حمله با «مادر بمب‌ها» و دروغ شاخدار آمریکایی

این بحث بماند که اصولا غرب به خصوص آمریکا ایجاد کننده و حامی همه جانبه تروریسم در دنیای اسلام است، اما نفس حضور این کشور در افغانستان از همان ابتدا برای مبارزه با تروریسم و تأمین امنیت و فراهم کردن اسباب بازسازی و نوسازی کشور و بهبود شرایط زندگی اقتصادی مردم نبود، بلکه در پی اهدافی، رحل اقامت در سرزمین افغانستان افکند که سالها پیش طراحی و برنامه‌ریزی شده بود.

سید عیسی حسینی مزاری، از اهالی رسانه افغانستان در یادداشتی درباره حمله اخیر آمریکا با یک بمب 10 تنی به مخفیگاه‌های داعش در ننگرهار  و اهداف آمریکا از این اقدام و کاربرد این نوع بمب که به "مادر بمب‌ها" معروف است، نوشته است: از همان اوایل هجوم غربی‌ها، بارها عنوان داشتم که آمدن آمریکا به افغانستان نه تنها مفید نیست بلکه مضرات غیر قابل جبران دارد، اما عده‌ای از این هجوم و حضور، حمایت کردند. البته این عده با انگیزه‌های متفاوتی حامی حضور آمریکا بودند.

دسته‌ای، مزدوران سر سپرده غربی‌ها بودند و چه بسا مأموریت داشتند تا برای این حضور فضاسازی کنند و جمعی دیگر، سکولارهای از غرب برگشته بودند و برخی نیز که رنگ و قیافه جهادی داشتند، موضع عوض کرده، رویکرد غیر اسلامی اتخاذ نموده، با پشت کردن به اعتقادات و باورهای دینی و جهادی، مشی غربی مآبی را انتخاب نموده، سعی کردند در جرگه حامیان غرب قرار بگیرند تا شاید از این ناحیه به آب و نانی و نام و نشانی دست پیدا کنند و منصب و مسؤلیتی گیر بیاورند. اما دسته‌ای دیگر اعتقاد قلبی دینی را از دست ندادند اما در ظاهر مرعوب سیاستهای توطئه گرانه غربی‌ها در افغانستان شده، از روی ترس و هراس، به رسم تایید سر تکان داده، از حضور غربی‌ها در افغانستان حمایت کردند. اما بخش مهم و عمده جامعه، به شمول دسته بزرگی از مجاهدان، اظهار نظر قطعی بر له یا علیه حضور غربیها در افغانستان نکردند و حداقل مشکوک بودند و آهسته و به تدریج شک‌شان به یقین تبدیل شد که آمریکایی‌ها با حسن نیت به افغانستان نیامده، منافع ملی کشور مد نظر آنان نیست بلکه هر آنچه در توان دارند برای دستیابی به منافع کشور خود تقلا می‌کنند.

واقعیت نیز گویای این حقیقت است که مطالعه حضور غربی‌ها در افغانستان به خصوص در 16 سال اخیر به خوبی نشان می‌دهد که آنها تحت هیچ شرایطی به دنبال جنگ با تروریسم و تامین امنیت افغانستان نبوده و نیز نخواهند بود. این درحالی است که اگر هر کشوری علاقه به تامین امنیت و ساختن افغانستان می‌داشت، کافی بود به ارتقاء اوضاع زندگی مردم از نگاه اقتصادی کمک می‌کرد و حاکمیت افغانستان را در همه زمینه‌ها مورد حمایت قرار می‌داد و از دخالت بیجا در امور کشور خودداری کرده و "پاکستان، این کشور خودسر و واپسگرا" را از "دخالت در امور افغانستان" برحذر می‌داشت.

اما گذشت زمان نشان داد که غربی‌ها نه تنها این مسیر را پی نگرفتند که از یکسو به فقیر نمودن و وابسته کردن مردم افغانستان در همه حوزه‌ها همت گماردند و از سوی دیگر به تقویت حضور و سلطه خویش بر اداره و اراده افغانستانی‌ها اهتمام بیش از پیش به خرج دادند.

به بهانه آوردن دموکراسی و آزادی بیان، ترویج بی بند و باری و فحشا، سرگرم نمودن عموم به ابتذالات فرهنگی و سیاسی، تخریب زیرساختهای فکری و اعتقادی، طرح و تبلیغ سوژه‌های گمراه کننده و درگیری‌های تصنعی بین گروهی، قومی و طایفه‌ای، تضعیف باورهای دینی و جهادی مردم و تلاش برای بدنام کردن و بیرون راندن مجاهدان از عرصه‌های حکومتداری و دامنه دار کردن اختلافات در سطوح مختلف و سپس فراهم کردن زمینه‌های انعقاد پیمان استرایژیک و پیمان امنیتی با زمامداران کشور و نیز تاسیس پایگاهای بی سر و ته نظامی در گوشه و کنار افغانستان، همه به همین منظور صورت گرفته و اصولا همانگونه که سالها پیش مطرح کرده بودم، توجه غربی‌ها به افغانستان تنها به خاطر خود آن نیست بلکه این کشور از نگاه موقعیت استراتژیک به عنوان یک چهارراه اطلاعاتی برای غرب محسوب گردیده و مشرف بر چهار کشور روسیه، چین، هند و ایران است و می‌تواند از این نقطه در راستای تضعیف اقتدار اقتصادی و یا مهار و مدیریت آنها به نفع غرب عمل کند.

چه اینکه در گذشته، نهادهای اطلاعاتی آمریکا اعلام کرده بودند که به زودی قدرت اقتصادی از غرب به شرق منتقل می‌شود و همین امر، دست اندرکاران نظام استکباری آمریکا را به تکاپو انداخته تا از کجا و چگونه برای ایجاد ممانعت از چنین انتقالی عمل کنند. طبیعی بود که استراتژیستهای آمریکایی به این نتیجه برسند که بهتر از افغانستان برای استقرار نیروهای غربی و اشراف بر چهار کشور یاد شده و ایجاد مزاحمت و اخلال در روند رو به رشد آنها، پیدا نمی‌شود.

 

این بود که به بهانه فروریختن برج‌های دوقلوی آمریکا در اثر حملات تروریستی، با ادعای دست داشتن بن لادنی که آن زمان در افغانستان بود و تهاجم گسترده بر سرزمین جهادپرور افغانستان، زمینه حضور خود را بیش از پیش فراهم نموده، برای بهانه تراشی حضور دوام‌دار خویش، به حرکت‌های موذیانه از جمله متزلزل نگهداشتن حاکمیت افغانستان اقدامات جدی روی دست گرفتند و اینک نیز، اگر بحث قدرت گیری گروه طالبان مطرح است، بر اساس همین سیاست است و اگر صحبت جابجا شدن نیروهای داعش در شمال شرق، شمال و شمال غرب در مرزهای افغانستان با چین تا کشورهای آسیای میانه و ایران مطرح است بر اساس دستیابی به همین سیاست است. از این رو می‌توان اذعان کرد که ادعای آمریکایی‌ها برای مبارزه با تروریسم دروغی بیش نیست و اگر امروزه مادر بمب‌ها را با ادعای از میان برداشتن پایگاه‌ها و پناهگاه‌های داعش بر سر مردم اچین ولایت ننگرهار فرو می‌ریزد قطعا در راستای سیاست مبارزه با تروریسم نخواهد بود، چه اینکه اگر چنین ادعایی حقیقت می‌داشت غیر منطقی به نظر می‌رسد تا آمریکایی‌ها پایگاهی را در سوریه موشکباران کنند که از آن علیه تروریستهایی چون داعش استفاده می‌شد اما در افغانستان با داعش سر جنگ در پیش بگیرند. حاکمان واشنگتن چگونه سیاست یک بام و دوهوای خود را در سوریه و افغانستان توجیه می‌کنند و چگونه است که در سوریه از داعش حمایت می‌کنند اما در افغانستان این گروه وحشی را مورد اصابت بزرگترین بمب دنیا قرار می‌دهند.

از این رو می‌توان با قاطعیت اذعان کرد که اقدام به استفاده از مادر بمب‌ها در ولسوالی اچین یک حرکت آزمایشی بوده که از یکسو در جهت تضعیف روحیه مردم افغانستان، ساختار حاکمیت کشور و نقض تمامیت ارضی افغانستان است و از سوی دیگر کشور را به سمت و سویی سوق می‌دهد که راه رفتن آمریکا برای تضعیف بیش از پیش چهار کشور یاد شده را هموارتر کند و نیز عجالتا ارسال پیامی به رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی این کشور به خصوص جمهوری اسلامی ایران خواهد بود تا علاوه بر تاثیرگذاری بر روند انتخابات، اینگونه القا کند که اگر شما مراکز تاسیسات هسته‌ای خود را در اعماق زمین بنا کنید ما هم اینگونه بمب بزرگ و خطرناک برای ورود در دور دست‌های زیر زمین داریم.

اما ناگفته پیداست که غربی‌ها به خصوص آمریکا به اشتباه محاسباتی گیر کرده‌اند. همانگونه که این اشتباه، سالهاست که نه تنها امکانات مادی و جان انسانهای غربی را در خارج از کشورهایشان به خصوص در افغانستان و عراق و سوریه به هدر داده است، مرزهای جغرافیایی خود را نیز مصؤن از ورود تروریستهای دست پرورده خویش نساخته، بلکه شرایط را به گونه‌ای در آورده‌اند که روزها و ماه‌ها و سالها در معرض حملات سنگین و سهمگینی قرار گرفته و می‌گیرند که عوامل و زمینه‌های آن را خود درست کرده و در معرض اجرا گذارده‌اند و باید روزهای به مراتب بدتر از این را نیز به تجربه بنشینند.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

تروریست‌های «عقاب‌های زاگرس» اعلام کردند

حزب دمکرات مسئولیت ترور سرگرد سلماسی را برعهده گرفت

دکتر حامد رحیم‌پور، بنیاد هابیلیان

تور تروریست‌گردی «مک کین» به آلبانی رسید!

بهروز افخمی و محمدحسن روزی‌طلب در برنامۀ جهان‌آرا

بسیاری از جنایت‌های وحشیانۀ منافقین را نمی‌توان به‌تصویر کشید

سیدعباس عراقچی در دیدار با دبیرکل بنیاد هابیلیان

برای شهدای ترور هرچقدر کار کنیم کم است

بازخوانی دستور قاطع امام‌خمینی(ره) برای اعدام منافقین

منافقین خائن به‌هیچ‌وجه به اسلام معتقد نبودند

گفت‌وگوی هابیلیان با دوست شهید محمدمهدی عموشاهی

نقشۀ منافقین برای تجزیه خاک ایران با همکاری ارتش و سپاه شکست خورد

یادداشت علی قاسمیان در تسنیم

داعش نسخۀ کپی‌شده از منافقین

به‌مناسبت 29فروردین، سالروز حملۀ تروریستی آمریکا به سکوهای نفتی و ناوهای ایرانی

تروریسم دولتی آمریکا در خلیج فارس

وزیر مشاور رئیس‌جمهور افغانستان در دیدار با دبیرکل بنیاد هابیلیان

تروریست‌ها درپی ایجاد تفرقه میان کشورهای منطقه و مسلمانان هستند

جدیدترین مطالب

فقط یک دقیقه برای پاسخ به یک شبهه کافی است

شما قاضی؛ حکم این جنایت را چه می‌دهید؟

سعید رضاپور، بنیاد هابیلیان

حقایقی دربارۀ «ماجرای 67»

ضرورت‌ بصیرت سیاسی برای دانشجویان از نگاه مقام معظم رهبری

میزبانی موسسه آموزش عالی اسرار از نمایشگاه بصیرت

دکتر حامد رحیم‌پور، بنیاد هابیلیان

پشت پردۀ یاوه‌گویی‌های «تروریست فراری» چیست؟

اسناد اقدامات تروریستی منافقین (32)

مجاهدین‌خلق (منافقین) صفرعلی شانجانی را ترور کردند

بیانیه ارتش به مناسبت سی‌وهشتمین سالگرد شهادت شهید سپهبد قرنی

شهید قرنی لحظه‌ای از آرمان‌های اسلامی و انقلابی خود دست نکشید

ضرورت‌ بصیرت سیاسی برای عوام و خواص جامعه

برپایی نمایشگاه بصیرت در امام‌زاده سید حمزه(ع) کاشمر