مجاهدین خلق (منافقین) کریم شیرگیر را ترور کردند

عاملین ترور و اسناد جنایت

 

رحیم خادم

نام مستعار: رحمت 

فرمانده واحد تروریستی

رضا پور رضائی

نام مستعار:  

عضو واحد تروریستی

 

1.اظهارات محمد مقدم مسئول واحدهای تروریستی ویژه نظامی منافقین در منطقه شرق تهران درباره ترور شهید کریم شیرگیر:

“نام افراد واحد تروریستی: رحیم خادم و رضا پور رضایی

شیوه عملیات تروریستی: طبق شناسایی قبلی صورت گرفته است.

تدارکات واحد تروریستی: موتور، 2 کلت، 2 نارنجک

نتیجه عملیات تروریستی: به شهادت رسانیدن فردی به نام کریم شیرگیر در خیابان سرباز

تاریخ عملیات تروریستی: 19/9/1360 "

2.گزارش درونی منافقین درباره جنایت فوق که در قسمتی از آن آمده است:

“25- به هلاکت رساندن کریم شیرگیر، یکی از...

تاریخ 19/9/60

نفرات: دو نفر             محل: خیابان سرباز

... کریم شیرگیر... در یکی از کوچه‌های فرعی خیابان سرباز مورد شناسایی واحد عملیاتی قرار گرفته و با شلیک دو تیر از پشت و یکی دیگر از جلو به زندگی او خاتمه داده می شود... “

مزد مزدوری اسلام

او خانه اش مثل خانه‌های “امن !! “منافقین در شمال شهر تهران، پاریس، لندن و یا بغداد نبود. در جنوب شهر زندگی می کرد. او جیبش همچون حساب بانکی سران متواری منافقین انباشته از دلارها، فرانک ها و لیره‌های اهدایی سران استکبار جهانی نبود. صبح تا شام در مغازه ای کوچک کار می کرد و با این وجود از کمک به محرومان نیز درغ نداشت. هنگام تردد در خیابان همچون سردمدار جنایتکار و متواری منافقین سوار بر اتومبیل‌های آخرین سیستم اهدایی سیا و حکومت فرانسه نمی شد. موتور سیکلت کوچکش تنها وسیله ایاب و ذهابش بود.

اما باز منافقین کوردل برای پرده پوشی بر عمق جنایات و خیانت‌های خود، به شهادت رساندن او را به عنوان “اعدام یکی از مزدوران خمینی “قلمداد کرده اند. ولی بگذارید یک لحظه از قید این واژه ها خارج شویم و بپذیریم که او “مزدور “بود. مزدول امام، اما چه را ثابت کرده اند ؟ آیا افتخاری بالاتر از این برای اسلام هست که “مزدورانش “انسان هایی این چنین باشند ؟ کسانی که مزدشان را نه با ویلاهای لوکس و دلارهای آمریکایی و ماشین‌های آخرین مدل، بلکه با شهادت می گیرند. مزد مزدوری اسلام این است.

شهید کریم شیرگیر

شغل: کاسب (خرازی)

سن: 20 سال

وضعیت تأهل: مجرد

محل شهادت: نظام الملک – ایستگاه حسین آباد

تاریخ شهادت: 1360/9/9

زندگینامه

در سال 1340 در خانواده ای مستضعف در جنوب شهر تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی اش را در بیسیم نجف آباد گذراند. به علت مشکلات مالی خانوادگی تحصیلات راهنمایی و نظری اش را هم زمان با کار طی کرد و ضمن آن که روزها به مدرسه می رفت، عصرها در باشگاه ابومسلم کار می کرد و به تأمین مخارج خانواده کمک می کرد و عاقبت نیز مجبور شد تحصیل روزانه را رها کند و ضمن کار روزانه، شب ها تحصیلش را ادامه دهد. پس از مدتی توانست یک مغازه کوچک جورات فروشی باز کند و با تلاش و فعالیتی مستمر به زندگی محقرش سر و سامان دهد.

از کودکی به تعالیم عالیه اسلام دلبستگی داشت و همراه با آن از آنجایی که در محیط زندگی اش از نزدیک با مظالم رژیم ستمشاهی در تماس بود، جوانی مبارز و فداکار بار آدم که مشتاق تحقق حاکمیت اسلام و پایان دادن به سلطه طاغوت و استکبار جهانی بود. مبارزات خود را قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز نمود و با جمعی از دوستانش محفلی جهت مبارزه با رژیم ستمشاهی تشکیل داد و با آغاز امواج خروشان انقلاب در همه راهپیمایی ها شرکتی فعال داشت و در پخش اعلامیه و نوارهای حضرت امام نیز فعالیت می نمود و از گلوله‌های مزدوران شاه هراسی به دل راه نمی داد.

پس از پیروزی انقلاب به فعالیت‌های اسلامی اش ابعادی جدید بخشید و پس از تأسیس بسیج مستضعفین به عضویت آن در آمد و مهیای مبارزه ای وسیع تر با استکبار جهانی و ایادی داخلی اش گردید. گرچه از لحاظ مالی در مضیقه بود و زندگی اش به سختی تأمین می شد  ،اما همیشه به کسانی که محتاج بودند کمک مالی می کرد و از نان شبش می زد تا محتاجی را خوشحال کند. اخلاقی نیکو و پسندیده داشت و در وجودش آتشی درخشان از عشق به اسلام و امام شعله ور بود.

شهادتنامه

در روز دوشنبه نهم دی ماه 1360 شهید شیرگیر به منزل تلفن می کند و خواهش می کند که برایش غذایی گرم کنند تا به ناهار بیاید. مادرش غذا را گرم کرده و در انتظار ورود فرزند می نشیند، اما کریم نمی آید. او آن روز بر سفره ای از خون میهمان شده بود. شهید پس از تلفن به منزل از محل کارش خارج می شود و به سمت خانه حرکت می کند. پس از مدتی یکی از واحدهای تروریستی منافقین به اعتبار ظاهر حزب اللهی شهید با موتور سیکلت به شهید نزدیک می شوند و در کمال وقاحت فریاد می زنند ،  “هی !  بچه حزب اللهی، بگو... “

شهید رویش را بر می گرداند و تروریست ها او را آماج گلوله قرار می دهند و در حالی که کریم با پیکری خون آلود بر زمین افتاده بود از صحنه می گریزند. اهالی محل برای رساندن او به بیمارستان تلاش می کنند. شهید در آخرین لحظات عمر، می کوشد کلامی بگوید، لیکن نور درخشانی از چهره اش ساطع می گردد و با عروجی خونین به لقاء الله می پیوندد.

در گزارش پزشکی قانونی، علت شهادت او به شرح زیر آمده است:

"... در معاینه ظاهری و تشریحی آثار اصابت دو گلوله در ناحیه قفسه صدری دیده می شود که موجب پارگی قلب و عروق و ریتین شده و باعث مرگ شده است.”

تروریست ها از او چه می خواستند ؟ که زبان به دشنام علیه تجسم عینی همه آمال و آرزوها و آرمان‌های مقدسش بگشاید ؟ که به ایمان و عشق همه زندگی اش پشت کند ؟ هرگز ! او مرگ سرخ را می پذیرد، اما این ننگ و خفت را هرگز. روانش شاد و قدم‌های پیروان راه خونینش هماره استوار باد.

مزار شهید: بهشت زهرا، قطعه 24، ردیف 111، شماره  10


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

بنیاد هابیلیان

جانباز زهرا نوربخش

به‌مناسبت شهادت سردار نورعلی شوشتری و رجبعلی محمدزاده

خاطراتی از سردار شهید نورعلی شوشتری

بازنشر گفت‌وگوی هابیلیان با مادر شهید لیلا نوربخش به‌مناسبت سالروز شهادتش

منافقین لیلای دوساله را در آتش کینه خود سوزاندند

قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه اعلام کرد

ردپای عوامل نفوذی در ربودن مرزبانان

آنچه در ایران دیدیم خلاف گفته‌های رسانه‌های صهیونیست و غربی بود

دیدار دبیرکل هابیلیان با معاون وزیر اوقاف سوریه

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، بنیاد هابیلیان

«انحراف اخلاقی»؛ بخشی از هویت منافقین

جدیدترین مطالب

تقویم وقایع تروریستی ایران

شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25
28
29
30
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان