوستان من هستند و می‌خواهند چند روزی پیش تو در چادر بمانند. علی رغم اینکه من به رحمان گفتم ممکن است دردسر شوند او گفت دوستان من هستند و مشکلی پیش نمی‌آید و رفتند.

 برای بار دوم رحمان به همراه مهدی و رضا به روستا آمدند. همگی به مسجد رفتیم به محض اینکه وارد جلسه شدم رحمان بیرون رفت. مهدی امیر تیم ترور به من گفت من دوست رحمان هستم. کار من با شما این است که یک مقدار وسیله در کوه‌های نزدیک شما داریم که از شما می‌خواهیم آنها را برای ما بیاوری که من گفتم نمی توانم و از کار قاچاق در منطقه خوشم نمی‌آید. اما به آنها گفتم فردی به نام حیدر رضایی می‌تواند این کارها را انجام دهد. مهدی گفت به حیدر بگو ما یک سری کوله که هر کدام بین 150 تا 200 کیلو است در آن طرف داریم که در صورتی که برای ما بیاوری به ازای هر کوله مبلغ یک میلیون تومان خواهیم داد. تعداد دفعات زیادی به منزل من آمدند اما هر بار که می‌آمدند یک شب یا دو شب، بیشتر نمی‌ماندند و رحمان آنها را با خود می برد. رحمان روزی به من گفت می‌توانی اسلحه را برای آنها جور کنی؟ من در ابتدا ترسیدم اما به رحمان گفتم یداله رحمانی می‌تواند جور کند. به یداله گفتم و او گفت یک کلاش دارم و من یک کلاش و دو تیغه کلاش پر به مبلغ 4 میلیون تومان خریدم. حتی پول اسلحه را رحمان به برادرم یداله که دارای مغازه‌ای نزدیک منزل رحمان است داده بود.»

آنچه در این نوشتار ارائه شد، معرفی و مرور اقدامات هشت متهم حلقه دوم حادثه تروریستی تهران بود که از مراحل کمک به ورود تیم ترور به ایران، تأمین خانه امن، تأمین سلاح و مهمات، شناسایی اهداف تروریستی تا انتقال به تهران را بر عهده داشته‌اند.

 به عبارت دقیق‌تر این هشت نفر پشتیبانی کامل اقدام تروریستی را بر عهده داشته و بدون حضور آنها هیچ‌گاه حادثه تلخ مجلس شورای اسلامی و مرقد مطهر حضرت امام (ره) رقم نمی‌خورد. با این حال این هشت عضو تروریست داعش بعد از انجام مراحل بازجویی و تحقیق در دادگاهی علنی در پیشگاه عدالت حاضر شدند تا دفاعیات خود را از اقدامی که کرده بودند، ارائه دهند. در نهایت با توجه به مستندات پرونده، اعترافات متهمین و دفاعیات آنها و وکلا در دادگاه، رأی دادگاهی که در مقابل چشم ده‌ها خبرنگار داخلی و خارجی برگزار شد، مجازات اعدام برای قاتلین ملت ایران بود و به این ترتیب پرونده داعش با محاکمه باقی‌مانده آنها در ایران بسته شد.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

گفت‌وگو با مادر شهید شاهرخ طهماسبی که با شکنجه وحشیانه منافقین شهید شد

کاش منافقین پسرم را در لحظه ربایش به شهادت می‌رساندند!

دکتر رضا اختیاری امیری، بنیاد هابیلیان

منافقین و اعتراضات مدنی ایران: توهم یک بازی برد-برد

به مناسبت سالروز شهادت سه پاسدار

منافقین سه پاسدار را در عملیات مهندسی سلاخی کردند

روابط عمومی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع)

یک تیم تروریستی در شمال غرب کشور منهدم شد

دیدار با خانواده شهید ترور مهدی قیومی

خانواده شهید قیومی در برنامه ستارگان پر فروغ

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید عباس وصال

خمپاره کومله به گردن همسرم اصابت کرده بود

گفت‌وگوی هابیلیان با همسر شهید عزیزالله حیدری

بدنش پر از ترکش‌های ضدانقلاب بود

جدیدترین مطالب

گفت‌وگوی هابیلیان با خواهر شهید عبدالمهدی تیکدری‌نژاد

کومله بعد از اتمام درگیری، از پشت به برادرم شلیک کرد

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوشصت‌ونهم)

منافقین سه بار سوء قصد به جان شهید سلطانی کرده بودند

شهید استان کردستان

شهید اسماعیل احمدی

دیدار با خانواده شهید ترور مهدی قیومی

خانواده شهید قیومی در برنامه ستارگان پر فروغ

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، بنیاد هابیلیان

وقتی وطن‌فروشان، شعار حفظ وطن را می‌دهند!

دکتر مصطفی مطهری، بنیاد هابیلیان

توهمی که فرقه رجوی بدان مبتلا شده است

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید عباس وصال

خمپاره کومله به گردن همسرم اصابت کرده بود

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوشصت‌وهشتم)

ماجرای سیلی‌های ساواک و گونه‌های قرمز شهید غیبی

مطالب پربازدید بخش حقوق‌بشر

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوشصت‌ویکم)

خاطره شهيد صياد شيرازی از عمليات مرصاد

سرگذشت صدیقه رودباری که توسط منافقین ترور شد

رجوی عکس صدیقه 18ساله را بالا برد و گفت: «ما این‌ها را می‌کشیم»

گفت‌وگو با جانباز محمدرضا فاضلی‌دوست از رزمندگان مرصاد

سالگرد مرصاد فرصت خوبی برای مرور جنایت‌های منافقین است

خاطرات شهدای ترور (قسمت صدوشصت‌ودوم)

رجوی، صدام را «آقای من» خطاب می‌کرد

تقویم وقایع تروریستی ایران

شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
1
تاریخ : 1359/04/01
2
تاریخ : 1359/04/02
3
تاریخ : 1359/04/03
4
تاریخ : 1359/04/04
5
تاریخ : 1359/04/05
6
تاریخ : 1359/04/06
8
تاریخ : 1359/04/08
10
تاریخ : 1359/04/10
12
تاریخ : 1359/04/12
14
تاریخ : 1359/04/14
15
تاریخ : 1359/04/15
17
تاریخ : 1359/04/17
19
تاریخ : 1359/04/19
22
تاریخ : 1359/04/22
24
تاریخ : 1359/04/24
28
تاریخ : 1359/04/28
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان