بایسته‌های علمی و پژوهشی در مورد گروه‌های تروریستی در ایران

در ادامۀ سلسله‌نشست‌های هم‌اندیشی نخبگان در موضوع تروریسم، بنیاد هابیلیان دهمین نشست علمی را در تاریخ 21اسفند1395 در مرکز اسناد انقلاب اسلامی برگزار کرد.

به گزارش پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور) موضوعات زیر در این نشست بحث شد: خطر گروه‌های تروریستی در عرصه دیپلماتیک، بهره‌برداری از اسناد تاریخی و بین‌المللی درباره پژوهش‌های مرتبط با گروه‌های داخلی، مرور اسناد به‌دست‌آمده از رژیم بعثی درباره ارتباط گروه‌های معارض ایران با رژیم بعث و وقایع تروریستی در کشور از دهه 60 تاکنون.

اسامی شرکت‌کنندگان نیز به شرح زیر است:

سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیر کل بنیاد هابیلیان؛

جواد منصوری، پژوهشگر تاریخ معاصر انقلاب اسلامی و مشاور مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛

دکتر علی کردی، مدیر بخش مطالعاتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛

مرتضی میردار، مدیر بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛

سعید رضاپور، معاون پژوهشی بنیاد هابیلیان.

جمهوری اسلامی گروه‌های تروریستی را از اوج پروازشان پایین کشیده

سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد دبیرکل بنیاد هابیلیان در ابتدا به‌طور مختصر به ذکر بیش از یک دهه فعالیت بنیاد هابیلیان در حوزۀ معرفی گروه‌های تروریستی پرداخت و افزود: پس از شهادت مرحوم ابوی یک سؤال همیشه برای من بود که چگونه چنین حوادثی داشتیم و عوامل این حوادث که بدین شکل علنی و آشکار این جنایات را انجام می‌دهند در کشورهای دیگر حضور داشته باشند و رسماً این کارها را دنبال کنند. همین الان هم می‌دانیم القاعده و گروه‌های دیگر ساخته و پرداخته این کشورها هستند؛ اما برای آن‌ها امکان‌پذیر نیست که بخواهند دفتر رسمی داشته باشند و امکانات و رسانه و حمایت‌های لجستیکی داشته باشند و دستشان برای هر نوع اقدامی در همان کشورها باز نیست. نقش ما به‌عنوان بازماندگان شهدای ترور در این قضیه چه می‌تواند باشد؟ به‌هرحال این افراد اسناد زنده جنایات تروریستی هستند. چه خدمتی می‌توانند انجام دهند و چه کمکی می‌توانند در این عرصه به جمهوری اسلامی بکنند؟ ایران بزرگ‌ترین قربانی تروریسم است.

ده سال پیش وقتی به این قضیه ورود پیدا کردیم، تلقی من این بود که به‌هرحال دست ما در این عرصه‌ها خیلی پر است؛ ولی خریدار ندارد. بخشی درست است؛ ولی خب بخشی از آن مثل جمع‌آوری اسناد و کارهای عمیق پژوهشی و در موضوعات مختلف مثل مسائل حقوق بشری و... خلأهایی وجود دارد که در برخی از جاها خیلی عمیق است. به‌عنوان‌مثال من اصلاً تصور نمی‌کردم که ما لیست مشخصی از شهدای ترورمان نداشته باشیم. یکی، دو سال گروه‌هایی درست کردیم و با همکاری نهادهای مختلف این لیست تهیه شد و در سال ۸۵ یادم می‌آید اولین لیستی که تهیه شده بود حدود ۱۶۴۰۰ نفر شهید ترور داشتیم. متأسفانه از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی ما شاهد این قضیه هستیم. در ۲۲بهمن13۵۷ اولین حادثه تروریستی را داریم. الان خوشبختانه کمتر شده ولی خب همچنان هست. پس از شهادت شهدای هسته‌ای، لیست را به‌روز کردیم و حدود ۱۷۱۶۰ نفر شد. گروه‌ها متعدد هستند. شهادت این افراد را حدود ۳۵ گروه تا الان به‌عهده گرفته‌اند. بخش‌هایی از برخی از گروه‌های تروریستی موضوعاتشان برمی‌گردد به بحث‌های تجزیه‌طلبانه و... که هم ریشه‌های تاریخی و زمینه‌های اجتماعی و عوامل محیطی دارد مثل کردستان و سیستان‌وبلوچستان یا در خوزستان.

منافقین یک جنبه تروریستی دارند و یک جنبۀ فکری

رقم قابل توجهی از این ترورها توسط منافقین انجام شده است. از این تعداد ۱۲۰۰۰ نفر را منافقین ترور کردند؛ چون به‌هرحال سراسری عمل کردند و بعضاً اقدامات وسیعی را با امکانات فراوان انجام دادند. مشکل هم اینجاست که این گروه همچنان وجود دارد. بعضی از گروه‌های دیگر یا نیستند یا اگر هستند آن خاصیت اولیه خودشان را از دست داده‌اند. جمهوری اسلامی آن‌ها را از اوج پروازشان پایین کشیده است. موضوع منافقین یک جنبه تروریستی و یک جنبه فکری دارد. یک کارکرد داخلی و یک کارکرد خارجی دارند. این سازمان همیشه به پیش رانده است و حتی آن موقع هم که دست به سلاح برد، آن‌طور نبود که نگاهش فقط به بحث‌های داخل کشور ما باشد. جداکردن نیروها، ایجاد انحراف، نفوذ در مراکز مختلف و جداکردن افراد مهم از انقلاب. کارکردهای مهم منافقین در کنار اقدامات تروریستی بود.

معمولاً وقتی یک سازمانی دست به سلاح می‌برد کاملاً به‌لحاظ اجتماعی منفور است و هیچ جایی برای بحث باقی نمی‌گذارد؛ اما کارکرد پیچیده آن‌ها باعث شد که بسیاری از افراد متنفذمان را از دست بدهیم. حضور علنی این گروه تروریستی را در برخی از حوادث در کشور داشته‌ایم. نظیر حوادث سال ۸۸ دیدیم این‌ها در موارد متعدد ایفای نقش کردند و برخی صحنه‌ها را اداره کردند. در خارج از کشور هم به همین شکل است و تقریباً می‌شود گفت هیچ جایی نیست که ما مشکل داشته باشیم و یکی از پایه‌های اصلی عنادها از طرف منافقین نباشد. در مباحث اتمی و تحریم و در شکل‌دهی بعضی از قطعنامه‌های حقوق بشری علیه کشورمان به همین شکل و در بسیاری از مواردی که حتی مربوط به قطعنامه‌های اقتصادی ما و مباحث گوناگون ما در هر کجا که حضور داریم. منافقین در کنار نقش تروریستی و نقش‌های دیگر که ایفا کردند، این نقش بسیار پررنگ را هم در خارج ایفا کرده‌اند. همین الان بسیاری از مشاورین و حلقه افراد آقای ترامپ کسانی هستند که منافقین روی این‌ها سال‌ها سرمایه‌گذاری کردند و توانستند آن‌ها را کامل توجیه کنند. همین‌طور در اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی. این‌ها روی بعضی از افراد سرمایه‌گذاری کردند که با روی کار آمدن ترامپ، حلقه اطراف او شدند. این یک فرصت بسیار مغتنمی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. ما در این زمینه کارهای مختلف پژوهشی انجام دادیم، مجلات مختلفی را در مورد حوادث تروریستی در مناطق مختلف در کشورمان تولید کردیم.

اسناد مختلفی در مورد گروه‌های تروریستی در عرصه بین‌المللی وجود دارد که این‌ها را جمع‌آوری و ارائه کردیم که اسناد بسیار خوبی است و در خارج از کشور کارکرد دارد. ما این توانایی را داریم که بتوانیم خیلی از موضوعات را دنبال کنیم. برای مثال سال ۹۰ یادم هست آن موقع که آقای احمد شهید برای پرداختن به پرونده حقوقی ایران منسوب شده بود، من با او ملاقات کردم. معتقد بودم که معاندین سراغ او می‌رفتند و این قضیه از عملکرد او کاملاً محرز بود. ما هم بایستی حداقل از این طرف یک فعالیتی می‌داشتیم و این موضوع را عرضه می‌کردیم. یک ملاقات یک‌ساعت‌و‌نیمه با او داشتیم و تمام اسناد خودمان و اسناد بین‌المللی را به او دادیم. او هم در گزارش خود به آن اشاره کرد و پذیرفت. به همین لیست ۱۷۰۰۰ شهید ترور اشاره کرد و پذیرفت که این تعداد از مردم ایران توسط جنایت‌کاران به‌شهادت رسیده‌اند. این کارها را ما می‌توانیم انجام دهیم و مباحث مختلفی را به‌پیش ببریم. پشتوانه‌های پژوهشی خیلی می‌تواند در این قضیه مؤثر باشد. به ذهنمان رسید که این موضوعات را در سطح دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی و در بین بزرگوارانی که در این زمینه‌ها سال‌ها کار کرده‌اند مطرح کنیم و بتوانیم از اندیشه و نظریات و تجربیات آن‌ها در این زمینه استفاده کنیم. با این قصد و نیت بود که ما چند نشست را در چند دانشگاه برگزار کردیم و چیزی حدود ۱۰۰ استاد دیدگاه‌های بسیار خوبی را در این موضوع ارائه کردند. جلسه حاضر هم فرصت بسیار مغتنمی برای ماست که در حضور اساتید بسیار محترم بتوانیم از راهکارها و مطالب علمی که مطرح می‌کنند در آینده استفاده کنیم. ان‌شاءالله بتوانیم در آینده هم این مسیر را ادامه دهیم و به جمهوری اسلامی ایران در احقاق حقانیت و مظلومیتش کمک کنیم.

ضرورت شناخت دقیق مبانی معرفتی گروه‌های تروریستی

جواد منصوری، پژوهشگر تاریخ معاصر و مشاور مرکز اسناد انقلاب اسلامی به‌عنوان سخنران دوم این نشست درخصوص لزوم شناخت دقیق مبانی معرفتی گروه‌های تروریستی به‌سخنرانی پرداخت. وی گفت: طبعاً شناخت هر جریان و هر گروهی نیازمند شناخت مبانی فکری آن‌هاست. قطعاً این کار با دقت کامل باید انجام گیرد. اگر با دقت کامل انجام نگیرد ما در میانه کار با مشکلات روبه‌رو می‌شویم. به‌نظر من یکی از موضوعات دربارۀ گروه‌های تروریستی داخل کشور، ضعف در شناخت دقیق مبانی معرفتی این گروه‌ها است. این یک نکته است و همچنان فکر می‌کنم ما در برخی مواقع در این مورد لطمه می‌خوریم. نکته دوم اینکه ما باید چگونگی روند تصمیم‌گیری و اجرا و مراحل گسترش تشکیلات را به‌خوبی بشناسیم؛ زیرا این قضیه به قدرت تشکیلات مرتبط است. یعنی اگر آن‌ها به‌لحاظ سازمانی و به‌لحاظ قدرت توسعه بتوانند موفق شوند طبعاً قدرت نفوذ و اعمال نظراتشان مؤثر خواهد بود. مسئله سوم شناخت اهداف آن‌هاست. اهداف گروه‌ها را باید با دقت شناخت و به‌اصطلاح در کنار شناخت اهداف؛ استراتژی رسیدن به اهداف هم باید شناخته شود که این‌ها چه اهدافی را در کوتاه‌مدت و بلندمدت برای رسیدن به اهدافشان تعیین می‌کنند. این یک بخش از صحبت من است که من خواهش می‌کنم در این زمینه یک مقداری کار علمی و دقیق و عمیق‌تر و کمتر شعاری انجام شود.

شناخت ارتباطات و حامیان گروه‌های تروریستی

محور دوم بحث من ارتباطات این گروه‌ها و سازمان‌ها از جمله منافقین است. برای شناخت هر جریانی روابطش اهمیت دارد؛ گروه‌های مشابه خودشان و گروه‌های رقیب خودشان و گروه‌های پشتیبان خودشان. باید روی این‌ها کار شود. در مورد مجاهدین خلق به‌نظر من ارتباطات خارجی این‌ها را خوب شناسایی نکردیم، لااقل در دهه ۶۰. در دهه ۵۰ که شاید یک مقدار خوش‌بینی داشتیم و نمی‌دانستیم. ولی در دهه ۶۰ باید این کار را می‌کردیم که نکردیم. یک مثال بزنم و سریع عبور کنم. ماشینی که موسی خیابانی زیر پایش بود ماشین ضدگلوله‌ای بود که سفارت فرانسه به او داده بود و هیچ سلاحی به آن کارگر نبود و ما با مسلسل کالیبر ۵۰ این ماشین را زدیم و او را کشتیم. تفسیر سیاسی این را بدهید که چطور می‌شود فرانسه چنین ماشینی را در اختیار چنین فردی بگذارد؟ ارتباطات که عرض می‌کنم و حامیان. فرانسه در این قضیه نماینده چه جریانی است؟ نماینده خودش است یا اسرائیل و آمریکا؟! و خیلی مسائل پشت پرده دیگر مثل شوروی. سعادتی در 8شهریور۱۳۵۸ و درحالی توسط سپاه دستگیر شد که بخشی از پرونده‌های اداره دوم ارتش مربوط به تعدادی از جاسوسان شوروی در ارتش را به وابسته نظامی شوروی می‌داد. شوروی چه‌ کاره است؟ سعادتی در بازجویی راجع به شوروی چه می‌گوید؟ کجای قضیه را ما پیگیری کردیم؟ به‌صراحت می‌گوید که شوروی دوست ماست و در مبارزه علیه امپریالیسم قرار است که ما با هم همکاری کنیم. یعنی این پرونده که چیزی نیست.

پایگاه اجتماعی گروه‌های تروریستی

مورد بعدی که طبیعتاً در این بحث باید مورد توجه قرار دهیم، پایگاه این گروه‌ها در جامعه است. یعنی چه اقشاری و به چه دلایلی به این سازمان می‌پیوندند و سازمان چه خواستگاهی برای آن‌ها تعریف می‌کند که آن‌ها را جذب می‌کند. حزب توده چگونه جذب می‌کند؟ فدائیان خلق چگونه؟ حزب کمونیست‌های ایران چگونه و جبهه ملی چگونه؟ هر کدام از این‌ها پایگاه‌ها، شعارها و اهداف خاصی برای خودشان تعریف می‌کنند و بر اساس آن شروع به جذب و شبکه‌سازی و عضوگیری می‌کنند.

محیط رشد گروه‌های تروریستی

مورد بعدی که باید مورد توجه قرار گیرد، محیط رشد آن‌هاست. یعنی فضایی که این‌ها در آن فعالیت می‌کنند و در آن فضا می‌توانند موفق بشوند یا نشوند. ما در سال‌های ۵۷ و ۵۸ به‌دلیل ضعف اطلاع و ساده‌انگاری و بی‌توجهی و خوش‌بینی و کم‌سوادی، جامعه را محیط مناسبی برای آن‌ها کردیم و راحت توانستند از جامعه عضوگیری کنند؛ والا کار مجاهدین خلق و بقیه گروه‌ها اول ۵۹ تمام شده بود. اصلاً چیز دیگری از آن‌ها نمانده بود. به دلیل عملکرد ما، جامعه در اختیار آن‌ها قرار گرفت. تاآنجایی‌که از تهران به پاریس زنگ می‌زنند و می‌گویند قرار است محافظت از امام را مجاهدین خلق به‌عهده بگیرند. این پیغام را خیلی ساده نبینید. آنجا شهید مطهری وارد صحنه می‌شوند و می‌گویند اگر چنین چیزی باشد من اصلاً دخالت نمی‌کنم. این خیلی معنی دارد. یک جمله رد و بدل نشده است. روز 9آبان۱۳۵۷، تعدادی از آقایان علما از زندان اوین آزاد می‌شوند – ما آن موقع مشهد بودیم – محمدرضا سعادتی به آقای منتظری می‌گوید به امام پیغام دهید که جامعه ایران مال ماست و مبادا ایشان دولت تعیین کند و اگر دولت تعیین کند شکست می‌خورد. ما دولتمان را تعیین کرده‌ایم و فقط مانده‌ است که اعلام شود. چه می‌خواهد بگوید؟ می‌خواهد بگوید محیط مال ماست. به ما می‌گفتند که شما چون تشکیلاتی نیستید، نمی‌توانید کشور را اداره کنید. به‌صراحت می‌گفتند ما می‌توانیم چون تشکیلاتی هستیم.

عملکرد و روند تغییرات گروه‌های تروریستی

یک نکته که خیلی مهم است و ما کمتر به آن توجه کردیم، فرق بین حزب، گروه، فرقه، مزدور و... است. ما همه را قاطی کرده‌ایم. جبهه ملی را با حزب ایران و پان ایرانیست‌ها و با منافقین خلق و نهضت آزادی. همه را گروه‌های سیاسی می‌دانیم؛ درحالی‌که این‌گونه نیست و بعضی از این‌ها مزدور و بعضی فرقه و بعضی‌ها یک گروه و جمعیت و حزب هستند. مجاهدین خلق از اول فرقه‌گونه شکل گرفتند و بعد آخرش رسید به مزدوری. یعنی امروز مزدور هستند. رسماً دارند در قبال پول برای قدرت‌های بزرگ کار می‌کنند. اگر تردید دارید، پس مبانی فکری‌شان را نمی‌شناسید. اطلاعات به جای خودش. من بین سال‌های ۶۸ تا ۷۲ پاکستان بودم. طالبان در همان زمان در پاکستان شکل گرفت و تأسیس شد و ۷۱ عملیاتش را انجام داد و و ۷۲ یا ۷۳ آمد و کابل را گرفت. طالبان هم یک گروه بود؛ ولی خوب وقتی دقت می‌کنیم می‌بینیم که مزدور است و نه حزب و نه تشکیلات سیاسی و نه حتی فرقه. فرقه یک مبانی فکری ثابتی دارد و منسجم است و روی آن پافشاری می‌کند؛ ولی الان طالبان فقط به پول عربستان وابسته است. یعنی عربستان به او پول می‌دهد و می‌گوید فلان کار را در فلان جا بکن یا نکن. والسلام. چیز دیگری نیست و بدون عربستان دیگر کاری نمی‌کند. فرقه هم نیست حتی؛ چون فرقه پای اعتقادات خودش تا انتها می‌ایستد. مجاهدین خلق به‌عنوان اولین و بزرگ‌ترین گروه تروریستی ایران سینوسی حرکت می‌کنند؛ برای اینکه بتوانند از قضایا فرار کنند و دائم وضعیت خودشان را توجیه کنند و به سمت اهدافشان نزدیک شوند. لذا شما نمی‌توانید بفهمید که این‌ها چه هستند. به‌همین‌دلیل فریب می‌دهند و راحت جذب می‌کنند و تشکیلات می‌شوند و با هر کسی متناسب خودش حرف می‌زنند. با روحانی یک‌طور، با کارگر و کاسب و... هم یک‌طور؛ برای اینکه فقط جذبشان کنند.

این سازمان‌ها در ایران بعد از سال ۶۰ یک تغییر جهت عملیاتی دادند. یعنی چون دیدند نمی‌توانند عملیات براندازی انجام دهند و ترور نمی‌تواند آن‌ها را به موفقیت برساند تا انتهای سال ۶۰ و چند ماهی حتی تا اوایل ۶۱ هم آمدند جلو. ترور من در فروردین۶۱ بود و تا فتح خرمشهر که این‌ها تقریباً ترور کردند و بعد از آن دیگر رسماً رفتند سراغ فروش اطلاعات. یعنی تماس‌های تلفنی با تک‌تک آدم‌های مملکت برقرار می‌کردند و از آنجا اطلاعات می‌گرفتند و جمع‌بندی می‌کردند و می‌فروختند. یادم می‌آید که یک بار یکی از آن‌ها به من زنگ زد و گفت که من ناصر طبسی هستم پسر حاج‌آقا و کار ندارم که چگونه با من حرف زد و خلاصه هر چه گفت من چیزی نگفتم و از آخر گفتم سلام به حاج‌آقا برسان و خداحافظ. فهمید که فهمیده‌ام. اما اطلاعات عجیب و غریبی از افراد مختلف گرفتند؛ به‌طوری‌که سازمان‌های مختلف هشدار دادند و حتی بعضی جاها روی تلفن‌ها نوشتند که مراقب جاسوسی تلفنی باشید. بعد این اطلاعات را به انگلیس و آمریکا و فرانسه و به هر جا که توانستند فروختند.

گروه‌های تروریستی اهرم فشار و نفوذ و تفرقه

خط مشی آمریکا،‌ انگلیس و اسرائیل بعد از سال ۶۰ بنا بر نوشته خودشان تغییر کرد. یکی از مقامات سیا می‌گوید که ما تصمیم گرفتیم از این به بعد ایجاد شکاف و اختلاف بکنیم و هر دو طرف را نابود کنیم. گفت تابه‌حال سیاست ما «تفرقه بینداز و حکومت کن» بود و از الان به بعد سیاست ما این است که «تفرقه بینداز و دو طرف را نابود کن». از طالبان شروع کردند، بعد القاعده و داعش. بعد در سال ۱۳۶۴ این‌ها نشستند و گفتند برای مقابله با جمهوری اسلامی ما باید در سراسر دنیا این شعار را راه بیندازیم که شیعه کافر است. همین کار را کردند. در مدارس، دانشگاه‌ها، کتاب و تلویزیون. این‌ها هم آلت دست همان‌ها شدند. چه گروه‌های مذهبی و چه غیرمذهبی. گفتند شیعه مبانی دینی ندارد. این‌ها بحث مفصلی دارد که به گروه‌های تکفیری می‌خورد. در مجموع ما باید برای آینده بگوییم که قضیه تکفیری‌ها تمام نشده است. قضیه گروه‌های تروریستی تمام نشده است و نمی‌شود. چرا؟ چون اهرم فشار و نفوذ و تفرقه و پیشبرد اهدافشان همین‌ها هستند. یعنی هر کاری را می‌خواهند در داخل کشور انجام دهند باید از طریق همین‌ها انجام دهند. حتی در شرق کشور ما، بلوچ‌ها را راه می‌اندازد و در غرب کشور و شمال همین کردها و در جنوب عرب‌ها. منظور این است که ما باید یک خط مشی بلندمدتی برای مقابله با این گروه‌ها تعیین کنیم برای اینکه این گروه‌ها اهرم سلطه خارجی در این مملکت در کوتاه‌مدت و بلندمدت حداقل برای به‌هم‌ریختن اوضاع کشور هستند. شما دیدید که در قضیه ۸۸ همه آن‌ها در میدان آمدند. منافقین آمدند، بهایی‌ها آمدند، گروه‌های ملی سر و کله‌شان پیدا شد و بعضی‌ها گیر افتادند و بعضی‌ها هم فرار کردند. اطلاعات در وزارت اطلاعات است. این گروه‌هایی هم که در روزنامه‌ها کار می‌کنند. این‌ها چه کسانی هستند؟ این‌ها معمولاً از طریق همین گروه‌ها هدایت می‌شوند، با هزینه دولت‌های بزرگ. منافقین هدایت می‌کنند که چگونه بروید نفوذ کنید. جمله آخر، آن اتفاقی که در خانه آقای منتظری و مجموعه آن جریان اتفاق افتاد، نمونه آن چیزی است که در تاریخ اتفاق افتاد.

عوامل بروز گروه‌های تروریستی از دیدگاه جامعه‌شناسی تاریخی

مدیر بخش مطالعاتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی سخنران بعدی این نشست بود که به موضوع عوامل بروز و ظهور گروه‌های تروریستی و افزایش اقدامات تروریستی این گروه‌ها از لحاظ جامعه‌شناسی تاریخ پرداخت. علی کردی به این پرسش پاسخ می‌دهد که چه حوادث تاریخی در جمهوری اسلامی باعث به‌وجود‌آمدن گروه‌های تروریستی شده است. شرایط قبل و بعد از پیروزی انقلاب باعث شد گروه‌های معارض و تروریستی رشد چشم‌گیری کنند. در شرایط قبل از پیروزی به‌نوعی یک اتحاد و ارتباط ناخواسته و یک وحدت شکننده بین تمام گروه‌های سیاسی و رهبری آن‌ها در جریان انقلاب پیش آمده بود. وحدت تاکتیکی بود و استراتژیک نبود. یعنی همه آن‌ها منتظر فرصت بودند که این وحدت شکسته شود. علتش هم این بود که امام در مدیریت و رهبری انقلاب اسلامی اقتدار داشت و اصلاً فرصت اختلاف‌افکنی و تفرقه‌افکنی به گروه‌های سیاسی نداد. حتی کسانی هم که بلند شدند و رفتند پاریس خدمت امام، هرچه تلاش کردند امام به‌لحاظ استراتژیک بیاید و حکومت مشروطه سلطنتی را قبول کند، تیر آن‌ها به بن‌بست می‌خورد. وقتی می‌رفتند و بر می‌گشتند، می‌گفتند یک اقتدار عجیبی است که نمی‌توان حریف آن شد.

اقتدار خود امام و آگاهی مردم باعث شده بود که گروه‌های سیاسی دست از آن خواسته‌های عقیدتی و فکری خودشان بردارند و به دشمن مشترک یعنی شاه بیندیشند. این سؤال پیش می‌آید که یعنی این هم‌گرایی به سر رسیده بود یا هم‌گرایی وجود نداشت؟ خیر. ما آن ‌چیزی که در سطح دانشگاه‌ها می‌دیدیم، یک حداقلی از واگرایی‌ها وجود داشت. مثلاً شما وقتی می‌رفتید در دانشگاه تربیت معلم و خوارزمی فعلی، می‌دیدید که سازمان چریک‌های فدایی خلق در زمان انقلاب، پلاکارد و آرم و عکس مارکز و لنین را هم گذاشته‌اند و به‌نوعی دارند خودشان را برای آینده و بعد از پیروزی آماده می‌کنند. اما به‌لحاظ فعالیتی که بیایند و حالت تفرقه‌انگیز باشد نیامدند. از این طرف لذا این‌ها حواسشان بود که اگر کوچک‌ترین حرکت واگرایانه‌ای انجام دهند، با واکنش مردم روبه‌رو می‌شوند. ساواک که همیشه به‌دنبال تفرقه در بین انقلابیون هست در اینجا چه می‌کرد؟ ساواک در سال ۵۷ که مد نظر من هست، چنین هدفی نداشت و دست به یک حرکت تفرقه‌آمیزی هم اگر می‌زند، آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله منتظری را در 8آبان از زندان آزاد می‌کند.

خود آیت‌الله طالقانی می‌گوید که من نشستم و فکر کردم که الان در این مقطع تاریخی برای چه ما را آزاد کردند و من و آقای منتظری قرار است که برویم و جریان انقلاب را تقویت و عضوگیری کنیم. بعد می‌گوید خیر. دیدم که این‌ها دارند ما را از زندان آزاد می‌کنند که برویم و به‌گونه‌ای شکاف بین نیروهای امام بیندازیم. یعنی ما را گروه‌های سیاسی مثل مجاهدین خلق قبول دارند و حضور من در جامعه به این معنی است که این‌ها بیایند و همان پدری که بعد از انقلاب به من گفتند را بگویند و بین جوانان انقلاب شکاف ایجاد کنند. اما هوشیاری انقلابیون و هوشیاری خود آقای طالقانی و آقای منتظری، اساساً طوری شد که روند انقلاب اسلامی و قبل از انقلاب، شرایط ویژه شد و به‌نوعی در تمام جریانات هم‌گرایی به‌وجود آمد. حتی 2 دیدار مسعود رجوی با امام از قول خود رجوی با هم متفاوت است. دیدار اول قبل انقلاب بود و دیدار دوم 8اردیبهشت در قم. مسعود رجوی می‌گوید امام گفتند از طرف حاج احمد آقا که ما رفتیم در مدرسه علوی و من شروع کردم به صحبت‌کردن و امام گفتند که الان وقت اذان مغرب است و من باید بروم نماز بخوانم. بعد مسعود رجوی می‌گوید که دست روی شانه‌ من گذاشت و بلند شد. ولی می‌گوید ملاقات بعدی که بعد از پیروزی انقلاب و در شرایط بعد از پیروزی هست. می‌گوید که 10، 12نفر از اعضای ما به قم نزد امام رفتند و یکی‌ از همین اعضا شروع کرد به عکس‌گرفتن از همین صحنه‌ای که امام نشسته‌اند و رجوی در سمت راست و موسی خیابانی در سمت چپ ایشان است. امام محکم می‌گویند که عکس نگیر آقا. من هم دوربین را گرفتم و با فیلم آن دادم به حاج احمد خمینی که امام مطمئن شوند از این ملاقات عکسی گرفته نشود. بعد امام اشاره کردند که دوربین و عکس را پس بدهید. بعد مسعود رجوی می‌آید و در مورد مسائلی که صحبت می‌کند، می‌گوید که ما هیچ چشم‌داشت مادی و معنوی نداریم جز اینکه استقلال و آزادی کشور را حفظ کنید. بعد امام می‌گویند که همه چیز اسلام برای آزادی هست به‌شرطی که آزادی به بی‌بندوباری نینجامد. بعد امام بلند می‌شوند و کاملاً معلوم است که مدیریت می‌کنند تا یک وحدت سیاسی بین تمام گروه‌های سیاسی پیش بیاید و البته کسانی که منتظر بودند، به سمت واگرایی رفتند.

گروه‌های معارض با پیشینه‌تراشی برای خود نیرو جذب کردند

موضوع بعدی که یک نوع تاریخ هست که بر حرکت سیاسی گروه‌های معارض تأثیر می‌گذارد، بحث پیشینه است. این‌ها هر کدام یک پیشینه مبارزاتی داشتند که وارد انقلاب شدند. سعی می‌کردند که این را به رخ انقلابیون بکشند. آنقدر مهم شده بود که پیشینه و گذشته‌شان هر چه که بود و اطلاع دارید که در خانه‌های تیمی مجاهدین چه می‌گذشت؟ اما آن‌چنان با تقدس و با شکوه این را تعریف می‌کردند که نسل جدید این را تأیید کند. عکس‌هایی مثلاً از لیلا زمردیان پخش می‌کردند که خواهر است و شهید. کسانی هم او را نمی‌شناختند و می‌گفتند که او همسر شریف‌واقفی بود و حداقل می‌گفتند که 5 ازدواج تیمی بدون رعایت ضوابط شرعی کرده است. سازمان یا چریک‌های فدایی خلق به‌گونه‌ای پیشینه خودشان را در جریان سیاهکل مطرح می‌کردند که نسل جدید فکر می‌کرد این‌ها در جنگل‌های شمال چه‌ کار کرده‌اند! درحالی‌که ساواک این‌ها را گرفت و اعدام کرد و هیچ کاری نکردند. آن‌هایی هم که پیشینه نداشتند چون پیشینه خیلی اهمیت داشت، پیشینه‌تراشی می‌کردند. یکی از گروه‌هایی که به‌شدت به انقلاب اسلامی ضربه زد، فرقان بود. این‌ها فاقد کم‌ترین پیشینه بودند که برای خودشان سازمان و پیشینه ایجاد می‌کردند. در یک مقطعی اکبر گودرزی می‌گوید من یک شب از خانه بیرون آمدم و احساس کردم که یک سایه دنبال من است و بعد رفتم در جلسه و گفتم که یک سایه من را تعقیب می‌کرد. یعنی اصلاً قطعی نشده بود و فقط یک سایه بود. بعد اطرافیان می‌گویند که احتمالاً می‌خواهند تو را دستگیر کنند و به پاکستان برو. شرایط را فراهم می‌کنند که ایشان به پاکستان و از آنجا به آلمان برود. طولی نمی‌کشد و او به پاکستان می‌رود و بعد هم به ایران بر می‌گردد. یعنی آن‌قدر این داشتنِ پیشینه و تاریخچه ارزش داشت، که او که داشت به‌شدت آن را بزرگ کرده بود و آن که نداشت برای خودش می‌تراشید. حزب کومله یکی از جامع‌ترین احزابی بود که در کردستان شکل گرفت. اعضای آن می‌گویند که ما از سِلف که می‌آمدیم بیرون، در خوابگاه چند نفری دور هم می‌نشستیم و صحبت می‌کردیم. این هم شد پیشینه مبارزاتی ما. این را در جامعه مطرح می‌کردند و به آن تقدس می‌دادند و بخش وسیعی از جامعه به سمت این‌ها گرایش پیدا کردند.

بی‌برنامگی و تعلق دولت موقت به آمریکا

 نظام بزرگی مثل جمهوری اسلامی نیاز داشت که یک دولت انتقالی داشته باشد و این دولت باید می‌آمد و زمینه‌ها را برای نهادهای رسمی و اجتماعی فراهم می‌کرد. اما نمی‌دانیم چه شد که این وظیفه که یک دولتی باشد که انقلاب قدرت کند از دولت فروپاشیده شاهنشاهی به نهادهای رسمی، چرا دست تکنوکرات‌ها افتاد؟ که آن‌ها به‌گونه‌ای آمدند انشعاب ایجاد کردند در مقطع دولت موقت و سؤال پیش می‌آید که آن‌ها آمدند و فضای باز سیاسی ایجاد کردند و... . فضای باز سیاسی که دولت موقت ایجاد کرد در اثر بی‌برنامگی و تعلقی بود که به آمریکایی‌ها داشتند. البته این در ذهن آن‌ها نبود. متأسفانه یک فضایی ایجاد کردند که ظرفیت گروه‌های سیاسی به‌شدت شکوفا شد. تاآنجاکه رفتند در کردستان و به کومله و دموکرات اجازه فعالیت دادند و بعد شخصیت نازنینی مثل شهید محمد بروجردی را گفتند تو چه کاره هستی در اینجا؟ از تهران آمدی و چه کار می‌کنی؟ اینجا یک جنگ بومی هست و باید پاسدارها از این منطقه خارج شوند. خدا روحش را شاد کند که آمد و گفت که اگر جنگ بومی است رفت و از کردهای بسیار متعهد به جمهوری اسلامی اجازه کسب کرد و سازمان پیشمرگ‌های کرد اسلامی را ایجاد کرد و شروع کرد به پاک‌سازی از کامیاران به سمت سنندج. اما این‌ها به‌شدت منفور دولت موقت و عناصر لیبرالی بودند که جمهوری اسلامی را دچار انحراف کردند و گروه‌های سیاسی را رشد دادند.

شعارهای ضدامپریالیستی باعث گرایش تیپ‌های خاصی به گروه‌های معارض بود

بعد از آن بحث تسخیر لانه جاسوسی بود. لانه جاسوسی یک حرکت و یک جنبش ضدآمریکایی بود که امام به‌شدت از آن حمایت کرد. اما وقتی فضای رادیکال پیش می‌آید، طبیعی است که جریانات سیاسی که می‌خواهند سوءاستفاده کنند بر این جریانات سوار شدند. مثل گذشته نبود که گروه‌های سیاسی تحت فشار باشند. راحت در خیابان‌ها راه می‌رفتند و سازمان یا چریک‌های فدایی خلق اعلام می‌کرد که من یک میتینگ جلوی لانه جاسوسی دارم. پس‌فردا فلان گروه شروع می‌کرد و همین حرکت آزادانه این‌ها را تحت پوشش حرکت ضدامپریالیستی قرار می‌داد که در لانه جاسوسی شروع شد. آن‌ها شعار ضدامپریالیستی می‌دادند و بقیه شعار خودشان بود. همین باعث شد که باز یک تیپ‌های خاصی به سمت این‌ها گرایش پیدا کنند. در نهایت می‌توانیم اشاره کنیم به ظهور و سقوط بنی‌صدر که همه این‌ها یک مسیری داشت که در سقوط بنی‌صدر این‌ها وقتی دیدند حیثیتشان از بین رفته است و تمام هویتشان دچار اضمحلال شده است، زدند به سیم آخر و حرکات انتحاری که نمونه‌اش همان اتحادیه کردستان بود. با اینکه تا آن موقع همگام با انقلاب اسلامی بودند مثل حزب توده، یا جریان اقلیت فدائیان خلق که بعد از سقوط بنی‌صدر ما دیدیم که جریانات ضدانقلابی دارد در این کشور فرو می‌پاشد، آمدند حزب قیام فوری را در آمل تشکیل دادند. مردم آمل از قبل امکانات فراهم کرده بودند که اگر این‌ها شهر را گرفتند؛ مردم حمله کنند و خوشبختانه در هر خانه‌ای را که این‌ها رفتند و زدند، غیر از کسانی که از قبل هماهنگ کرده بودند؛ جواب رد شنیدند و مردم آمل حماسه آفریدند که امام فرمودند دیدید مردم آمل چه بلایی بر سر شما آوردند؟!

بایسته‌های مطالعات تروریسم

سعید رضاپور، معاون پژوهشی بنیاد هابیلیان سخنران بعدی نشست بود. او به بایسته‌های مطالعات تروریسم اشاره کرد و گفت: در یک بخش از صحبت‌های تمام حضرات این نکته بارز بود که تروریسم هم‌زاد انقلاب بوده است و مطالعات حوزه انقلاب اسلامی اقتضا می‌کند که درواقع یک بخشی از کار را هم اختصاص بدهیم به شناخت ریشه‌های تروریسم، گروهک‌های تروریستی و تاریخچه چیزی که بر ما گذشته است. لذا جایی برای این نمی‌ماند که ما بخواهیم توجیه کنیم که مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این حوزه باید ورود پیدا کند. الحمدلله ورود پیدا کرده است و کارهای خوبی هم انجام داده است. یک نکته بسیار مهمی که در گام اول باید صورت بگیرد، بازکاوشی با چاشنی تحلیل اسناد موجودی است که تا الان مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده است، اعم از خاطرات و اسناد. اگر بخواهیم تحلیل کنیم خاطراتی که تا الان منتشر شده است، مجموعه کارها و مصوباتی که گرفته شده است باید به این سمت و سو برود که در واقع ریشه‌های فکری، سیاسی و اجتماعی این گروهک‌ها را از زمینه این خاطرات استخراج کنیم. در واقع یک کار جدید صورت بگیرد که نشان دهد در دوران حیات انقلاب اسلامی و ابتدای انقلاب وضعیتی در فضای سیاسی وجود داشت که گروه‌ها لااقل در مجموعه شعارهایی که خودشان می‌دادند، ناتوان بودند. یک مجموعه‌ای از این‌ها شعارهای کارگری می‌دادند.

این‌ها در کارخانه‌ها و محیط‌های کارگری رسوخ پیدا می‌کردند؛ ولی هیچ موقع توانایی جذب نداشتند. اگرچه توانایی جذب آن‌ها در یک بخش دیگری از اجتماع بود؛ ولی آن‌ها هدف اصلی‌شان کارگران بودند. یا مثلاً سازمان پیکار در منطقه سیستان‌وبلوچستان فعالیت بسیار گسترده‌ای داشت. اتفاقاً آقای سرابندی یک تحقیقی با استفاده از اسناد و مدارک مرکز انجام داده‌اند. بعد ما می‌بینیم که آنجا کمترین میزان جذب نیرو یا گستردگی فعالیت است. برای اینکه اساساً این توقع و باوری که آن‌ها از خلق‌ها دارند با آن چیزی که در واقعیت وجود دارد متفاوت است. این را ما از خلال همین اسناد سازمان‌ها و خاطراتی که گفته شده است می‌توانیم بازیابی کنیم. یک نکته بسیار مهمی که باز از خلال همین اسناد و مدارک می‌شود استخراج کرد و من اینجا اشاره می‌کنم نوع کاری است که در طرف مقابل شده است. نشریه چشم‌انداز ایران که در مورد ۳۰ خرداد بحث کرده و سعی کرده است که کالبدشکافی بکند. از قضا ما از خلال همین مجموعه‌ها که تا الان منتشر شده می‌توانیم نشان دهیم که گروهک‌هایی که بعداً به تروریسم گرایش پیدا کردند، ماهیت تروریستی داشتند. این‌ها یک مجموعه‌های تمامیت‌خواهی بودند که جنبه حضور در فضای سیاسی سالم و جامعه را نداشتند. تمامیت قدرت را می‌خواستند و به‌شدت قانون‌گریز بودند و درواقع این را هم می‌شود از آن مجموعه برداشت کرد. به‌نظر من گام اول این است که ما یک بازکاوی انجام دهیم در اسناد و مجموعه کارهایی که تا الان انجام شده و مجموعه اسناد موجود که هیچ کاری روی آن انجام نشده است. ممکن است یک اطلاعات یا یک خبر یا یک عکس باشد که مربوط به آن دوران است.

بهره‌گیری از اسناد تاریخی و بین‌المللی جهان

گام دوم که خیلی اهمیت دارد، بهره‌گیری از اسناد تاریخی و بین‌المللی جهان است. ما در مجموعه بنیاد هابیلیان «منافقین در اسناد بین‌الملل» را در 2 جلد منتشر کردیم. این‌ها یک سری اسناد است که سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای خارجی این‌ها را منتشر کرده‌اند و حیف است که ما این‌ها را منتشر نکنیم. اخیراً در 7، 8 سال پیش بریتانیا یک سری از اسناد را آزاد کرد. در آن اسناد که بعد از 30 سال آزاد شد یک بخش مهمی مربوط به اشغال سفارت ما در لندن بود و نشان می‌داد که موضع دولت انگلیس چه بوده و موضع عراق چه بوده است و این‌ها اصلاً که بوده‌اند و کجا بوده‌اند؟! سال ۲۰۰۷ آمریکا هم یک سری از اسناد را آزاد کرد. در این اسناد ما یک سند پیدا کرده‌ایم که می‌گوید سازمان مجاهدین خلق مسئول بمب‌گذاری 7تیر است. سرویس جاسوسی آمریکا این گزارش را به دولت داده است؛ چیزی که در مملکت خودمان دچار مناقشه است. مسئولیت را به عهده نگرفتند و قبول نکردند. در این اسناد تمام جزئیات را منتشر کردند. بختیار آمد و درخواست کمک کرد و گفت به من پول بدهید و من می‌خواهم کودتا کنم و آقای فلانی آمد و رابط مجاهدین و بنی‌صدر آمد و صحبت کرد و... . این‌ها مهم و در دسترس است. ولی من معتقدم که باید اسنادی را تهیه کنیم که در دسترس نیست. همین مرکز اسناد باید دنبال این‌ها باشد.

شما ببینید در سال ۲۰۰۳ وقتی حکومت صدام سرنگون شد اتفاقاتی که بعد از آن افتاد چه بود؟ از مجموع ۲۰ سال حضور منافقین در عراق یک فیلم افشا شد که جلسه نشست خصوصی رجوی با استخبارات بود. ۲۰ سال حضور سازمان منافقین در آن کشور برای همین یکی بوده است. استخبارات هر روز این‌ها را رصد می‌کرده است و هر روز از این‌ها مدرک داشته و با این‌ها تعامل داشته. باید راهی برای به‌دست‌آوردن این‌ها باشد. می‌دانید که صدام حامی و پشتیبان گروهک‌های خلق عرب بود و از گروه‌های کردی حمایت می‌کرد. بسیاری از جنایات در کشور ما کار همین گروهک‌هاست؛ عوامل مزدور کردی صدام که در کشور فعالیت می‌کردند. بمب‌گذاری خیابان خیام مثلاً که خیلی مهم بود در تهران. پس این‌ها اسناد بسیار مهمی است که دستیابی به این‌ها یک بخش پنهانی از تاریخ گروهک‌های تروریستی که به کشور آسیب رسانده‌اند را روشن می‌کند.

استفاده از دیدگاه‌های شخصیت‌هایی که به نظام نزدیک نیستند

یک نکته دیگر که خیلی خیلی مهم است و به نظرم می‌رسد، کسب خاطرات و دیدگاه‌هایی است که شاید به نظام خیلی هم نزدیک نباشند. از رهگذر خاطرات و تفکر و صحبت‌هایی که آن‌ها دارند، ما می‌توانیم به این نتیجه برسیم که حتی این آدم‌ها هم سیاست تروریستی را تأیید نمی‌کنند. حتی شخصیتی مثل بازرگان. بازرگان بالأخره یک شخصیت تاریخی در این کشور است و نمی‌توان او را نادیده گرفت و تا جایی هم که تاریخ گواهی می‌دهد، این آدم حرکت تروریستی منافقین را قبول نداشته است. یا یدالله سحابی و برخی اشخاص دیگر. شما توجه بکنید به پیامی که حضرت آقا برای مرحوم سحابی یا بازرگان دادند. عزت‌الله سحابی مثلاً می‌گوید که این‌ها قبل از ۳۰خرداد آمدند و گفتند که ما می‌خواهیم کار تروریستی کنیم و شما بیایید و از ما حمایت کنید. می‌گوید ما گفتیم که شما با این کار خودتان را هم نفله می‌کنید و ما را هم از بین می‌برید. لذا با یک دیدگاه خاصی باید این نوع شخصیت‌ها را بررسی کرد. مثلاً مرکز اسناد راجع به شخص بنی‌صدر کارهای خوبی هم کرده است؛ ولی راجع به خود بنی‌صدر نیست و بنی‌صدر در خلال حوادث است. یعنی ما بنی‌صدر را در خلال وقایع بررسی می‌کنیم. اینکه خود بنی‌صدر چه چیز است، خیلی مهم است.

این نکته‌ای بود که در جلسه قبل هم وقتی خدمت دوستان بودم عرض کردم و گفتم که در تحولات تاریخی، استفاده از نظریه بسیار اهمیت دارد. یا یک دکتری که می‌گوید تاریخ، جامعه‌شناسی گذشته است. و جامعه‌شناسی تاریخ فردا است. یعنی ما اگر نظریه نداشته باشیم تا حدود زیادی امکان دارد که چهارچوب و هدف نداشته باشیم. در بحث گروهک‌های تروریستی اینکه بدانیم چه شد که این‌ها در مقابل جمهوری اسلامی ایستادند، نظریه لازم دارد. چه بسا اینکه ما بتوانیم از این نظریه اسلامی استفاده کنیم که می‌گوید بررسی گذشتگان مایه عزت آیندگان است. موضع بسیاری از این شخصیت‌ها عبرتی برای همه تاریخ است. یک موضوع دیگر که در مطالعات تروریسم اهمیت دارد این است که ما این تحقیقات را می‌خواهیم برای چه انجام دهیم. مصاحبه‌های آقای فلانی و زندگی‌نامه‌ها و خاطرات آقای فلانی و... است یا اینکه ما می‌خواهیم از این‌ها به یک جایی برسیم. یک زمانی خدا بیامرز حبیب‌آقا در یک جایی سخنرانی امنیتی داشت و می‌گفت ما تمام سعی‌مان در وزارت اطلاعات این است که آن آدمی که در زیرزمین است بیاوریم روی زمین. اگر بناست در زیرزمین اسلحه داشته باشد، ما او را بیاوریم روی زمین که حرفش را بزند. این می‌تواند یک چهارچوب و تئوری باشد. اگر خاطرات سایرین را مرور کنیم، پیام آن به جامعه این است که می‌خواهیم بگوییم در شرایطی که جامعه یک حاکمیت نوپا دارد اقدام مسلحانه یک اقدام غلطی بوده است و این همواره یک اصل است که آقا اگر قرار است کسی صحبت کند باید با سازوکار قانونی و سیاسی و... باشد.

به‌عنوان یک جمع‌بندی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پیوند بین بحث تروریسم و تاریخ انقلاب اسلامی باید برسد به شرح معضلات انقلاب اسلامی. پهنه‌هایی که ابهامات وجود دارد. در مورد بسیاری از سرفصل‌ها و رویدادهای تاریخی بعد از انقلاب اسلامی، 2 دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه با یک روایت صحبت می‌کند و دیدگاه دیگر با یک روایت دیگر. چه کسی باید مسائل و معضلات را شرح و توضیح بدهد که نسل بعد یا جامعه یک دیدگاه جامع را ببیند و اخذ کند و بگوید که این دیدگاه یک دیدگاه درستی است که جمهوری اسلامی به آن استناد می‌کند و میسر نمی‌شود مگر اینکه ما تمام عوامل و موضوعات را مدنظر قرار دهیم. مثلاً نقش شوروی و حزب توده در آن زمان. که اتفاقاً توده‌ای‌ها در این زمان در تحریک این‌ها نقش داشتند. یا مثلاً اینکه سران حزب دموکرات از قبل از انقلاب یا بعد از انقلاب با فرانسه ارتباط داشتند. به نظر می‌رسد که این‌ها چند گامی است که در مطالعات تروریسم باید به آن دست پیدا کنیم.

شهید هاشمی‌نژاد در مراسم قذافی

جواد منصوری در ادامه به ذکر خاطره‌ای از شهید هاشمی‌نژاد پرداخت. دولت لیبی در تیر۱۳۵۹ از حزب جمهوری اسلامی دعوت کرد که چند مدت برای شرکت در مراسم جشن انقلاب و استقلال لیبی به آنجا بروند. چند نفر از حزب جمهوری اسلامی به اتفاق بنده و شهید هاشمی‌نژاد به لیبی رفتیم. یک دوره‌ای هم در سوریه بودیم. در این مراسم یک جایگاه خرابی زده بودند و 20، 30 هزار نفر از مردم بودند و قذافی آمد و با آن جاه و جلالش به پشت میکروفون رفت. در حین صحبت گفت که من از 2 ملت انقلابی، مسلمان و برادر و همسایه و ضدامپریالیسم یعنی ایران و عراق خواهش می‌کنم که به درگیری‌های مرزی‌شان خاتمه دهند و مثلاً در مقابل امپریالیسم وحدت داشته باشند. مراسم تمام شد و ما به هتل رفتیم. شهید هاشمی‌نژاد فرمودند که برویم و با این آقا صحبت کنیم و بگوییم که ما نیستیم که می‌خواهیم با کشور عراق بجنگیم، این عراق است که از روز اول در خوزستان و کردستان برای ما مسئله درست کرده و علیه ما تبلیغات می‌کند و جنگ می‌کند؛ والا ما که می‌خواهیم مملکت را بسازیم. رابط تشریفات گفت که می‌خواهیم با ایشان ملاقاتی داشته باشیم. او رفت و فردا آمد و گفت که فلان ساعت بروید. سوار ماشین شدیم و رفتیم دیدار آقای قذافی. یک دوستی داشتیم که مترجم ما بود و رفتیم ۲۰ دقیقه حرف‌هایمان را زدیم که بحث‌ ما این‌گونه است و ما درگیری نداریم و این صدام است که حاشیه‌سازی می‌کند. حرف‌هایمان را که زدیم، قذافی گفت که من همه چیزهایی را که شما گفتید می‌دانم و بیشتر هم می‌دانم؛ ولی شما یک چیز نمی‌دانید که من به شما می‌گویم: صدام یک صهیونیست است و تا وقتی که منطقه را به نابودی نکشاند، دست بر نمی‌دارد. به صلاح شما نیست که با او بجنگید و بروید و هر طور می‌توانید با او کنار بیایید. برگشتیم به هتل و [شهید هاشمی‌نژاد] گفت خودش هم [صهیونیست] است. من قبول نداشتم و باور نمی‌کردم؛ ولی در سال‌های بعد مشکوک شدیم و دقیق که شدیم فهمیدیم. الان اسرائیل دنبال این است که جنازه قذافی را بگیرد و ببرد اسرائیل و یک آرامگاه بسیار مجللی برای او درست کند؛ به خاطر 40 سال خدمات قذافی به صهیونیسم.

ضرورت شناخت ریشه‌های گروه‌ها و جریانات سیاسی

سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد سپس به ضرورت شناخت جریانات سیاسی در کشور تأکید کرد و گفت ما بایستی شناختی دقیق داشته باشیم از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی مختلفی که در کشور ما ظهور و بروز پیدا کردند. تا ریشه‌ها شناخته نشود، قطعاً مبارزه با آن‌ها دشوار است و بعضاً به انحراف کشیده می‌شود. خود مجاهدین خلق که این همه روی موضوعاتش کار شده است وقتی موضوعی به این بحث مرتبط می‌شود و اگر می‌خواهد در جایی جا بیفتد، باز همان رگه‌های اولین شناخت ظهور و بروز پیدا می‌کند. جامعه هنری ما اخیراً شروع کرده و راجع به این موضوع بحث کرده و فیلم‌های مختلفی ساخته است. فیلم سیانور، 2 سال قبل از ماجرای نیمروز ساخته شد و اقبال خوبی هم به آن شد. فیلم سیانور را وقتی آدم نگاه می‌کند، مقطع تقی شهرام به این طرف را دارد بررسی می‌کند. ماحصل حرف آن این است که یک سازمان خیلی خوبی بود که از این پس منحرف شد و کاملاً حساب پیشینه و پسینه را دارد از هم متمایز می‌کند. مشاورانی دارند این فیلم‌ها که باید آدم‌های پخته و کارکشته‌ای باشند. این دیدگاه را القا کنند و بعد ببرند در جامعه. همین الان در جامعه هنری ما وقتی فیلمی ساخته می‌شود، مردم می‌روند و می‌بینند و بعد تأثیرات خودش را در جامعه باقی می‌گذارد. این شناخت به نظر من خیلی اهمیت دارد و اینکه چگونه ما این را بیاوریم در جامعه و دقیق به آن بپردازیم هم بحثی است.

همین الان در داخل اروپا افراد و سازمان‌های مختلف معتقد هستند که این‌ها پیشینه خوبی داشتند و آدم‌هایشان شهید هستند و از این مقطع به بعد منحرف شدند و مسعود رجوی به‌خاطر قدرت‌طلبی به این نقطه رسید. سازمان دارد جا می‌اندازد که ما از اول انقلاب آمدیم در میدان و این تمامیت‌خواهی جمهوری اسلامی بود که ما را راه نداد و موضوع به اینجا کشیده شد. درحالی‌که موضوع کاملاً بالعکس بود. شهدای ما، شهید رجایی و باهنر را معاون شورای عالی امنیت ملی به‌شهادت می‌رساند. از چه زمانی او نفوذ کرده و آنجا کمین کرده است. تمام شهدای ما از شهدای 7تیر گرفته است تا بقیه، با نفوذ منافقین این اتفاقات برای آن‌ها افتاد و حوادث بسیار متعددی که ما داریم و نقش‌هایی که این‌ها ایفا کردند که این نشان می‌دهد طرح‌های این‌ها به خیلی قبل بر می‌گردد و باید این از قبل مهیا می‌شد و بنابراین بایستی ما این‌ها را از قبل و از زمینه‌هایی که این‌ها برایشان فراهم شد بررسی کنیم. تلاش بسیاری داریم که این پیشینه فراموش نشود و کاملاً این‌ها به‌دنبال فراموشی آن هستند به‌عنوان یک آلترناتیو برای جمهوری اسلامی و اینکه گروهی هستند که دنبال یک حکومت دموکراتیک سکولار هستند. به‌شدت نیازمند این هستند که این پیشینه جنایات تروریستی فراموش شود. اساساً ما آمدیم و ورود پیدا کردیم به‌خاطر همین که شهدای ما کاملاً گواه بر این مطلب هستند و ما هر چه بتوانیم این را پررنگ‌تر جلوه دهیم، می‌توانیم این مبارزه را بهتر انجام دهیم. حقیقتاً من عرض می‌کنم در پرونده‌هایی که داریم تشکیل می‌دهیم بعضاً دستمان خیلی خالی است. آقای لاریجانی می‌گفت که ما در جمع‌آوری سند خیلی کوتاهی کردیم و کم‌دقتی کردیم و تنبلی کردیم. در فیلم‌هایی که هست و ضبط کردند که سازمان مجاهدین است با آن‌ها، یک جا در زمانی که آمریکا این‌ها را می‌برد در لیست تروریستی، مسعود رجوی صراحتاً می‌گوید وقتی که ما دفتر حزب جمهوری را منفجر کردیم، آن موقع به ما تروریست نگفتند و الان تروریست می‌گویند. این‌ها تنها سند صریحی است که در آن اعتراف می‌کند. و الّا آن‌ها حادثه 7تیر را هم دارند منکر می‌شوند و کسانی که در داخل خود کشور ما هم هستند گاهی بدون اینکه آگاه باشند به این قضایا دامن می‌زنند.

کوتاهی‌های جمهوری اسلامی ایران در پیگیری گروه‌های تروریستی

مرتضی میردار، مدیر بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی سخنران بعدی نشست به کوتاهی‌های جمهوری اسلامی ایران در حوزه پیگیری گروه‌های تروریستی و پیامدهای آن پرداخت. وی گفت: ما یک قصوری در گذشته داشتیم و امروز نباید آن را تکرار کنیم. چون به‌اصطلاح حقوقی آثار جرم از بین رفته است. طبق خاطرات خود این‌ها که می‌گویند ما وقتی وارد مذاکره با عراقی‌ها شدیم، هر چه جلوتر رفتیم دست ما خالی‌تر شد. دربارۀ بمباران‌هایی که ما انجام دادیم، دعب امام (ره) این بود که هشدار دهید و بعد از تخلیه مردم بمباران کنید. بعد این‌ها برای هر خانه‌ای که بمباران شده، رفتند صاحبان آن را پیدا کردند و یک پرونده در دادگستری درست کردند. مثلاً اگر 10000 خانه بمباران شده است، 10000 شکوائیه علیه جمهوری اسلامی در عراق داریم. خب وقتی ما وارد مذاکرات شدیم، جلوی ما اسناد را قرار می‌دادند. این‌گونه دست ما خالی شد و به‌لحاظ حقوقی و قضایی دیگر کاری نمی‌توانیم بکنیم. همین جنایات منافقین از اول انقلاب تا دوره‌ای که رفتند در خارج از کشور، یک جا نیامدیم پرونده‌ حقوقی تشکیل بدهیم. بعضی‌ها همچون آقای هاشمی‌نژاد بعداً اقدام کردند؛ ولی دیگر اثر جرم از بین رفته بود. یعنی شما باید با ادله ثابت کنید و قرائن بیاورید که این جرم اتفاق افتاده است. ولی آن‌ها آینده را می‌دیدند که اگر قرار شد مذاکره کنند چه چیزی را رو کنند. ما گرفتار یک روزمرگی هستیم که این دست ما را در تاریخ‌نگاری خالی می‌کند. البته نه اینکه دست ما خالی باشد، این غفلت‌هایی است که ما داشته‌ایم و باید جبران کنیم.

باید از اسناد بهره‌برداری کنیم

نگاه بسیاری از کارشناسان این است که سازمان به سمت فرقه‌گرایی رفته است. ما می‌گوییم فرقه‌گرایی الان جواب نمی‌دهد. الان ۱۵۰ سال پیش نیست که یک شیخ احمد احسائی بیاید و شیخیه را تشکیل دهد. این‌ها دارند به سمت فرقه‌گرایی می‌روند و ما نباید بگذاریم. ما غافل هستیم و همان‌طور که آقای رضاپور فرمودند اسناد بین‌المللی خیلی زیاد شده است. احسان نراقی را ما قبول نداشتیم؛ ولی یک مرتبه پیش من آمد و گفت که این اسناد منافقین است. بیایید این‌ها را ترجمه کنید و در دادگاه‌های بین‌المللی اقامه دعوی کنید. درست است که بنیاد هابیلیان یک حرکت‌هایی را شروع کردند؛ ولی کم است و به‌سرعت باید برای جبران فرصت‌های ازدست‌رفته اقدام کنیم. ان‌شاءالله هم‌گرایی‌ ما بیشتر شود و مجاهدین خلق را در درون خانه‌ها و پستوخانه‌ها نگذاریم که این‌ها اکنون به قدرت‌های جهانی وصل شده‌اند. قدرت‌های جهانی هم به‌دنبال این هستند که به هر طریق ممکن نسبت به ما خشم خودشان را نشان دهند. بنابراین نگاه ما باید به آینده باشد و از اسناد بهره‌برداری کنیم.

 

پرسش و پاسخ

با پایان‌یافتن سخنرانی‌ها نوبت پرسش و پاسخ دربارۀ موضوعات نشست بود. نخستین پرسش درخصوص اختلاف آمار و اطلاعات دربارۀ شهدای ترور و مبنای جمع‌آوری اطلاعات قربانیان ترور بود و اینکه آیا شهدای مرصاد هم شهید ترور حساب می‌شوند یا خیر.

سعید رضاپور در پاسخ گفت: یکی از مواردی که باعث غفلت ما در دوران‌های گذشته شده این است که مثلاً همواره یا با روحیه جهادی وارد این بحث شدیم و گفتیم که مردم شهید شدند و بمب‌گذاری کردند و تمام شد و رفت، و هیچ‌کس دنبال مستندکردن آن نرفته است. یا با یک روحیه سیاسی که اگر بگوییم طرف مقابل دچار اقتدار می‌شود. ما شمارۀ اول نشریه مطالعات تروریسم را دادیم به آقای حسینیان و گفتند که شما نوشته‌اید که زین‌الدین هم شهید ترور است. یعنی بعضاً ما نمی‌دانیم که شهید زین‌الدین را هم گروهک‌ها ترور کرده‌اند. یک برنامه و سازوکاری باید اندیشیده شود. ابهامی که در آمار و ارقام هست مربوط به این فضاست. ولی تعریف اساسی و دقیق تروریسم که یک پدیده مدرن هست، آن چیزی است که درواقع مورد اتفاق است. یک بحثی بعد از ۱۱سپتامبر مطرح شده که آن تروریسم و مباحث حقوقی و تعاریف است که می‌گویند اجماعی راجع به آن وجود ندارد. بعضی‌ها می‌گویند این جریان آزادی‌بخش است و بعضی‌ها می‌گویند دفاع مشروع است و بعضی‌ها می‌گویند تروریستی است. بعضی‌ها از یک زاویه می‌گویند القاعده درست است و بعضی‌ها می‌گویند تروریست است. ولی ما در یک بحثی راجع به ترور متفق‌القول هستیم. آن هم این است که یک گروه با اهداف سیاسی و طرح ازپیش‌تعیین‌شده به‌صورت غافلگیرانه یک نفر را قربانی می‌کند. این می‌شود تعریف ترور.

بر همین مبنا تا الان چه آن‌هایی که ما صددرصد متفق‌القول هستیم مثل 7تیر و 8شهریور و شهدای هسته‌ای و چه آن‌های که متفق‌القول نیستیم، بر اساس همین تعریف شامل ترور می‌شوند. اتفاقاً ما شهدای مرصاد را در آمار ترور نیاوردیم. من چون خودم تک‌تک اسناد منافقین و سایر گروه‌ها را نگاه کردم، آماری که آن‌ها می‌دهند چیزی حدود 170 تا 180هزار نفر است. نشریه مجاهد در سال 67 فقط در یک قلم دربارۀ مرصاد می‌گوید ۵۵۰۰۰ نفر از افراد رژیم را ما کشته‌ایم. آن دروغ است. اگر بخواهیم یک کار تبلیغاتی صرف بکنیم این است که بگوییم شما خودتان یک قلم اعلام کردید که 55000نفر را کشته‌اید. ولی بحث اینجاست که ما می‌دانیم آمار واقعی مرصاد چقدر است؛ ولی حتی آن را هم لحاظ نکرده‌ایم. ولی آنجایی که طرف می‌گوید من در جاده مریوان و سنندج به بوکان در فلان جا و در مهاباد و... بمب دست‌ساز کنترلی گذاشتم و اسم بمب هم معروف است به‌نام بمب غدیر که ساخت خود سازمان منافقین است و می‌گوید این را تله انفجاری کردم، این را ما در آمار آوردیم. افراد لشکر ۷۷ یا تیپ محمد رسول الله آمدند و از آنجا رد شدند. اسامی آن‌ها این افراد بود. چون دارد با اطلاعات موثق این‌ها را ترور می‌کند. از قبل تخلیه اطلاعاتی کرده است و مسیر این‌ها را می‌داند. فرمانده‌اش از راه دور می‌نشیند و نگاه می‌کند و بمب را با ریموت منفجر می‌کند. این تکنیک‌هایی که امروز داعش و القاعده استفاده می‌کنند، منافقین در سال ۶۰ همه را امتحان کردند. عملیات انتحاری، کمربند انفجاری، ریموت و بمب کنترلی، همه این‌ها را استفاده کرده‌اند. ما نمی‌توانیم بگوییم به دلیل اینکه در سنندج اتفاق افتاده و در بحبوحۀ جنگ بوده است، ترور محسوب نمی‌شود.

این تعریف بر مبنای یک تعریف مورد اتفاق جهانی است. در این شماره نشریه مطالعات تروریسم یک مطلبی به‌خاطر همین ابهام با عنوان «اقدام تروریستی در موازین بین‌المللی» نوشتیم. هم تعریف سازمان ملل، هم تعریف وزارت خارجه آمریکا و هم منشورهای حقوقی راجع به ترور را در این مقاله آوردیم. آنچه که این‌ها راجع به ترور می‌گویند همان چیزی است که شامل حال شهدای ترور ما می‌شود. حال اگر کسی بخواهد کم و زیاد کند، باید یک استدلال واقعی و حقوقی داشته باشد. مثلاً بنیاد شهید در یک زمانی ادعایش این بود که ما 2300 شهید ترور داریم. در همان زمان آمار شهدای ترور کردستان ۴۷۰۰ نفر بود. یعنی آمار همین آقایان در مرکز از استان کردستان کمتر بود. همۀ ما به‌خصوص قدیمی‌ترها یادشان هست که می‌گفتند کومله با موزائیک سر پاسدارها را بریدند و دموکرات روستا آتش می‌زد. ما فقط ۲۰۰ ماموستای شهید ترور در سنندج داریم. این‌ها را دموکرات زده است. در سیستان‌وبلوچستان هنوز داریم شهید ترور می‌دهیم. تازه آمریکایی‌ها یک تعریف دارند که از این هم گسترده‌تر است. می‌گویند حتی هر کسی به هر نحوی منافع ما را تهدید کند و کسی کشته شود، قربانی تروریسم هست و حتی کارتل‌های مواد مخدر را جزء تهدیدات امنیتی لحاظ می‌کنند. ما شهدای مبارزه با مواد مخدر را لحاظ نکردیم. یعنی یک کار دقیق کردیم که قابل دفاع باشد. الان هم معاونت پژوهش بنیاد هابیلیان یک کاری دارند انجام می‌دهند راجع به شهدایی که در خارج از ایران مثلاً در عتبات عالیات و بمب‌گذاری‌ها و خارج از کشور شهید شدند که آمار دقیق آن‌ها را هم به‌هرحال باید استخراج کنیم.

یکی دیگر از پژوهشگران پرسید وقتی عده‌ای در مقابله با هجوم یک گروه تروریستی کشته شوند، شهید ترور محسوب می‌شوند؟

سعید رضاپور در پاسخ گفت: بعضی‌ جاها مثل آمل. دلیل هم این است که 2 پایه تعریف اینجا برقرار است. یعنی یک گروه تروریستی آمده و در جنگل‌ها مستقر شده و پس از چندین ماه برنامه‌ریزی با هدف سیاسی و با غافل‌گیری وارد موضوعی شده و حالا آمده است در شهر و یک عده با او تقابل می‌کنند. همه کسانی هم که با او تقابل می‌کنند، الزاماً پاسدار و ارتشی نیستند و مردم هم در مقابل این‌ها ایستاده‌اند و خیلی از شهدا در آنجا مردم هستند. این تقابل مثل همین بحث جنگ ابتدایی و دفاع است. حال با یک اغماضی می‌آییم و می‌گوییم که آن عملیات‌های بزرگی که منافقین به‌صورت جبهه‌ای با پشتیبانی عراق انجام دادند، خب شاید شامل جنگ شود. ولی سایر جاها را نمی‌شود این‌طور تلقی کرد. بیشتر شهدای ما در کردستان اتفاقاً از همین ناحیه غافلگیری شهید شدند. یا به تلۀ انفجاری منافقین و کومله دموکرات می‌افتادند یا سنگرهایشان را با نفوذ و برای مثال در غالب امرای ارتش‌ ایران وارد شدند و با تظاهر به بازدید از سنگرها، افراد را می‌کشتند. اینجا دیگر کاملاً نیت به‌لحاظ حقوقی مبرهن و اثبات‌شده است.

جواد منصوری درخصوص پیگیری قضایی تروریسم در ایران گفت: ما چرا پرونده قضایای ترور را به جایی نمی‌رسانیم؟ قوه قضاییه ما کجاست و چه کار می‌کند؟ تازه دیروز برای من پیغام آمده است که آقا اگر می‌خواهید پرونده‌تان به کار بیفتد به این شماره زنگ بزنید. این چه حرفی است؟! پرونده من که در وزارت اطلاعات هست و کتاب‌هایم را هم که چاپ کرده‌ام و خودم هم که زنده‌ام. ما درِ دروازه را ول کرده‌ایم و به سوراخ سوزن چسبیده‌ایم. اصل قضیه را بچسبید و این را بگویید. ما نه در مورد خاندان پهلوی کاری کرده‌ایم و نه در مورد هواپیما و نه ترور و... . همین‌طور این پرونده‌ها دارند در اتاق‌ها می‌چرخند. سر این مسائل بحث کنید نه اینکه مرصاد جزء ترور حساب می‌شود یا خیر؟ این بحث نیست و بحث‌های قطعی مثل 7تیر و 8شهریور که هست. پاسدارانی که پوستش را کنند که قطعی هست. اینکه تعداد چند نفر هستند یا اسمشان چیست زیاد مهم نیست. نکتۀ حائز اهمیت این است که قدرت‌های بزرگ دارند از این‌ها به‌عنوان یک مزدور استفاده می‌کنند و الان هم تقریباً به غیر از منافقین بقیه‌شان کنار کشیده‌اند از جمله توده‌ای‌ها و... . من این‌ها را در اروپا دیدم و با آن‌ها صحبت کردم. رفتند دنبال زندگی‌شان و کاری به چیزی ندارند. تنها گروهی که یک مشت مانده‌اند، همین‌ها هستند و یک چند کومله که همچنان آن‌ها را در مرز فعال نگه داشته‌اند و حزب دموکرات که فقط اسم دارند و در عمل هیچ نیستند و من با اطمینان به شما می‌گویم. هر کدام را بخواهند یک روز به لیست می‌برند و روز دیگر در می‌آورند. یک روز این‌ها را دستگیر می‌کنند و یک روز رها می‌کنند. یک روز به من گفتند که دولت فرانسه می‌خواهد اطلاعات و مدارک کافی علیه این‌ها جمع کند و این‌ها را از فرانسه بیرون بیندازد. هر چه راجع به اقدامات تروریستی این‌ها می‌دانید بگویید. یکی از اعضای سازمان اطلاعات فرانسه آمد و 4 ساعت با من مصاحبه کرد. برای اینکه ماهیت این‌ها را بداند و گفت ما پدر این‌ها را در می‌آوریم. بعد رفت و آمریکایی‌ها به او گفتند که غلط می‌کنی دست به این‌ها بزنی. همۀ آن‌ها را در سال ۲۰۰۳ گرفتند و بعد آزاد کردند. دوباره بعد گفتند که محدودیت دارید و باید از فرانسه بیرون بروید که اعتراض کردند و لغو محدودیت شدند. بدانیم که قدرت‌های بزرگ این‌ها را به‌عنوان یک اهرم علیه ما همچنان بالای سر ما نگه می‌دارند.

یکی دیگر از پژوهشگران حاضر در نشست درخصوص ابهام در پایایی و روایی پژوهش در اسناد قربانیان ترور پرسید: ما تا چه اندازه‌ای می‌توانیم در پژوهش‌هایمان از این استفاده کنیم. به‌لحاظ پژوهشی چقدر دست پژوهشگر در استفاده از این اسناد باز است؟

سعید رضاپور در پاسخ گفت: قابل اعتماد نیست مگر اینکه شما با این‌ها را با سندهای دیگر مقابله کنید. حال شما می‌خواهید روی همان روایت‌های قبلی تکیه کنید یا روی روایت‌های امروزی‌ها؟ یا برخی از خاطرات را می‌بینیم آدم‌هایی هستند که کلاً از اول تا آخر سربلند هستند. یا به‌گونه‌ای قضیه را می‌بینند که نگاه آن‌هاست و طبیعتاً نمی‌شود یک قضیه تاریخی را صددرصد به آن احاله داد. حالا اگر پایایی و روایی روش کمی را در نظر بگیرید، ما یک قضیه داریم که یک مدل و روش خاص دیگری را دارد؛ ولی اگر می‌خواهید کار تحقیقی انجام دهید، باید مقابله کنید و 10 نظر مقابله بدهید و بگویید مخالف این هم گفته شده است. برای مثال همین خاطراتی که آقای دهباشی انجام می‌دهد، با بعضی‌ها که صحبت می‌کند تعاریف و چیزهایی که الان می‌گویند با قبل فرق دارد.

دربارۀ اسناد چطور؟

سند از کجا آمده است؟ ماجرای نیمروز یک بحثی را مطرح کرد و گفت که این تحلیل است یا سند؟ بعضی‌ وقت‌ها یک مرکزی می‌گوید این تحلیل هم وجود دارد و آن را منتشر می‌کند. کما اینکه ساواک هم می‌گوید، گفته می‌شد که فلانی این‌طوری است. این یک سند قطعی نیست؛ ولی اینکه کسی بگوید من دیدم فلانی این حرف را گفت، این سند است. اگر اصل این یک رویداد تاریخی است خود آن رویداد تاریخ‌محور است و اگر نباشد، طبیعتاً کار دشوار می‌شود.

پرسش بعدی دربارۀ اقدامات مقتضی برای پیشگیری از پذیرش منافقین توسط جامعه جهانی و جلوگیری از به‌وجودآمدن گروه‌هایی نظیر آن بود. آیا فعالیت در حوزۀ اقتصادی، ارزشی و اسلامی در منطقه و در عرصۀ داخلی سبب نمی‌شود که منافقین خریدار نداشته باشند؟

جواد منصوری در پاسخ به این سؤال گفت: به‌هرحال همان‌طور که گفتم این جریان به‌عنوان ابزار مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثل حق و باطل نیست که ما برای مردم ماهیت این‌ها را روشن کنیم و بعد این‌ها پایگاهشان را از دست بدهند. اخیراً یک اتفاق خیلی فوق‌العاده‌ای افتاد که جالب بود و رئیس‌جمهور آمریکا با رسانه‌های آمریکایی برخورد کرد. نتیجه این برخورد این شد که پوشش خبری راهپیمایی ۲۲بهمن امسال بسیار متفاوت از تمام سال‌های بعد از انقلاب بود. رسانه‌های آمریکایی به‌خاطر لجبازی با رئیس‌جمهور آمریکا پخش کردند و گفتند امسال میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمدند و از انقلابشان دفاع کردند و شعارهای تند ضدآمریکایی دادند. این‌ها عین حرف‌هایی هست که امسال زدند و سال‌های گذشته نمی‌زدند. سال‌های قبل گزارش خبرگزاری فرانسه را می‌خواندم که نوشته بود بچه‌ها در خیابان آزادی بازی می‌کردند و مادر و پدرها گپ می‌زدند. این‌ها خوب می‌دانند؛ ولی نمی‌گذارند که مردم بفهمند و آن‌ها را فریب می‌دهند. مهم‌ترین کاری که در قضیه این گروهک‌ها باید بکنیم (غیر از بحث آگاه‌سازی داخلی که انجام شده)؛ اما طرح مسائل در مجامع حقوقی خیلی مهم است و ما کمترین کار را کرده‌ایم. ما باید الان هزاران پرونده در 10 دادگاه راه می‌انداختیم. ببینید دولت‌های دیگر برای احقاق حقشان چه کرده‌اند؟ به‌عنوان نمونه آمریکایی‌ها حدود 2 میلیارد دلار از سرمایه‌گذاری‌های ما را برداشتند و گفتند این دیه آمریکایی‌هایی هست که در لبنان کشته شده‌اند. چون شما حامی عاملین آن بودید، پس ما این پول را بر می‌داریم. ولی متأسفانه ما در این زمینه کاری نکردیم. همین الان آمده‌اند و به ما می‌گویند که شما حزب‌الله را خلع سلاح کنید و ما تمام سازمان را کت‌بسته به شما تحویل می‌دهیم. تبلیغ اسلام را در دنیا قطع کنید، ما پرونده حقوق‌بشر شما را می‌بندیم.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

شهید استان کرمان

شهید عطاءالله عزت‌آبادی

گفت‌وگو با دکتر مجید مختاری

سرکوب خیانت در بن بست جاویدان «فروغ»

دکتر مصطفی انتظاری هروی، بنیاد هابیلیان

ناامنی در خانه تروریست‌ها

گفت‌وگوی هابیلیان با خواهر شهید هیبت‌الله نژادشاهبداغی

اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی یکی از شگردهای ضدانقلاب بود

روایت علی فلاحیان از اعدام‌های 67

منافقین همزمان با مرصاد در زندان‌ها شورش کردند

دکتر حامد رحیم‌پور، بنیاد هابیلیان

از تیر تروریسم تا تیغ تبعیض در اروپا

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با دکتر سیّدحسین موسویان

فرانسه با میزبانی از منافقین، نقشی ریاکارانه و بی‌ثبات‌کننده ایفا می‌کند

مهدی آخوندی، بنیاد هابیلیان

حقوق‌بشر آمریکایی در کنگره آمریکا

جدیدترین مطالب

شهید استان کرمان

شهید عطاءالله عزت‌آبادی

گفت‌وگو با دکتر مجید مختاری

سرکوب خیانت در بن بست جاویدان «فروغ»

دکتر مصطفی انتظاری هروی، بنیاد هابیلیان

ناامنی در خانه تروریست‌ها

سیاهه اقدامات تروریستی آمریکا

نمایشگاه تروریسم دولتی آمریکا در کرمان

گفت‌وگوی هابیلیان با خواهر شهید هیبت‌الله نژادشاهبداغی

اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی یکی از شگردهای ضدانقلاب بود

روایت علی فلاحیان از اعدام‌های 67

منافقین همزمان با مرصاد در زندان‌ها شورش کردند

دکتر حامد رحیم‌پور، بنیاد هابیلیان

از تیر تروریسم تا تیغ تبعیض در اروپا

گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با دکتر سیّدحسین موسویان

فرانسه با میزبانی از منافقین، نقشی ریاکارانه و بی‌ثبات‌کننده ایفا می‌کند

مطالب پربازدید بخش خبر

پرونده دهه ۶۰، یک دهه یک قرن؛ گفت‌وگوی ویژه با سیدمرتضی بختیاری

هزاران نفر از منافقین تواب سال ۶۷ عفو شدند

سخنرانی دبیرکل بنیاد هابیلیان در دانشگاه تهران

جنایاتی که منافقین در ایران مرتکب شدند، در هیچ‌کجای جهان انجام نشده است

در بیانیه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس می‌خوانیم

منافقین و داعش؛ دو روی سکه اسلام آمریکایی

تقویم وقایع تروریستی ایران

شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/05/01
2
تاریخ : 1358/05/02
5
تاریخ : 1358/05/05
6
تاریخ : 1358/05/06
7
تاریخ : 1358/05/07
8
تاریخ : 1358/05/08
9
تاریخ : 1358/05/09
10
تاریخ : 1358/05/10
12
تاریخ : 1358/05/12
14
تاریخ : 1358/05/14
15
تاریخ : 1358/05/15
16
تاریخ : 1358/05/16
19
تاریخ : 1358/05/19
21
تاریخ : 1358/05/21
22
تاریخ : 1358/05/22
24
تاریخ : 1358/05/24
25
تاریخ : 1358/05/25
26
تاریخ : 1358/05/26
27
تاریخ : 1358/05/27
28
تاریخ : 1358/05/28
29
تاریخ : 1358/05/29
31
تاریخ : 1358/05/31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان