www.habilian.ir

     

     

نتایج 161 - 170 از 2762

نویسنده :یکی از جدا شده های منافقین؛
هم در زمان وجود کمپ رمادی و هم پس از آن، جدا شده های منافقین برای دولت عراق حکم شخصی را داشتند که به صورت غیر قانونی به خاک عراق وارد شده است و مطابق با قانون با وی برخورد می شد و بر این اساس ادعای رجوی مبنی بر پناهندگی اعضای اشرف دروغی واضح است یکی از جده شده های منافقین ادعاهای رجوی مبنی بر حق پناهندگی اعضای پادگان اشرف را دروغ خوانده و گفت: زمان حضور صدام در عراق فراریان پادگان منافقین در این کشور را به جرم ورود غیر قانونی به عراق مجازات می کردند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، یکی از جده شده های گروهک منافقین ضمن دروغگو خواندن رجوی ادعای او مبنی بر حق پناهندگی اعضای پادگان اشرف را بی اساس خواند و اضافه کرد: در زمان حضور صدام در عراق فراریان پادگان اشرف و دیگر پادگان های منافقین در این کشور، به جرم ورود غیر قانونی به عراق مجازات می شدند. وی ادامه داد: در دوران صدام، کمپ «رمادی» زیر نظر سازمان ملل و کمیته صلیب سرخ جهانی بود و به افرادی که از ایران به هر دلیلی به عراق پناه می آوردند یا کسانی که از گروهک منافقین جدا می شدند تا حل و فصل مسائل پناهندگی در کشور ثالثی اسکان می داد. اما پس از مدتی فرقه رجوی با وجود حمایت همه جانبه صدام با ریزش شدید نیرو مواجه شد، از این رو مسعود رجوی تصمیم گرفت تا برای جلوگیری از این ریزش و با زدوبند با مقامات عراقی ورودی کمپ رمادی را به روی افراد جدا شده از منافقین بست و از مقامات عراقی درخواست کرد که از این پس هر کسی که از این گروهک جدا شود مستقیم به زندان ابوغریب منتقل شود و این مسئله را نیز به اعضا اعلام کرد، زیرا افراد به محض رسیدن به دنیای آزاد تبدیل به یک متتقد از گروهک منافقین می شدند. این جدا شده از فرقه رجوی اضافه کرد: هم در زمان وجود کمپ رمادی و هم پس از آن، جدا شده های منافقین برای دولت عراق حکم شخصی را داشتند که به صورت غیر قانونی به خاک عراق وارد شده است و مطابق با قانون با وی برخورد می شد و بر این اساس ادعای رجوی مبنی بر پناهندگی اعضای اشرف دروغی واضح است. گفتنی سرکرده منافقین چندی پیش مدعی شد در دوران صدام همه اعضای پادگان اشرف به عنوان پناهنده در عراق پذیرفته شده اند و با استناد بر این ادعا اخراج از خاک عراق را عملی خلاف قانون می داند.
پنجشنبه, 10 فروردین 1391 | 124 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :جولیانی: آمریکا باید با استفاده از منافقین به ایران حمله کند!
می توان تبعات این سخنان را متوجه خود منافقین دانست زیرا بر کسی پوشیده نیست که خروجی سخنرانی ها و اظهارات حامیان منافقین در واقع محتواها و مطالبی است که توسط خود منافقین تهیه شده است و اهداف این گروهک را دنبال می کند. پس هر اظهار نظر یا سخنرانی ای قطعاً برگرفته از خطوط فکری سرکردگان فرقه رجوی است دست اندازی منافقین به شخصیت ها و سیاستمداران عموماً بازنشسته غربی روشی است که در چند سال گذشته از سوی سرکردگان این گروهک در پیش گرفته شده است. در خصوص این شیوه منافقین که با پرداخت رشوه های کلان به سیاست مداران منحرف غربی و خصوصاً آمریکایی اهداف خود را از قبیل خروج از لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا و جلوگیری از اخراج از عراق دنبال می کنند بسیار سخن گفته ایم. اما مراسم اخیر این گروهک که در 24مارس2012 برگزار گردید با وجود اینکه مثل همیشه میهمانانی ثابتی داشت اما یک فرق اساسی با این قبیل مراسمات این گروهک هم داشت که به نظر می رسد سرکردگان منافقین را به زودی به چالش خواهد کشید. «رودی جولیانی» شهردار ثابق نیویورک که به همراه عده ای دیگر از حامیان رشوه بگیر این گروهک از قبیل «مایکل موکیسی» دادستان سابق، «تام ریج» وزیر سابق امنیت داخلی آمریکا، «جان بولتن» سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل و «پاتریک کندی» نماینده سابق کنگره، در این مراسم شرکت کرده بود، در بخشی از این جلسه به ایراد سخنرانی پرداخت. سخنان جولیانی بر طبق روال معمول با محوریت حمایت از منافقین و خطرناک نشان دادن ایران برای جامعه جهانی انجام پذیرفت و تکراری بودن محتوای آن به گونه ای بود که حتی می شد قبل از انجام سخنرانی صحبتهای او را حدس زد. اما نکته چالش برانگیز این جلسه آنجایی بود که آقای سخنران در حالی که بیش از حد تحت تاثیر جو مراسم و دلارهای منافقین قرار گرفته بود، درجه خودشیرینی اش برای منافقین را بالاتر از همیشه برد تا جایی که از دولت آمریکا خواست تا با استفاده از منافقین به برنامه هسته ای ایران حمله کند! این سیاست مدار سابق آمریکا در حالی این سخنان را بر زبان جاری کرد که به نظر می رسید به واسطه رشوه های هنگفت منافقین و پاداشهای عریض و طویل آنها چنان عنان کار از کف داده بود که بی توجه به معنای سخنش تبعات این حرف برای منافقین و خودش از حد و مرز های این گروهک هم تجاوز کرد! و البته اندکی بعد از این سخنان پایگاه خبری آمریکایی «اینترنشنال بیزینس تایمز» همین بخش از صحبت های او را در قالب یک گزارش منتشر ساخت. البته همانطور که گفتیم بدون شک آقای جولیانی آنچنان مست و مدحوش دلارهای منافقین بود که بی اطلاع از معنای سخنانش و فقط با هدف خوش خدمتی به این گروهک این گونه زیاده روی کرده است اما سرکردگان منافقین که خوب از تبعات این سخنان نسنجیده مطلعند به سرعت سعی کردند در حد امکان از بازتاب بیشتر آن جلوگیری نموده و تبعات آن را رفع و رجوع نمایند. از این رو در گزارش «شورای ملی مقاومت» که از این مراسم منتشر شد و در آن به همه جزئیات حتی دست زدن حضار اشاره شده بود، این بخش از صحبتهای جولیانی حذف شد! و علاوه بر آن برنامه های ویدئویی این مراسم که پی در پی از رسانه های وابسته به منافقین پخش می شد، نیز این قسمت از صحبتهای جولیانی را در خود نداشت! و در نهایت خود عمل سانسور صحبتهای جولیانی توسط منافقین، آنقدر به چشم آمد که در گزارش پایگاه خبری اینترنشنال بیزینس تایمز نیز به آن اشاره شده است. اما تبعات این سخنان از دو جنبه قابل تحلیل و بررسی است؛ نخست اینکه شخصیت های شرکت کننده در مراسمات منافقین عموماً از مقامات بازنشسته آمریکایی هستند که در حال حاضر به طمع رشوه های کلان منافقین چشم بسته به حمایت از یک گروهک تروریستی روی آورده اند. این موضوع بیش از همه به دولت آمریکا ضربه می زند زیرا بیانگر آن است که وقتی دیدگاه سیاست مداران آمریکایی در جهت حمایت از تروریستهاست، آنهم سیاستمدارانی که سالها در عرصه سیاست آمریکا نقش داشته اند پس به راحتی می توان اثبات کرد که این دولت و نظام ایالات متحده است که در جهت حمایت از تروریسم حرکت می کند. از همین روست که برخی خبرنگاران و فعالان حقوقی و سیاسی آمریکا بارها در این باره به دولت آمریکا اخطار داده اند و اخیراً وزارت خزانه داری آمریکا نیز پس از گسترش این گونه اقدامات به صرافت پیگیری قضایی و جلوگیری از اقدامات این گونه سیاستمداران رشوه گیر افتاده است. فقط یک نمونه از نتیجه پیگیری های وزارت خزانه داری آمریکا «ادوارد رندل» فرماندار سابق ایالت پنسیلوانیا بود که به واسطه دریافت مبالغی در قبال سخنرانی در حمایت از منافقین، احضاریه ای از سوی این نهاد دولتی آمریکا دریافت کرد و به دنبال آن وی به ایراد حدود هشت سخنرانی برای منافقین اعتراف نمود که در ازای آنها تقریباً 160 هزار دلار دریافت کرده است. اما در دیدگاه دوم می توان تبعات این سخنان را متوجه خود منافقین دانست زیرا بر کسی پوشیده نیست که خروجی سخنرانی ها و اظهارات حامیان منافقین در واقع محتواها و مطالبی است که توسط خود منافقین تهیه شده است و اهداف این گروهک را دنبال می کند. پس هر اظهار نظر یا سخنرانی ای قطعاً برگرفته از خطوط فکری سرکردگان فرقه رجوی است. پس با پذیرش این واقعیت که سخنان حامیان منافقین بازتاب فعالیت و اهداف این گروهک تروریستی است و حامیان این گروهک به دنبال حضور در جلسات و القای تفکرات آنهاست که به یک باره اینگونه موضع گیری می کنند، باید قبول کرد که هرچند منافقین با ملاحظاتی بخشی از صحبت های جولیانی را قیچی کردند، اما سخن او همان حرف امروز منافقین است. پس می توان نتیجه گرفت که این موضوع با ادعای سال 1997 منافقین مبنی بر خلع سلاح و توقف اقدامات تروریستی به امید خروج از لیست سازمان های تروریستی اروپا و آمریکا در تناقض است. به عبارت دیگر گروهکی که سلاح خود را تحویل داده و به گفته خودش روش دیپلماتیک را در پیش گرفته چطور پیشنهاد مزدوری دقیقاً مشابه آنچه در جنگ ایران و عراق و خصوصاً عملیات مرصاد انجام داد را مطرح می کند؟! آیا غیر از این است که باید بپذیریم که این گروهک همچنان ظرفیت تروریستی را در خود حفظ کرده و مترصد فرصتی مناسب است تا دوباره ماهیت اصلی و روش قبلی خود را در پیش گیرد؟ به هر حال سخنان جولیانی در آینده ای نزدیک تبعاتی را متوجه این گروه خواهد کرد که به لحاظ حقوقی گریبانگیر آنها و مهمتر از آن حامیانشان خواهد بود و تنگناهای بیشتری را برای این گروهک تروریستی به بار خواهد آورد.
چهارشنبه, 09 فروردین 1391 | 169 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :نائب رئیس شورای استان دیالی عراق:
صادق الحسينی نائب رئیس شورای استان دیالی عراق در گفتگو با خبرنگار هابيليان از انجام چهارمین مرحله اخراج منافقین از پادگان اشرف پس از برگزاری نشست سران عرب در بغداد خبر داد نائب رئیس شورای استان دیالی عراق گفت: چهارمین مرحله اخراج عناصر گروهک تروریستی منافقین از پادگان اشرف پس از پایان نشست سران عرب در بغداد انجام می شود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابيليان (خانواده شهدای ترور کشور)، صادق الحسينی نائب رئیس شورای استان دیالی عراق در گفتگو با خبرنگار هابيليان از انجام چهارمین مرحله اخراج منافقین از پادگان اشرف پس از برگزاری نشست سران عرب در بغداد خبر داد. الحسینی ضمن اعلام کسب موافقت سازمان ملل برای شروع مرحله چهارم اخراج اضافه کرد: احتمال انجام هم زمان مراحل چهارم و پنجم وجود دارد. وی در پایان تأکید کرد: همه عناصر گروهک منافقین طبق برنامه مقرر و توافق صورت گرفته با سازمان ملل از پادگان اشرف اخراج خواهند شد. گفتنی است تا پیش از این، سه مرحله از اخراج گروهک منافقین به ترتیب در روزهای 29 بهمن، 18 و 29 اسفند سال گذشته انجام گرفته که در آنها حدود 1200 نفر از اعضای منافقین از پادگان اشرف خارج شدند.
چهارشنبه, 09 فروردین 1391 | 114 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :دبیر کل بنیاد هابیلیان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران:
علي رغم تلاش هاي آمريكا و غرب براي ادامه حضور گروهك تروريستي منافقين در پادگان اشرف اعضاي گروهك تروريستي منافقين به دليل پرونده سياه و جناياتشان در خاك عراق نتوانستند در پادگان  مخوف اشرف باقي بمانند دبير كل بنیاد هابيليان گفت: آمريكا و غرب به هيچ وجه ممكن حاضر نيستند به اعضاي گروهك تروريستي منافقين پناهندگي دهند چرا كه به خوبي مي دانند منافقين هركجا كه باشند به اقدامات تروريستي خود ادامه خواهند داد. محمد جواد هاشمي نژاد در گفتگو با خبرنگار حوزه سياست خارجي باشگاه خبرنگاران، با اشاره به تحولات اخير در پادگان اشرف و آينده پيش روي گروهك تروريستي منافقين گفت: علي رغم تلاش هاي آمريكا و غرب براي ادامه حضور گروهك تروريستي منافقين در پادگان اشرف اعضاي گروهك تروريستي منافقين به دليل پرونده سياه و جناياتشان در خاك عراق نتوانستند در پادگان مخوف اشرف باقي بمانند. وي ادامه داد: سران گروهك تروريستي منافقين تلاش كردند با حمايت آمريكا و لابي گري هاي رژيم صهيونيستي، انتقال اعضاي اين گروهك تروريستي از پادگان اشرف به كمپ ليبرتي صورت نگيرد اما علي رغم تلاش ها و حمايت هاي غرب راه به جايي نبردند. هاشمي نژاد افزود: تلاش هاي آمريكا براي ادامه حضور گروهك تروريستي منافقين در خاك عراق دو هدف اصلي را دنبال مي كند، اولا اينكه قصد دارند اقدامات خرابكارانه شان را از طريق اين گروهك تروريستي در خاك عراق انجام دهند، دوما آمريكا و كشورهاي اروپايي به هيچ وجه ممكن حاضر نيستند به اعضاي اين گروهك تروريستي پناهندگي دهند چرا كه به خوبي مي دانند منافقين هركجا كه باشند به اقدامات تروريستي خود ادامه خواهند داد. دبير كل بنیاد هابيليان خاطر نشان كرد: در ابتداي اشغال عراق توسط آمريكا يكي از مقامات وزارت خارجه آمريكا اعلام كرد، آمريكا هرگونه اقدام خرابكارانه اي را به گروهك تروريستي منافقين مي سپارد و اعضاي اين گروهك تروريستي بهترين گزينه براي انجام اقدامات تروريستي هستند. هاشمي نژاد با اشاره به اظهارات يكي از سران گروهك تروريستي براي انتقال اعضاي اين گروهك به مرزهاي اردن تصريح كرد: به دليل حضور حزب بعث در كشور عراق، همچنين خانواده صدام در اردن و روابطي كه بين آنها وجود دارد به نظر مي رسد درخواست مريم رجوي مبني بر انتقال اعضاي گروهك تروريستي منافقين به مرزهاي اردن، به منظور حمايت هاي مالي و فرار از محاكمه صورت گرفته است.
چهارشنبه, 09 فروردین 1391 | 48 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :نماینده پارلمان عراق خبر داد؛
سازمان های امنیتی در حال جمع آوری اسناد کافی در خصوص جنایتهایی که این گروهک در عراق مرتکب شده، می باشند نماینده پارلمان عراق و عضو ائتلاف دولت قانون از تلاش سازمان های امنیتی این کشور در جمع آوری اسناد علیه گروهک منافقین خبر داد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، «صادق اللبان» نماینده پارلمان عراق در گفتگو با خبرگزاری «وارع» عراق ضمن اشاره به این موضوع که دستگاه قضایی عراق تنها نهاد صلاحیت دار برای پیگیری اسناد به دست آمده علیه گروهک منافقین است افزود: سازمان های امنیتی در حال جمع آوری اسناد کافی در خصوص جنایتهایی که این گروهک در عراق مرتکب شده، می باشند. این نماینده پارلمان با اشاره به نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر برای تایید صحت اسناد کشف شده ادامه داد: این اسناد می تواند اتهاماتی را که به گروهک منافقین وارد شده است و نقش مخرب آنها در عراق و جنایات متعددشان را تأیید کند. وی در پایان بر ضرورت اخراج هر چه سریعتر گروه منافقین از کشور تاکید کرد و خواستار برخورد شدید با همه همدستان این گروهک و مجازات آنان شد. گفتنی است چندی پیش فرماندار خالص عراق خبر کشف اسناد جدیدی از همکاری برخی مسؤولین عراقی با گروهک تروریستی منافقین در پادگان اشرف را داده بود.
چهارشنبه, 09 فروردین 1391 | 59 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :بر اساس اعلام روابط عمومی نیروی زمینی سپاه؛
رزمندگان قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، یک تیم تروریستی ضد انقلاب را که با نفوذ به خاک جمهوری اسلامی قصد انجام عملیات تروریستی داشت، متلاشی کردند رزمندگان قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، یک تیم تروریستی ضد انقلاب را که با نفوذ به خاک جمهوری اسلامی قصد انجام عملیات تروریستی داشت، متلاشی کردند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) به نقل از خبرگزاری فارس، روابط عمومی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که رزمندگان قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، یک تیم تروریستی ضد انقلاب را که با نفوذ به خاک جمهوری اسلامی قصد انجام عملیات تروریستی داشت، متلاشی کردند. این تیم تروریستی که طی چند روز گذشته با هدایت سازمان های جاسوسی دشمن و گروهک های تروریستی مورد حمایت استکبار جهانی وارد کشور شده بود، با انجام اقدامات اطلاعاتی ویژه شناسایی و طی عملیات تعقیب، گریز و انهدام در دام رزمندگان اسلام گرفتار شد. دو نفر از عناصر مزدور این تیم بازداشت و یک نفر دیگر از آنان نیز به هلاکت رسید. در این عملیات، مقدار قابل توجهی تجهیزات ارتباطی، مهمات و مواد منفجره از جمله نارنجک و کمربندهای انفجاری کشف شد. نیروی زمینی سپاه در این اطلاعیه اعلام کرد: این نیرو تلاش همه جانبه و مستمر خود را برای حفظ امنیت پایدار در جنوب شرق کشور و مقابله با هر گونه اقدامی که آرامش مردم و عرصه خدمتگذاری و محرومیت زدایی و پیشرفت منطقه را به مخاطره بیاندازد، ادامه خواهد داد.
چهارشنبه, 09 فروردین 1391 | 20 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :زندگی ، اندیشه و خدمات علمی و فرهنگی شهید مطهری
« فصل هفتم » افشای گذرگاه های الحاد •خطری خزنده : با توجه به سیر تاریخی اندیشه های مذهبی و فلسفی می توان فهمید در هر عصر، یک سلسله افکار فلسفی یا مذهبی ویژه طرح می شده و رواج می یافته است. ظهور یک مکتب فلسفی، یا یک عقیده دینی، یا یک تفکر فرقه ای یا تاریخی، موجب می شد که پیروان دین و مذهب حق درصدد برآیند تا با این جریان فکری بگونه علمی و منطقی برخورد کنند. گاه بسته به موقعیت جغرافیایی یک منطقه، این مسائل گسترده تر و عمومی تر بود. برای نمونه جایی که مسلمانان با بودایی ها در تماس بودند و آمیزش داشتند، چنان که این شرایط در هندوستان و کشورهای جنوب شرقی و شرق آسیا وجود دارد، زمینه های برخورد فکری مناسب با این عقاید، مانند اسلام در مقابل مذهب بودایی (1) یا برهمایی (2) وجود داشت. همچنین در جایی دیگر که مسلمانان با مسیحیان در یک کشور یا از راه یک کشور مجاور ارتباط داشتند، تضارب فکری در محافل علمی و مدارس بیشتر بود. در کشورهای اسلامی که اختلافات عقیدتی و مذهبی مانند شیعه و سنی یا مذاهب کلامی اشعری (3) و معتزلی (4) وجود داشته ، محور بحث ها را همین اختلاف های اعتقادی تشکیل می داد و موضوع کتاب هایی که در آن زمان و آن مناطق نوشته می شد ، تحقیق در این زمینه ها بوده است . چنان که بیشتر مسائل کلامی در بین شیعه و سنی ، محاکمه بین اشعری و معتزلی است . تفکرات مادی پیشینه ای بسیار دارد و اعتقاد به روزگار و طبیعت از مدت ها پیش مطرح بوده است . از ویژگی های تفکر معاصر ، آشکار شدن اندیشه های مارکسیستی (5) است که گونه ای از اندیشه ماتریالیستی بود . البته اینگونه تفکرات پیش از ظهور مارکسیسم در غرب پدید آمد و پیروان زیادی داشت ، اما مارکس ماتریالیسم دیالکتیک را ابداع کرد . از نظر مارکس تاریخ بشری یک فرایند طبیعی است که ریشه در نیازهای مادی بشر دارد و بین مناسبات اجتماعی با نیروهای تولید ارتباط محکمی برقرار است . مارکس سه نوع نظام مالکیت را برای سه دوره مشخص می کند: کمون اولیه: مرحله طبقاتی ( برده داری ، تمرکز قدرت فئودالی و سرمایه داری) ، کمون ثانویه که از بطن سرمایه داری پدید می آید . وی برای دوره انتقالی از سرمایه داری به سوسیالیسم یک مرحله میانی با عنوان دیکتاتوری پرولتاریا را در نظر گرفته که طی آن طبقه کارگر با بر قرار کردن دیکتاتوری خود دیگر طبقات اجتماعی را حذف می کند و پس از برقراری نظام سوسیالیستی ، تمام افراد جامعه به کارگران تبدیل می شوند . در قرن بیستم میلادی مارکسیسم یکی از جنبش های فکری و ایدئولوژیک مطرح شد ، وقوع انقلاب های کمونیستی در روسیه ، چین ، آمریکای مرکزی و جنوبی از اثرات مهم این اندیشه های الحادی می باشد . (حسن علیزاده ، فرهنگ علوم سیاسی) اینگونه اندیشه های الحادی که در دوران ما مطرح شد ، به دلیل جاذبه های سیاسی و اجتماعی و صبغه حمایت از محرومان ، کشاورزان و کارگران در میان بسیاری از مردم جهان با سرعت رواج یافت . آنان افکار فلسفی خود را نیز در شعاع این جاذبه های دروغین رواج دادند . در ایران نیز یک موج مادی گری و مارکسیستی پدید آمد و بسیاری از جوانان را در کام خود فرو برد . این خطری بود که در آن عصر احساس شد و امثال علامه طباطبایی ، استاد شهید علامه مطهری و شهید سید محمد باقر صدر در صدد مقابله با این امواج خطرناک برآمدند و کارهای خوبی هم انجام دادند ، ولی اثرات این امواج ویرانگر بر جای ماند و چنین تفکر نادرستی به طور کلی نابود نشد و هنوز ماهیت فکری آن در گوشه و کنار دنیا وجود دارد . این تفکرا مروز نیز حامیانی در محافل علمی و فلسفی دارد ، برای نمونه مکتب فرانکفورت در آلمان و مکاتب مشابه در چین ، کره شمالی ، کوبا ، شوروی سابق و حتی اروپا ، پیرو مکتب مارکسیسم هستند . اما این تفکر یک موج غالب که همه چیز را فرا گیرد ، یا سیل بنیان کنی که فرهنگ و تفکرات اسلامی را از ریشه برکند ، نیست . در عین حال نباید اشکال گوناگون تفکرات مادی را نادیده گرفت ، زیرا همان طور که این اندیشه ها پیشینه تاریخی ممتدی دارند ، باز هم ادامه خواهد یافت . اکنون حتی همراه با تفکرات لیبرال ، افکار مادی مطرح می شوند و بسیاری از فلسفه های غربی معاصر نیز با مادی گری و ماتریالیسم همراه است . همان طور که پیش از این در سایه جاذبه مارکسیسم ، افکار فلسفی مارکسیست ها در بین توده های مردم رواج می یافت ، امروز نیز پس از فرو پاشی این مکتب ، در اثر غلبه سیاسی کشورهای به اصطلاح سرمایه داری ، حرف های فلسفی آنان گسترش می یابد و ما باید اهتمام بیشتری به دفع این خطر داشته باشیم و درصدد پاسخ گویی به شبهات آنان برآییم . البته لیبرالیسم مکتبی در برابر سایر مکاتب فلسفی نیست ، بلکه یک تفکر اجتماعی یا سیاسی است که در زمینه اقتصاد نیز فعالیت دارد . به هر روی لیبرالیسم خطری مهم است که با آن روبروییم . پیش از فرو پاشی مارکسیسم و زوال کشورهای کمونیستی به ویژه شوروی ، افرادی به طور کامل از این افکار متزلزل تأثیر پذیرفتند ، کمونیست شدند و اسلام و عقاید دینی را نفی کردند ، ولی بسیاری از افراد نیز که شاید تعدادشان کمتر نبود ، عناصری از تفکر مارکسیسم را با بخش هایی از اعتقادات و تفسیرهای مذهبی ترکیب کردند ، یا کوشیدند افکار مذهبی را با گرایش های الحادی هماهنگ و این دو را در ارتباط با یکدیگر تفسیر و تعبیر کنند . آنان بدون نفی اسلام ، افکار مارکسیستی را می پذیرفتند ، تا آنجا که گروه هایی در ایران و برخی کشورهای دیگر به نام مارکسیست اسلامی شناخته شدند و این خطر شدیدتر از انکار علنی دین و پذیرش مارکسیسم بود . امروز نیز همین اصل وجود دارد ، یعنی افکار وارداتی ملحدانه بگونه ای مرموز و نامحسوس لباس اسلامی می پوشند و پس از تأویل و تفسیر اصول اسلامی ، با افکار الحادی هماهنگ می شوند ، که این شیوه موذیانه و منافقانه در بین مسلمانان حساسیتی بر نمی انگیزد . کسانی که با صراحت می گفتند اسلام واقعیت ندارد و دروغ است ، بسیار کم بودند . ولی افرادی که مروج مخلوطی از عقاید وارداتی مارکسیست ها و اعتقادات اسلامی بودند ، اگر چه خودشان چندان پرشمار نبودند ، بر شمار چشمگیری از افراد تأثیر گذاشتند . امروز هم این چنین است و بسیاری از مفاهیم فرهنگ غربی و ضد اسلامی در فرهنگ ما نفوذ کرده اند . حتی شماری از گویندگان و نویسندگان ، چه بسا ناخودآگاه این افکار را پذیرفته اند و برخی نیز تصور می کنند اینها هیچ تضادی با هم ندارند . این خطری بزرگ است . شگفت آور است اگر بدانیم بسیاری از مفاهیمی که گاه ما در گفته ها و نوشته های خود به کار می بریم ، مفاهیم ارزشی اسلامی نیست ، یا چیزهایی با اصالت اسلامی نیستند ، مانند دموکراسی و آزادی ، البته آنگونه که در فرهنگ غرب و به نام حقوق طبیعی و حقوق بشر ارائه می شود . بسیاری از ما نیز با حالت انفعالی ، خود باختگی و گونه ای حقارت می گوییم اینها همان چیزهایی است که اسلام می گوید . برخی نیز بر اثر ضعف بینش دینی یا ایمان اندک بگونه جدی با آنها برخورد ندارند و حتی از مواضع اسلامی خود عقب نشینی می کنند . در اثر همین عقب نشینی و نیز ممارست این شیاطین ملحد در طول بیش از یک قرن ، فرهنگ ما با فرهنگ غرب اختلاط یافته و واژه ها و مفاهیم این مکاتب غیر اسلامی وارد فرهنگ ما شده است و ما متوجه نیستیم . در حالی که این واژه ها نه تنها در متن فرهنگ ما وجود ندارد ، بلکه با آن در تضاد است . برای نمونه در اسلام هیچ ارزش مطلقی به نام آزادی با آن مفهومی که در غرب مطرح است وجود ندارد ، بلکه ارزشی که ما در فرهنگ خود داریم بندگی خداست . البته به تعبیر شهید مطهری انبیاء آمدند تا مردم را از اسارت و بردگی یکدیگر نجات دهند و به آنان گونه ای آزادی اجتماعی ببخشند ، تا بهتر بتواند در انسانیت ، معرفت و معنویت رشد کنند . اما تفاوت مکتب انبیاء و این مکتب های غربی این است که فرستادگان الهی آمده اند به مردم آزادی معنوی بدهند که آزادی مقدسی است و تنها از راه نبوت ، دین ، وحی ، ایمان و تقوا به دست می آید . انسان باید روح خود را از این رذالت ها ، جهالت ها ، گناهها و سرپیچی از قوانین الهی آزاد کند و از اسارت نفس ، شهوات و هواهای نفسانی بیرون آید . کسی که آزادی معنوی دارد تنها خدا را می پرستد : • « وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ » ، " (این رسول گرامی) بار گرانشان را از دوششان بر می دارد و بند و زنجیرشان را می گشاید ." انسانی که برده دنیا ، جاه طلبی ، ثروت و زیاده خواهی است نمی تواند ادعای آزادی داشته باشد . شهید مطهری در برابر این ملحدان و منافقان که دم از آزادی می زدند ، نخست اصلیت آن آزادی را رد کرد و سپس گونه ای آزادی معنوی را مطرح کرد که تابعی از گونه عالی آزادی است و جامعه ای که در پی آن نوع آزادی نباشد به این آزادی نخواهد رسید . (6) امروز یکی از پرسش هایی که در غرب بیان می شود و برخی نویسندگان و گویندگان داخلی آن را بگونه ای مغالطه آمیز مطرح می کنند ، این است که " دین برای انسان است یا انسان برای دین ؟ " طبعاً پاسخ می دهند دین برای انسان است و از این نتیجه می گیرند که دین باید با انسان هماهنگ بوده ، پیرو خواسته های او باشد و هنگامی ارزش دارد که بتواند خواسته های آدمی را تأمین کند . اما یک مسلمان واقعی می داند که این ادعا بی معناست . خداوند دین را برای هدایت بشر فرستاده و هر دین داری باید تسلیم خدا باشد . کلمه اسلام یعنی تسلیم و این ویژگی با آن آزادی به معنای هرزگی و رهایی که غرب ، مادیگراها و لیبرال ها مطرح می کنند سازگاری ندارد . آن آزادی الحاد ، کفر ، شرک و فسق را رواج می دهد و این آزادی مروج تقوا ، بندگی خدا و خوبی هاست . پیرو این اختلاط هاست که برخی به خود جرأت می دهند به نام آزادی در برابر دین بایستند ؛ و گرنه چگونه امکان دارد کسی مسلمان باشد و هم زمان یک آزادی مطلق را معتبر و ارزشمند بداند ؟! این خطرها خزنده است . آزادی در اسلام با عنایت به اصول اعتقادی ، باورها و ارزش های الهی تفسیر می شود . کسی که آزادی وارداتی را می پذیرد دیگر نمی تواند پیرو معصوم باشد ، از قرآن و سنت متابعت کند و ولایت فقیه را بپذیرد . مطهری ریشه این انحرافات را می یافت ، خطر آنها را گوشزد می کرد و نیز مرزهای آزادی فکری ، آزادی معنوی و آزادی اجتماعی را از هم تفکیک می کرد . ایشان تأکید داشت معنا ندارد به یک عقیده مارکسیستی ، وارداتی ، ملحدانه و منافقانه اجازه جولان دهیم و بگوییم انسان آزاد است. به تعبیر ایشان این آزادی ها ، آزادی معنوی را آسیب پذیر می سازد و از امنیت روانی و فکری جامعه می کاهد ، محدودیت هایی که اسلام معین کرده ، برای رعایت عدالت و توجه به حقوق انسانی است و در واقع اسلام مصالح عالی انسانی را در نظر گرفته است . آن شهید فریاد می زد که اسلام جهاد و دفاع را برای نجات مظلومان لازم و قصاص و مجازات مجرمان را برای تأمین امنیت اخلاقی و فرهنگی جامعه واجب می داند . ولی از نظر غربی ها اینها ضد آزادی و سلب امنیت دیگران می شود باید جلویش را گرفت . در گذشته می خواستند اسلام را با مارکسیسم هماهنگ نشان دهند و اکنون می خواهند بگویند اسلام و لیبرالیسم همسویند . باید در این عرصه ها هوشیار باشیم و از شهید مطهری پیروی کنیم که با فراست و اسلحه معرفت و اندیشه به مقابله با امواج الحاد رفت و آنها را سرکوب کرد . امروز نیز یک الحاد دیگر به ما چنگ و دندان نشان می دهد ، الحادی که با برخی مسائل مذهبی آمیخته اند تا مردم را بفریبند . بزرگداشت مطهری و تکریم واقعی او بدین معناست که راهش را با گام نهادن در این میدان فکری ادامه دهیم . باید افکار و ارزش های دینی را باز شناسیم ، آنها را به مردم نشان دهیم و با صراحت و شجاعت بگوییم اصل اسلام معنویت ، قرآن و سنت است . این حقوق بشر دستاویز و بازیچه ای برای تأمین خواسته های قدرت های بزرگ است . طبیعی است وقتی می گوییم رشد انسان با بندگی خدا امکان پذیر است و آدمی در مسیر بندگی به شکوفایی می رسد ، خواسته های افرادی که غرق در تفکر مادی هستند ، تأمین نمی شود . به همین سبب دست به دامن تهمت می شوند و می گویند مرتجع ، دیکتاتور ، فاشیست و ... ولی ما نباید بترسیم . خطرشناسان باید همچون علامه مطهری در این مواقع آژیرهای خطر را به صدا در آوردند ، تا انسان های غافل آگاه و بیدار شوند . دیده بان ها باید از مطهری درس بگیرند ، وقتی موج افکار الحاغدی و التقاطی به سوی جامعه سرازیر می شد و می خواست آسیبی وارد کند ، وی سریع اقدام می کرد و به مردم هشدار می داد ، زیرا با آگاهی ، احساس مسئولیت و بصیرت خود پیش بینی می کرد که این سیلاب ها چه آثار وخیمی دارند . (7)   پی نوشت: 1. بودایی آئینی است که پیروان آن از تعالیم سیدارته گوتمه یا ساکیامونی یا ساکیاسین ها (قرن پنجم و ششم قبل از میلاد) متابعت می کنند و آن مبتنی بر این است که حیات رنج است و رنج از هوس زاید و ترک نفس تنها وسیله رهایی از هوا و هوس است گرایش های اصلی در اخلاق بودایی منفی ، سرکوبگرانه و خشن است ، آئین بودا جزء ادیان آسمانی نمی باشد و باورهای آن با توحید ، یکتاپرستی و اعتقادات مبتنی بر وحی سازگاری ندارد و در عین حال پیروانی قابل توجه به ویژه در آسیای جنوبی ، شرقی و جنوب شرقی دارد . ر.ک ، رابرت . ا.هیم ، ادیان زنده جهان . 2. به پیروان برهما ، برهمایی گویند . پیروان این فرقه به سه رب النوع اعتقاد دارند : برهما (خدای بزرگ) ، ویشنو (محافظ) و شیوا (خراب کننده) . این آئین در آسیای جنوبی پیروان زیادی دارد و شهر مقدس آنها بنارس است . 3. در حدود اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری ، ابوالحسن اشعری (متوفی در حدود سال 330 هجری) که سال ها نزد قاضی عبدالجبار معتزلی مکتب اعتزال را فرا گرفته و در آن صاحب نظر شده بود ، از این مرام روی گردانید و به مذهب اهل السنه گرایید و چون دارای نبوغ و ابتکار بود و از سویی به مکتب اعتزال مجهز گزدیده بود ، همه اصول اهل السنه را بر پایه استدلال خاصی بنا نهاد و آن را به صورت یک مکتب در آورد . بدین گونه اشاعره به وجود آمدند که کلام و تکلم را جایز می شمارند . (ر.ک : مرتضی مطهری ، آشنایی با علوم اسلامی ، ج 2) 4. نهضت معتزله در اواخر قرن اول هجری ، یا اوایل قرن دوم هجری شکل گرفت ، معتزله پنج مسئله را از اصول اعتزال می شمارند : الف) توحید : یعنی عدم تکثر ذات و صفات . ب) عدل : یعنی خداوند عادلاست و ظلم نمی کند . ج) وعد و وعید : یعنی خداوند به بندگانش وعده پاداش اطاعت و وعید کیفر معصیت داده است و این دو تخلف بردار نخواهد بود . د) منزلت بین المنزلتین : یعنی فاسق (مرتکب گناهان کبیره) نه مؤمن است و نه کافر ، فسق حالتی است بین کفر و ایمان . ه) امر به معروف و نهی از منکر : معتزله عقیده دارند راه شناخت معروف و منکر منحصر به شرع نیست و عقل در تشخیص این اصل مؤثر است و مشروط به وجود امام نمی باشد و تنها برخی مراتب آن توسط امام اجرا می شود . (ر.ک: همان منبع) 5. مارکسیسم نظریه ای است در باب چگونگی تحول زندگی اجتماعی – تاریخی انسان و قانون های حاکم برآن که کارل مارکس (1983 – 1918 م) فیلسوف و جامعه شناس آلمانی و فردریش انگلس (1895 – 1825 م) آن را بنیان گذاشتند . اندیشه های مارکس در متن جنبش کارگری و سوسیالیستی که در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی به صورت یکی از مهم ترین نیروهای سیاسی در غرب در آمده بود ، پدیدار شد . مارکس مفاهیمی چون دیالکتیک ، از خود بیگانگی ، وحدت منطق و دیالکتیک و معرفت آزادی به عنوان ضرورتی درک شده ، نقش ابزارهای تولید در تکامل بشری ، تقابل بین ثروت و فقر ، تعریف قانون و قانونمندی در روند تکامل را از فلسفه هگل وام گرفته است . در حقیقت مارکس واضع ماتریالیسم دیالکتیک در برابر ایده آلیسم دیالکتیک هگل است ، با این تفاوت که مارکس به جای عنصر ایده آلیسم هگل ، عامل اقتصادی را پایه حوادث تاریخ بشر می داند 6. شهید مطهری دو سخنرانی ، یکی در اول مهر 48 و دومی یک هفته بعد در حسینیه ارشاد " با عنوان آزادی معنوی " ایراد نمود که در فصل اول کتابی به همین عنوان آمده و انتشارات صدرا به طبع آن اقدام نموده است . 7. جایگاه فلسفه اسلامی در بین مکاتب فلسفی کنونی جهان در گفتگو با آیت الله مصباح یزدی ، فروغ آسمان اندیشه ، ویژه نامه رسالت به مناسبت پانزدهمین سالگرد شهادت استاد مطهری   "آفتاب مطهر"(۲۵)
سه شنبه, 08 فروردین 1391 | 31 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :ماهنامه راه نما
گروه تروریستی منافقین سال هاست که عمده تحرکاتش را در اروپا به توصیه مشاوران امنیتی و حقوقی اش، تحت نام و عناوین جعلی ده ها انجمن، کانون و کمیته پیش می برد. مهم ترین دلایلی که باعث اتخاذ چنین تاکتیکی از سوی این گروه شده است عبارتند از: • بی اعتباری شدید سیاسی این گروه علت مهمی برای تشکیل انجمن های پوششی است، چرا که در بسیاری از موقعیت ها و جهت پیشبرد مقاصد سیاسی این گروه، نام و چهره آشکار این گروه ممکن نیست. • به دلیل حساسیت های امنیتی و گاهی محدودیت هایی سیاسی که در برخی از کشورها که به دلیل سوابق تروریستی دارد، نمی تواند با آرم و نشان خود، اهداف تبلیغاتی و سیاسی اش را پیش ببرد. مثلاً در آلمان منافقین به خاطر خلاف کاری های متعددشان سال هاست که حتی اجازه برگزار کردن یک جلسه سخنرانی را هم ندارند، این کار را یک بنیاد پوششی به نام «سازمان فارغ التحصیلان و متخصصین ایرانی خارج از کشور» برای آنان انجام می دهد. • مهم ترین دلیل استفاده از پوشش ِ انجمن ها برای منافقین، تأمین نیازهای مالی گروه است که با تاکتیک غیرسیاسی نشان دادن، نهاد خیریه بودن از آن هابه منظور جمع آوری اعانات و اخاذی از مردم استفاده می شود. عدم حساسیت درباره فعالیت انجمن های غیرانتفاعی و خیریه در کشورهای اروپایی و تسهیلاتی که این کشورها در اختیار این نهادها می گذارند از جمله معافیت مالیاتی، باعث گردیده است تا منافقین برای پیش برد امور مالی خود و در رأس آن جمع آوری پول از این پوشش در کشورهای اروپایی بهره بگیرد. شایان یادآوری است انجمن های غیر انتفاعی به دولت -وزارت دارایی- نه مالیات می دهند و نه گزارش سالانه! • به دلایل امنیتی؛ غیرقابل پی گیری هستند! • با ردیف کردن نام این انجمن های پوششی در زیر اطلاعیه هایش به عنوان جریان مردمی و روشنفکری حامی خودش بهره برداری می کند. در حالی که چنین بنیادهایی اساساً عضو مشخصی ندارندو اعضایی که در این بنیادها ثبت نام می کنند نفرات و اعضای سازمان مجاهدین هستند. • جذب قشر خاکستری. • لابی؛ در برخی از کشورهای اروپایی اصولاً تشکیل کانون ها و انجمن های سیاسی نیازی به ثبت ندارد و این نیز یک فرصت برای منافقین به وجود آورده است که با همکاری برخی از شهروندان این کشورها به تأسیس آن مبادرت می ورزند. نکته مهم این است که علاوه بر درآمدهای مالی، منافقین به وسیله این انجمن ها برای میتینگ ها و تجمعاتشان مجوز دریافت می کنند. اسامی برخی از انجمن های پوششی منافقین در سطح اروپا که در حال حاضر فعال هستند: 1.ASSOCIATION FEMMES LIBERTE LA LAICITE انجمن زنان لائیک آزادی، فرانسه، پاریس. 2.Center for danske og Iransk kultur انجمن فرهنگی ایران و دانمارک ،کپنهاک. ثبت شده به نام حسین حسینی. 3. انجمن پناهندگان، هواداران شورای ملی مقاومت، بلژیک. •رئیس: جلیل حسینی •معاون: محمود نوبری •حسابدار: مهدی نوبری •منشی: قدرت همتی •عضو اصلی اول: سیاوش منصوری نیا •عضو اصلی دوم: محمد شوشتری •عضو اصلی سوم: حمید تهرانی مقوله جمع آوری پول مهم ترین مأموریت این انجمن است. 4.Women\'s forum For the economy & society فعال در موضوع زنان مستقر در فرانسه. 5.erein fur Meinungsfreiheit im Iran Juliusstr انجمن خیریه برای پناهندگان، فرنکفورت. 6.ANIAN COMMUNITY ASSOCIATION انجمن ایرانیان، لندن. انجمن فعال در حوزه مالی و تبلیغاتی. 7.Assosiation pour la culture, la litterature et lart nouveau eau انجمن فرهنگ و هنر، فرانسه. رئیس غلام حسین صادقی خرمدشتی. ثبت می 2005. 8. شرکت کمیته بین المللی برای ایران آزاد. تأسیس در دسامبر 2005 در انگلستان. رئیس این شرکت فردی به نام جیمز کلر (James Clare) رئیس این شرکت از دوستان نزدیک حمید امامقلی از اعضای منافقین است. این شرکت عملاً هیچ کاری نمی کند و فقط حساب بانکی دارد. هدف از تأسیس و راه اندازی این شرکت و مجموعه های مشابه نقل و انتقال وجوه و پول شویی است. انجمن های پوششی سیاسی: 9.کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد. اسامی اعضای مؤسس: • اینگرید هولتس هوتر (نماینده سابق مجلس) • دکتر گرتا تولمان (فعال حقوق زنان و ناشر) • شیمل فنیگ (فعال حقوق بشر) • خانم زیبیله اشتار (کارمند و فعال زنان) انجمن های سیاسی در آلمان نیاز به ثبت ندارند و لذا ثبت نمی کنند. 10.(Anglo Iranian youth Association (AIYA) کانون جوانان ایرانی، انگلستان، لندن. اعضای فعال: امیر شعبانعلی، رضا رحمانی. 11. انجمن اقلیت های مذهبی در بریتانیا. اهداف اعلام شده: کمک های حقوقی به افرادی که به خاطر مسائل نژادی، مذهبی، ملی، عضویت در تشکل های اجتماعی یا افکار سیاسی از ایران فراری شده اند. برگزاری کلاس های انگلیسی، آموزش های حرفه ای، فراهم کردن مترجم. حمایت های معنوی، مشاوره، کمک و تشویق جهت آشنایی با فرهنگ انگلیسی. چاپ آگهی، کتاب، لیست زندانیان... هیئت امناء، مسعود نعمتی، هاجر قلعه باغی. 12.کمیته با هم علیه بنیادگرایی. 13.انجمن و کلای بریتانیایی، ایرانی. رئیس مسعود ضابطی ، معاون آزاده ضابطی. 14.جامعه ایرانیان منچستر- انگلستان. مؤسس: دکتر کوروش جلالی. 15.انجمن حقوق بشر مهاجرین، آخن. پری رحمانی خوراسگانی 16.انجمن تقویت حقوق بشر در ایران ، بن. رئیس شرکت: حسین شریعتی. اهداف مالی 17. انجمن آزادی اندیشه در ایران ، فرانکفورت. رئیس انجمن: محسن عزیزی 18:Associazione Speranza DeI Domani انجمن غیر انتفاعی امید فردا ، ایتالیا، رم. رئیس: بهزاد بهره بر (علی اکبر). اعضا: محمد ناقلی، معصومه ازلی. تأسیس 18 ژوئیه 2003. اهداف:حمایت حقوق مدنی و انسانی پناهندگان سیاسی ایران، مادی و معنوی، خدمات اجتماعی و بهداشتی، افکار عمومی به مشکلات مردم ایران، خصوصاً وضعیت زنان، دختران، نشان دادن عکس و تصویر. درآمد: از طریق سهام سالیانه تشکیل دهندگان انجمن و از طریق کمک های ثابت و غیر ثابت که به انجمن می شود. بهره بر در اکتبر 2001 برای هزینه های دادگاه محمد حسین نقدی از دولت ایتالیا درخواست کمک مالی 37000 یورو داشته است، بابت: 20000 یورو، وکیل 7000 یورو، مترجم، هزینه سفر و استقرار، کلاً و تشکیلات حقوق 5000 یورو هزینه چاپ و تکثیر اسناد 2500 یورو. 19. انجمن دنیای نوین رئیس: ابراهیم فلاح تأسیس 2005   اساسنامه انجمن های پوششی   انجمن های پوششی که در حقیقت چیزی جز یک نام نیست و برنامه ریزی و کنترل آن در اختیار عوامل گروه تروریستی منافقین می باشد، برای ثبت در کشورهای مختلف نیازمند به یک نام و اساسنامه برای ارائه به شهرداری ها هستند که رفتارهای آتی آن ها در مورد برقراری اجتماعات و مراسم، اخذ مجوز این گونه برنامه ها، ارتباط گیری با مهاجرین و جمع‌آوری پول را توجیه نمایند. در اساسنامه  اگرچه به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی اشاره می شود، اما نامی از منافقین برده نمی شود. به عنوان نمونه اساسنامه یک انجمن پوششی در بلژیک در زیر آورده شده است: «انجمن پناهندگان، هواداران شورای ملی مقاومت» خواهان محقق کردن اهداف زیر می باشد: اول : حمایت از پناهندگان و قربانیان جمهوری اسلامی ایران که اجباراً به بلژیک یا سایر کشورهای EU مهاجرت کرده اند، در جهت انطباق آن هابا محیط جدید. دوم : دادن اطلاعات و آشنا کردن آن هابه حقوق قانونی شان در کشور بلژیک. سوم : ارتقای سطح فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایرانیان از طریق ارگانیزه کردن و تشویق اجتماعات فرهنگی، علمی، سیاسی، هنری و ترغیب برای کسب علم و اطلاعات در بین جامعه ایرانیان در کشور بلژیک. چهارم : افشای چهره های بنیادگرای جمهوری اسلامی از طریق بحث و مناظره (جلسات سیاسی) و یا برگزاری برنامه های هنری (کنسرت و ...) پنجم : مشارکت در اطلاع رسانی به ایرانیان خارج و داخل با استفاده از تکنولوژی جدید مانند ماهواره و اینترنت و ... . ششم : همبستگی با فعالیت های ضد بنیادگرایی در ایران همراه با تمام نیروهای مترقی. هفتم : بالا بردن اشتیاق جامعه پناهندگان ایرانی در زمینه تماس با کلیه احزاب دموکراتیک در بلژیک . هشتم : همکاری و همیاری با سازمان ها و ارگان های حقوق بشری بلژیک در جهت افشای بنیادگرایی در ایران و محقق کردن حقوق پناهندگان ایرانی. نهم : منبع درآمد انجمن شامل : •کمک های مالی ایرانیان ، حق عضویت و مستمری از ایرانیان. •جمع آوری کمک مالی از دوستان بلژیکی به همراه گرفتن امضاء علیه نقض حقوق بشر از مردم کوچه و بازار و جمع‌آوری کمک مالی از هر کس که تمایل برای محقق کردن اهداف این انجمن را دارد . دهم: استفاده از تمامی راهکارها و فعالیت هایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به عملی کردن اهداف غیر انتفاعی مطرح شده در بالا کمک می کند. یادآوری: سود حاصله از فعالیت در تمام موارد به طول کامل برای اجرای اهداف غیر انتفاعی ذکر شده در چارچوب قوانین کشوری استفاده می شود.   سازمان ها و انجمن های پوششی مجاهدین   اسامی 125 انجمن پوششی(تا بهمن ماه1381) که تا به حال در نشریات منافقین از آن هانام برده شده به این شرح است: 1-اساتید ایرانی دانشگاه های شمال بریتانیا 2-انجمن آفتاب-مشخص نیست 3-انجمن احیای موسیقی-سوئد 4-انجمن اندیشه آزاد ایرانی-مشخص نیست 5-انجمن ایرانیان در سانتاکالارا-آمریکا 6-انجمن ایرانیان در سن آنتونیو-آمریکا 7-انجمن ایرانیان در شمال کالیفرنیا-آمریک 8-انجمن ایرانیان در میسوری-آمریکا 9-انجمن ایرانیان مقیم نیویورک-آمریکا 10-انجمن ایرانیان مقیم کلرادو-آمریکا 11-انجمن جوانان آفتاب-فرانسه 12-انجمن حفاظت از حقوق بشر در ایران-مشخص نیست 13-انجمن حمایت از پناهندگان ایرانی در آلمان 14-انجمن حمایت از پناهندگان ایرانی در سوئد 15-انجمن حمایت از پناهندگان ایرانی در فرانسه 16-انجمن حمایت از کودکان ایرانی-مشخص نیست 17-انجمن دانشجویان مسلمان ایرانی در سوئد 18-انجمن دانشجویان مسلمان ایرانی در سوئیس 19-انجمن دفاع از حقوق اقلیت ها در ایران-مشخص نیست 20-انجمن دوستداران ایران در ایلی نویز-آمریکا 21-انجمن رفاه ایرانیان-مشخص نیست 22-انجمن زنان ایرانی (سوئیس) 23-انجمن زنان ایرانی در آمریکا 24-انجمن زنان ایرانی در بریتانیا-انگلستان 25-انجمن زنان ایرانی مقیم ایتالیا 26-انجمن زنان ایرانی مقیم بلژیک 27-انجمن زنان ایرانی مقیم سوئد 28-انجمن زنان ایرانی در فرانسه 29-انجمن زنان ایرانی مقیم هلند 30-انجمن زنان ایرانی نروژ 31-انجمن زنان برای دموکراسی در ایران-آلمان 32-انجمن زنان برای دموکراسی در ایران-آمریکا 33-انجمن زنان هوادار شورای ملی مقاومت در یوتوبوری-آمریکا 34-انجمن صوت و تصویر ایرانی-مشخص نیست 35-انجمن فارغ التحصیلان و متخصصین ایرانی-آلمان 36-انجمن فارغ التحصیلان و متخصصین ایرانی دموکرات-آلمان 37-انجمن فرهنگی ایرانیان در آمریکا 38-انجمن فرهنگی پناهندگان ایرانی-مشخص نیست 39-انجمن فرهنگی زنان ایرانی-مشخص نیست 40-انجمن فرهنگی صبا-مشخص نیست 41-انجمن فرهنگی و اجتماعی بنیاد محسن هشترودی-آمریکا 42-انجمن متخصصین ایرانی مقیم سوئد 43-انجمن همبستگی ایرانیان در هانوفر-آلمان 44-انجمن هنرمندان سیمرغ-انگلستان 45-انجمن هنر و فرهنگ-مشخص نیست 46-انجمن هواداران مقاومت ایران در برلین-آلمان 47-بنیاد کمک به کودکان ایرانی-مشخص نیست 48-بنیاد ایران زمین-مشخص نیست 49-بنیاد فرهنگ و هنر ایرانی در هلند 50-جامعه ادیان در آمریکا 51-جامعه اساتید ایرانی مقیم کالیفرنیا-آمریکا 52-جامعه اصناف در آمریکا 53-جامعه ایرانیان تنسی-آمریکا 54-جامعه ایرانیان دالاس-آمریکا 55-جامعه ایرانیان در لوئیزیانا-آمریکا 56-جامعه ایرانیان در هوستون-آمریکا 57-جامعه ایرانیان فلوریدا-آمریکا 58-جامعه ایرانیان مریلند-آمریکا 59-جامعه ایرانیان مقیم پنسیلوانیا-آمریکا 60-جامعه ایرانیان مقیم لندن-انگلستان 61-جامعه ایرانیان میسوری-آمریکا 62-جامعه ایرانیان هاوایی-آمریکا 63-جامعه پناهندگان ایرانی مقیم هلند 64-جامعه دموکراتیک زنان ایرانی _ مقیم کانادا 65-جامعه دوستی ایران در آرکانزاس-آمریکا 66-جامعه زنان ایرانی بریتانیا-انگلستان 67-جامعه زنان ایرانی دانمارک 68-جامعه زنان ایرانی شرق آمریکا 69-جامعه زنان ایرانی شمال کالیفرنیا-آمریکا 70-جامعه زنان ایرانی لس آنجلس (وست وولی)-آمریکا 71-جامعه زنان ایرانی مقیم جنوب آمریکا، هوستون-آمریکا 72-جامعه زنان دموکراتیک ایران در آلمان 73-جامعه سراسری آکادمیسینهای ایرانی در بریتانیا-انگلستان 74-جامعه فارغ التحصیلان ایرانی مقیم ایتالیا 75-جامعه فارغ التحصیلان و متخصصین ایرانی دموکراتیک-آلمان 76-جامعه فارغ التحصیلان و متحصصین ایرانی کالیفرنیا-آمریکا 77-جامعه فرهنگی ایرانیان در واشنگتن-آمریکا 78-جامعه فرهنگی ایرانیان در نیوجرسی-آمریکا 79-جامعه متخصصان ایرانی ایالت لوئیزیانا-آمریکا 80-جامعه متخصصین ایرانی تکزاس-آمریکا 81-جامعه متخصصین ایرانی مقیم نروژ 82-جامعه متخصصین مقیم انگلستان 83-جامعه متخصصین هواداران شورای ملی مقاومت در دانمارک 84-جامعه متخصصین و پژوهشگران ایرانی (آتلانتا، جورجیا)-آمریکا 85-جامعه متخصصین و پژوهشگران ایرانی (برکلی)-آمریکا 86-جامعه متخصصین و پژوهشگران ایرانی ایالات های نیواینگلند-آمریکا 87-جامعه متخصصین و پژوهشگران ایرانی جنوب آمریکا، هوستون-آمریکا 88-جامعه متخصصین و پژوهشگران ایرانی شرق آمریکا(واشینگتن _ دی سی) 89-جامعه متخصصین و پژوهشگران ایرانی لس آنجلس (وست وولی)-آمریکا 90-جامعه متخصصین و پژوهشگران ایرانی مقیم سن خوزه-آمریکا 91-جامعه متخصصین و فارغ التحصیلان ایرانی _ دانمارک 92-جامعه متخصصین و فارغ التحصیلان ایرانی در هلند 93-جامعه متخصصین و فارغ التحصیلان ایرانی مقیم سوئیس 94-جامعه همکاری های اقتصادی، هواداران شورای ملی مقاومت، لس آنجلس-آمریکا 95-جامعه هنرمندان و نویسندگان ایرانی (واشینگتن)-آمریکا 96-جامعه وحدت ایرانی (اکلاهما)-آمریکا 97-جامعه وحدت ایرانی (کانزاس)-آمریکا 98-جامعه ورزشکاران ایرانی در آمریکا 99-جامعه ورزشکاران ایرانی در فرانسه 100-جامعه ورزشکاران ایرانی مقیم سوئد 101-جامعه ورزشکاران ایرانی نروژ 102-جامعه ورزشکاران ایرانی کالیفرنیا-آمریکا 103-جامعه ورزشکاران ایرانی مقیم آلمان 104-جامعه ورزشکاران، هواداران شورای ملی مقاومت در گوتینگن-آلمان 105-جامعه ورزشکاران _ شرق آمریکا 106-جامعه کار و اقتصاد ایرانیان دانمارک 107-جامعه کار و اقتصاد _ شرق آمریکا (واشینگتن دی سی)-آمریکا 108-جامعه کار و اقتصاد هوستون-آمریکا 109-دوستداران ایرانی در می سی سی پی-آمریکا 110-شورای دفاع از آزادی و دموکراسی در ایران (مینه سوتا)-مشخص نیست 11-شورای متخصصین و محققین ایرانی کارولنیای شمالی-آمریکا 112-کانون همبستگی ایرانیان گوتینگن-آلمان 113-کانون همبستگی ملی ایرانیان کاسل-آلمان 114-متخصصین ایرانی در کانتیکت-آمریکا 115-هنرمندان مقاومت-مشخص نیست 116-انجمن حقوق دانان در تبعید هواداران شورای ملی مقاومت-مشخص نیست 117-ورزشکاران و ملی پوشان ایران-مشخص نیست 118-جامعه دمکراتیک زنان ایرانی (هلند) 119-جامعه دفاع از حقوق پیروان مذاهب اقلیت ایران-مشخص نیست 120-انجمن زنان دموکراتیک ایرانی _ اوربینو _ ایتالیا 121-انجمن دانشجویان مسلمان ایرانی در هلند 122-انجمن دانشجویان ملسمان ایرانی در آلمان 123-انجمن دانشجویان مسلمان ایرانی در فرانسه 124-انجمن دانشجویان مسلمان ایرانی در سوئد 125-انجمن دانشجویان مسلمانی ایرانی در ایتالیا
سه شنبه, 08 فروردین 1391 | 86 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :ماهنامه راه نما
از آنجا که عمليات نظامی و حتی سياسی اين تشکيلات و نيروهای نظامی وابسته به آن اصولاً به نفع کامل يکی از طرف های درگير در يک مخاصمه مسلحانه (عراق) بوده و از آنجا که هيچ يک از عمليات بزرگ و يا محدود آن منجر به همراهی مردم آن مناطق از آن ها نشده و بلکه در اغلب موارد (به عنوان نمونه در هنگام عمليات فروغ جاويدان و پيش از شروع عمليات پاتک مرصاد)، مردم واکنش مقاومت آميزی به عنوان نيروهای متجاوز به خاک ايران نسبت به آن ها داشته اند... ؛آن ها را نمی توان در عِداد نهضت های آزادي بخش محسوب کرد نویسنده: دکتر علیرضا اسدپور تهرانی مزدوری، مفهومی جديد يا پديده‌ای تازه در حقوق و روابط بين الملل نيست. اين مفهوم و گستره شمول آن در حقوق بين‌الملل تحولاتی را پيموده است. در دوره‌ای، جايگاه و وضعيت مزدوران، از اهميت کمتری برخوردار بود و در دورهای ديگر، جزو اولويت‌های جامعه جهانی قرار گرفت. از هنگام آغاز شدن جنگ عراق بر عليه ايران و همکاریهای سياسی، نظامی و اطلاعاتی سازمان موسوم به مجاهدين خلق با رژيم صدام و ارتش وی، اين موضوع ابعاد ويژهای پيدا کرد. از اين رو در اين مقاله، در پی بررسی اين موضوع هستیم که آيا، دخالت اين تشکيلات به عنوان يک نيروی مزدور که هر چند اهدافش با اهداف دو طرف درگير در جنگ متفاوت بود ولی به نفع يکی از طرفهای درگير در يک مخاصمه بينالمللی ختم می‌شد؛ قابليت و امکان پیگرد و رسيدگی کيفری دارد يا خير؟ مفهوم لغوی از لحاظ لغوی واژه Mercenary در زبان انگليسی و Mercenaire در زبان فرانسوی از واژه Mercenarius در زبان لاتين گرفته شده است و به معنای هر فردی است که صرفاً در مقابل دستمزد، خدماتی ارائه می دهد. اين اصطلاح بويژه، در مورد سربازی به کار برده می شود که خدمات نظامی اش را به بيگانگان در مقابل دريافت مزد و بدون توجه به اصول سياسی ارائه می دهد. اين اصطلاح از قرن چهاردهم وارد زبان انگليسی شده است. ولی، استفاده از خدمات نظامی افراد حرفه ای به دوران يونان باستان بازمی گردد. سير شکل‌گيری مزدوری استفاده از مزدور به ويژه در عمليات نظامی به دوران دولت ـ شهرهای يونان باستان بازمی گردد. به عنوان مثال در دو دولت ـ شهر رقيب آتن و اسپارت، افراد مقيم در شهر به دو دسته شهروند و غيرشهروند تقسيم می شدند. اطلاق عنوان شهروندی از آن کسانی بود که مرد، در سنين بين 15 تا 70 سال و ناقص العضو نباشند. بنابراين زنان (در هر سنی که باشند)، کودکان، نوجوانان و پيرمردان شهروند محسوب نمی شدند. دسته ای ديگر نيز مشمول عنوان شهروند نمی شدند و آن مردانی بودند که به مردان ديگر بدهکار بودند و نمی توانستند دِين خود را ادا کنند. اين مردان بدهکار، بايد مدتی (که اغلب محدوده زمانی آن توسط مرد طلبکار بر وی تحميل می شد) برای طلبکار کار می کردند. يکی از کارهايی که آن ها موظف بودند، در قبال بدهی خود برای طلبکار انجام دهند، شرکت در جنگ بود. به تدريج برخی از افراد ثروتمند آتنی، در هنگامی که با اسپارت ها برای جنگ عليه امپراتوری ايران متحد می شدند، عده ای را در مقابل وعده پول و بهره وری از غنايم، به جای خود به ميدان جنگ گسيل می داشتند تا هم از يک سو، يکی از تکاليف شهروندی خود را انجام داده باشند و هم به دليل غيبتشان، افراد ديگر به اموال و خانواده آن ها دست درازی نکنند. علاوه بر اين، يونانيان همه انسان های غيريونانی را بربر محسوب کرده و از اين رو، یونانيان را شايسته اربابی بر آن ها دانسته و در نتيجه آن ها را برده خود تلقی می کردند. اين موضوع، حتی در رساله «سياست» ارسطو مورد توجه قرار گرفته است. وی معتقد است، انسان هايی وجود دارند که هر جا زندگی کنند، همواره برده هستند و در مقابل انسان هايی وجود دارندکه هرگز در هیچ جا برده نیستند. این دسته اخير همان شهروندان يونانی می باشند. شهروندان يونانی، نه تنها درسرزمين خود بلکه در تمامی جهان، خود را دارای حق شهروندی می دانند؛ در حالی که بربرها، فقط درسرزمين خودشان با اصل و نسب هستند و به محض خروج از سرزمين خود (چه از طريق مسافرت و چه از طريق جنگ و امثالهم) برده محسوب می شوند. یونانيان، در هنگام جنگ با ايرانيان، با برخی از افرادی که به اسارت درمی آوردند، قراردادی منعقد می کردند مبنی بر اين که اگر به نمايندگی از آن ها در چند جنگ شرکت کنند، می توانند به سرزمين خود بازگردند و يا پس از مدتی، در مقابل انجام جنگ به نمايندگی از ديگری، مبلغی پول و يا بخشی از غنايم را دريافت کنند. امپراتوری روم نيز به تدريج، تلاش کرد نيروهای مسلح خود را متشکل از افرادی کند که جنگجوی حرفه ای محسوب می شدند. به اين افراد، «لژيونر» می گفتند. عمده موفقيت و توسعه روزافزون امپراتوری روم، به دليل تاسيس چنين ارتشی بود. چون دستيابی به سرزمين های بيشتر برای هر سرباز لژيون به معنای دستيابی به غنايم بيشتر بود. اين ايده، در دوران قرون وسطای اروپا و پس از آن نيز در قالب گاردهای سوييسی، لژيون خارجی فرانسه، بريگاد گورکای ارتش بريتانيا پی گيری شد. دهه شصت (قرن بيستم ميلادی)، دورانی بود که پديده مزدوری و مزدور مجدداً به دليل جنبش های استعمارزدايی (به ويژه در قاره آفريقا) مورد توجه قرار گرفت .اغلب دولت های استعمارگر، برای مبارزه با جنبش های استقلال طلب، افرادی را با مليت‌های مختلف و در ازای پرداخت پول به استخدام خود درآوردند تا در مقابل نيروهای استقلال طلب بایستند. تحولات مفهومی در حوزه حقوق بين الملل عمومی در حقوق بين الملل عرفی کلاسيک، مزدور، سربازی است که سوگند وفاداری ادا نموده که مطيع يک حکومت و يا پادشاه باشد و خدمات نظامی اش را در اختيار وی قرار دهد. اصولاً، بر مبنای اين نظريه، هدف مزدور در ارائه خدمات نظامی، علاوه بر کسب منفعت مادی، منفعت معنوی (کسب شهرت، اعتبار، آبرو، حيثيت خانوادگی و امثالهم) نيز می باشد. از سوی ديگر، به نظر می رسد، از لحاظ تاريخ تحول حقوق بين الملل عمومی، در مفهوم عرفی و کلاسيک مزدور منفعت مادی و معنوی، به يک ميزان مورد توجه بوده است. مشهورترين و شايد قديمی ترين نيرويی که می توان به عنوان مصداق مزدور معرفی کرد، گارد سوييسی مستقر در واتيکان است. اين نيرو، از قرن پانزدهم ميلادی تاکنون به عنوان نيروی محافظ پاپ و مکان های زيرمجموعه وی خدمت کرده است. در قرن پانزدهم، گاردهای سوييس، نه تنها به پاپ ها خدمات نظامی ارائه می کردند، بلکه، دربارهای ديگر اروپايی نيز از خدمات آن ها استفاده می کردند. تا قرن هجدهم، گاردهای سوييس به ارائه خدمات خود ادامه دادند. در سال 1874 با تصويب قانون اساسی کنفدراسيون سوييس، مصونيت نظامی و خدمت سوييسی ها برای قدرت های بيگانه ممنوع شد. اما، تا سال 1927، عملاً سوييسی ها، هم چنان خدمات نظامی خود را به حکومت های اروپايی ادامه دادند، البته تحت عنوان پوششیِ خدمات نظامی داوطلبانه. در طولِ اين دوران و با پديدار شدن مفهوم خدمات نظامی داوطلبانه، به تدريج، تعادل ميان هدف های مادی و معنوی برای انجام خدمات نظامی بر هم خورده و در عمل هدف های مادی، اهميت بيشتری نسبت به هدف های معنوی پيدا می کند (البته در ظاهر تحت عنوان هدف های معنوی و داوطلبانه). در واقع، با سير نزولی اصول اخلاقی حاکم بر جوامع اروپايی، اصول اخلاقی حاکم بر جنگ نيز سير قهقرايی پيمود. به طوری که اکثر پادشاهان، برای دستيابی به پيروزی های سريع تر، تعداد مزدوران را با عناوين مختلف و حتی گاه با اعطای لقب شواليه افزايش دادند. از آن جايی که هدف مزدوران، کسب حداکثر منفعت در کمترين زمان بود؛ آن ها در عمل صحنه جنگ را، مکانی تجارتی و خصوصی تلقی کرده و هيچ تفاوتی ميان افراد نظامی و غيرنظامی قائل نبودند. بدين ترتيب مفهوم جنگ عادلانه، به طور کلی رنگ باخت. در سال 1831 لويی فيليپ، پادشاه فرانسه نيرويی ويژه را به نام لژيون خارجی فرانسه (French Foreign Legion, Légion d΄Étranger) تاسيس کرد که در واقع بر مبنای الگوگيری از گاردهای سوييسی بود. از ابتدای تاسيس لژيون فرانسه، مهم ترين اصل پذيرش، اين بود که استخدام در آن بدون توجه به تمامی سوابق درخواست کننده عضويت صورت می‌گرفت. لژيون نیرویی مرکب از داوطلبانِ اغلب غيرفرانسوی بود و هدف از تشکيل آن، اداره و سرکوب شورش های مستعمرات فرانسه بود. مدتی بعد مستعمره الجزایر برای استقرار نیروهای لژیون انتخاب شد. در جریان جنگ جهانی اول(1918 ـ 1914) این نیروها رسما به عنوان شاخه ای از ارتش فرانسه وارد عرصه نبرد شدند. طبق مقررات خاص اين شاخه از ارتش فرانسه، اعضای خارجی پس از گذشت حدود پنج سال و یا بلافاصله پس از معلولیت، تابعيت فرانسوی به آن ها اعطا می شود .محدوديتی برای حضور افراد دارای تابعيت فرانسه در اين واحد نيست. فرانسويان نيز می توانند به عضویت این نیرو در آیند. اين افراد بیشتر زندانیانی هستند که اگر بخواهند به عضویت لژیون درآیند طبق قانون می توانند از تخفیف در حکمشان بهره مند شده و در پایان دوران خدمت (اعم از اتمام دوره و یا معلولیت) آزاد می شوند. همه نیروها بدون در نظر گرفتن تابعيت و انگیزه عضویت و با توجه به درجه شان حقوق مصوب دریافت می کنند. با توجه به اين مقررات است که برخی حقوق دانان معتقدند، اعضای لژيون فرانسه، مزدور محسوب نمی شوند. بنابراين، می توان گفت که از ديدگاه حقوق بين الملل کلاسيک، مزدور، نظاميان حرفه ای هستند که بدون توجه به تابعيت و اقامتگاه خود و طرف های درگير در جنگ، برای هرکسی که آن ها را برای جنگيدن اجير کند، خدمات نظامی خود را ارائه می‌کند. هدف اصلی مزدوران، وفاداری به آرمان سياسی يا اجتماعی خاصی نيست، بلکه به دست آوردن منافع مادی (پول، غنيمت و امثالهم) بيشتر می باشد. به همين دليل، آن ها اصولاً خود را متعهد به متابعت از قوانين داخلی و قواعد بين المللی نمی دانند. ديدگاه حقوق بين الملل معاصر با اهميت يافتن تدريجی حقوق بين الملل کنوانسيونی و سپس اولويت يافتن نسبی آن بر حقوق بين الملل عرفی و تحولات پس از جنگ جهانی دوم سازمان ملل متحد از همان ابتدای تاسيس خود، طی اسنادی، اين پديده را محکوم کرده و آن را نقض تعهدات منشور ملل متحد، به ويژه نقض بند 1 (حفظ صلح و امنيت بين المللی)، بند 2 (توسعه روابط دوستانه) ماده 1 و بند 4 ماده 2 (عدم استفاده از زور يا تهديد به آن) می داند. بعلاوه، هم مجمع عمومی و هم شورای امنيت، طی قطعنامه‌هايي اعلام کرده اند که استفاده از مزدور، گونه ای مداخله بيگانه در امور داخلی کشورها، با هدف بی ثباتی و نقض تماميت ارضی، حاکميت و استقلال آن هاست. اين مساله تا آن جا برای سازمان ملل متحد اهميت دارد که برای آن کرسی گزارشگری ويژه تاسيس کرده است. (به عنوان نمونه رجوع کنيد به قطعنامه های 405 و 419 شورای امنيت مصوب 1977 و قطعنامه 103/36 مصوب 9 دسامبر 1981 مصوب مجمع عمومی). در سال 1989 مجمع عمومی سازمان ملل متحد، کنوانسيون بين المللی عليه استخدام، به کارگيری، تامين مالی و آموزش مزدوران را به تصويب رساند. اين کنوانسيون در 20 اکتبر 2001 لازم الاجرا شد. طی مدت نزديک به دوازده سال برای لازم-الاجرا شدن يک معاهده بين المللی، می تواند بيانگر اين باشد که هنوز بسياری از کشورها، به اهميت جلوگيری از استخدام مزدورها در مخاصمات پی نبرده اند و يا به دليل منافع مادی و معنوی ای که استخدام مزدور دارد، الزام آور کردن چنين کنوانسيونی باعث مسدود شدن منافع قابل توجه آن ها می شود. سازمان وحدت آفريقا، در 1977 کنوانسيون محو استخدام مزدور در آفريقا را تصويب کرد و در آن مزدوری و استخدام مزدور را جنايت عليه صلح و امنيت در آفريقا محسوب کرد، هرچند که به وسيله يک فرد، گروه، سازمان، دولت يا نماينده دولت انجام شود. در سال 1967 شورای امنيت سازمان ملل متحد، از دولت ها خواست از به کارگيری مزدوران در سرزمين خود به منظور تغيير رژيم سياسی خودداری کنند. در ژوئن سال 1977 پروتکل اول الحاقی به کنوانسيون های ژنو 1949 طی ماده 47 به وضعيت مزدور پرداخته و مقرر می دارد: «(1) مزدور حق ندارد که رزمنده يا اسير جنگی قلمداد شود. (2) مزدور کسی است که: الف ـ در محل يا خارج برای جنگيدن در مخاصمه مسلحانه استخدام شده باشد؛ ب ـ عملاً به طور مستقيم در مخاصمات شرکت داشته باشد؛ ج ـ انگيزه اصلی وی از شرکت در مخاصمات، اساساً منافع شخصی باشد و در واقع از جانب يک طرف مخاصمه و يا نماينده آن به او وعده پاداش مادی ای داده شده باشد که بسيار بيشتر از مبلغی است که به رزمندگان هم درجه و دارای وظايف مشابه در نيروهای مسلح آن طرف پرداخت می شود و يا وعده آن داده می شود؛ د ـ تبعه يا ساکن سرزمين تحت کنترل طرف مخاصمه نباشد؛ ه ـ عضو نيروهای مسلح يک طرف مخاصمه نباشد و و ـ از جانب دولتی که طرف مخاصمه نيست، به عنوان عضوی از نيروهای مسلح آن دولت به منظور انجام وظيفه رسمی اعزام نشده باشد.» سه نتيجه اصلی ای که از مفاد اين ماده می توان گرفت آن است که: اولاً ـ مزدور فردی است که علاقه ای مستقيم در دفاع از ميهن برای ورود به يک مخاصمه ندارد. ثانياً ـ هدف اصلی وی از دخالت در مخاصمه کسب منفعت مادی است يا دست کم نفع مادی کاملاً بر نفع معنوی غلبه دارد. ثالثاً ـ مزدور رزمنده قانونی محسوب نمی شود. چون، عضو نيروهای مسلح طرفين درگير در مخاصمه نيست. آيا منافقين، می توانند مزدور محسوب شوند؟ به نظر می رسد که تشکيلات موسوم به مجاهدين خلق و نهادهای وابسته به آن از قبيل «ارتش آزاديبخش ملی»، «پيشمرگه های مجاهد خلق» و امثالهم تمامی شرايط شناسايی وضعيت مزدور را دارند: چون آن ها 1 ـ به طور خاص برای جنگيدن در مرزهای ايران به استخدام ارتش عراق درآمده اند (بند الف پروتکل الحاقی). ثانياً، به طور مستقيم در مخاصمه ايران و عراق شرکت داشته اند (بند ب پروتکل). 2 ـ انگيزه اصلی آن ها از شرکت در مخاصمه، منافع شخصی (دستيابی به حکومت ايران با زور و قهر و غلبه) بوده و توسط ارتش عراق به آن ها پاداش های مالی گسترده ای داده شده است (بند ج). 3 ـ آن ها در سرزمين عراق نه تبعه و نه مقيم سرزمين عراق نبوده اند (اين نکته ای است که آن ها در مساله اشرف به صراحت -حتی در حال حاضر- معترفند) (بند د). 4 ـ آن ها همواره تلاش داشته اند در کليه عمليات های کوچک و بزرگ و به ويژه در هنگام آموزش خود از لباس هايی متمايز از لحاظ رنگ (ولی بدون علايم مشخصه نظامی ثابت) از نيروهای دو طرف مخاصمه استفاده کنند. بعلاوه، ارتش عراق، هيچ گاه نه تصريحاً و نه تلويحاً عضويت آن ها را در نيروهای مسلح خود نپذيرفته است (بند ه). 5 ـ هيچ يک از نيروهای مسلح وابسته کشورهای بی طرفِ درگير در مخاصمه ايران و عراق نيز، هيچ گاه مدعی نشدند که آن ها را برای انجام وظيفه ای رسمی يا حتی غير رسمی به منطقه مخاصمه اعزام کرده اند (بند و). برخی حقوق دانان معتقدند که تعريف مزدور بر مبنای ماده 47، مفهوم حقوقی مضيق و محدود است. در نتيجه طبق اين پروتکل، فردی را می توان مزدور شناخت که تمام شش شرط ذکر شده در بند 2 ماده يادشده را داشته باشد. مفهوم مخالف اين نتيجه گيری اخير آن است که اگر هر فردی، حتی فاقد يکی از اين شرط ها بود، وی را نمی توان مزدور محسوب کرد. پرسشی که بر مبنای اين نتيجه گيری حاصل می شود، اين است که اگر فردی که به طور مستقيم در يک مخاصمه شرکت داشته ولی مزدور محسوب نمی شود، پس دارای چه وضعيتی است؟ آيا الزاماً و يا به ناچار بايد وی را رزمنده محسوب کرد؟! برای پاسخ به اين پرسش ها بايد به کنوانسيون های چهارگانه ژنو و پروتکل های الحاقی آن و حقوق بين  الملل عرفی رجوع کرد. از جنبه ای می توان گفت که پروتکل و کنوانسيون های ژنو، افراد را به طورکلی به دو دسته افراد درگير در جنگ و افراد غير درگير در جنگ تقسيم می کنند. افراد درگير در جنگ نيز به سه دسته تقسيم می شوند که عبارتند از: رزمنده، جاسوس و مزدور. تعريف رزمنده ماده 43 پروتکل اول الحاقی در تعريف رزمنده مقرر می دارد: «1 ـ نيروهای مسلح يک طرف مخاصمه مرکب از نيروهای مسلح سازمان يافته، گروه ها و واحدهايی است که تحت نظر فرماندهی قرار دارند که در قبال اَعمال زيردستان خود در برابر طرف ديگر مسئول هستند، حتی اگر حکومت يا مقامی نماينده آن طرف باشد که از سوی ديگر طرف ديگر مخاصمه به رسميت شناخته نشده باشد. چنين نيروهای مسلحی بايد تابع يک نظام انضباطی داخلی باشند که از جمله بايد رعايت قواعد حقوق بين المللی قابل اجرا در مخاصمات مسلحانه را به اجرا بگذارد. 2 ـ اعضای نيروهای مسلح يک طرف مخاصمه (به جز کارکنان بهداری و کارکنان مذهبی که مشمول ماده 33 کنوانسيون سوم می شوند) رزمنده به شمار می آيند. 3 ـ هرگاه يکی از طرف های مخاصمه، نيروهای شبه نظامی يا نيروهای مسلح مجری قانون را به نيروهای خود منضم نمايد، بايد مراتب را به طرف ديگر مخاصمه اطلاع دهد.» به نظر می رسد که مهم ترين معيار برای شناسايی رزمنده از غير آن، اين است که رزمنده فردی است که به  طور مستقيم در جنگ شرکت دارد. ماده 44 پروتکل ياد شده مقرر می دارد که اگر رزمنده به دست نيروهای طرف مقابل بيفتد، از وضعيت اسير جنگی برخوردار می شود. البته وی وظيفه دارد که در هنگام حمله يا در عمليات نظامی مقدماتی برای آغاز يک حمله، خود را از مردم غيرنظامی متمايز سازد. ماده 4 کنوانسيون ژنو درباره رفتار با اسيران جنگی مورخ 12 اوت 1949 (کنوانسيون سوم ژنو) اعلام می دارد: «الف ـ اشخاص ذيل متعلق به يکی از طبقه های مشروحه پايين که به دست دشمن افتند، اسير جنگی بدان گونه که مفهوم اين قرارداد است، شمرده می شوند: 1 ـ اعضای نيروهای مسلحِ يکی از متخاصمان و همچنين اعضای چريک و دسته های داوطلب که جزو نيروهای مسلح مزبور باشند. 2 ـ اعضای چريک ها و اعضای ساير دسته های داوطلب به انضمام اعضای نهضت های مقاومت متشکل متعلق به يک دولت متخاصم که در داخل يا خارج خاک خود، مشغول عمليات باشند ولو آن که خاک مزبور اشغال شده باشد مشروط به اين که چريک ها يا دسته های داوطلب و نهضت های مقاومت متشکل مزبور، جامع شرايط زير باشند: الف) يک نفر رئيس در راس آن ها باشد که مسئول اتباع خود باشد. ب) دارای علامت مشخصه ثابتی باشند که از دور قابل تشخيص باشد. ج) علناً سلاح حمل کنند. د) در عمليات خود، مطابق قواعد و عرف جنگ رفتار کنند. 3 ـ اعضای نيروهای مسلح منظم که خود را وابسته به دولت يا مقامی معرفی کنند که از سوی دولت دستگير کننده به رسميت شناخته نشده باشد. 4 ـ کسانی که همراه نيروهای مسلح هستند، بدون آن که به طور مستقيم، جزو آن نيروها باشند از قبيل اعضای غيرنظامی کارکنان هواپيماهای جنگی (خبرنگاران جنگی)، تهيه کنندگان اجناس، اعضای واحدهای کار يا خدمات که عهده دار آسايش نيروهای مسلح هستند. به شرط آن که از سوی نيروهای مسلحی که همراهی می شوند، مجاز باشند. برای اين هدف نيروهای مسلح مزبور مکلفند کارت هويت به اين قبيل افراد بدهند. 5 ـ کارکنان نيروهای دريايی بازرگانی از جمله فرماندهان و ناخداها و شاگردان و کارکنان هواپيمايِ کشوری دولت های متخاصم که به موجب ساير قواعد حقوق بين الملل از رفتار مساعدتری برخوردار نيستند. 6 ـ اهالی اراضی اشغال نشده که در هنگام نزديک شدن دشمن، بی آن که فرصت تشکيل نيروهای منظم داشته باشند، به طور خودجوش برای مبارزه با دشمن اسلحه به دست می گيرند، به شرط آن که به طور علنی سلاح حمل کنند و به قواعد و عرف های جنگ احترام بگذارند. ب ـ اشخاص ذيل از معامله ای که به موجب اين قرارداد برای اسيران جنگی تعيين گرديده برخوردار می شوند: 1 ـ اشخاصی که به نيروهای مسلح کشور اشغال شده متعلق هستند يا متعلق بوده اند، در صورتی که دولت اشغال کننده به علت همين عدم تعلق اقدام به بازداشت آن ها را لازم بدانند ولو آن که آن ها را قبلاً در هنگامی که جنگ در خارج خاک اشغالی ادامه داشته آزاد کرده بوده، به ويژه در موردی که اشخاص ياد شده درصدد الحاق به نيروهای مسلح خود که در جنگ داخل باشد برآمده و توفيق نيافته باشند يا در موردی که اشخاص مذکور به اخطاری که به منظور بازداشت آنان بشود، اطاعت ننمايند. 2 ـ اشخاص متعلق به يکی از طبقات مشروحه در اين ماده که دولت های بی طرف يا غيرمتخاصم آن ها را در خاک خود پذيرفته و طبق حقوق بين الملل مکلف به بازداشت آنان می باشند با قيد و شرط هرگونه معامله مساعدتری که دولت‌های مذکور بخواهند درباره آن ها قايل شوند، به استثنای مقررات مواد 8، 10، 15، بند 5 از ماده 30، مواد 58 تا 67 و مواد 92 و 126 و به استثنای مقررات مربوط به دولت های حامی در هنگامی که بين دولت های متخاصم با دولت های بی طرف يا غيرمتخاصم روابط سياسی برقرار باشد. در هنگامی که روابط سياسی مزبور موجود باشد، دولت های متخاصم متبوع اشخاص مذکور مجاز خواهند بود، وظيفه هایي را که به موجب اين کنوانسيون بر عهده دولت های حمايت کننده است، نسبت به آن اشخاص اجرا نمايند، بدون آن که اين عمل از وظيفه هایی که دولت های يادشده به موجب عرف و معاهدات سياسی و کنسولی اجرا می کنند، چيزی بکاهد. ج) اين ماده اساسنامه کارکنان بهداری و مذهبی را به طوری که در ماده 33 اين معاهده پيش بينی شده، محفوظ می‌دارد». ملاحظه می شود که بحث از وضعيت و شرايط اسير جنگی به صورت مفصل و مشروح در اين کنوانسيون ذکر شده است. برخی از حقوق دانان معتقدند «پروتکل 1977 تمام نيروها، تمام گروه ها و تمام واحدهای مسلح و سازمان يافته ای که تحت امر يک فرماندۀ مسئول رفتار افراد تحت امر خود، می باشند و دارای يک رژيم انتظامی داخلی هستند که باعث رعايت حقوق بين الملل مُرعی در جنگ می گردد می توانند از وضعيت حقوقی اسير جنگی برخوردار گردند» (روسو، شارل، حقوق مخاصمات مسلحانه (جلد اول)، ترجمه: هنجنی، علی، دفتر خدمات حقوقی بين المللی، چاپ اول 1369 ص 102 و 103). از سوی ديگر، برخی از حقوق دانان استدلال می کنند «بر طبق بند 2 ماده 43 پروتکل اول الحاقی، تنها اعضای نيروهای مسلح [...] رزمنده هستند، «به معنای آنکه اين افراد حق شرکت مستقيم در مخاصمات را دارند.» عضويت در نيروهای مسلح پيش شرط برخورداری از وضعيت رزمنده است و «نيروهای مسلح» در حقوق بين الملل ارگان حقوقی طرف مخاصمه تلقی می شود. اگر فردی که در مخاصمات شرکت می کند، اين دو شرط رزمنده بودن را نداشته باشد، نمی تواند از وضعيت رزمنده برخوردار شود و در صورت دستگيری از سوی دشمن نمی تواند وضعيت ثانويه اسير جنگی را به دست آورد» (فِلِک، ديتر(ويرايش)، حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه، زمانی، قاسم و ساعد، نادر (اهتمام و ويرايش)، شهردانش، چاپ اول 1387، ص 109، مقاله ايپسن، نات، رزمندگان و غير رزمندگان، حسين نژاد، کتايون (ترجمه)). با توجه به اين موارد، نظر به اين که مهم ترين معيار برای شناسايی رزمنده از غير آن، اين است که رزمنده فردی است که به طور مستقيم در جنگ شرکت دارد و از سوی ديگر، با توجه به ماده 4 کنوانسيون ژنو، فقط افرادی می توانند، از وضعيت اسير جنگی برخوردار شوند که پيش از اسارت رزمنده محسوب شوند؛ پس می توان گفت، اصولاً غير رزمندگان در صورت اين که در اختيار طرف مقابل مخاصمه قرار گيرند، از هر وضعيتی برخوردار باشند، از وضعيت اسير جنگی برخوردار نيستند. البته اين جمله اخير به معنای آن نيست که فرد دستگير شده از هيچ حقوقی برخوردار نيست. بلکه صرفاً منظور اين است که از حقوق مربوط به اسير جنگی برخوردار نيست. چون، مواد 3 مشترک کنوانسيون های چهارگانه ژنو، توصيه به رعايت حداقل های رفتار انسانی را در مورد تمام افراد درگير در مخاصمه (اعم از درگير مستقيم يا غير مستقيم) می کند. آيا منافقين، می توانند رزمنده محسوب شوند؟ با توجه به نتايج حاصله تا کنون می‌توان گفت اصولاً مزدوران، هنگامی به کار گرفته می شوند که بنا به دلايلی، يک طرف درگير می‌خواهد به سريع ترين شکل ممکن بر طرف مقابل برای کسب سریع امتيازی غالب شود. از اين رو، حتی اگر به فرض محال و به مضيق ترين شکل (صرفاً برای پيش برد بحث)، نيروهای وابسته به تشکيلات موسوم به مجاهدين را مزدور محسوب نکنيم از آن جايی که حضور و عمل آن ها در طی جنگ عراق عليه ايران، صرفاً به صورت مقطعی و در زمان هايی بوده که بنا به دلايلی گوناگون امور جنگ بر ضرر نيروهای عراقی بوده است و در واقع آن ها به نفع نيروهای عراقی و بر ضرر نيروهای ايرانی وارد مخاصمه شده اند و از آن جا که با عمل به نفع نيروهای عراقی آن ها از پاداش های مالی گسترده ای برخوردار می شده اند (پيش و پس از عمل)؛ قطعاً رزمنده محسوب نمی شوند. هرچند که در عمل در هنگام يک مخاصمه مسلحانه، هريک از طرف ها، تلاش می کنند که با شيوه های گوناگون، فعاليت های تمامی افراد طرف مقابل (اعم از رزمنده و غيررزمنده و اعم از درگير مستقيم در جنگ يا درگير غير مستقيم) را مختل کند يا کاهش دهد. پروتکل اول الحاقی در اين مورد طی ماده 37 دستوراتی صادر کرده است: «1) قتل، مجروح يا اسير کردن يکی از افراد دشمن، با توسل به نيرنگ ممنوع است. اَعمالی که باعث برانگيختن حس اعتماد يکی از افراد دشمن گرديده و وی را متقاعد سازد که طبق قواعد حقوق بين الملل قابل اِعمال در مخاصمات مسلحانه، حق دارد از حمايت برخوردار شود يا موظف است حمايت خود را اعطا نمايد و منظور آن باشد که به اين حس اعتماد خيانت شود، نيرنگ محسوب می شود. اَعمال مشروح زير از مصاديق نيرنگ می باشد: الف) تظاهر به قصد مذاکره تحت پرچم متارکه جنگ يا تسليم؛ ب) تظاهر به عجز و ناتوانی به دليل زخمی يا بيمار بودن؛ ج) تظاهر به غيرنظامی بودن و برخورداری از وضعيت غيررزمنده؛ د) تظاهر به داشتن وضعيتی که از حمايت برخوردار می باشد با استفاده از علامت ها و نشانه ها يا لباس های متحدالشکل مربوط به سازمان ملل متحد و يا مربوط به دولت های بی طرف و يا ساير دولت هايی که طرف مخاصمه نيستند. 2) حيله های جنگی ممنوع نيست. منظور از حيله ها اَعمالی است که به منظور گمراه کردن دشمن و يا وادار کردن او به اقدام های غيرمحتاطانه صورت می گيرد که با اين حال مغاير قواعد حقوق بين  المللِ قابل اِعمال در مخاصمات مسلحانه نيست و نيرنگ محسوب نمی شود. زيرا اين حيله ها حس اعتماد دشمن را در قبال حمايت به موجب قواعد مذکور برنمی انگيزد. نمونه هايی از اين گونه حيله ها عبارتند از: استتار، استفاده از تله، انجام عمليات ساختگی و دادن اطلاعات نادرست.»يکی از راه های دستيابی به اين حيله های جنگی، انجام اقدام های اطلاعاتی و امنيتی است که از طريق جاسوسان انجام می گيرد. تعريف جاسوس ماده 46 پروتکل اول در مورد جاسوسان مقرر می دارد:«1) علی رغم ساير مقررات کنوانسيون ها و اين پروتکل، هر عضوی از نيروهای مسلح يک طرف مخاصمه که حين ارتکاب جاسوسی به دست نيروهای طرف مخالف بيافتد، حق برخورداری از وضعيت اسير جنگی را نداشته و می توان با وی به عنوان جاسوس رفتار کرد. 2) هر عضوی از نيروهای مسلح يک طرف مخاصمه که از سوی آن طرف در سرزمين تحت کنترل طرف مخالف به جمع آوری اطلاعات پرداخته يا برای اين کار تلاش کند، اگر در حين اين عمل به يونيفورم نيروهای مسلح خود ملبس باشد، جاسوس به شمار نخواهد آمد. 3) هر عضوی از نيروهای مسلح يک طرف مخاصمه که در سرزمينی اقامت داشته باشد که در اشغال طرف مخالف قرار دارد و از سوی طرفی که وی به آن وابسته است به جمع آوری اطلاعات دارای ارزش نظامی در داخل آن سرزمين مبادرت کند يا برای اين کار تلاش نمايد، اقدام وی جاسوسی تلقی نخواهد شد مگر اين که اين اقدام را از طريق فريبکاری يا آگاهانه به صورت مخفی انجام دهد. به علاوه فرد مقيم مزبور از حق خود مبنی بر برخوردار شدن از وضعيت اسير جنگی محروم نخواهد شد و نمی توان با او به عنوان جاسوس رفتار کرد، مگر اين که حين ارتکاب جاسوسی دستگير شده باشد. 4 ) هر عضوی از نيروهای مسلح يک طرف مخاصمه که در سرزمين تحت اشغال طرف مخالف مقيم نبوده و به فعاليت جاسوسی در آن سرزمين دست بزند، از حق مشمول شدن در وضعيت اسير جنگی محروم نخواهد شد و نمی توان با او به عنوان جاسوس رفتار کرد، مگر آن که دستگيری وی پيش از پيوستن دوباره اش به نيروهای مسلح خودی صورت گرفته باشد.» ماده29 مقررات ناظر بر حقوق و عرف جنگ زمينی (لاهه 18 اکتبر 1907) در مورد جاسوس اين تعريف را ارائه می دهد که به نظر می رسد، روشن تر از تعريف پيشين است: «ماده 29 ـ يک فرد زمانی جاسوس محسوب می شود که مخفيانه يا با ظاهرسازی، اطلاعاتی را درباره منطقه عمليات قدرت متخاصم به دست آورد و به طرف معرض اطلاع دهد. در نتيجه، سربازانی که با هدف دستيابی به اطلاعات، بدون تغيير چهره به منطقه عملياتی ارتش معرض نفوذ می کنند، جاسوس محسوب نمی شوند. به همين ترتيب، افراد زير نيز جاسوس نيستند: سربازان و غير نظاميانی که ماموريتشان را به طور علنی انجام می دهند و حمل پيام های ارتش خودی يا ارتش دشمن به آن ها محول شده است. همچنين به اين ليست بايد اشخاصی را نيز افزود که با استفاده از بالون و به منظور حمل پيام ها و حفظ ارتباط بين بخش های گوناگون يک ارتش يا يک سرزمين از مکانی به مکان ديگر می روند» آيا منافقين مطابق قواعد حقوق بين الملل جاسوس محسوب می شوند؟ بحث از اين که به چه دلايلی، نيروهای وابسته به تشکيلات موسوم به مجاهدين، جاسوس محسوب می شوند، موضوع بحث مقاله ديگری است، ولی اجمالاً به نظر می رسد با توجه به اين که اين تشکيلات، عضو نيروهای مسلح هيچ يک از دو طرف درگير در مخاصمه عراق و ايران نبوده است از لحاظ کنوانسيون ژنو ممکن است مزدور محسوب نشود. ولی با توجه به ماده 29 کنوانسيون لاهه و از آن جا که جاسوسی، عملی بر عليه منافع يک کشور و به نفع کشور مقابل است، اصولاً می تواند جرمی عليه ملت و صلح عمومی يک کشور و در نتيجه مطابق قانون مجازات هر کشور در عداد جرايم عليه امنيت و آسايش عمومی محسوب شود. بنابراين به نظر می رسد، از آن رو تعريف جاسوسی، در کنوانسيون ها و قواعد حقوق بين الملل مبهم و مجمل ذکر شده که محور آن مربوط به حوزه حقوق داخلی می باشد. پس بايد بحث اثبات جاسوس بودن آن ها را مطابق قوانين ملی مورد بررسی قرار داد. ولی اجمالاً به نظر می رسد، با توجه به اين که مهم ترين عنصر ماهوی شناسايی جاسوسی به عنوان جرمی بين المللی، عمل جمع آوری اطلاعات درباره منطقه عمليات قدرت متخاصم به طور مخفيانه يا با ظاهرسازی می باشد؛ آن ها را می‌توان جاسوس محسوب داشت. نتيجه گيری با توجه به اين موارد می توان گفت که حق يک رزمنده در برخورداری از وضعيت اسير جنگی، هنگامی از بين می رود که وی خود را از افراد غيرنظامی متمايز نکرده يا به عنوان جاسوس يا مزدور در اختيار طرف مقابل قرار گيرد. به نظر می رسد که دليل عدم شموليت وضعيت اسير جنگی به دو دسته اخير اين است که کنوانسيون های ژنو و پروتکل های الحاقی، اين دو دسته را از جمله افراد برهم زننده نظم ايجادکننده توسط اين کنوانسيون ها و رعايت نکنندگان انضباط داخلی نيروهای مسلح جهت متابعت از حقوق بين الملل بشردوستانه (اعم از عرفی و کنوانسيونی) می داند. به عبارت ديگر می توان گفت که هر واحد درگير در مخاصمه که مسئوليت اَعمالش توسط مقام های مافوق پذيرفته شده باشد، رزمنده محسوب شده و در نتيجه می تواند از وضعيت اسير جنگی برخوردار شود. بنا به موارد فوق می توان گفت که غيرنظاميان، افرادی هستند که در نيروهای مسلح عضويت نداشته و در مخاصمه شرکتی ندارد. اما آيا، در غوغای يک جنگ، تشخيص و يا تفکيک يک نظامی از غيرنظامی (حتی با فرض وجود حسن نيت) به سادگی و سرعت امکان پذير است؟ پاسخ منفی است. به نظر می رسد، به همين دليل، پروتکل اول الحاقی در ذيل بند 1 ماده 50 متذکر شده: «در صورت ترديد در مورد غيرنظامی بودن يک فرد، آن فرد غيرنظامی محسوب می شود». بايد توجه داشت که گنجاندن اين شرط، باعث نمی شود که کسانی که در يک مخاصمه، تلاش داشته اند از طريق مزدوری و نيرنگ، آتش خصم و جنگ دو طرف درگيری را بيشتر کنند تا بتوانند، منافع فردی و جاه طلبانه خود را گسترش دهند، به عنوان نقض کنندگان صلح و امنيت ملی و يا بين المللی شناخته نشوند. اصولاً مزدوران، افرادی هستند که افراد برهم زننده نظم ايجاد شده توسط کنوانسيون های مربوط به مخاصمات و رعايت نکنندگان انضباط داخلی نيروهای مسلح جهت متابعت از حقوق بين الملل بشردوستانه (اعم از عرفی و کنوانسيونی) هستند. به همين دليل برخی از حقوق دانان در تفسير اين قاعده معتقدند که دليل گنجاندن چنين شرطی در تعريف از افراد غيرنظامی آن است که «صرف وجود ترديد در هويت فرد، نمی تواند باعث حمله به وی شود». (HENCKAERTS, Jean – Marie & DOSWALD – BECK, Louise, CUSTOMARY INTERNATIONAL HUMANITARIAN LAW (vol. 1: rules), Cambridge University Press 2005, p. 24) ولی از سوی ديگر، نمی توان با کسی که برهم زننده يک نظم، قاعده و يا عرف است، مطابق همان نظم، قاعده و يا عرف رفتار کرد. چون، اصولاً اين مقررات برای ايجاد نظم برقرار شده است و تاييد امکان ايجاد بی نظمی و نشان دادن راهکارهايی برای نقض مقررات در خود آن مقررات (ولو تلويحی)، باعث ايجاد بی نظمی و بی قاعده گی می شود. بر مبنای همين ديدگاه برخی از حقوق دانان تحليل کرده اند: «مزدور حق ندارد به استناد وضعيتش [به عنوان اسير جنگی] در مقام دفاع از خود برآيد». (HENCKAERTS & DOSWALD – BECK, p. 394) در جريان دادگاه نورنبرگ نيز، موضوع عدم شموليت قواعد حقوق بين الملل بشردوستانه به مزدوران مطرح شد و در نهايت، اين نتيجه حاصل شد که چون اين گونه افراد «خطرهای ناشی از درگيری را به سبب نوع جنگيدن خود افزايش می دهند» رزمنده محسوب نمی شوند. به نظر می رسد، به همين دليل عمده و مهم است که کنوانسيون های ژنو و پروتکل های الحاقی آن، در مورد چگونگی رفتار با مزدوران، صراحتاً دستورات و مقرراتی توصيه نکرده است و تنها می توان به استناد ماده 75 پروتکل الحاقی گفت که مزدوران از حداقل های حمايت های پيش بينی شده (اصل رفتار انسانی)در همين ماده بهره مند می شوند. به نظر می رسد که به استناد بند 4 ماده ياد شده اين افراد طبق قانون داخلی کشوری که آن ها را در اختيار دارد، بايد مورد محاکمه قرار گيرد.(به عنوان نمونه رجوع کنيد به حکم دادگاه انقلابی خلق آنگولا، در سال 1976؛ همچنين در توافقنامه ترک مخاصمه بين فرانسه و آلمان در 22 ژوئن 1949 فرانسه متعهد شد تا تمام فرانسويان را از جنگ با آلمان يا پيوستن به يکی از دشمنان آلمان برحذر دارد. اين موافقتنامه مقرر می دارد که افرادی که اين دستور را ناديده بگيرند، به عنوان ميليشيای غير‌‌‌‌قانونی محاکمه خواهند شد.) از همين رو می توان گفت، از آن جا که مزدوران اصولاً يکی از عوامل نقض فاحش حقوق مخاصمات مسلحانه هستند، می توان در دادگاه های ملی يا بين المللی آن ها را به اتهام جنايت جنگی مورد پيگرد کيفری قرار داد. از سوی ديگر بايد به اين نکته توجه داشت که هدف از قاعده تفکيک نه تنها شناسايی رزمنده از غير رزمنده است بلکه شناسايی رزمنده قانونی از رزمنده غيرقانونی است. اين امر را از آنجا می توان مطابق با روح کنوانسيون های ژنو و پروتکل‌های الحاقی دانست که اين اسناد، مهم ترين اثر مترتب بر شناسايی وضعيت يک فرد را به عنوان رزمنده قانونی، برخورداری از وضعيت اسير جنگی معرفی می کنند. در حالی که اسناد ياد‌شده، در مورد وضعيت مزدوران در هنگام بازداشت توسط طرف مقابل ساکت است. بنابراين می توان گفت که در صورت دستگيری، در وضعيت اسير جنگی نبوده و خود مسئوليت تمام اقدام هايی را که انجام داده اند، برعهده دارند. به عنوان مثال، اگر اقدام ها و عمليات آن ها سبب کشته شدن نيروهای مسلح يا غيرنظاميان شده باشد، آن ها می توانند تحت تعقيب به اتهام قتل عمد و امثالهم قرار گيرند. با توجه به اين موارد می توان نتيجه گرفت که با توجه به پروتکل ها و کنوانسيون های ژنو و با توجه به تعريف جنايت های جنگی، جنايت بر عليه بشريت از دادگاه های نورنبرگ و توکيو تا ديوان بين المللی کيفری و با توجه به اصول جرم شناسی مدرن (تغيير تمرکز از بزهکار به بزه و پيش گيری از جرم) و نظر به اين که مقاصد و اصول ملل متحد مندرج در ماده 1 منشور ملل متحد (حفظ صلح و امنيت بين المللی، جلوگیری و برطرف کردن تهدیدات علیه صلح، متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز یا سایر کارهای ناقض صلح و انجام سایر اقدامات مقتضی برای تحکیم صلح جهانی و امثالهم) بهتر است جنگ (مخاصمه) را گونه ای بزه بين المللی (جرم بين المللی) توصيف نموده و افراد درگير در جنگ را به دو دسته تقسيم کرد: بزه ديدگانِ جنگ (قربانيان جنگ) و بزهکاران جنگ (جنايتکاران جنگی). بر اين مبنا، می توان گفت که پروتکل ها، کنوانسيون های ژنو و اصولاً تمامی قواعد (اعم از کنوانسيونی و عرفی) مخاصمات مسلحانه را بايد به گونه ای تفسير کرد که اولاً، در جهت پيش گيری از رشد و گسترش بزه های جنگی بوده و ثانياً، اين تفسير بايد در جهت حمايت از بزه ديدگان جنگ باشد. از اين رو، بايد گفت که جايگاه مزدور، به عمل وی وابستگی دارد. از آنجا که عمل مزدوری اصولا يا نقض صلح و امنيت بين المللی است و يا موجباتی را فراهم می آورد که باعث تشديد نقض صلح و امنيت بين المللی می شود؛ تفسير کنوانسيون ها و عرف های بين المللی بايد در جهت کاهش و پيش گيری از عمل مزدوری انجام شود. تشکيلات موسوم به مجاهدين خلق در 30 خرداد 1366 رسماً تاسيس بازوی نظامی خود را با عنوان «ارتش آزاديبخش ملی» ابتدا به فرماندهی کل مسعود رجوی و سپس مريم قجر عضدانلو (ابريشمچی،رجوی) اعلام می کند (شورا (ماهنامۀ شورای ملی مقاومت ايران)، شماره 38، اسفند 1366، مقاله: «کارنامه رژيم و ترازنامۀ مقاومت در سال 66»، ص 25 و 26). اين ارتش، دست کم سه عمليات نظامی مستقيم و گسترده بر عليه ايران در دوران جنگ عراق و ايران و مدتی پس از آن داشته است: 1 ـ عمليات «آفتاب» در 8 فروردین سال ۱۳۶۷ در اطراف شوش و منطقه فکه. 2 ـ عمليات «چلچراغ» در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ با هدف تصرف شهر مهران. 3 ـ عمليات «فروغ جاويدان‌»، در سوم مرداد 1367 (يك هفته پس از پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد توسط جمهوري اسلامي ايران)، هجوم از قصر شيرين با هدف اشغال تهران. اين تشکيلات، عمليات های محدود متعدد ديگری (از قبيل مين گذاری، تهاجم به پايگاه های مرزی، کمين گذاری و امثالهم) نيز در طول دوران جنگ عراق عليه ايران (بيشتر در منطقه کردستان) تحت عنوان پوششی «پيشمرگه های مجاهد خلق»، «رزمندگان مجاهد خلق» و امثالهم داشته است. تقريباً اکثريت قريب به اتفاق اين گونه عمليات، در قسمتی از جبهه های جنگ عراق عليه ايران انجام شده که جبهه غيرفعال جنگ ناميده می شده است و در نتيجه هم نيروهای مسلح ايران و هم عراق، تجهيزات و نفرات کم تری مستقر کرده بودند. از آنجا که عمليات نظامی و حتی سياسی اين تشکيلات و نيروهای نظامی وابسته به آن اصولاً به نفع کامل يکی از طرف های درگير در يک مخاصمه مسلحانه (عراق) بوده و از آنجا که هيچ يک از عمليات بزرگ و يا محدود آن منجر به همراهی مردم آن مناطق از آن ها نشده و بلکه در اغلب موارد (به عنوان نمونه در هنگام عمليات فروغ جاويدان و پيش از شروع عمليات پاتک مرصاد)، مردم واکنش مقاومت آميزی به عنوان نيروهای متجاوز به خاک ايران نسبت به آن ها داشته اند و از آنجا که طبق اسناد منتشره پس از سقوط رژيم صدام (به عنوان نمونه: مستند گرگها، کارگردان: مرتضی باقری، «روابط پنهان منافقين و رژيم سرنگون شده بعث عراق» پخش نخست توسط شبکه يک سيمای جمهوری اسلامی ايران در سال 1384 و سپس توزيع بر روی سه حلقه لوح فشرده در سال 1387 توسط کانون هابيليان)، آن ها همکاری گسترده اطلاعاتی، امنيتی، ضداطلاعاتی و نظامی با اين رژيم داشته اند؛ آن ها را نمی توان در عِداد نهضت های آزادي بخش محسوب کرد. بنابراين، بايد گفت که اين تشکيلات و نهادهای پوششی وابسته به آن در طی جنگ عراق بر عليه ايران به عنوان نيروهايی مزدور که به نفع يکی از طرف های درگير در جنگ (عراق)، با هدف تشديد و طولانی تر شدن مخاصمه بين طرفين عمل می کرده است؛ شناخته می شوند و از اين رو می توانند به اتهام نقض صلح و امنيت بين المللی و انجام جنايت جنگی مورد پیگرد قرار گيرند.
سه شنبه, 08 فروردین 1391 | 65 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش
نویسنده :بنیاد هابیلیان
شغل: مسئول سیاسی ایدئولوژیک پلیس راه ژندارمری کل کشور سن: 34 سال وضعیت تاهل: متاهل دارای 2 فرزند محل شهادت: خیابان استاد معین کوچه نور افشان تاریخ شهادت: 13خرداد1361 زندگینامه... در سال 1327در یک خانواده روحانی در شهر شهید پرور اصفهان دیده به جهان گشود. دوران طفولیت و کودکی را در محیطی سرشار از عرفان اسلامی گذراند و پس از طی تحصیلات ابتدایی با توجه به علاقه فراوانی که به تحصیل علوم دینی داشت و از آنجا که پدربزرگش نیز از روحانیون معظم منطقه بشمار می رفت به حوزه علمیه حضرت عبد العظیم فرستاده شد. پس از چند ماه تحصیل به قم رفته و به حوزه علمیه شهر خون و قیام وارد گردید و در زمانیکه در حوزه به تحصیل علوم دینی مشغول بود در مراسم با شکوهی لباس مقدس روحانیت را بر تن کرد و به کسوت مرشدان حق و عدالت در آمد و زندگی اش مسیری دیگر یافت. سپس به زادگاهش مراجعه و در حوزه علمیه اصفهان به ادامه فراگیری علوم دینی و کسب فیض از محضر اساتید گران مایه آن حوزه پرداخت و دوران طلبگی را در عین سادگی و صفا ادامه داد. سخنران و خطیبی زبردست و خوش صحبت بود و در مجالس گوناگون مومنین را ارشاد و راهنمایی می کرد. او در دوران پاگیری انقلاب شکوهمند اسلامی با تشدید فعالیتهای سیاسی مذهبی و ایراد سخنرانیهای افشاگرانه علیه رژیم وابسته پهلوی و استکبار جهانی سهم بسزایی در بیداری مردم و حرکت حماسه ساز آنها داشت و به هر جا قدم می گذاشت شور و حرارتی دیگر می آفرید. پس از پیروزی انقلاب به منظور گسترش فعالیتهای سیاسی مذهبی به تهران عزیمت نمود و فصل پربار دیگری از زندگی سرتاسر خدمت به اسلام و مسلمین را در این شهر گشود. در تهران علاوه بر ادامه تحصیلات دینی در محضر اساتید بزرگوار این شهر مسئولیت های گوناگونی را بر عهده گرفت که از جمله عبارت بودند از مسئولیت دفتر مرکزی جامعه روحانیت غرب تهران، امام جماعت مسجد طلیعه گمرک، مسئولیت کمیته 12 رباط کریم، امام جماعت مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) و سرپرستی دایره سیاسی ایدئولوژیک پلیس راه ژاندارمری جمهوری اسلامی. در کلیه این مسئولیتها از خود آنچنان لیاقت و کاردانی و اخلاص نشان داد که توانست در اندک مدتی تاثیرات شایانی بجا بگذارد و منشا خدمات شایسته و فراوانی گردد. شهادتنامه... پویندگان راه خدا محو در وجود اویند و چه در زندگی و چه در شهادت هدفی مگر خدمت به او ندارند و شهید رفعتی از این زمره بود و در تاریخ سیزدهم خرداد 1361 بر زندگی پر شکوهش پایانی شکوهمند تر نهاد در این روز هفت نفر از تروریستهای منافق که به منظور کشتار امت حزب الله در خیابان ها تردد می کردند در کوچه ای خلوت پس از شناسایی شهید رفعتی و صرفا به دلیل لباس روحانی او وی را مظلومانه به مسلخ می برند و پس از شلیک یک رگبار به پیکر پاک او چند تیر نیز در مغزش شلیک می نمایند و همچون همه جنایتکاران دون صفت پس از ارتکاب این جنایت می گریزند. پزشکی قانونی علت شهادت وی را به شرح زیر گزارش کرده است: آثار ضرب و جرح شامل محل ورودی گلوله های متعدد در نواحی مختلف بدن شامل جمجمه و سینه و بازو مشاهده شد... گلوله های اصابت کرده به جمجمه در نواحی پیشانی و صورت و شقیقه بوده که همه از پشت سر خارج شده اند. علت مرگ اصابت گلوله های متعدد به سر و سینه وشکم و اندام های فوقانی و آسیب مغزی و احشایی می باشد. منافقین با ارتکاب این جنایت چه نصیبی بردند جز خسران و رسوایی وننگ ابدی؟ و شهید از این شهادت چه بهره ای جز سعادت اخروی و رسیدن به معبود و آرامش در جوار رحمت حق بدست آورد. فاصله میان این دو فاصله حق و باطل است فاصله ایست که ایمان را از کفر جدا می کند. فاصله ایست که در یک سویش شهید اسلام و در سوی دیگرش مزدوران استکبار جهانی ایستاده اند. شهید به آرزویش رسید و مکافات الهی نیز دامن ننگ آلود مزدوران را گرفت. یادش گرامی باد. اعترافات منافقین 1 – اظهارات مهران اصدقی فرمانده اول نظامی منافقین در تهران درباره ترور حجه الاسلام رفعتی، شهید آئینه وند و شهید سید صدری: افراد واحد تروریستی: محمد جواد بیگی، رضا میر محمدی، کمال، محمد حسین قدرتی، مجید مقدم، مجتبی، مصطفی یا علی تاریخ و ساعت عملیات تروریستی: 30/6 صبح 12 ظهر 13خرداد61 مکان عملیات تروریستی: جمهوری، استاد معین، تقاطع نواب بابائیان، کاگر جنوبی حوالی گمرک تدارکات واحد تروریستی: 4 ماشین سرقتی، لباس کمیته، بیسیم، ژ3، تیربار، سلاحهای کمری، بمب دستی، نارنجک نتیجه عملیات تروریستی: شهادت 2 برادر تکاور، زخمی شدن 1 نفر، شهادت یک روحانی بنام شمس، زخمی شدن یک پاسدار، سرقت 166 هراز تومان پول بانک تاسی به اشغالگران قدس گشت زنی یکی از شیوه های منافقین در کنار دهها شیوه جنایتکارانه دیگر بود. در این شیوه تروریستها در خیابانها در جستجوی سوژه گشت زده و در خیابان های خلوت و به دور از چشم ماموران انتظامی اقدام به جنایت می کردند . این شیوه حیوانات وحشی و درنده و جانیان بالفطره است که وظیفه ای مگر کشتار ندارند و جنایتی که منجر به شهادت حجت الاسلام رفعتی و شهید سید صدری و شهید آئینه وند گردید از این نوع بود. این شیوه جنایتکارانه منحصر به منافقین نیست و آنها آنرا از هم پیمانان صهیونیستشان به عاریت گرفته اند. اشغالگران قدس نیز پس از حمله به روستاهای مسلمان نشین همین شیوه جنایتکارانه را به اجرا می گذارند و در کوچه ها به جستجوی سوژه مناسب می پردازند و اینست آنچه منافقین انجام داده اند. اما همانگونه که نصیب اشغالگران قدس چیزی جز شکست نگردید منافقین نیز علیرغم تمامی جنایاتشان سرانجام نتیجه ای جز شکست و نابودی عایدشان نشد و صرفا نشان دادند که مزدورانی بزدل و جنایتکارانی پست تر از حیوانات وحشی اند.
سه شنبه, 08 فروردین 1391 | 119 بازدید | چاپ | مشاهده در قالب PDF |  فرستادن به ایمیل | گزارش


صفحه 17 از 277

صفحه اصلی

Translate this page to

Persian Arabic English French German

joomla analytics